نقد و بررسی
نقد The Special Relationship | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان سیاست و صمیمیت «The Special Relationship» درامی سیاسی است که میدان اصلیاش نه تالارهای رسمی قدرت، بلکه فاصلهی باریک میان همکاری و وابستگی است؛ جایی که دو رهبر میکوشند منافع ملی را با اعتماد شخصی، نزدیکی فکری و نیاز متقابل درهم بیامیزند. فیلم مسیر تونی بلر را از سیاستمداری جوان که هنوز جایگاهش را در صحنهی جهانی نیافته تا نخستوزیری باتجربه دنبال میکند و در مرکز روایت، رابطهی او با بیل کلینتون را قرار میدهد.
قصه در کنار این دو مرد، زندگی سیاسی و شخصی دو زوج را نیز وارد قاب میکند و از همین راه میپرسد: آیا دوستی میان صاحبان قدرت میتواند از محاسبهی سیاسی جدا بماند؟ عنوان فیلم به پیوند ویژهی بریتانیا و ایالات متحده اشاره دارد، اما اثر آن را صرفاً رابطهای میان دو دولت نمیبیند. نزدیکی بلر و کلینتون همزمان صمیمی، راهبردی و شکننده است؛ آمیزهای که فیلم در بهترین لحظههایش با ظرافت میکاود.
چهرهپردازی و بازی مایکل شین نقطهی اتکای اصلی فیلم، بازی مایکل شین در نقش تونی بلر است. او بهجای آنکه تنها به بازسازی ظاهر و لحن سیاستمدار بسنده کند، تصویری از ذهنی پرجنبوجوش و حسابگر میسازد: مردی که با انرژی و لبخند پیش میرود، اما پیوسته در حال سنجیدن فرصتها، واکنشها و جایگاه خویش است.
شین بلر را نه یک شمایل تاریخیِ بیحرکت، بلکه شخصیتی متغیر و تماشایی جلوه میدهد؛ کسی که در برابر همپیمان نیرومندش گاه تحسینگر و مشتاق است و گاه میخواهد از سایهی او بیرون بیاید. از جذابیت بازی شین، پیوند میان تقلید و تفسیر است. شباهتهای رفتاری و لحنِ آشنا به شخصیت تاریخی، نقش را باورپذیر میکند؛ اما بازیگر در تقلید محض متوقف نمیشود.
« چهرهپردازی و بازی مایکل شین نقطهی اتکای اصلی فیلم، بازی مایکل شین در نقش تونی بلر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در مکثها، نگاهها و تغییرهای کوچک در حالت چهره، جاهطلبی و اضطراب را به نمایش میگذارد. لبخندهای بلر نیز صرفاً نشانهی خوشخلقی نیستند؛ گاه راهی برای جلب اعتمادند و گاه پوششی برای سنجیدن طرف مقابل. همین لایهمندی باعث میشود حضور او از بسیاری از صحنهها انرژی بگیرد. شیمی میان بلر و کلینتون رابطهی بلر و کلینتون موتور عاطفی و نمایشی فیلم است.
فیلم از تصویر رسمی سیاستمدارانی که تنها پشت میز مذاکره با یکدیگر روبهرو میشوند فاصله میگیرد و میانشان نوعی آشنایی و صمیمیت میسازد. این نزدیکی گاه حالوهوایی گرم و حتی بامزه دارد؛ دو مردی که در گفتوگوهایشان همدیگر را میخوانند، از هم اثر میپذیرند و در عین حال میدانند هرکدام نمایندهی کشوری با منافع و محدودیتهای متفاوت است.
هماهنگی بازیگران به این رابطه کشش میدهد. در صحنههای مشترک، کنش اصلی همیشه در گفتههای صریح نیست؛ گاهی در واکنشها و سکوتهاست. تماشاگر میتواند در یک گفتوگوی دوستانه هم رقابت را ببیند و در یک لحظهی سیاسی، نشانهای از اعتماد شخصی را تشخیص دهد. فیلم در این بخشها بهخوبی درمییابد که دیپلماسی، برخلاف تصور رایج، فقط مجموعهای از مواضع رسمی نیست؛ شخصیت، جذابیت و توانایی ایجاد پیوند نیز در آن نقش دارند.
