نقد و بررسی
نقد The Sterile Cuckoo | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای درباره نزدیکی و فاصله «The Sterile Cuckoo» در ظاهر با طرحی آشنا آغاز میشود: جری پِین، دانشجوی سالاولیِ آرام و منضبط، در مسیر دانشگاه با پوکی آشنا میشود؛ دختری پرجنبوجوش، نامتعارف و پیشبینیناپذیر که خیلی زود سرزده به زندگی او راه مییابد. اما فیلم آلن جی. پاکولا بیش از آنکه قصهای درباره شکلگیری یک دلدادگی باشد، مطالعهای ظریف درباره دشواریِ همزمانِ خواستن و تابآوردنِ دیگری است.
رابطه این دو نه با تفاهمی آسان، بلکه با فاصلهای دائمی میان نیازهایشان پیش میرود: یکی میخواهد به دیگری نزدیک شود، دیگری در همان نزدیکی احساس خفگی میکند. فیلم مسیر رابطه را بیشتاب و بدون اتکا به حادثههای بزرگ دنبال میکند. جذابیتش در همین جزئیات کوچک است: مکثها، گفتوگوهای نیمهتمام، حضورهای ناگهانی و لحظههایی که شادیِ مشترک به ناراحتی یا سوءتفاهم بدل میشود.
این رویکرد، عشق نخست را از تصویری آرمانی بیرون میآورد و به تجربهای متناقض نزدیک میکند؛ تجربهای که در آن دلبستگی و آزردگی، گاه در یک لحظه همنشیناند. پوکی؛ نیروی محرک و مرکز عاطفی فیلم پوکی بیتردید مهمترین دستاورد فیلم است. بازی لایزا مینلی به شخصیت انرژی و بیقراری میبخشد، اما او را به مجموعهای از رفتارهای عجیب یا شوخیهای نمایشی تقلیل نمیدهد.
« فیلم مسیر رابطه را بیشتاب و بدون اتکا به حادثههای بزرگ دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پشت پرحرفی و جسارتش، حساسیتی آشکار و هراسی عمیق از طردشدن دیده میشود. رفتارهایش گاهی خندهدارند، گاهی آزاردهنده و گاهی به شکلی ناگهانی اندوهبار؛ همین تغییرپذیری است که او را زنده و باورپذیر میکند. مینلی نقش را با حرکتی پیوسته میان طنز و آسیبپذیری پیش میبرد. پوکی ممکن است در یک لحظه با اعتمادبهنفس همه توجهها را به خود جلب کند و کمی بعد، از همان توجه بترسد یا در برابر بیاعتنایی احتمالی بههم بریزد.
بازیگر، این دگرگونی را نه با توضیحهای روانشناسانه، بلکه از راه لحن، نگاه و ریتم کلام منتقل میکند. نتیجه شخصیتی است که نمیتوان بهآسانی دوستش داشت یا محکومش کرد؛ او هم جاذبه دارد و هم فرسایندگی. جری و محدودیت زاویه دید در برابر آشفتگی پوکی، جری چهرهای خاموش، محتاط و منظم دارد.
تفاوت میان آن دو نخست به رابطهشان نیرویی کمیک میدهد، اما بهتدریج به سرچشمه تنش بدل میشود. جری در ظاهر نقطه اتکای پوکی است؛ بااینحال، خویشتنداری او همیشه به معنای درککردن نیست. گاه سکوتش نوعی فاصلهگذاری است و گاه راهی برای پرهیز از تصمیمی دشوار. ضعف مهم فیلم نیز همینجاست: جری در قیاس با پوکی کمتر بسط مییابد.
« پشت پرحرفی و جسارتش، حساسیتی آشکار و هراسی عمیق از طردشدن دیده میشود. »
شخصیتها و اجرا
او بیشتر از آنکه شخصیتی با جهان درونی مستقل باشد، واکنشی به حضور پرقدرت دختر است. این نابرابری به فیلم کمک میکند تا از منظر تجربه پوکی به رابطه بنگرد، اما همزمان پرسشهایی را درباره جری بیپاسخ میگذارد: او دقیقاً چه میخواهد؟ تا چه اندازه از سر علاقه کنار پوکی میماند و تا چه اندازه از سر عادت، دلسوزی یا ناتوانی در رویارویی با تنهایی؟
کمعمقی نسبی شخصیت، بخشی از اثرگذاری رابطه را محدود میکند. عشق نخست، بدون آرمانسازی فیلم در نمایش عشق نخست، از کلیشههای رمانتیک فاصله میگیرد. دلدادگی اینجا درمانی جادویی برای تنهایی نیست؛ نزدیکی ممکن است تسکینبخش باشد، اما نیازها و اضطرابهای دو نفر را از میان نمیبرد. رابطه جری و پوکی با لحظههایی از شوخطبعی و صمیمیت جان میگیرد، ولی در پس آن، تفاوت بنیادینشان پابرجاست.
