نقد و بررسی
نقد The Survivors | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بدبیاری بهمثابه نقطهٔ آغاز «The Survivors» ساختهٔ Michael Ritchie، کمدیای سیاه و ناهموار است که از رخدادی کوچک و آشنا پا میگیرد: دو مرد باخته از روزگار، هر دو گرفتار ازدستدادن شغل و جایگاه اجتماعیشان، به شکلی تصادفی با یکدیگر روبهرو میشوند. Sonny Paluso، صاحب جایگاه سوخت، و Donald Quinelle، کارمندی که شغل اداریاش را از دست داده، در آغاز نه همسنخاند و نه دلیلی برای اعتماد به یکدیگر دارند.
آنچه میانشان پیوند میسازد، نه دوستی قدیمی است و نه علایق مشترک؛ بلکه مجموعهای از ناکامیها و مواجههای ناخواسته با خطری واقعی است. فیلم در همین شروع، ظرفیت خود را آشکار میکند: زندگی روزمره، با همهٔ تحقیرهای کوچک و نگرانیهای مالیاش، میتواند ناگهان به قلمرو جنایی و هراسآور پرتاب شود.
مردی که ابتدا دزد خردهپا به نظر میرسد، در واقع تهدیدی جدیتر است و همین جابهجایی، مسیر داستان را از کمدی بیکاری به ماجرایی دربارهٔ ترس و بقا میبرد. تغییر مسیر سرگرمکننده است، اما از همان ابتدا نشانهای از مسئلهٔ اصلی فیلم نیز در آن دیده میشود: اثر میخواهد چند گونهٔ متفاوت را همزمان در خود جا دهد و همیشه در پیوند دادن آنها کامیاب نیست.
دو شخصیت، دو شیوهٔ مواجهه با شکست جذابیت محوری فیلم از تقابل Sonny و Donald برمیآید. Sonny با خونسردی، بدبینی زمینی و نوعی توانایی برای پذیرفتن آشفتگی اطرافش، نقطهٔ تعادل داستان است. Walter Matthau این خوی را بیتکلف میسازد؛ او لازم نیست با صدای بلند اعلام کند که از دنیا خسته است، زیرا مکثها، نگاهها و لحن خشک او همان معنا را منتقل میکنند.
« دو شخصیت، دو شیوهٔ مواجهه با شکست جذابیت محوری فیلم از تقابل Sonny و Donald برمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، Donald قرار دارد: مردی عصبیتر و بیقرارتر که از ازدستدادن امنیت شغلی، تنها درآمدش را از دست نمیدهد، بلکه تصویر مطمئنی را که از خودش ساخته نیز فرو میریزد. Robin Williams این اضطراب را با انرژی بسیار بالا به صحنه میآورد. Donald مدام در معرض تبدیل شدن به آدمی است که برای مهار ترس، آن را به نمایش پرهیاهو بدل میکند؛ و فیلم در بهترین لحظاتش از همین شکاف میان آشوب بیرونی و درماندگی درونی شوخی میسازد.
بازی Matthau در برابر او، با سکون و خشکی حسابشدهاش، نقش وزنهٔ مقابل را دارد. شیمی این دو از جنس هماهنگی کامل نیست؛ بیشتر از تضاد و اصطکاک نیرو میگیرد. همین تفاوت است که رفاقت نامحتملشان را باورپذیرتر و تماشاییتر میکند. رفاقتی که از تنهایی سر برمیآورد در زیر ماجرای تعقیب و تهدید، «The Survivors» بیش از هر چیز دربارهٔ تنهایی است.
Sonny و Donald هر دو با نوعی کنارگذاشتهشدن روبهرو هستند: بازار کار دیگر برایشان جایی باز نمیکند و زندگیای که به آن خو گرفتهاند از دسترسشان دور میشود. پیوند میانشان، پاسخی قهرمانانه و پرطمطراق به این شکست نیست؛ همراهیای کوچک و انسانی است که در دل وضعیت مضحک و خطرناک شکل میگیرد.