بااینحال، این شیمی به همان اندازه که اثر را جذاب میکند، به نقطهی آسیبپذیرش نیز بدل میشود. دنیس کواید در نقش کلینتون بهگمان برخی تماشاگران به اندازهی شین باورپذیر نیست. گاه حضورش بیش از آنکه شخصیتی مستقل و پیچیده بسازد، به بازآفرینی بیرونیِ چهرهای مشهور نزدیک میشود. از این رو، تعادل دوگانهی مرکزی فیلم اندکی به سود بلر برهم میخورد.
« او در مکثها، نگاهها و تغییرهای کوچک در حالت چهره، جاهطلبی و اضطراب را به نمایش میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
سیاست بهمثابه روایت و نمایش فیلم از رخدادهای سیاسی و کشمکشهای بینالمللی برای پیشبردن رابطهی دو شخصیت استفاده میکند. سیاست در اینجا پسزمینهای تزئینی نیست؛ موقعیتی است که دوستی، وفاداری و جاهطلبی را میآزماید. تغییر جایگاه بلر در برابر کلینتون، بهتدریج به بخشی از درام بدل میشود: او از کسی که به تجربهی همتای آمریکایی خود چشم دارد، به سیاستمداری تبدیل میشود که خواهان سهمی مستقلتر در تصمیمگیریهای جهانی است.
این جابهجایی به اثر ساختاری قابلفهم میدهد. هر مقطع سیاسی، مرحلهای در تحول شخصی بلر نیز هست و مخاطب میبیند که چگونه اعتمادبهنفس او شکل میگیرد و رابطهی دو رهبر در برابر فشارهای بیرونی تغییر میکند. فضای سیاسی فیلم دیدنی است، زیرا قدرت را تنها در تصمیمهای بزرگ خلاصه نمیکند؛ آن را در گفتوگو، زمانبندی، زبان بدن و کوشش برای تعریف دوبارهی یک اتحاد نیز جستوجو میکند.
اما همین روش گاه روایت را به مرور تاریخ نزدیک میسازد. برخی بخشها بیشتر اطلاعات را از نقطهای به نقطهی دیگر منتقل میکنند تا آنکه تنش دراماتیک تازهای بیافرینند. در چنین لحظههایی، فیلم بهجای آنکه تاریخ را به تجربهای زنده تبدیل کند، شبیه گزارشی فشرده از رویدادها میشود. تماشاگر علاقهمند به سیاست احتمالاً از این تراکم اطلاعات لذت میبرد، اما برای مخاطبی که انتظار درامی شخصیتمحور دارد، بعضی گذرها ممکن است خشک و شتابزده جلوه کند.
دو زوج و حاشیهی قدرت حضور همسران دو رهبر، فیلم را از محدودشدن به رابطهی مردانهی بلر و کلینتون نجات میدهد. چری بلر و هیلاری کلینتون تنها چهرههایی برای تکمیل قاب خانوادگی نیستند؛ حضورشان یادآور این است که قدرت عمومی در خلأ شکل نمیگیرد و زندگی خصوصی همواره در معرض نگاه و داوری سیاسی قرار دارد.
« سیاست در اینجا پسزمینهای تزئینی نیست؛ موقعیتی است که دوستی، وفاداری و جاهطلبی را میآزماید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از طریق دو زوج، تفاوت در انتظارات اجتماعی و شیوهی حضور زنان در کنار رهبران را نیز به سطح روایت میآورد. بااینحال، این خط فرعی نسبت به رابطهی مرکزی فرصت کمتری برای گسترش دارد. همسران گاهی بیش از آنکه صاحبان دیدگاه و مسیر مستقل باشند، به بازتابی از فشارهای وارد بر مردان سیاسی تبدیل میشوند.
این کاستی، بهویژه در اثری که عنوان و مضمونش از رابطه و پیوند سخن میگوید، محسوس است؛ زیرا میتوانست جهان عاطفی و خانوادگی شخصیتها را عمیقتر کند و نشان دهد که تصمیمهای سیاسی چگونه به فضای خانه راه مییابند. کارگردانی، ریتم و لحن ریچارد لانکرین اثر را با لحنی مهارشده پیش میبرد.
