نقد و بررسی
نقد The Sweet Escape | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گریزی که بیشتر به مکث میماند فیلم فرانسوی «The Sweet Escape» ساختهٔ Bruno Podalydès دربارهٔ مردی پنجاهساله است که میکوشد از روزمرگی فاصله بگیرد؛ اما نه با تصمیمی قهرمانانه و نه با سفری که مقصدی روشن داشته باشد. میشل، طراح گرافیکی که خیال پروازهای پستی را در سر میپروراند، با دیدن تصویر یک کایاک به فکر راه افتادن میافتد.
قایق برای او بیش از وسیلهای برای پیمودن رودخانه است: شکلی دستساز و زمینی از رؤیای پرواز، و راهی برای تجربهٔ آزادی بیآنکه دقیقاً بداند آزادی باید او را به کجا ببرد. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ ماجراجویی متعارف نمیدهد. نه مسیر دشواری در پیش است و نه کشاکشی پرحادثه که قهرمان را به سوی دگرگونیای بزرگ براند.
سفر میشل بهتدریج از حرکت در امتداد رودخانه به ماندن، تماشا کردن و دلسپردن به آسایش بدل میشود. این انتخاب روایی، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم علت اصلی محدودیت آن: «گریز» در اینجا بیشتر تعلیقی شیرین از زندگی روزمره است تا بریدنی واقعی از آن. ریتم آرام و جهان دلنشین فیلم Podalydès جهان فیلم را با آرامشی حسابشده میسازد.
« فیلم از همان ابتدا وعدهٔ ماجراجویی متعارف نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طبیعت، آب و لحظههای بیشتاب، در برابر نظمی قرار میگیرند که میشل از آن خسته شده است. بااینحال، فیلم طبیعت را به منظرهای باشکوه و رازآلود تبدیل نمیکند؛ رودخانه و حاشیههایش بخشی از زندگی عادیاند، جایی برای توقف، معاشرت و گمکردن موقت ساعت و برنامه. همین نگاه بیتکلف به فضا، به فیلم گرمایی صمیمی میبخشد.
روایت نیز با همین منطق پیش میرود. حرکت داستان بیشتر بر انباشتهشدن برخوردها و مکثها تکیه دارد تا بر نقاط عطف پررنگ. ریتم روان است و تماشاگر را به تماشای بیشتاب فرامیخواند، اما این روانی گاه به یکنواختی نزدیک میشود. کسی که از یک سفر سینمایی انتظار مسیر دشوار، کشفهای پیدرپی یا تغییرات روشن در شخصیت اصلی دارد، ممکن است احساس کند فیلم بیش از اندازه در فضای دلپذیر خود توقف کرده است.
در مقابل، برای مخاطبی که از کمدیهای کمحادثه و لحظهنگر لذت میبرد، همین توقفها بخشی از لحن اثرند. میشل؛ مردی میان خیال و آسایش میشل شخصیتی است که تناقضهایش را با صدای بلند اعلام نمیکند. شیفتگیاش به هواپیما و پرواز، میل به افقی دورتر را نشان میدهد؛ اما انتخاب کایاک، او را به سطح رودخانه و تجربهای نزدیک، کند و جسمانی میکشاند.
« طبیعت، آب و لحظههای بیشتاب، در برابر نظمی قرار میگیرند که میشل از آن خسته شده است. »
شخصیتها و اجرا
او نه ماجراجویی ماهر است و نه شورشی جسور. جذابیتش تا حد زیادی از همین ناشیگری و بیپروایی نیمبند میآید: میل به تغییر دارد، ولی آمادگی چندانی برای پذیرفتن دشواریهای واقعی آن نشان نمیدهد. Bruno Podalydès در نقش میشل بازیای کمادعا ارائه میکند. او شخصیت را نه به مردی مضحک و بیمسئولیت تقلیل میدهد و نه به قهرمانی رمانتیک بدل میسازد.
رفتارهای کوچک، مکثها و ناتوانی او در دنبالکردن برنامهای که برای خودش چیده، به نقش کیفیتی باورپذیر میدهند. بااینهمه، فیلم گاه از کاوش در انگیزههای او عقب مینشیند. بحران میانسالی میشل بیشتر در قالب خیالپردازی و میل به تعویقانداختن مسئولیتها دیده میشود تا تجربهای که ریشههای روانی و عاطفی آن بهدقت گشوده شود.
در نتیجه، سفرش میتواند دوستداشتنی باشد، اما همیشه قانعکننده نیست. راشل و لتیتیا؛ دو سوی گریز راشل، همسر میشل، در آغاز با تشویق او به سفر، در برابر تصویری کلیشهای از همسری که مانع آزادی مرد است قرار میگیرد. این همراهی به رابطهٔ آن دو پیچیدگی بالقوهای میبخشد: هر یک ممکن است در زندگی مشترک خود راهی برای فاصلهگرفتن از عادتها بجوید.