اهمیت این وجه در آن است که فیلم، با وجود شوخیهای اغراقشدهاش، رابطهٔ دو مرد را صرفاً وسیلهای برای پیشبرد ماجرا نمیگیرد. Sonny به Donald نگاه میکند، حتی وقتی رفتار او نامعقول یا خستهکننده میشود؛ و Donald نیز در حضور Sonny، برای مدتی از تنهاییِ مطلق فاصله میگیرد. این صمیمیت گاه در جزئیات سادهتر از هر موقعیت پرتحرکی اثر میگذارد: مکثی پس از یک شوخی، لحظهای از نگرانی واقعی، یا واکنشی که نشان میدهد یکی از آن دو دیگری را به حال خود رها نکرده است.
« Robin Williams این اضطراب را با انرژی بسیار بالا به صحنه میآورد. »
شخصیتها و اجرا
رفاقت فیلم، هرچند در چارچوب کمدی ساخته میشود، هستهٔ عاطفی آن را شکل میدهد. طنز بقا و هراس از جهان بیثبات فیلم از ترسِ بقا، هم برای ساختن تعلیق بهره میگیرد و هم برای تمسخر آن. با ورود ایدهٔ آموزشهای بقا و پناهگرفتن در اردوگاهی دورافتاده، Donald میکوشد هراس خود را به مجموعهای از آمادگیها و قواعد بدل کند.
این حرکت هم خندهآور است و هم اندکی تلخ: او میخواهد با یادگیری شیوههای مقابله با خطر، دوباره کنترل زندگیاش را به دست بگیرد، اما در واقع هرچه بیشتر به منطق خطر نزدیک میشود، بیشتر از زندگی معمولی و آدمهای اطرافش فاصله میگیرد. در این بخش، «The Survivors» به هجوی دربارهٔ وسواس امنیت و خیالِ آمادگی مطلق نزدیک میشود.
اسلحه، آموزشهای شبهنظامی و وعدهٔ نجات از فروپاشی، بهجای آنکه صرفاً ابزار قهرمانسازی باشند، سویهای مضحک پیدا میکنند. فیلم میپرسد آدمی که از بیقدرتی میترسد، تا کجا حاضر است برای احساس قدرت پیش برود؛ و آیا مسلحشدن و تمرینکردن واقعاً میتواند ناامنی عمیقتر او را درمان کند؟
پاسخ فیلم بیشتر در لحن هجوآمیزش نهفته است تا در استدلالی منظم، اما همین ایده به ماجرا بُعدی فراتر از تعقیبوگریز میدهد. نوسان لحن و پراکندگی روایت مشکل عمدهٔ اثر این است که میان چند لحن جابهجا میشود، بیآنکه همیشه پلی محکم میان آنها بسازد. گاه با هجو اجتماعی دربارهٔ بیکاری و احساس بیپناهی روبهرو هستیم؛ گاه با کمدی جسمانی و پرتحرکی که بر اغراق و واکنشهای ناگهانی تکیه دارد؛ و گاه فیلم میخواهد صرفاً داستان رفاقت دو آدم تنها را دنبال کند.
« رفاقت فیلم، هرچند در چارچوب کمدی ساخته میشود، هستهٔ عاطفی آن را شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این عناصر هرکدام ظرفیت دارند، اما کنار هم همیشه به یک ترکیب منسجم نمیرسند. در نتیجه، روایت در بخشهایی پراکنده به نظر میآید و بعضی رویدادها بیش از آنکه پیامد طبیعی انتخاب شخصیتها باشند، راهی برای رساندن داستان به موقعیت بعدی به نظر میرسند. فیلم از یک موقعیت روزمره به خطری جدی و سپس به هجوی گستردهتر میپرد؛ اما این گسترش گاهی چنان سریع است که فرصت کافی برای جاافتادن ندارد.
