نقد و بررسی
نقد زندگی جنسی دختران دانشجو (The Sex Lives of College Girls) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود به دانشگاه؛ آغازِ آزادی و آشفتگی «The Sex Lives of College Girls» از همان عنوانش وعده میدهد که با روایتی بیپرده درباره میل، تجربه و زندگی جنسی دختران جوان روبهرو هستیم؛ اما هسته اصلی سریال نه مجموعهای از موقعیتهای تحریکآمیز، بلکه داستان چهار هماتاقی است که میکوشند در فضایی تازه برای خودشان جا باز کنند.
ورود به کالج معتبر اِسِکس در نیوانگلند، برای آنان هم فرصتی برای استقلال است و هم برخوردی ناگهانی با قواعد نانوشته روابط، منزلت اجتماعی، درس و کار. دانشگاه در این روایت، صرفاً پسزمینهای خوشمنظره نیست؛ محیطی است که شخصیتها را وادار میکند تصورشان از خود را بارها از نو بسازند. فصل نخست بیشتر از آنکه یک خط داستانی واحد را دنبال کند، میان تجربههای روزمره و بحرانهای کوچکوبزرگ این چهار دختر حرکت میکند.
همین پراکندگی، از یک سو به اثر حالوهوای زنده و چندصدایی میدهد و از سوی دیگر گاه مانع شکلگیری ضرباهنگی یکدست میشود. سریال جهان خود را با شتابی کنترلشده معرفی میکند و ترجیح میدهد تماشاگر پیش از هر چیز با شخصیتها آشنا شود؛ انتخابی که برای ساختن پیوند عاطفی مفید است، اما در آغاز میتواند روند روایت را کند جلوه دهد.
چهار شخصیت، چهار راه متفاوت برای تعلق مهمترین دارایی سریال، تفاوت میان چهار شخصیت اصلی است. کیمبرلی با معصومیت و ناآشناییاش با مناسبات تازه، اغلب از بیرون به جهان دانشگاه نگاه میکند؛ او میخواهد مستقل باشد، اما هنوز نمیداند آزادی در عمل چه هزینههایی دارد. بلا بلندپرواز، پرانرژی و گاه بیمحاباست؛ میل او به موفقیت و دیدهشدن، هم منبع کمدی است و هم زمینهساز برخوردهای ناخوشایند.
« چهار شخصیت، چهار راه متفاوت برای تعلق مهمترین دارایی سریال، تفاوت میان چهار شخصیت اصلی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ویتنی در میان فشارهای ورزشی، روابط شخصی و انتظارات خانوادگی، میکوشد تصویری مستقل از خود بسازد. لیتون نیز با اعتمادبهنفسی ظاهری وارد میشود، اما فاصله میان ظاهر اجتماعیاش و آنچه در درون تجربه میکند، به یکی از مسیرهای حساستر فصل بدل میشود. این شخصیتها نه همیشه دوستداشتنیاند و نه همواره رفتاری سنجیده دارند؛ اتفاقاً همین ناهماهنگی با تصویر قهرمانان بینقص، به آنها زندگی میبخشد.
گاهی خودخواهاند، گاهی اشتباه میکنند و گاهی پیامد انتخابهایشان را دیرتر از آنچه باید میفهمند. سریال بهجای آنکه هر تصمیم را به درس اخلاقی روشنی تبدیل کند، به تماشاگر فرصت میدهد تناقضهای آنان را ببیند. بااینحال، در برخی لحظات شخصیتپردازی به نشانههای آشنا تکیه میکند و رفتارها بیش از آنکه از پیچیدگی درونی برخیزند، برای پیشبردن شوخی یا تنش طراحی شدهاند.
دوستی در اتاق مشترک رابطه میان چهار دختر، قلب عاطفی اثر است. اتاق مشترک و فضای خوابگاه، آنها را در برابر یکدیگر قرار میدهد؛ جایی که تفاوتها نه با فاصلهگرفتن، بلکه در برخوردهای روزمره آشکار میشوند. این نزدیکی گاه به صمیمیت میانجامد و گاه به سوءتفاهم، رقابت یا رنجش. سریال بهخوبی درمییابد که دوستی در سالهای آغازین بزرگسالی، پیوندی ثابت و بیتنش نیست؛ ممکن است در یک روز پناهگاه باشد و در روز دیگر منبع دلخوری.
شیمی بازیگران در این بخش نقشی تعیینکننده دارد. گفتوگوهای گروهی و واکنشهای سریع، حس آشنایی و خودمانیبودن جمع را تقویت میکنند، بیآنکه همه صحنهها به صمیمیتی تصنعی فروبکاهند. لحظات کمیک نیز از همین هماهنگی نیرو میگیرند: مکثها، نگاهها و اختلاف در برداشت شخصیتها از یک موقعیت، گاهی از خود شوخی بامزهتر است.