فیلم بهجای تکیه بر صحنههای عظیم یا هیجانسازی پرزرقوبرق، به گفتوگوها، موقعیتهای رسمی و جابهجاییهای کوچک در مناسبات شخصیتها متکی است. این انتخاب با موضوع سازگار است: دیپلماسی اغلب در ظاهر آرام و تشریفاتی پیش میرود، حال آنکه زیر سطح، رقابت و کشمکش جریان دارد. ریتم کلی در بخشهایی که بر تعامل دو رهبر متمرکز است، کشش خوبی دارد؛ رابطهای که از تحسین و همکاری آغاز میشود، پیوسته در معرض سوءتفاهم و تغییر موازنه قرار میگیرد.
اما در میان این لحظهها، گذرهای تاریخی و توضیحی گاهی ریتم را کند میکنند. فیلم همچنین در برخی گفتوگوها بیش از اندازه به جملههایی تکیه دارد که ظاهراً برای بیان معنای تاریخی یا سیاسی یک موقعیت ساخته شدهاند. نتیجه آن است که بعضی مکالمات بهجای آنکه گفتوگویی خودجوش به نظر برسند، صدای نویسنده را آشکار میکنند.
« فیلم از طریق دو زوج، تفاوت در انتظارات اجتماعی و شیوهی حضور زنان در کنار رهبران را نیز به سطح روایت میآورد. »
قوتها و کاستیها
جانبداری و مرز میان درام و تاریخ مهمترین محدودیت اثر، گرایش آن به ترسیم تصویری بیش از اندازه مثبت از بلر است. فیلم او را شخصیتی باهوش، دلنشین و رو به رشد نشان میدهد و گاه چنان بر تواناییها و جذابیتش تأکید میکند که فاصلهی انتقادی کمرنگ میشود. این شیوه به روایت انسجام میدهد، اما پیچیدگی شخصیت تاریخی را نیز محدود میسازد.
تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم بهجای آنکه بلر را در برابر تناقضهایش قرار دهد، بیشتر میخواهد او را شایستهی تحسین جلوه دهد. درام تاریخی ناگزیر بخشی از واقعیت را فشرده میکند و گفتوگوهایی را بازمیآفریند که شاید عیناً ثبت نشده باشند. مسئله، صرفِ بازآفرینی نیست؛ مسئله این است که آیا فیلم به مخاطب امکان میدهد مرز میان تفسیر و واقعیت را حس کند یا نه.
در این اثر، گاهی رابطهی خصوصی و گفتوگوهای پشتپرده چنان قطعی و صیقلی به نظر میرسند که ساختگیبودنشان به چشم میآید. این امر مانع از آن نیست که روایت مؤثر باشد، اما از قدرت آن بهعنوان تصویری چندوجهی از سیاست میکاهد. جمعبندی «The Special Relationship» درامی گفتوگومحور و خوشساخت است که نیروی اصلیاش را از بازی پرجزئیات مایکل شین و کشش میان بلر و کلینتون میگیرد.
فیلم با موفقیت نشان میدهد که اتحاد سیاسی چگونه میتواند همزمان بر پایهی منفعت، تحسین و پیوند شخصی شکل بگیرد؛ همچنین فضای سیاست را از خلال مناسبات انسانی دیدنی میکند، نه فقط از راه تصمیمهای رسمی. در سوی دیگر، روایت گاه به مرور تاریخی خشک نزدیک میشود، برخی گفتوگوها بیش از اندازه پرداختشده به نظر میرسند و چهرهپردازی ستایشآمیز بلر از پیچیدگی اثر میکاهد.
« جانبداری و مرز میان درام و تاریخ مهمترین محدودیت اثر، گرایش آن به ترسیم تصویری بیش از اندازه مثبت از بلر است. »
جمعبندی
بازی کلینتون نیز برای همه به یک اندازه قانعکننده نخواهد بود. با وجود این ناهمواریها، فیلم برای تماشاگر علاقهمند به درامهای سیاسی و بازیهای شخصیتمحور اثری جذاب است؛ اثری که بهترین لحظههایش نه در شرح رویدادها، بلکه در نوسان ظریف میان رفاقت و مصلحت پدیدار میشود.
« بازی کلینتون نیز برای همه به یک اندازه قانعکننده نخواهد بود. »
ثبت دیدگاه