یکی میکوشد پیوندی مطمئن بسازد و دیگری از امنیتی که ممکن است به وابستگی بدل شود، همزمان میترسد و به آن نیاز دارد. از این منظر، عنوان فیلم نیز حالتی استعاری پیدا میکند: پوکی به محیطی تعلق دارد که در آن پذیرفتهشدن آسان نیست و جری نیز نمیتواند صرفاً با مهربانی، همه شکافهای میانشان را پر کند.
« او بیشتر از آنکه شخصیتی با جهان درونی مستقل باشد، واکنشی به حضور پرقدرت دختر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم درباره «تغییر دادن» معشوق نیست؛ درباره مواجهه با محدودیتهای عشق است. محبت میتواند واقعی باشد، بیآنکه الزاماً به سازگاری پایدار بینجامد. لحن؛ میان شوخی و اندوه یکی از ویژگیهای دوگانه فیلم، نوسان لحن آن است. لحظات کمدی از رفتارهای ناگهانی و گفتار پرشتاب پوکی نیرو میگیرند؛ در مقابل، صحنههای خلوت و غمگین بر تنهایی شخصیتها و شکنندگی پیوندشان مکث میکنند.
این جابهجایی در بهترین لحظهها تصویری پیچیده از زندگی عاطفی جوانان میسازد: آدمی میتواند هم خندهدار باشد و هم درمانده، و یک موقعیت سبک ناگهان بار عاطفی سنگینی پیدا کند. بااینحال، گذار میان این دو لحن همیشه هموار نیست. بعضی صحنهها از شوخی به اندوه میرسند، بیآنکه میان آنها پلی کافی ساخته شده باشد؛ در نتیجه، واکنش تماشاگر ممکن است میان همدلی و فاصله معلق بماند.
فیلم در لحظات آرام و کمادعا، بیشتر به هدفش نزدیک میشود تا زمانی که کمدی را با تأکید به صحنه میآورد. ناهماهنگی لحن، نقصی واقعی است، اما گاه همین بیثباتی با آشفتگی عاطفی پوکی نیز همخوان میشود. فضا، تصویر و موسیقی پاکولا در نخستین تجربه کارگردانی بلندش، از جلوهگری پرهیز میکند و به مشاهدهگری آرام تکیه دارد.
« فیلم درباره «تغییر دادن» معشوق نیست؛ درباره مواجهه با محدودیتهای عشق است. »
قوتها و کاستیها
فضای دانشگاهی و مسیرهای رفتوآمد، زمینهای آشنا برای رابطه فراهم میکنند، اما فیلم آنها را به پسزمینهای تزئینی بدل نمیکند: محیط اجتماعی مدام یادآور تفاوت میان پوکی و جمع اطرافش است. او در کنار دیگران نیز تنها میماند؛ نه بهسبب آنکه هیچکس حضور ندارد، بلکه چون تماس و تفاهم برایش دشوار است.
در مقابل، صحنههای مهمانی از پختهترین بخشهای اجرا نیستند. میزانسن و حرکت جمعیت همیشه حس طبیعی و زندهای نمیسازند و موقعیت گاهی بیش از آنکه به شکلی ارگانیک گسترش یابد، نقش ابزاری در پیشبرد تنش را پیدا میکند. موسیقی نیز با خویشتنداری به کار میرود و به فضای تأملی اثر کمک میکند.
ترانه «Come Saturday Morning» از معدود نشانههای موسیقایی برجسته فیلم است؛ ترانهای که حالوهوای جوانی و وعدههای عاشقانه را با نوعی دلتنگی همراه میسازد. جمعبندی «The Sterile Cuckoo» فیلمی است که بیش از قصهگویی پرحادثه، بر حضور و رابطه تکیه دارد. قوت اصلی آن بازی درخشان و چندلایه لایزا مینلی و تواناییاش در آمیختن شوخطبعی با脆ندگی عاطفی است؛ همچنین، نگاه فیلم به عشق نخست از صداقتی برخوردار است که آن را از خیالپردازیهای سادهدلانه دور میکند.
« او در کنار دیگران نیز تنها میماند؛ نه بهسبب آنکه هیچکس حضور ندارد، بلکه چون تماس و تفاهم برایش دشوار است. »
جمعبندی
در سوی دیگر، شخصیت کمپرداخته جری، ناهماهنگی گاهبهگاه لحن و خامی برخی صحنههای جمعی، مانع از آن میشوند که همه اجزای فیلم به یک اندازه قانعکننده باشند. بااینهمه، اثر در لحظههای آرام و اندوهبارش ماندگار میشود: در تصویری از دو جوان که به یکدیگر نزدیکاند، اما راهی روشن برای فهمیدن و نگهداشتن هم ندارند.
فیلم نه رابطه را به حکم اخلاقی تبدیل میکند و نه از آن افسانهای عاشقانه میسازد؛ بهجای آن، لطافت و دشواری دلبستگی را کنار هم مینشاند و تماشاگر را با احساسی تلخوشیرین تنها میگذارد.



ثبت دیدگاه