نقد و بررسی
نقد مهار زن چموش (The Taming of the Shrewd) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زادگاه؛ بازگشت به الگوهای آشنا «The Taming of the Shrewd» ساختهٔ Anna Wieczur-Bluszcz کمدی رمانتیکی لهستانی است که بازگشت به خانه را به نقطهٔ آغاز ماجرایی دربارهٔ عشق، فریب و مالکیت خانوادگی بدل میکند. کاسکا، زنی دانشمند و دلشکسته، پس از زندگی در شهری دور از زادگاهش به منطقهٔ کوهستانی پودهاله بازمیگردد.
اما خانه برای او صرفاً پناهگاهی امن نیست: زمین خانوادگی به موضوع معاملهای تبدیل شده و برادرش برای راضیکردن او به فروش، مردی خوشسیما را وارد بازی کرده است. همین زمینه، ظرفیت یک کشمکش عاطفی و کمیک را فراهم میکند؛ کشمکشی که پرسش اصلیاش این است که آیا رابطهای که با نیت فریب آغاز شده، میتواند به صداقتی واقعی برسد؟
فیلم از همان ابتدا به قلمرو آشنای کمدیهای عاشقانه پا میگذارد: دو شخصیت ناسازگار، نقشهای پنهانی، سوءتفاهمهایی قابل پیشبینی و جاذبهای که بهتدریج از دل خصومت سر برمیآورد. این آشنایی بهخودیخود عیب نیست؛ یک روایت ژانری میتواند با تکیه بر عناصر شناختهشده، تجربهای دلپذیر بسازد.
مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد این عناصر را از نو معنا کند یا از مسیرهای معمول فاصله بگیرد. در نتیجه، تماشاگر اغلب زودتر از خود شخصیتها حدس میزند که رابطه به کدام سمت خواهد رفت. زمین خانوادگی و معنای تعلق زمین در فیلم فقط یک دارایی قابلفروش نیست؛ نشانهای از پیوند کاسکا با گذشته، خانواده و مکانی است که در شکلگیری هویت او نقش داشته است.
« کاسکا، زنی دانشمند و دلشکسته، پس از زندگی در شهری دور از زادگاهش به منطقهٔ کوهستانی پودهاله بازمیگردد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازگشت او فرصتی برای طرح این پرسش فراهم میآورد که آدمی پس از شکست عاطفی و دوری، چگونه میتواند دوباره با خانهاش ارتباط برقرار کند. آیا بازگشت به زادگاه به معنای پذیرش گذشته است، یا میتوان همانجا زندگی تازهای ساخت و قواعد قدیمی را تغییر داد؟ ایدهٔ پرورش زنبور و شکلدادن به کسبوکاری تازه در زمین خانوادگی نیز میتوانست به این بُعد معنایی عمق ببخشد.
چنین طرحی به کاسکا هدفی مستقل از رابطهٔ عاشقانه میدهد و نشان میدهد که او برای آیندهٔ خود برنامه دارد. بااینحال، فیلم این ظرفیت را بیش از آنکه بهعنوان محور تحول شخصیت بپروراند، در خدمت پیشبرد اختلاف بر سر زمین قرار میدهد. به همین دلیل، کشمکش اقتصادی و عاطفی گاهی کنار هم قرار میگیرند بیآنکه کاملاً در یکدیگر ادغام شوند.
چشماندازهای کوهستانی و کیفیت بصری یکی از دلنشینترین جنبههای فیلم، فضای روستایی و چشماندازهای کوهستانی آن است. طبیعت به روایت رنگ و بافت میدهد و از یکنواختی فضاهای شهریِ رایج در بسیاری از کمدیهای رمانتیک فاصله میگیرد. محیط پودهاله با خانهها، جادهها و مناظر بازش، بهویژه در لحظههایی که شخصیتها از فضای بستهٔ نقشهها و چانهزنیها بیرون میآیند، حس آسودگی و گشودگی ایجاد میکند.
