نقد و بررسی
نقد بچهگربههای شیرین (The Sweet Pussycats) | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح و سازوکار کمدی «The Sweet Pussycats» کمدی اروتیکی آلمانیِ سال ۱۹۶۹ است که بر پایهٔ موقعیتی عامدانه نامعقول بنا میشود: کنتی و افسری که هر دو مدعی مالکیت یک قلعهاند، اختلافشان را به شرطی مبتذل و رقابتی گره میزنند؛ هر یک میکوشد پیش از دیگری خدمتکار تازهوارد خود را به بستر بکشاند و برنده صاحب قلعه شود.
ورود نامزد افسر و سپس زنان محلی، این جدال را از یک شرطبندی دونفره به زنجیرهای از سوءتفاهمها، حسادتها و جابهجاییهای موقتی قدرت تبدیل میکند. فیلم از همان آغاز روشن میسازد که با کمدیای مبتنی بر اغراق و هزل روبهرو هستیم، نه روایتی واقعگرا یا روانشناختی. قلعه؛ صحنهای برای رقابت قلعه در این فیلم صرفاً پسزمینهای تاریخی نیست؛ خود به مرکز کشمکش بدل میشود.
تقسیم فضا میان دو مدعی، تصویر طنزآمیزی از نزاعی میسازد که بیش از آنکه بر حق یا عدالت استوار باشد، بر غرور و میل به پیروزی تکیه دارد. هر شخصیت میخواهد نه فقط رقیب را شکست دهد، بلکه بر قلمرویی مسلط شود که گویی اعتبار و منزلت او را نیز تضمین میکند. از این منظر، شرطبندی دربارهٔ خدمتکاران، امتداد همان نزاع مالکیت است: آدمها در نگاه مردان به مهرههایی در بازی تبدیل میشوند که جایزهاش قلعه است.
« قلعه؛ صحنهای برای رقابت قلعه در این فیلم صرفاً پسزمینهای تاریخی نیست؛ خود به مرکز کشمکش بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تمهید ظرفیت کمدی دارد، زیرا شکوه ظاهری محیط را در برابر انگیزههای کوچک و خودخواهانهٔ صاحبانش قرار میدهد. بااینحال، فیلم چندان از این تقابل فراتر نمیرود. قلعه امکان ساختن فضایی پرتحرک و سرشار از ورود و خروج، پنهانکاری و برخوردهای ناگهانی را فراهم میکند، اما بهندرت به استعارهای پرورده تبدیل میشود.
ایده حاضر است؛ بسط معنایی آن محدود میماند. طنز و تکرار نیروی اصلی فیلم از موقعیتهای سبک و بازیگوشانه میآید. رقابت دو مرد، حسادت نامزد افسر، توجه او به ستوان و ورود گروه زنان محلی، مواد کافی برای کمدیِ آشفتگی فراهم میکنند. روایت نیز پیچیدگی زیادی بر این مواد تحمیل نمیکند و با ریتمی ساده پیش میرود؛ همین سادگی برای تماشاگرانی که خواهان سرگرمی بیتکلفاند، امتیازی واقعی است.
اما همین سازوکار در ادامه به نقطهضعف بدل میشود. شوخیها غالباً بر یک الگوی واحد استوارند: میل، رقابت و سوءتفاهم، سپس تکرار همان وضعیت با ترکیبی تازه از شخصیتها. وقتی فیلم هر بار به یک منطق کمابیش مشابه بازمیگردد، غافلگیری اولیه جای خود را به پیشبینیپذیری میدهد. کمدی بهجای آنکه از موقعیتها لایههای تازهای بیرون بکشد، بارها به همان شوخیهای آشنا تکیه میکند.
« این تمهید ظرفیت کمدی دارد، زیرا شکوه ظاهری محیط را در برابر انگیزههای کوچک و خودخواهانهٔ صاحبانش قرار میدهد. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، اثری است که گاه سرگرمکننده میماند، اما کمتر مجال مییابد طنزش را به ظرافت یا پیچیدگی برساند. شخصیتها و نسبتهای قدرت شخصیتپردازی بیش از آنکه بر تحول درونی تکیه کند، بر تیپهای اغراقآمیز متکی است. کنت و افسر، دو مردیاند که رقابت و میل به تسلط بر رفتارشان غلبه دارد؛ نامزد افسر نیز بهسرعت وارد مدار حسادت و جلب توجه میشود.
خدمتکاران و زنان محلی بیشتر در خدمت چرخاندن موقعیتهای کمدی قرار میگیرند تا آنکه صاحب انگیزهها و خواستههای مستقل و پروردهای باشند. در نتیجه، تماشاگر کمتر با شخصیتهایی روبهروست که بتواند مسیر عاطفیشان را دنبال کند و بیشتر با نقشهایی مواجه است که هرکدام کارکردی در پیشبرد شوخی دارند.
