نقد و بررسی
نقد The Sword and the Rose | 1953
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سنت ماجراجویی تاریخی «The Sword and the Rose» ساختهٔ کن اَنّاکین، ماجرایی تاریخی از دورهٔ هنری هشتم است که زندگی مری تودور، خواهر پادشاه، را در قالب داستانی عاشقانه و پرحادثه بازمیسازد. فیلم از رمانی نوشتهٔ چارلز میجر اقتباس شده و محصولی از سالهای آغازین حضور دیزنی در سینمای زندهاکشن بهشمار میرود؛ از همین رو، تاریخ در آن نه همچون موضوعی برای بازسازی دقیق، بلکه همچون زمینهای رنگارنگ برای قصهگویی و سرگرمی به کار گرفته شده است.
این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. اثر میخواهد تماشاگر را به جهانی از دربار، دسیسه، عشق ممنوع و خطرهای سفر ببرد، اما بهندرت میکوشد پیچیدگی تاریخی آن جهان را بهتمامی بکاود. نتیجه، ماجرایی دلپذیر و گاه افسانهگون است که بیشتر به قصهای درباری شباهت دارد تا درامی تاریخی با لایههای سیاسی و اجتماعی پرشمار.
تاریخ در خدمت افسانه محور قصه، کشمکش میان خواست فردی و مصلحت سیاسی است. هنری هشتم خواهرش را بخشی از معادلات قدرت میبیند و برای ازدواج او تصمیم میگیرد؛ مری در برابر این نگاه، خواهان اختیار بر زندگی و عشق خویش است. موقعیت او ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد: شاهزادهای که منزلت و امتیازش همزمان ابزار محدودکردن آزادی اوست.
« این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این تقابل را روشن و قابلفهم عرضه میکند، اما بیشتر بر شور عاشقانه و ماجراجویی تکیه دارد تا بر پیامدهای عمیقتر سیاست ازدواجهای سلطنتی. نگاه اثر به تاریخ نیز آشکارا گزینشی است. شخصیتها و رخدادهای واقعی، در چارچوبی سادهشده و خوشفرجامپسند بازآرایی میشوند؛ بنابراین فیلم را بهتر است بازتابی خیالپردازانه از گذشته دانست، نه گزارشی قابل اتکا از آن.
این فاصله برای تماشاگر علاقهمند به قصههای تاریخی میتواند پذیرفتنی باشد، اما کسی که انتظار تصویری دقیق از دربار تودورها دارد، احتمالاً با سادهسازیها و تغییر لحن اثر کنار نخواهد آمد. مری تودور؛ نیروی زندهٔ روایت در مرکز فیلم، بازی گلینیس جانز قرار دارد؛ بازیگری که به مری سرزندگی، لجاجت و گرمایی میبخشد که روایت گاه از آن محروم است.
او شاهزاده را صرفاً دلدادهای گرفتار نمیسازد: مری در لحظات مهم، ارادهٔ خود را آشکار میکند و در برابر اقتدار برادرش حضوری فعال دارد. این انرژی برای فیلمی که بخشهایی از آن در گفتوگوهای طولانی و تشریفات درباری میگذرد، اهمیت فراوان دارد. جانز میان شوخطبعی و احساسات عاشقانه تعادل برقرار میکند و کمک میکند شخصیت مری از قالب قهرمانهای صرف بیرون بیاید.
« نگاه اثر به تاریخ نیز آشکارا گزینشی است. »
شخصیتها و اجرا
در برابر او، ریچارد تاد در نقش چارلز براندون حضوری متین و کمهیاهو دارد. رابطهٔ این دو بر کشش میان جایگاه اجتماعی متفاوت و علاقهٔ متقابل بنا شده، اما گاه بیش از آنکه از گفتوگو و شناخت تدریجی شخصیتها نیرو بگیرد، به قراردادهای آشنای ملودرام عاشقانه تکیه میکند. جیمز رابرتسن جاستیس نیز در نقش هنری هشتم توجهبرانگیز است.
حضور مقتدر و بازی پررنگ او به صحنههای درباری وزن میدهد و در بخشهایی که روایت کند میشود، نیرویی تازه وارد فیلم میکند. مایکل گاف نیز در نقش دوک باکینگهام، وجه تهدیدآمیزتر فضای قصه را نمایندگی میکند؛ هرچند شخصیتپردازی او بیشتر در خدمت پیشبرد ماجراست تا کاوش در انگیزههایی پیچیده و چندپهلو.
لباسها، رنگ و جهان دیداری از مهمترین دستاوردهای فیلم، طراحی لباسهای آن است. پوشاک باشکوه و پرجزئیات، به صحنهها هویت بصری میدهد و دربار را به جهانی پرزرقوبرق و نمایشی بدل میکند. لباسها تنها آرایهای تزیینی نیستند: تفاوت جایگاه و منزلت شخصیتها را نیز بیآنکه نیاز به توضیح مستقیم باشد، به چشم میآورند.
« در برابر او، ریچارد تاد در نقش چارلز براندون حضوری متین و کمهیاهو دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در فیلمی که بخش بزرگی از جذابیتش به مناسبات سلطنتی و تشریفات وابسته است، چنین کیفیتی نقش مهمی در حفظ توجه تماشاگر دارد. با این حال، جلوهٔ لباسها همیشه با دکور و فضای صحنهها همسنگ نیست. بعضی فضاها فاقد آن شکوه یا عمقیاند که قصه وعده میدهد، و گاه فاصلهای میان تجمل پوشاک و محدودیت محیط تصویری حس میشود.
