نقد و بررسی
نقد یک چیز عجیب درباره جانسونها (The Strange Thing About the Johnsons) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از آستانهٔ تابو عبور میکند «The Strange Thing About the Johnsons» ساختهٔ Ari Aster، فیلمی کوتاه و روانشناختی است که نیروی اصلیاش را از وارونهکردن انتظارهای تماشاگر میگیرد. داستان در ظاهر به خانوادهای معمولی در حومهٔ شهر میپردازد، اما بهتدریج مناسبات پنهانی و آزارگرانهای را آشکار میکند که تصویر آرام و محترمانهٔ این خانه را از درون متزلزل میسازد.
محور روایت رابطهای است که در آن پدر، Sidney، در موقعیت قربانی قرار گرفته و پسرش، Isaiah، او را به سوءاستفادهٔ جنسی وادار میکند. این جابهجایی نقشهای آشنا، از همان آغاز پرسشی ناخوشایند پیش میکشد: وقتی خشونت در قالبی خلاف انتظار رخ میدهد، آیا اطرافیان و حتی تماشاگر قادرند آن را بهدرستی تشخیص دهند؟
فیلم از نمایش این وضعیت برای برانگیختن واکنش شدید مخاطب بهره میگیرد، اما واکنش اولیهٔ انزجار تنها سطح مواجهه با آن است. در لایهٔ زیرین، اثر دربارهٔ قدرت، سکوت و سازوکارهایی است که به آزار امکان ادامهدادن میدهند. همین انتخاب جسورانه، فیلم را از یک درام خانوادگی متعارف جدا میکند؛ هرچند در بخشهایی نیز این جسارت به خطر خودنمایی و شوکسازی نزدیک میشود.
« در لایهٔ زیرین، اثر دربارهٔ قدرت، سکوت و سازوکارهایی است که به آزار امکان ادامهدادن میدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانواده در سایهٔ ظاهر آراسته یکی از انتخابهای مؤثر اثر، قرار دادن موقعیتی هولناک در دل محیطی بهظاهر آرام و آبرومند است. خانه و فضای حومهای، بهجای آنکه پناهگاهی امن باشند، به پردهای بدل میشوند که آشفتگی را پشت خود پنهان میکند. تضاد میان نظم روزمره و بحرانی که درون خانواده جریان دارد، احساس ناآرامی را تقویت میکند.
در این جهان، ظاهر عادی نه نشانهٔ سلامت، بلکه بخشی از سازوکار پنهانکاری است. اهمیت این تقابل در آن است که فیلم آسیب را به مکانهایی دور از زندگی معمول محدود نمیکند. خشونت میتواند در کنار مناسبات روزمره و در دل روابطی رخ دهد که دیگران آنها را عادی میپندارند. بااینحال، فیلم فرصت چندانی برای گسترش دقیق زندگی خانوادگی و تاریخچهٔ عاطفی اعضای آن ندارد.
همین محدودیت، از یک سو روایت را فشرده و پرتنش میکند و از سوی دیگر، اجازه نمیدهد همهٔ زوایای رابطهها به عمق کافی برسند. قدرت، قربانیبودن و سکوت اثر از وارونهکردن انتظارهای رایج دربارهٔ نقش قربانی و آزارگر سود میبرد، اما ارزش این وارونگی فقط در غافلگیری نهفته نیست. چنین انتخابی مخاطب را وامیدارد تا تصورهای سادهشدهاش دربارهٔ قدرت را بازبینی کند.
« خانه و فضای حومهای، بهجای آنکه پناهگاهی امن باشند، به پردهای بدل میشوند که آشفتگی را پشت خود پنهان میکند. »
شخصیتها و اجرا
در روایت، آسیبپذیری الزاماً با جایگاه اجتماعی یا نقش خانوادگی همخوان نیست؛ پدر بودن، بهخودیخود تضمینکنندهٔ اقتدار نیست و نسبت خانوادگی نیز امنیت نمیآورد. در کنار رابطهٔ محوری، واکنش اطرافیان اهمیت ویژهای پیدا میکند. سکوت، تردید و میل به حفظ ظاهر میتوانند به اندازهٔ کنش مستقیم، در تداوم بحران نقش داشته باشند.
فیلم نشان میدهد که دانستن یا حسکردن بخشی از حقیقت، لزوماً به معنای توانایی روبهروشدن با آن نیست. بااینحال، این مضمون بیشتر از راه موقعیتهای فشرده و واکنشهای شخصیتها منتقل میشود تا از طریق پرداخت گستردهٔ روانشناختی. در نتیجه، برخی انگیزهها و پیامدهای عاطفی مجال بسط بیشتری میطلبند.
بازیها و ظرافت اجرا بازیگران اصلی از نقاط قوت روشن فیلماند. Billy Mayo در نقش Sidney، ترس و درماندگی شخصیتی را منتقل میکند که در موقعیتی عمیقاً نامتوازن گرفتار شده است. اجرای او از نمایش سادهٔ ضعف فراتر میرود و به مخاطب اجازه میدهد فشار روانی و دشواریِ بیانکردن تجربه را احساس کند.