برخی صحنهها بهتنهایی سرگرمکنندهاند، ولی رشتهٔ میان آنها سستی نشان میدهد. این ناپیوستگی، تأثیر لحظات عاطفی را نیز کم میکند: فیلم گاه به نقطهای نزدیک میشود که میتوانست با مکث و تمرکز بیشتری پرورده شود، اما پیش از آنکه این امکان را دنبال کند، به شوخی یا موقعیت پرهیاهوی بعدی میگریزد.
انرژی بازیگری؛ امتیاز و مخاطره اجرای Robin Williams در نقش Donald مهمترین منبع انرژی فیلم و همزمان یکی از عوامل نوسان آن است. او ترس را به تکاپو تبدیل میکند و با تغییر سریع لحن، حرکات و واکنشها، شخصیتی میسازد که انگار ذهنش همیشه یک گام جلوتر از آرامش است. این شیوه در موقعیتهایی که اضطراب Donald با بیپناهی او پیوند میخورد، بسیار مؤثر است؛ تماشاگر میتواند پشت رفتارهای عجیب، مردی را ببیند که نمیداند چگونه دوباره زندگیاش را مرتب کند.
اما گاهی شدت اجرا از ظرفیت صحنه پیشی میگیرد و شوخی، بهجای آنکه موقعیت را بسط دهد، آن را فرسوده میکند. Matthau در برابر این طوفان، حضوری مطمئن و اقتصادی دارد. او با کمترین تأکید، حس خستگی و واقعگرایی Sonny را زنده نگه میدارد و به فیلم اجازه نمیدهد تماماً در شور و هیجان Donald غرق شود.
« این عناصر هرکدام ظرفیت دارند، اما کنار هم همیشه به یک ترکیب منسجم نمیرسند. »
قوتها و کاستیها
Jerry Reed نیز با حضور خشک و تهدیدآمیزش، وجه جنایی ماجرا را حفظ میکند و یادآور میشود که خطر داستان صرفاً بازیچهای برای شوخی نیست. بااینحال، فیلمنامه همیشه نمیداند چطور میان این بازیها و مسیرهای روایی متفاوت توازن برقرار کند؛ گاهی بازیگران بیش از آنکه در یک ترکیب هماهنگ قرار گیرند، هر یک در مدار جداگانهٔ خود حرکت میکنند.
جمعبندی «The Survivors» فیلمی یکدست نیست، اما بیروح هم نیست. این کمدی سیاه از دل بیکاری و درماندگی روزمره، ماجرایی دربارهٔ تهدید، وسواس بقا و دوستیای غیرمنتظره میسازد. بهترین لحظاتش زمانی پدید میآیند که تقابل آرامش تلخ Sonny و آشفتگی Donald به رابطهای انسانی تبدیل میشود؛ لحظاتی که در آن خنده، نه برای پنهانکردن تنهایی، بلکه برای نزدیکشدن دو شخصیت به یکدیگر به کار میرود.
در برابر این قوتها، پراکندگی روایی و تغییرهای ناهموار لحن، مانع از آن میشوند که ایدههای فیلم به تمامی شکوفا شوند. اغراقهای کمدی گاهی بیش از اندازه میشوند و هجو اجتماعی، ماجرای جنایی و رفاقتمحوری همیشه به تعادلی پایدار نمیرسند. بااینهمه، حضور دو بازیگر اصلی و گرمای رابطهای که میان شخصیتهایشان شکل میگیرد، اثر را از یک کمدی صرفاً عجیبوغریب فراتر میبرد.
حاصل، فیلمی نامنظم اما صمیمی است؛ اثری که در دل آشوب و بدبیاری، به این اندیشه دل میبندد که گاه مهمترین راه بقا، پیدا کردن کسی است که حاضر باشد کنار آدم بماند.
« جمعبندی «The Survivors» فیلمی یکدست نیست، اما بیروح هم نیست. »
ثبت دیدگاه