این نابرابری سبب میشود تصویر فیلم، بهجای آنکه در سراسر اثر یکپارچه و پرشکوه بماند، در لحظاتی به نمایش صحنهای نزدیک شود. فیلم در ساختن حالوهوای افسانهای موفقتر است تا در خلق جهانی تاریخی که جزئیاتش باورپذیر و منسجم باشد. ریتم و زبان گفتوگو ضعف اصلی «The Sword and the Rose» را باید در ریتم آن جستوجو کرد.
قصه در بخشهایی با مکثهای طولانی و گفتوگوهای کمشتاب پیش میرود و فاصلهٔ میان رخدادهای پرتحرک، گاه بیش از اندازه کش میآید. از آنجا که فیلم به رابطهٔ مری و چارلز و موانع پیش روی آنان وابسته است، این کندی مانع از آن میشود که تنش عاشقانه در همهٔ لحظات به نیرویی پیوسته بدل شود. زبان گفتوگوها نیز رسمی و تشریفاتی است؛ ویژگیای که با فضای دورهای اثر تناسب دارد، اما همیشه به نفع آن عمل نمیکند.
« با این حال، جلوهٔ لباسها همیشه با دکور و فضای صحنهها همسنگ نیست. »
قوتها و کاستیها
جملهها گاه خشک و سنگین به گوش میرسند و فرصت چندانی برای آشکارشدن لایههای پنهان شخصیتها فراهم نمیآورند. چند لحظهٔ طنز و شوخطبعی، اندکی از این خشکی میکاهد و به فیلم گرما میبخشد، ولی این لحظات پراکنده نمیتوانند تمام بار روایی را جبران کنند. تماشاگرانی که به پیشروی تند و پیوسته عادت دارند، احتمالاً در بخشهایی احساس خواهند کرد که فیلم دیرتر از حد لازم به نقطهٔ بعدی میرسد.
ماجراجویی و میزانسن فرار، دستگیری، توطئه و نبردهای تنبهتن، عناصر فیلم را به قلمرو ماجراجویی میبرند. بااینحال، انتظار تماشای اثری سرشار از شمشیربازی پرشتاب یا صحنههای نبرد پرشکوه چندان برآورده نمیشود. اکشن فیلم بیشتر در چارچوبی محدود و کمخشونت باقی میماند؛ رویکردی که با لحن خانوادگی و افسانهوار آن سازگار است، اما از شدت هیجان میکاهد.
کارکرد صحنههای ماجراجویانه بیش از آنکه بر مهارت بصری یا طراحی پیچیدهٔ مبارزه متکی باشد، به خطرهایی وابسته است که قهرمانان با آن روبهرو میشوند. از این رو، شور ماجرا بیشتر از وضعیت داستانی سرچشمه میگیرد تا از اجرای پرتوان صحنههای حرکت. این محدودیت بهخصوص زمانی محسوس است که فیلم وعدهٔ رهایی، نبرد یا مواجههای سرنوشتساز میدهد، اما تصویر به اندازهٔ آن وعده نیرو نمیگیرد.
« جملهها گاه خشک و سنگین به گوش میرسند و فرصت چندانی برای آشکارشدن لایههای پنهان شخصیتها فراهم نمیآورند. »
جمعبندی
فیلم برای چه تماشاگری است؟ «The Sword and the Rose» برای تماشاگرانی جذابتر است که با قصههای عاشقانهٔ تاریخی، لباسهای باشکوه و روایتهای افسانهگون ارتباط میگیرند. در این چارچوب، بازی پرانرژی گلینیس جانز و حضور پرقدرت هنری هشتم میتوانند تجربهای سرگرمکننده بسازند، و چند لحظهٔ طنز نیز از جدیت یکدست روایت میکاهند.
اما فیلم برای کسانی که در پی درامی تاریخی دقیق، شخصیتهایی پیچیده یا ماجراجویی پرشتاباند، اثری کمرمقتر خواهد بود. فاصلهٔ میان ظرفیت بالقوهٔ داستان و کیفیت نامتوازن اجرا، مهمترین علت این تفاوت در واکنشهاست. جمعبندی «The Sword and the Rose» اثری خوشپوش و خیالپردازانه است که بهترین ویژگیهایش را در چهرهٔ زندهٔ مری تودور، لباسهای تماشایی و حالوهوای قصهپریانهاش مییابد.
در سوی دیگر، کندی ریتم، گفتوگوهای خشک، دکورهای گاه کماثر و صحنههای اکشن نهچندان نیرومند، مانع از آن میشوند که فیلم به ماجرایی پیوسته و فراموشنشدنی تبدیل شود. ارزش آن بیش از هر چیز در تماشای جهان رنگارنگ و سبک خاص روایتش نهفته است؛ جهانی که تاریخ را به افسانه نزدیک میکند و سرگرمی را بر دقت تاریخی مقدم میدارد.
« فاصلهٔ میان ظرفیت بالقوهٔ داستان و کیفیت نامتوازن اجرا، مهمترین علت این تفاوت در واکنشهاست. »
ثبت دیدگاه