نقد و بررسی
نقد همسران استپفورد (The Stepford Wives) | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: وحشت در خانهای آراسته «The Stepford Wives» ساختهٔ Bryan Forbes، اقتباسی از رمان Ira Levin، در ظاهر قصهٔ زنی است که همراه خانوادهاش از نیویورک به شهری آرام در کنتیکت نقل مکان میکند؛ اما زیر این جابهجایی ساده، پرسشی هراسآور نهفته است: چه چیزی از انسان باقی میماند اگر از او فقط نقشِ مورد پسند دیگران را بخواهند؟
فیلم با فاصله گرفتن از ترسهای پرسروصدا، وحشتی روزمره و خانگی میسازد؛ وحشتی که در سکوت خانههای مرتب، لبخندهای ثابت و گفتوگوهای بیش از حد معمولی پنهان شده است. جوانا ابرهارت، با بازی Katharine Ross، زنی مستقل و علاقهمند به عکاسی است که در محیط تازهاش میکوشد زندگی و هویت خود را حفظ کند.
اما استپفورد بهتدریج کمتر شبیه مقصدی برای یک شروع تازه و بیشتر شبیه فضایی میشود که در آن تفاوت، نه امتیاز، بلکه خطری بالقوه است. این بررسی از گشودن پیچش اصلی و پایان فیلم پرهیز میکند. استپفورد؛ آرامشی که ناآرام میکند یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، ساختن فضایی است که بهجای آنکه آشکارا تهدیدآمیز باشد، بیش از اندازه آرام و بینقص به نظر میرسد.
« این بررسی از گشودن پیچش اصلی و پایان فیلم پرهیز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانهها مرتباند، رفتارها مؤدبانه است و زندگی روزمره با نظمی تحسینبرانگیز پیش میرود. اما همین سطحِ صیقلی بهمرور حالتی خفقانآور پیدا میکند. فیلم بهدرستی درمییابد که گاهی ترس از دلِ بینظمی نمیآید؛ از نظمی میآید که هیچ شکاف و لغزشی را تاب نمیآورد. استپفورد در این معنا تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه تصویری از جامعهای است که آسایش را با اطاعت اشتباه میگیرد.
در این شهر، آنچه «طبیعی» و «مطلوب» جلوه داده میشود، بهتدریج جایگزین فردیت میشود. سکون ظاهری محیط، در تضاد با نگرانی فزایندهٔ جوانا قرار میگیرد و هرچه او بیشتر میکوشد تناقضها را بفهمد، فاصلهاش با جهان پیرامون بیشتر احساس میشود. بازیها و جانبخشی به شخصیتها Katharine Ross نقش جوانا را با ترکیبی از هوشیاری، آسیبپذیری و سرسختی اجرا میکند.
او شخصیت را به قهرمانی بینقص بدل نمیسازد؛ جوانا گاهی مردد و درمانده است، اما توانایی دیدن آن چیزی را دارد که دیگران ترجیح میدهند نادیده بگیرند. این تردیدها به بازی او واقعیتی انسانی میبخشند و باعث میشوند اضطرابش صرفاً وسیلهای برای پیشبردن قصه نباشد. Paula Prentiss نیز در نقش بابی مارکوه حضوری مؤثر دارد.
« خانهها مرتباند، رفتارها مؤدبانه است و زندگی روزمره با نظمی تحسینبرانگیز پیش میرود. »
شخصیتها و اجرا
دوستی او با جوانا، فیلم را از انزوای محض بیرون میآورد و به مخاطب امکان میدهد تجربهٔ اضطراب را در رابطهای صمیمانهتر دنبال کند. شیمی میان این دو بازیگر باورپذیر است و دوستیشان اهمیت عاطفی پیدا میکند، زیرا هرکدام در برابر فضایی قرار دارند که روابط را نیز به سوی قالبهای آماده میراند.
بازیگران فرعی هم به شکلگیری این جهان کمک میکنند؛ حتی رفتارهای کوچک و عادیشان میتواند در ذهن مخاطب پرسش ایجاد کند. نقد زنستیزی و سیاستِ خانهداری هستهٔ ماندگار فیلم در نقد تصویری نهفته است که زن را به خدمتگزاری خانگی و رضایتبخشی برای دیگران تقلیل میدهد. خانهداری بهخودیخود موضوع نکوهش فیلم نیست؛ مسئله آنجاست که یک نقش اجتماعی به معیار ارزش انسان بدل میشود و زنانی که علایق، حرفه یا میل مستقل دارند، بهعنوان کسانی معرفی میشوند که باید «اصلاح» شوند.
فیلم این منطق را از راه رفتارها و فضاها آشکار میکند، نه صرفاً با سخنرانیهای مستقیم. از این منظر، جزئیاتی نظیر تأکید اغراقآمیز بر ظاهر، آشپزی و رضایت همسر، بار سیاسی پیدا میکنند. آنچه در نگاه نخست پسندیده و بیآزار است، در کنار حذف کنجکاوی و استقلال، چهرهای تیره مییابد. فیلم نشان میدهد سلطه همیشه با خشونت آشکار ظاهر نمیشود؛ گاهی خود را در زبانِ سلیقه، نظم، آسایش و «همسر ایدهآل» پنهان میکند.
