نقد و بررسی
نقد تیراندازی (The Shooting) | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی که راه را به معما بدل میکند «The Shooting» ساختهٔ Monte Hellman، وسترنی است که از همان آغاز به قواعد آشنای ژانر وفادار نمیماند. داستان با موقعیتی ساده شکل میگیرد: دو معدنکار میپذیرند زنی ناشناس را از میان بیابان همراهی کنند؛ اما هرچه سفر پیش میرود، رفتار زن و حضور مردی مسلح، معنای این مأموریت را مبهمتر میکند.
فیلم اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و بهجای آنکه مسیر را به سوی پاسخهای روشن ببرد، بر پرسشهای تازه میافزاید. تعلیق اثر نه فقط از خطرهای بیرونی، بلکه از ندانستنِ انگیزهها و مقصد واقعی شخصیتها نیرو میگیرد. این انتخاب، تماشاگر را از جایگاه ناظرِ مطمئن بیرون میکشد. ما همراه شخصیتها در موقعیتی قرار میگیریم که هر نشانه میتواند معنایی چندگانه داشته باشد و هیچ توضیحی کاملاً اطمینانبخش نیست.
در نتیجه، فیلم بیش از آنکه دربارهٔ رسیدن به مقصد باشد، دربارهٔ تجربهٔ حرکت در مسیری نامعلوم است؛ سفری که هر گامش بر ابهام میافزاید. بیابان؛ منظرهای برای سرگردانی بیابان در «The Shooting» پسزمینهای تماشایی برای ماجراجویی نیست؛ نیرویی است که بر رفتار و ذهن شخصیتها فشار میآورد.
« تعلیق اثر نه فقط از خطرهای بیرونی، بلکه از ندانستنِ انگیزهها و مقصد واقعی شخصیتها نیرو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضای خشک و خلوت، نبودِ پناه و نشانههای اندکِ زندگی، جهان فیلم را از آسودگی و قطعیت تهی میکند. افقهای باز، برخلاف آنچه از گسترهٔ چشمانداز انتظار میرود، حس آزادی نمیآفرینند؛ بیشتر یادآور آناند که شخصیتها در پهنهای بیاعتنا و بیپایان گم شدهاند. تصویربرداری Gregory Sandor از این جغرافیا با چشماندازهایی عریان بهره میگیرد و از زیباییِ پرزرقوبرق فاصله میگیرد.
نور، خاک و فاصلهها به اجزای اصلی میزانسن بدل میشوند. جهان بصری فیلم کموبیش همان منطق رواییاش را دارد: چیزی را پنهان نمیکند، اما توضیح هم نمیدهد. بیابان پیش چشم ماست، با اینحال معنای آن و آنچه در انتهای مسیر انتظار میکشد، همچنان دستنیافتنی میماند. شخصیتها و تنشی که از سکوت میجوشد Warren Oates در نقش Willett Gashade حضوری مهارشده و پرصلابت دارد.
او شخصیت را نه با شرح گذشته و نه با فورانهای عاطفی، بلکه از راه نگاهها، مکثها و واکنشهای محتاطانه میسازد. گاشید مردی است که میکوشد اوضاع را بفهمد و کنترل کند، اما فیلم مرتب او را در برابر وضعیتی قرار میدهد که منطق معمولش از کار میافتد. همین فاصله میان خویشتنداری او و بیقاعدگیِ پیرامون، بخش مهمی از تنش را شکل میدهد.
« فضای خشک و خلوت، نبودِ پناه و نشانههای اندکِ زندگی، جهان فیلم را از آسودگی و قطعیت تهی میکند. »
شخصیتها و اجرا
Will Hutchins در نقش Coley وجهی متفاوت به گروه میبخشد. معصومیت و سادگی او در کنار احتیاط گاشید، رابطهای نامتوازن اما زنده پدید میآورد؛ رابطهای که گاه لحظههایی از سبکی میآفریند، بیآنکه از تیرگی کلی اثر بکاهد. Millie Perkins نیز زن ناشناس را با خویشتنداری و نوعی بیاعتنایی ناآرامکننده بازی میکند.
او بهجای آنکه مرموزبودن شخصیت را با اغراق نمایشی اعلام کند، آن را در رفتارهای کوچک و پاسخهای ناکافی مینشاند. Jack Nicholson در نقش Billy Spear انرژی متفاوتی وارد فیلم میکند. بازی او تند، عصبی و پیشبینیناپذیر است و در برابر سکون Oates اصطکاکی مؤثر میسازد. این حضور، خطر را از مفهومی دور به تهدیدی ملموس تبدیل میکند؛ بااینحال فیلم همچنان از تبدیل شخصیتها به مهرههایی با انگیزههای کاملاً روشن پرهیز دارد.
روایت رازآلود و سازوکار تعلیق فیلمنامهٔ Carole Eastman بهجای توضیحدادن، بر حذف و ناتمامی تکیه میکند. اطلاعات مهم یا دیر آشکار میشوند یا اصلاً در قالبی قطعی در اختیار تماشاگر قرار نمیگیرند. این روش باعث میشود که هر گفتوگو و هر تصمیم، بیش از معنای ظاهریاش اهمیت پیدا کند. پرسش اصلی فقط این نیست که گروه به کجا میرود؛ بلکه این است که چرا باید به گفتههای یکدیگر اعتماد کنند و چه چیزی آنها را به ادامهٔ راه وامیدارد.
« Will Hutchins در نقش Coley وجهی متفاوت به گروه میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ابهام فیلم، دستکم در بهترین لحظاتش، ابزار ایجاد اضطراب است. تماشاگر ناچار میشود از نشانههای پراکنده برداشت کند و همزمان احتمال دهد که برداشتش نادرست باشد. بااینحال، این راهبرد همیشه به یک اندازه ثمربخش نیست. چون فیلم انگیزهها و مناسبات را کمرنگ نگه میدارد، برخی رویدادها ممکن است نه رازآمیز، بلکه کمتوضیح یا حتی تصادفی به نظر برسند.
