نقد و بررسی
نقد محاصره (The Siege) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی میان تریلر و هشدار سیاسی ادوارد زویک در «The Siege» داستانی امنیتی را به نقطهٔ آغاز بحثی سیاسی تبدیل میکند: وقتی جامعهای زیر فشار ترس و خشونت قرار میگیرد، تا کجا حاضر است آزادیهای مدنی را به نام امنیت محدود کند؟ فیلم که در سال ۱۹۹۸ ساخته شد، نیویورک را درگیر رشتهای از حملات میکند و آنتونی هابارد، مأمور افبیآی با بازی دنزل واشینگتن، را در مرکز تلاش برای کشف شبکهٔ پشت این رخدادها قرار میدهد.
همزمان، حضور الیز کرافت، مأمور سیا، و ژنرال ویلیام دورو با بازی بروس ویلیس، ماجرا را از یک تعقیبوگریز پلیسی فراتر میبرد و به میدان برخورد نهادها و برداشتهای متفاوت از امنیت بدل میکند. فیلم در این مسیر، بهجای آنکه صرفاً بر هیجان حادثهها تکیه کند، میکوشد پیامد سیاسی واکنش به بحران را نیز بسنجد.
ریتمی که از بحران نیرو میگیرد «The Siege» از همان آغاز، حس ناامنی را بهتدریج در فضای شهری میگستراند. تماشاگر با یک پروندهٔ منفرد روبهرو نیست؛ هر حادثه لایهای تازه به بحران میافزاید و فشار زمانی بر شخصیتها را بیشتر میکند. این شیوه، به فیلم کششی پیوسته میدهد: هابارد و گروهش باید سرنخها را دنبال کنند، در حالی که تصمیمهای شتابزدهٔ سیاسی و نظامی نیز شرایط را پیچیدهتر میکند.
کارگردانی زویک بر تقابل میان خیابانهای پرآشوب و فضاهای رسمیِ تصمیمگیری تکیه دارد. به این ترتیب، تهدید تنها در انفجار یا تعقیب دیده نمیشود؛ در جلسهها، بازجوییها و دستورهایی نیز حضور دارد که میتوانند زندگی شهروندان را دگرگون کنند. فیلم در بهترین لحظههایش این دو سطح را به هم پیوند میزند و نشان میدهد بحران امنیتی چگونه از صحنهٔ حادثه به ساختار قدرت سرایت میکند.
« ریتمی که از بحران نیرو میگیرد «The Siege» از همان آغاز، حس ناامنی را بهتدریج در فضای شهری میگستراند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، همین شتاب گاهی به بهای مکث و تأمل تمام میشود: برخی رویدادها چنان سریع پشت سر هم میآیند که فرصت کافی برای سنجیدن انگیزهها و پیامدهایشان باقی نمیماند. تعلیق در خدمت یک پرسش اخلاقی نیروی اصلی فیلم فقط در این نیست که چه کسی پشت حملههاست، بلکه در پرسشی است که از دل بحران برمیخیزد: آیا امنیت میتواند توجیهی برای کنارگذاشتن قانون و حقوق شهروندی باشد؟
با بالاگرفتن هراس عمومی، پاسخهای سختگیرانه و فوری جذابتر به نظر میرسند. فیلم، اما، فاصلهٔ میان «اقدام قاطع» و «اقدام موجه» را برجسته میکند و از مخاطب میخواهد میان این دو تمایز بگذارد. این وجه سیاسی همچنان نیرویی قابلتوجه به اثر میبخشد، زیرا مسئلهای را طرح میکند که به یک دوره یا یک شهر محدود نیست.
در عین حال، فیلم گاهی پیام خود را بیش از اندازه مستقیم بیان میکند. هرگاه شخصیتها به جای آنکه تعارض را از راه انتخاب و رفتارشان نشان دهند، آن را در قالب جملههای صریح توضیح میدهند، از ظرافت درام کاسته میشود. مضمون مهم است، اما بیانِ مکرر آن میتواند به خطابه نزدیک شود و بخشی از تأثیری را که پیشتر از تصویر و موقعیت حاصل شده بود، تضعیف کند.