« او نه ماجراجویی ماهر است و نه شورشی جسور. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم این ظرفیت را به اندازهٔ کافی نمیپروراند. راشل گاه بیشتر به بخشی از وضعیت میشل بدل میشود تا شخصیتی با مسیر درونی مستقل و کامل. لتیتیا و حلقهٔ دوستان نامتعارفش، فضای تازهای پیش روی میشل میگشایند؛ جایی که پذیرایی، گفتوگو و آسودگی جای مقصد و برنامه را میگیرد. حضور Agnès Jaoui به لتیتیا گیرایی و سرزندگی میبخشد و مناسبات میان او و میشل را از خشکی دور میکند.
بااینحال، شخصیتهای فرعی اغلب در حد رنگوبویی برای فضای جمعی باقی میمانند. آنان جهان فیلم را گرمتر میکنند، اما کمتر به شخصیتهایی بدل میشوند که بتوانیم خواستهها و تناقضهایشان را مستقلاً دنبال کنیم. کمدی بیهیاهو و بازیهای طبیعی طنز فیلم از موقعیتهای کوچک و ناسازگاری میان خیال و واقعیت شکل میگیرد.
میشل در ذهن خود تصویری بزرگ از سفر و آزادی دارد، اما آنچه تجربه میکند غالباً سادهتر، کمنظمتر و گاه خندهآورتر است. فیلم برای خنداندن به اغراقهای پرصدا یا شوخیهای متوالی متکی نیست؛ بخش مهمی از جذابیت کمدیاش از جدیگرفتن رفتارهای اندکی ابلهانهٔ شخصیتها سرچشمه میگیرد. بازیگران نیز این لحن را حفظ میکنند.
« اما فیلم این ظرفیت را به اندازهٔ کافی نمیپروراند. »
قوتها و کاستیها
اجرای کمتظاهر Podalydès با بازی طبیعی Sandrine Kiberlain و Jaoui همنشین است و در مجموع، شخصیتها را از تیپهای کارتونی دور نگه میدارد. روابط اجتماعی فیلم چنان ساخته میشوند که انگار تماشاگر در جمعی آرام و نامرتب نشسته و نه در دل روایتی که مدام برای پیشبرد پیرنگ به او توضیح میدهد چه احساسی داشته باشد.
این طبیعیبودن نقطهٔ قوت مهم فیلم است؛ هرچند گاهی همانقدر که دلپذیر است، از شدت درگیری دراماتیک میکاهد. آزادی، مسئولیت و سطحیماندن پیامدها «The Sweet Escape» پرسشی ساده اما بارها تکرارشونده را پیش میکشد: آیا میتوان برای مدتی از نقشی که زندگی روزانه به ما داده بیرون رفت، بیآنکه معنای آزادی را با آسایش شخصی اشتباه گرفت؟
فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و همین پرهیز از موعظه، با لحن سبک و بازیگوشش سازگار است. سفر میشل قرار نیست به بیانیهای دربارهٔ زندگی خوب تبدیل شود؛ بیشتر فرصتی است برای دیدن فاصلهٔ میان رؤیایی که آدم از گریز دارد و آنچه در عمل از آن میخواهد. بااینحال، رویکرد سبکبال فیلم در پرداخت پیامدهای تصمیمهای میشل محدودیت ایجاد میکند.
« این طبیعیبودن نقطهٔ قوت مهم فیلم است؛ هرچند گاهی همانقدر که دلپذیر است، از شدت درگیری دراماتیک میکاهد. »
جمعبندی
دروغگویی و بیوفایی فقط مسئلههایی حاشیهای نیستند؛ آنها میتوانند اعتماد و رابطه را دگرگون کنند. اما روایت بیشتر به لطافت و کمدی موقعیت وفادار میماند تا کاوشی جدی در آسیبهای احتمالی. این تصمیم با لحن اثر هماهنگ است، ولی ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم مسئولیت عاطفی شخصیت اصلی را پی بگیرد، کممایه یا حتی آسانگیرانه به نظر برسد.
جمعبندی «The Sweet Escape» کمدیدرامی آرام و صمیمی دربارهٔ میل به دورشدن از روزمرگی است؛ فیلمی که بیش از حادثه، بر حالوهوا، برخوردهای گذرا و فاصلهٔ میان رؤیا و عمل تکیه میکند. بازیهای طبیعی، طنز کمهیاهو و فضای دلنشین آن تماشایش را خوشایند میسازند. در سوی دیگر، روایت کمحادثه، کندی گاه کشدار و پرداخت محدود روابط و پیامدهای اخلاقی، مانع از آن میشوند که گریز میشل به تجربهای عمیقتر و دگرگونکننده بدل شود.
ارزش فیلم در این نیست که نسخهای معتبر برای رهایی از زندگی روزمره عرضه کند؛ در این است که میل ساده و گاه خودخواهانهٔ انسان به مکثکردن را با مهربانی و اندکی طنز به تصویر میکشد. تماشاگرانی که از قصههای پرشتاب انتظار دارند فاصله بگیرند، اما آنان که سینمایی آرام و شخصیتمحور را میپسندند، احتمالاً در این سفر کوتاه و نامنظم، لحظههایی دلپذیر خواهند یافت.
« دروغگویی و بیوفایی فقط مسئلههایی حاشیهای نیستند؛ آنها میتوانند اعتماد و رابطه را دگرگون کنند. »
ثبت دیدگاه