تفاوت میان ابهامی بارور و خلأ روایی باریک است و «The Shooting» گاهی آگاهانه بر همین مرز قدم میزند. ریتم، دیالوگ و اقتصاد بیانی فیلم از ریتمی آرام و کمشتاب برخوردار است. بخش بزرگی از تجربهٔ آن در حرکت، انتظار، توقف و تماشای چهرهها و چشماندازها شکل میگیرد. دیالوگها نیز بهجای آنکه گذشتهٔ شخصیتها را باز کنند، غالباً کوتاه و گسستهاند.
این اقتصاد کلامی با فضای اثر تناسب دارد: شخصیتها در جهانی گرفتار شدهاند که توضیحدادن در آن شاید بیفایده باشد و هر سخن میتواند چیزی را پنهان کند. اما همین ویژگی ممکن است برای بخشی از مخاطبان به یکنواختی بینجامد. فیلم لحظههایی دارد که تنش از حرکت بازمیایستد و سکوت، بهجای آنکه معنا را فشرده کند، زمان را کشدار میسازد.
« ابهام فیلم، دستکم در بهترین لحظاتش، ابزار ایجاد اضطراب است. »
قوتها و کاستیها
تماشاگرانی که از وسترن انتظار کنش پیوسته، گفتوگوهای پرشمار یا پیشرفت روشن پیرنگ دارند، احتمالاً با فاصلهگذاری و درنگهای آن دشوارتر کنار میآیند. در مقابل، مخاطبی که به سینمای مبتنی بر فضا و انتظار علاقه دارد، میتواند همین کندی را بخشی از فشار روانی اثر بداند. بازنگری در قراردادهای وسترن «The Shooting» عناصر آشنای وسترن را حفظ میکند—اسلحه، تعقیب، سوارکاران و پهنهٔ مرزی—اما از آنها برای ساختن روایتی قهرمانانه و مطمئن بهره نمیبرد.
اینجا قهرمانان کمتر از آنکه بر جهان مسلط باشند، در برابر آن سردرگماند. مسیر به ماجراجوییِ روشن و هدفمند بدل نمیشود؛ تعقیب نیز الزاماً معنایی ساده و قابلحل ندارد. در این جابهجایی، ژانر از داستانی دربارهٔ پیروزی اراده به تجربهای دربارهٔ بیثباتی و درماندگی نزدیک میشود. فیلم را میتوان نمونهای از وسترنی دانست که به جای اسطورهسازی، اسطورههای خود ژانر را فرسوده میکند.
قهرمانِ مطمئن، دشمنِ کاملاً شناختهشده و مقصدی که سرانجام همهچیز را معنا کند، جای خود را به آدمهایی میدهند که تنها میتوانند تصمیم بعدی را بگیرند. این رویکرد به اثر حالوهوایی تأملی میدهد، هرچند گاهی آن را از درگیری عاطفیِ فوری نیز دور میکند. پایانِ گشوده، بیآنکه گشودهگویی کند فیلم در مواجهه با پایان نیز از توضیح مستقیم فاصله میگیرد؛ اما برای پرهیز از افشای رخدادهای پایانی، میتوان گفت که شیوهٔ جمعبندیاش بیش از آنکه پاسخگو باشد، بر اثرِ پس از تماشا تکیه دارد.
« اینجا قهرمانان کمتر از آنکه بر جهان مسلط باشند، در برابر آن سردرگماند. »
جمعبندی
نتیجه ممکن است برای کسانی که انتظار دارند رازها بهروشنی باز شوند، ناکافی یا ناگهانی جلوه کند. در عوض، فیلم میخواهد تماشاگر پس از پایان هم دربارهٔ معنا و منطق آنچه دیده است بیندیشد. این انتخاب با ساختار کلی اثر هماهنگ است، اما هماهنگی لزوماً به رضایت همگانی نمیانجامد. پرسشهای بیپاسخ میتوانند در ذهن بمانند و به تجربه عمق دهند؛ همچنین ممکن است برای برخی حس محرومیت از یک جمعبندی کامل پدید آورند.
ارزش این پایان، تا حد زیادی، به میزان پذیرش مخاطب نسبت به ابهام بستگی دارد. جمعبندی «The Shooting» وسترنی نامتعارف و کمحرف است که تعلیق را نه فقط در خطرِ رویارویی، بلکه در ناتوانی از فهم کاملِ موقعیت میجوید. بازیهای مؤثر، بهویژه حضور آرام و سنگین Warren Oates و انرژی ناآرام Jack Nicholson، در کنار چشماندازهای خشک و شیوهٔ کمینهگرایانهٔ روایت، جهانی میسازند که در آن اعتماد و یقین بهتدریج سست میشود.
در برابر این دستاوردها، ریتم کند، انگیزههای مبهم و پاسخهای ناکافی میتوانند مانع ارتباط برخی تماشاگران با فیلم شوند. این اثر برای کسانی مناسبتر است که از سینما انتظار توضیح فوری و گرهگشایی کامل ندارند و حاضرند خلأها را بخشی از تجربه بدانند. «The Shooting» بیش از آنکه معمایی باشد که باید حل شود، سفری است در دل بیابانی که هرچه پیشتر میرویم، معنای راه را نامطمئنتر میکند.
« نتیجه ممکن است برای کسانی که انتظار دارند رازها بهروشنی باز شوند، ناکافی یا ناگهانی جلوه کند. »



ثبت دیدگاه