« در کنار رابطهٔ محوری، واکنش اطرافیان اهمیت ویژهای پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Brandon Greenhouse نیز در نقش Isaiah حضوری ناآرامکننده دارد؛ اجرای او بهجای تکیه بر تصویر یک شرور کلیشهای، بر رفتاری تأکید میکند که آرامش خانوادگی را پیوسته تهدید میکند. Angela Bullock نیز در نقش Joan به ترکیب مهمی از حضور و سکوت دست مییابد. شخصیت او در بخشهایی بیشتر در حاشیه به نظر میرسد، اما همین جایگاه باعث میشود واکنشهایش معنایی دوگانه پیدا کنند: آنچه میبیند، آنچه نمیخواهد بپذیرد و آنچه برای حفظ نظم خانواده انجام میدهد، همگی در تنش با یکدیگرند.
بازیها در مجموع باورپذیرند و مانع میشوند موقعیت نامتعارف فیلم صرفاً به یک ایدهٔ تحریکآمیز تبدیل شود. در عین حال، کوتاهی اثر فرصت چندانی برای مشاهدهٔ تحول تدریجی همهٔ شخصیتها فراهم نمیکند. تعلیق، تصویر و ریتم Ari Aster در این فیلم کوتاه، تعلیق را بیشتر از راه انتظار و ناامنی میسازد تا با تکیه بر ترسهای ناگهانی.
تماشاگر میداند که روابط خانوادگی از تعادل خارج شدهاند، اما همچنان در فضایی معلق باقی میماند؛ فضایی که در آن هر گفتوگو و هر نشانه ممکن است لایهای تازه از بحران را نمایان کند. این کیفیت، حالوهوای فیلم را ناآرام و غریب نگه میدارد، هرچند برای برخی مخاطبان نتیجه بیشتر دلآشوبی و شگفتی است تا ترس به معنای متعارف آن.
« Angela Bullock نیز در نقش Joan به ترکیب مهمی از حضور و سکوت دست مییابد. »
قوتها و کاستیها
تصویربرداری Pawel Pogorzelski نیز در شکلدادن به تضاد میان محیط مرتب و واقعیت تلخ نقش دارد. فضای بصری در برخی لحظهها به سوی سایه و تیرگی میرود، اما اثر بیش از آنکه به جلوهگری بصری متکی باشد، از ناهماهنگی میان ظاهر روزمره و محتوای هولناک بهره میگیرد. در مقابل، ریتم فیلم گاه از محدودیت ایدهٔ مرکزی آسیب میبیند.
داستان کوتاه است، اما بازگشت مکرر به تنش محوری میتواند این احساس را پدید آورد که روایت بهجای گشودن لایههای تازه، در مدار همان موقعیت میچرخد. شوک در برابر عمق دراماتیک اعتراض اصلی به فیلم آن است که ایدهٔ تکاندهندهاش گاهی چنان بر همهچیز سایه میاندازد که پرداخت عمیقتر به مناسبات خانوادگی به حاشیه میرود.
تماشاگر ممکن است پس از مواجهه با موقعیت نامتعارف، از خود بپرسد فیلم بهجز برانگیختن انزجار یا بهت چه میخواهد بگوید. این پرسش بیپاسخ نمیماند، اما پاسخ آن همیشه به اندازهٔ شدتِ ایده روشن و پرورده نیست. بااینهمه، نمیتوان گفت شوک در اینجا صرفاً جایگزین معنا شده است. فیلم از آن برای برهمزدن فاصلهٔ امن میان مخاطب و موضوع استفاده میکند؛ هدفش این است که تماشاگر نتواند تجربه را بهسادگی در قالب یک «وضعیت عجیب» محصور کند.
« تصویربرداری Pawel Pogorzelski نیز در شکلدادن به تضاد میان محیط مرتب و واقعیت تلخ نقش دارد. »
جمعبندی
مسئله زمانی پدید میآید که شدت طرح داستانی از گسترش شخصیتها پیشی میگیرد. اگر روایت مجال بیشتری برای پرداختن به پیامدهای روانی و شیوههای واکنش اعضای خانواده داشت، احتمالاً سویهٔ انسانی آن پررنگتر میشد و اثر کمتر در معرض برداشتِ صرفاً شوکآور قرار میگرفت. جمعبندی «The Strange Thing About the Johnsons» تجربهای ناآرام، نامتعارف و عامدانه دشوار است؛ فیلمی که از تماشاگر نمیخواهد صرفاً از یک داستان عجیب شگفتزده شود، بلکه او را با مسئلهٔ پنهانکاری و پیچیدگی قدرت درون خانواده روبهرو میکند.
بازیهای باورپذیر، فضای متشنج و تضاد میان ظاهر آراسته و بحران پنهان، به اثر نیرویی فراتر از ایدهٔ اولیه میبخشند. در مقابل، تکیهٔ زیاد بر شوک و تکرار محور اصلی گاه ریتم را کشدار میکند و فرصت پرداخت کاملتر به روابط خانوادگی را میگیرد. این فیلم کوتاه احتمالاً برای همه ترسناک نخواهد بود؛ واکنش محتملتر شاید بهت، انزجار یا مکثی طولانی پس از پایان تماشا باشد.
بااینحال، همین فاصله میان «ترس» و «ناآرامی» بخشی از ویژگی آن است. اثر بیش از آنکه در پی سرگرمکردن باشد، مرزهای تحمل مخاطب را میآزماید و پرسشی دشوار را باقی میگذارد: چه زمانی حفظ ظاهر، به شکلی از مشارکت در سکوت بدل میشود؟
« مسئله زمانی پدید میآید که شدت طرح داستانی از گسترش شخصیتها پیشی میگیرد. »
ثبت دیدگاه