بازیها و برخورد شخصیتها دنزل واشینگتن، هابارد را مأموری عملگرا و مصمم میسازد که در عین پیگیری وظیفه، نسبت به حد و مرزهای قانونی حساس است. اجرای او به شخصیت وزن انسانی میدهد و مانع میشود که هابارد صرفاً قهرمانی شکستناپذیر یا سخنگوی پیام فیلم به نظر برسد. توانایی واشینگتن در جابهجایی میان اقتدار حرفهای و تردید اخلاقی، یکی از تکیهگاههای مهم روایت است.
« با بالاگرفتن هراس عمومی، پاسخهای سختگیرانه و فوری جذابتر به نظر میرسند. »
شخصیتها و اجرا
آنته بنینگ در نقش الیز کرافت حضوری حسابشده دارد؛ شخصیت او به سبب پیوندش با دستگاه اطلاعاتی و رابطهاش با پرونده، همکار ساده و قابلپیشبینی هابارد نیست. بروس ویلیس نیز در نقش دورو، خویشتندار و تهدیدآمیز ظاهر میشود و کشمکش او با هابارد را از جدال شخصی فراتر میبرد: این تقابل، برخورد دو منطق متفاوت دربارهٔ اختیار و امنیت است.
تونی شلهوب در نقش فرانک حداد، شریک هابارد، به درام بُعدی شخصیتر میافزاید؛ حضور او یادآور میشود که بحرانهای سیاسی فقط در سطح نهادها رخ نمیدهند و پیامدشان به خانوادهها و شهروندان نیز میرسد. بازیگران اصلی در مجموع باورپذیرند، هرچند تراکم خطهای داستانی گاهی مجال کافی برای پرورش همهٔ شخصیتها باقی نمیگذارد.
نیویورک و فضای محاصره شهر در «The Siege» صرفاً پسزمینه نیست؛ نیویورک به فضایی بدل میشود که احساس محاصره در آن بهتدریج گسترش مییابد. خیابانها، مراکز عمومی و نهادهای حکومتی، هرکدام بخشی از تصویری را میسازند که در آن زندگی عادی زیر سایهٔ تهدید قرار گرفته است. فیلم از این فضا برای خلق تعلیق استفاده میکند، اما مهمتر از آن، نشان میدهد چگونه هراس عمومی میتواند نگاه مردم به یکدیگر را تغییر دهد.
یکی از دشوارترین لایههای اثر، بازنمایی جامعهٔ عربتبار و مسلمان در میانهٔ بحران است. فیلم میخواهد تبعیض و بدگمانی جمعی را نقد کند، ولی همزمان از تصویرهای آشنای هالیوودی دربارهٔ تروریسم و خاورمیانه نیز بهره میبرد. این دو گرایش همیشه بهخوبی با هم سازگار نمیشوند. از یک سو، اثر با نشاندادن پیامدهای برخورد جمعی و مشکوکانگاری، نگرانی خود را از قربانیشدن بیگناهان آشکار میکند؛ از سوی دیگر، بعضی از عناصر روایی ممکن است همان کلیشههایی را فعال کنند که فیلم قصد به چالش کشیدنشان را دارد.
« یکی از دشوارترین لایههای اثر، بازنمایی جامعهٔ عربتبار و مسلمان در میانهٔ بحران است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تنش، هم نقطهٔ قابلبحث فیلم است و هم دلیلی برای آنکه تماشای آن صرفاً به هیجان داستان محدود نماند. فیلمنامه؛ گسترده، اما گاهی پراکنده فیلمنامه میکوشد چند حوزه را همزمان پوشش دهد: تحقیق افبیآی، رقابت نهادهای اطلاعاتی، تصمیمهای نظامی، فضای رسانهای و تجربهٔ شهروندان. این گستردگی در بخشهایی به فیلم بُعد میدهد و اجازه میدهد بحران از منظرهای گوناگون دیده شود.