این جذابیت بصری، البته بهتنهایی جای خالی شخصیتپردازی یا شوخیهای مؤثر را پر نمیکند. طبیعت گاه بیشتر پسزمینهای زیبا برای رخدادهاست تا نیرویی فعال در روایت. بااینهمه، حضورش به فیلم هویتی مکانی میبخشد و کمک میکند داستان در فضایی مشخص جریان یابد، نه در محیطی بیتمایز که تنها برای پیشبرد رابطه طراحی شده باشد.
« ایدهٔ پرورش زنبور و شکلدادن به کسبوکاری تازه در زمین خانوادگی نیز میتوانست به این بُعد معنایی عمق ببخشد. »
شخصیتها و اجرا
کمدیای که از موقعیتها فاصله میگیرد فیلم برای تولید طنز، بر برخورد آدمهایی با منشهای سرسخت و بر موقعیتهایی متکی است که از دروغها و برنامههای پنهان سرچشمه میگیرند. این چارچوب در اصل میتواند موتور خوبی برای کمدی باشد: هرچه فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میدانند و آنچه به زبان میآورند بیشتر شود، امکان سوءتفاهم و آشفتگی هم افزایش مییابد.
اما در اینجا شوخیها اغلب به اندازهٔ کافی پرداخت نشدهاند تا موقعیت واقعاً خندهدار یا غافلگیرکننده شود. بخشی از مشکل به تکرار الگوها بازمیگردد. فیلم بارها به رفتارهای اغراقآمیز، واکنشهای تند و برخوردهای پرتنش متوسل میشود، بیآنکه هر بار زاویهٔ تازهای به آنها بدهد. در نتیجه، تنش گاهی بهجای آنکه به طنز تبدیل شود، صرفاً سروصدا و کشمکش تولید میکند.
فیلم لحظاتی سرگرمکننده دارد، اما ریتم شوخیها پیوسته نیست و فاصلهٔ میان موقعیت کمیک و واکنش شخصیتها همیشه به خنده نمیانجامد. شخصیتها و رابطهٔ مرکزی کاسکا و پاتریک قرار است مرکز ثقل عاطفی فیلم باشند. کاسکا زنی مستقل و مصمم است که پس از تجربهای تلخ میخواهد مسیر خود را پیدا کند؛ پاتریک نیز با ظاهری جذاب و مأموریتی پنهان وارد زندگی او میشود.
تقابل میان بدگمانی کاسکا و نقش بازیکردن پاتریک، زمینهای مناسب برای شکلگیری رابطهای پرتنش فراهم میآورد. جذابیت احتمالی این رابطه در تضاد میان ظاهر و نیت، و در دشواری اعتمادکردن نهفته است. بااینحال، شخصیتها در بسیاری از لحظهها بیشتر به کارکردهای داستانی خود محدود میمانند تا آدمهایی با پیچیدگی درونی.
« اما در اینجا شوخیها اغلب به اندازهٔ کافی پرداخت نشدهاند تا موقعیت واقعاً خندهدار یا غافلگیرکننده شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کاسکا سرسختیاش را نشان میدهد، اما فیلم فرصت کافی نمیدهد تا ریشههای این سرسختی، آسیبپذیریهایش و تغییر تدریجیاش با ظرافت روشن شود. پاتریک نیز میان جذابیت بیرونی و فریبکاریاش گرفتار است، اما کشمکش اخلاقی او میتوانست عمیقتر و باورپذیرتر باشد. شخصیتهای فرعی هم اغلب برای ایجاد مداخله یا آشوب وارد صحنه میشوند، نه برای گسترش جهان عاطفی داستان.