بااینحال، همین سادهسازی را باید در چارچوب نوع فیلم هم سنجید. اثر قصد ندارد مطالعهای جدی دربارهٔ روابط انسانی عرضه کند؛ تمرکزش بر بازیهای شهوانی و آشفتگیهای ناشی از رقابت است. مشکل آنجاست که حتی در محدودهٔ کمدی سبک نیز انگیزهها گاهی بهاندازهٔ کافی باورپذیر یا متمایز نمیشوند.
« حاصل، اثری است که گاه سرگرمکننده میماند، اما کمتر مجال مییابد طنزش را به ظرافت یا پیچیدگی برساند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها کمتر از الگوی اولیهٔ خود فاصله میگیرند، بنابراین تنشها بیشتر محصول قراردادهای طرحاند تا نتیجهٔ برخوردی عمیق میان خواستههای متفاوت. نگاه جنسیتی و محدودیتهای زمانه مرکز ثقل قصه بر شرطبندی مردان دربارهٔ دسترسی به زنان قرار گرفته است؛ این انتخاب، هم موتور اصلی شوخیهاست و هم محدودیت مهم فیلم.
زنان در بخشهایی از روایت موضوع رقابت و ابزار تغییر موازنهاند، نه نیروهایی که نگاه و ارادهشان به همان اندازهٔ مردان بر داستان اثر بگذارد. چنین رویکردی با سنتی از کمدیهای اروتیک آن دوره همخوان است که میل جنسی را بهانهای برای موقعیتسازی و نمایش اغراقآمیز میکردند، اما برای تماشاگر امروز میتواند رابطهای نابرابر و کهنه را برجسته کند.
در عین حال، ورود نامزد افسر و زنان محلی، نظم سادهٔ رقابت را برهم میزند و نشان میدهد که مردان کاملاً بر جریان وقایع مسلط نیستند. این جابهجاییها امکان شوخی با غرور و خودبزرگبینی آنان را فراهم میکند، هرچند فیلم این امکان را تا پیامدی جدی دنبال نمیکند. از همین رو، اثر گاه به هجو مناسبات مردسالارانه نزدیک میشود، اما غالباً در همان سطح سرگرمی اروتیک باقی میماند و موضعی روشن و پیگیر نمیسازد.
قوتها و کاستیها
لحن، اجرا و تجربهٔ تماشا فضای قلعه و شخصیتهای اغراقآمیز، به فیلم لحنی سبک و بازیگوش میدهند. تماشای آن بیشتر شبیه دنبالکردن یک نمایش کمدیِ پرتحرک است تا ورود به جهانی واقعگرا؛ قاعدهٔ اصلی، پذیرفتن اغراق و همراهی با زنجیرهٔ موقعیتهاست. مدتزمان حدود یک ساعت و بیستوسه دقیقه نیز با این رویکرد سازگار است: روایت در مقیاسی نسبتاً جمعوجور پیش میرود و برای سرگرمکردن، به پیرنگی پیچیده وابسته نیست.
با این همه، تندی یا شتاب روایت بهتنهایی تضمینکنندهٔ تنوع نیست. فیلم میتواند بهواسطهٔ موقعیتهای ساده، تماشایی روان فراهم کند، اما هر جا شوخیها تکرار میشوند یا شخصیتها صرفاً برای راهاندازی یک موقعیت تازه به حرکت درمیآیند، از نیروی کمدی کاسته میشود. جذابیت آن در لحظههای بازیگوشانه است؛ دوام این جذابیت به میزان تحمل تماشاگر در برابر تکرار الگوها بستگی دارد.
جمعبندی «The Sweet Pussycats» بر ایدهای روشن و عامدانه سبک بنا شده است: دو مدعی مالکیت قلعه، رقابتی شهوانی را به میدان سنجش غرور خود تبدیل میکنند و ورود دیگر شخصیتها نظم این مسابقه را بههم میزند. قلعه، فضای اغراقآمیز و روایت سرراست، زمینهای مناسب برای کمدیای بیتکلف فراهم میآورند؛ اما طنز غالباً سطحی میماند، شوخیها زود تکرار میشوند و شخصیتها از عمق و انگیزههای قانعکنندهای برخوردار نیستند.
« لحن، اجرا و تجربهٔ تماشا فضای قلعه و شخصیتهای اغراقآمیز، به فیلم لحنی سبک و بازیگوش میدهند. »
جمعبندی
فیلم بیش از آنکه اثری ماندگار یا تیزبین باشد، نمونهای سرگرمکننده از کمدی اروتیکِ زمانهٔ خود است؛ اثری که ارزش تماشایش در سبکسری و حالوهوای خاصش نهفته است، نه در پیچیدگی داستان یا دقت شخصیتپردازی.



ثبت دیدگاه