اما پیوند میان این خطها همیشه هموار نیست. گاهی روایت با افزودن شخصیت یا مسئلهای تازه، تمرکز خود را از دست میدهد و مخاطب بهجای آنکه عمق بیشتری در انگیزهها ببیند، با انبوهی از اطلاعات و تقابلهای موازی روبهرو میشود. ضعف دیگر به انگیزهٔ حملهها و منطق برخی تصمیمها مربوط است.
فیلم برای حرکت داستان به تهدیدهای پیاپی نیاز دارد، اما گاه توضیح کافی نمیدهد که چرا شخصیتها به این نقطه رسیدهاند یا چگونه باید پیچیدگی رفتارشان را فهمید. در نتیجه، بخشی از تعلیق مؤثر است، ولی بخشی دیگر به سازوکار روایی وابسته میماند. همچنین روند کلی ماجرا در بعضی مقاطع قابلحدس میشود؛ نه لزوماً به این دلیل که فیلم همهچیز را زود آشکار میکند، بلکه چون برخی الگوهای آشنای تریلر سیاسی را بیآنکه به شکل تازهای دگرگون کند، به کار میگیرد.
اثری که با محدودیتهایش میاندیشد «The Siege» فیلمی بینقص نیست و میان تریلر پرتنش و درام سیاسی گاهی تعادلش را از دست میدهد. بعضی شخصیتها کمتر از آنچه ظرفیتشان وعده میدهد بسط مییابند، روایت در مقاطعی شلوغ میشود و پیام اخلاقیاش گاهی بیش از اندازه آشکار بیان میگردد. این کاستیها، بهویژه در بخشهایی که فیلم باید همزمان چند بحران را پیش ببرد، محسوساند.
« همین تنش، هم نقطهٔ قابلبحث فیلم است و هم دلیلی برای آنکه تماشای آن صرفاً به هیجان داستان محدود نماند. »
قوتها و کاستیها
با این همه، فیلم در آمیختن تعلیق با پرسشی اخلاقی موفقیتهایی دارد که از کلیشهٔ یک داستان صرفاً پلیسی فراتر میرود. حملهها موتور روایتاند، اما مسئلهٔ ماندگارتر، واکنش جامعه و حکومت به آنهاست: ترس چگونه به سیاست تبدیل میشود و چه کسانی هزینهٔ آن را میپردازند؟ اثر پاسخی ساده و بیابهام عرضه نمیکند، اما دستکم نشان میدهد که واگذاری قدرت، کنارگذاشتن قانون و بدگمانی به گروههای اجتماعی پیامدهایی دارند که با پایان یک بحران محو نمیشوند.
همین دغدغه، فیلم را همچنان قابلبحث نگه میدارد، حتی اگر برخی انتخابهای روایی و تصویریاش امروز محل انتقاد باشند. جمعبندی «The Siege» تریلری سیاسی و پرتنش است که بهترین دستاوردش را در برخورد میان امنیت و آزادی مییابد. ریتم زنده، بازیهای نیرومند، فضای شهریِ آکنده از اضطراب و کشمکش میان نهادهای حکومتی، آن را دیدنی میکنند؛ در مقابل، شلوغی روایت، پرداخت ناکافی برخی انگیزهها و گرایش به نتیجهگیریهای آشنا از تأثیرش میکاهند.
فیلم در بخشهایی بیش از آنکه به مخاطب اعتماد کند تا تعارض را از دل موقعیتها دریابد، مضمون خود را توضیح میدهد؛ بااینحال، پرسش محوریاش همچنان جاندار است. ارزش اثر نه در بینقصبودن، بلکه در تلاشش برای تبدیل یک تریلر حادثهمحور به تأملی دربارهٔ ترس، قدرت و مسئولیت اخلاقی نهفته است.
« جمعبندی «The Siege» تریلری سیاسی و پرتنش است که بهترین دستاوردش را در برخورد میان امنیت و آزادی مییابد. »
ثبت دیدگاه