« فیلم این منطق را از راه رفتارها و فضاها آشکار میکند، نه صرفاً با سخنرانیهای مستقیم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق و زبان تصویری کارگردانی Bryan Forbes بر تدریج و انباشت تکیه دارد. فیلم بهجای آنکه از آغاز خطر را توضیح دهد، نشانههایی کوچک میچیند: واکنشهایی که اندکی نامتناسباند، مکثهایی که بیش از حد طول میکشند، یا رفتارهایی که تکرارشان از حدِ عادت فراتر میرود. حاصل، تعلیقی خزنده است؛ مخاطب پیش از آنکه بتواند خطر را دقیق نامگذاری کند، آن را حس میکند.
این رویکرد با سبک بصری نسبتاً مهارشدهٔ فیلم همخوان است. دوربین اغلب بهجای نمایش آشکار وحشت، اجازه میدهد فضای منظم شهر خود به منبع تهدید بدل شود. از همین رو، فیلم بیش از آنکه اثری ترسناک به معنای متعارف باشد، تجربهای معذبکننده و روانشناختی است. ترس آن در فاصلهٔ میان آنچه دیده میشود و آنچه از آن برداشت میکنیم شکل میگیرد؛ فاصلهای که فیلم آگاهانه برای مدتی باز نگه میدارد.
ریتم و منطق روایی ساختار آرام فیلم هم نقطهٔ قوت آن است و هم منشأ بخشی از کاستیهایش. در بخشهای ابتدایی، آهستگی به جاافتادن محیط و تشدید حس بیگانگی کمک میکند؛ اما در میانه، برخی صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند و حرکت داستان کند میشود. این کندی گاهی فرصت مناسبی برای تماشای جزئیات فراهم میآورد، ولی گاهی نیز از نیروی تعلیق میکاهد و حس میشود فیلم در حال دور زدن همان نگرانیهاست، بیآنکه هر بار لایهٔ تازهای به آن بیفزاید.
« تعلیق و زبان تصویری کارگردانی Bryan Forbes بر تدریج و انباشت تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، منطق برخی جزئیاتِ سازوکار داستان برای همهٔ مخاطبان یکسان قانعکننده نخواهد بود. فیلم بیش از آنکه بر توضیح فنی و واقعگرایانه تکیه کند، بر نیروی استعاری ایدهاش سرمایه میگذارد. این انتخاب در سطح تماتیک کارآمد است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر جزء روایی با جزئیاتی دقیق توجیه شود، باورپذیری ماجرا را تضعیف کند.
اثری از ۱۹۷۵ با پژواکی فراتر از زمان خود «The Stepford Wives» محصول دورهای است که بحث استقلال زنان و نقشهای جنسیتی در فرهنگ عمومی حضور پررنگی داشت. واکنشها به فیلم در زمان اکران یکدست نبود، اما اثر در گذر سالها جایگاه فرهنگی ویژهای پیدا کرد و عنوان «همسر استپفوردی» به اصطلاحی شناختهشده برای اشاره به زنی بدل شد که به قالبی مطیع و بینقص فروکاسته شده است.
این ماندگاری نشان میدهد فیلم، فراتر از معمای داستانی خود، تصویری ساخته که مخاطبان نسلهای بعد نیز آن را قابلفهم یافتهاند. البته تماشای فیلم امروز تفاوتهایی را نیز آشکار میکند. برخی جنبههای روایت و ریتم، به سینمای دههٔ هفتاد تعلق دارند و ممکن است برای تماشاگر عادتکرده به تدوین تند و توضیحهای صریح، کند یا کمتحرک جلوه کنند.
« از سوی دیگر، منطق برخی جزئیاتِ سازوکار داستان برای همهٔ مخاطبان یکسان قانعکننده نخواهد بود. »
جمعبندی
بااینحال، ایدهٔ محوری اثر همچنان نگرانکننده است: فشار برای پذیرفتهشدن، هنگامی که با حذف خواستههای شخصی همراه شود، میتواند شکلی از خشونت باشد؛ حتی اگر چهرهای آرام و محترمانه داشته باشد. جمعبندی «The Stepford Wives» بیش از آنکه بر ترسهای ناگهانی تکیه کند، در پی ساختن حسِ ماندگارِ بیاعتمادی است.
بازیهای Katharine Ross و Paula Prentiss به روایت بُعد انسانی میبخشند و فضای آراستهٔ شهر، بهتدریج به صحنهای برای نقد قدرت و همرنگی تبدیل میشود. فیلم در میانه گاه کشدار است و بعضی جزئیات رواییاش ممکن است از منظر واقعگرایی سست به نظر برسد؛ بااینهمه، نیروی استعاری و پرسش اخلاقیاش از میان نمیرود.
این اثری است که بهجای ارائهٔ آسودگی، مخاطب را با پرسشی ناخوشایند تنها میگذارد: وقتی جامعه از انسان میخواهد برای دوستداشتنی یا پذیرفتنی بودن، خودِ واقعیاش را کنار بگذارد، مرز میان سازگاری و محو شدن کجاست؟
ثبت دیدگاه