فریب، رضایت و لحن عاشقانه نقطهٔ حساس روایت، آغاز رابطه با نوعی فریب است. این انتخاب، بالقوه میتواند فیلم را از یک عاشقانهٔ ساده فراتر ببرد و پرسشهایی دربارهٔ اعتماد، صداقت و اختیار مطرح کند. وقتی یکی از دو نفر با هدف مشخصی به دیگری نزدیک میشود، شکلگیری صمیمیت دیگر صرفاً مسئلهٔ جاذبه نیست؛ مسئله این است که آیا احساسات بعدی میتوانند گذشتهٔ فریبکارانه را جبران کنند؟
فیلم از این موقعیت بهره میگیرد، اما کمتر به پیامدهای جدی آن مکث میکند. گاه لحن شیرین و سبک اثر باعث میشود فریب بیشتر شبیه ابزار پیشبرد کمدی به نظر برسد تا مسئلهای که باید بر رابطه سایه بیندازد. این کمبود، بهویژه در داستانی که بر اعتماد بنا شده، محسوس است. اگر فیلم به واکنشهای عاطفی شخصیتها مجال بیشتری میداد، کشمکش عاشقانه میتوانست وزن و باورپذیری بیشتری پیدا کند.
ریتم و پیشبینیپذیری روایت روایت بهسرعت عناصر اصلی خود را معرفی میکند و با اتکا به قراردادهای ژانر پیش میرود. این سرعت، در بخشهایی به حفظ حالوهوای سبک فیلم کمک میکند، اما گاهی مانع شکلگیری تدریجی دگرگونی شخصیتها میشود. بعضی موقعیتها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند پیامد عاطفی یا کمیک خود را کامل کنند، جای خود را به حادثهٔ بعدی میدهند.
« شخصیتهای فرعی هم اغلب برای ایجاد مداخله یا آشوب وارد صحنه میشوند، نه برای گسترش جهان عاطفی داستان. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، مسیر داستان چندان غیرمنتظره نیست. تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که رازها و سوءتفاهمها چگونه بر رابطه اثر میگذارند و شخصیتها در نهایت با چه نوع انتخابی روبهرو خواهند شد. این پیشبینیپذیری به معنای بیارزشبودن تجربه نیست؛ بسیاری از آثار عاشقانه از مقصدی آشنا نیرو میگیرند.
اما برای موفقیت، به شخصیتهایی نیاز دارند که مسیر رسیدن به آن مقصد را تازه و پرجزئیات کنند؛ امتیازی که فیلم تنها گاهبهگاه به دست میآورد. جمعبندی «The Taming of the Shrewd» اثری است با ایدهای مناسب برای کمدی رمانتیک: زنی به زادگاهش بازمیگردد، با مسئلهٔ زمین خانوادگی روبهرو میشود و در دل نقشهای فریبکارانه به رابطهای پیچیده میرسد.
مناظر کوهستانی و فضای روستایی، به فیلم جذابیت بصری و هویتی مکانی میبخشند و تقابل شخصیتهای سرسخت نیز لحظاتی سرگرمکننده میآفریند. اما شوخیهای کمرمق، داستان قابلپیشبینی و شخصیتهایی که گاه به کلیشه نزدیک میشوند، مانع از آن است که این ظرفیت به تجربهای واقعاً ماندگار بدل شود.
نتیجه، فیلمی سبک و تماشایی برای مخاطبی است که به قصههای عاشقانهٔ آشنا و فضای خوشمنظره علاقه دارد، اما انتظار طنزی پیوسته، شخصیتپردازی عمیق یا پرداخت جدیترِ مضمون اعتماد را ندارد. جذابیت اثر بیش از آنکه در غافلگیری یا پیچیدگی روایی باشد، در حالوهوای مکانی و ایدهٔ آغاز دوباره نهفته است؛ ایدهای که فیلم طرح میکند، اما تنها بخشی از نیروی بالقوهاش را به کار میگیرد.
« از سوی دیگر، مسیر داستان چندان غیرمنتظره نیست. »



ثبت دیدگاه