« ویتنی در میان فشارهای ورزشی، روابط شخصی و انتظارات خانوادگی، میکوشد تصویری مستقل از خود بسازد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، چون بخش بزرگی از جذابیت اثر بر همین جمع چهارنفره بنا شده، هرگاه یکی از خردهپیرنگها از پیوند با روابط آنان دور شود، انرژی کلی سریال نیز افت میکند. طنز جسورانه و مرزهای اغراق طنز سریال بیپرده است و از موضوعاتی میسازد که در روایتهای دانشگاهی معمولاً یا با احتیاط بیشازحد بیان میشوند یا به کلی از قاب بیرون میمانند.
اما عنوان اثر نباید مخاطب را به این تصور برساند که همهچیز حول تجربه جنسی میچرخد. رابطهها در اینجا بیشتر دریچهای برای بررسی اعتمادبهنفس، فشار همسالان، رضایت، آسیبپذیری و میل به پذیرفتهشدناند. شوخیها هنگامی بهترین اثر را دارند که از اختلاف شخصیتها یا فاصله میان نیت و نتیجه زاده شوند، نه صرفاً از غافلگیری یا اغراق.
در عین حال، جسارت همیشه به ظرافت نمیانجامد. برخی موقعیتهای کمدی چنان بر واکنشهای بزرگ و رفتارهای نمایشی تکیه دارند که پیش از رسیدن به نتیجه، مسیر شوخی قابل حدس میشود. سریال گاه از شخصیتها میخواهد برای حفظ لحن پرجنبوجوش خود، بیش از اندازه از حد معمول بیرون بزنند. چنین لحظاتی ممکن است سرگرمکننده باشند، اما از باورپذیری صحنه میکاهند و تفاوت میان طنز مشاهدهگرانه و شوخیِ صرفاً پرسروصدا را آشکار میکنند.
دانشگاه بهمثابه میدان قدرت و انتخاب اِسِکس در ظاهر محیطی آرمانی برای کشف خود است، اما سریال بهتدریج نشان میدهد که دانشگاه فقط فضایی برای آزادی نیست؛ ساختارهایی از منزلت، رقابت و امتیاز نیز در آن حضور دارند. باشگاههای دانشجویی، گروههای ورزشی، نشریه دانشگاهی و محافل اجتماعی، هر یک دروازهای به سوی تعلقاند و همزمان قواعدی برای پذیرش یا طردشدن تعیین میکنند.
« اما عنوان اثر نباید مخاطب را به این تصور برساند که همهچیز حول تجربه جنسی میچرخد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها در برخورد با این محیط درمییابند که داشتن امکان انتخاب، لزوماً به معنای برابر بودن موقعیتها نیست. این وجه از روایت زمانی مؤثرتر میشود که سریال از تجربه فردی فراتر میرود و به پرسشهایی درباره قدرت و مسئولیت نزدیک میشود؛ اینکه چه کسی حق دارد سخن بگوید، چه کسی از پیامد رفتار خود مصون میماند و جاهطلبی در چه نقطهای به آسیبرساندن به دیگران میانجامد.
فصل نخست این موضوعات را با رویکردی سبکبال مطرح میکند و از تبدیلشدن به خطابه پرهیز دارد. بهای این سبک آن است که بعضی مسائل جدی تنها برای مدتی کوتاه در مرکز توجه قرار میگیرند و فرصت کافی برای واکاوی کامل پیدا نمیکنند. ریتم و ساختار روایت فصل نخست ده قسمت دارد و ساختار آن بیشتر بر چند خط داستانی موازی استوار است تا یک پیرنگ مرکزی فراگیر.
این شیوه اجازه میدهد هر شخصیت مسیر و مسئله خود را داشته باشد، اما گاهی اپیزودها بیش از اندازه میان خردهروایتها جابهجا میشوند. نتیجه آن است که بعضی تعارضها پیش از آنکه عمق پیدا کنند، کنار گذاشته میشوند یا در قسمتهای بعد با صورتی مشابه بازمیگردند. احساس درجا زدن، بهویژه هنگامی پدید میآید که یک موقعیت نه اطلاعات تازهای درباره شخصیت میدهد و نه رابطهای را به مرحله متفاوتی میرساند.
کندی آغاز فصل نیز دو اثر متضاد دارد. از یک طرف، معرفی تدریجی شخصیتها و محیط، جهان داستان را قابلفهم میکند؛ از طرف دیگر، تا زمانی که مسیرهای روایی روشنتر شوند، روایت گاه بیش از اندازه بر آشنایی اولیه تکیه دارد. با پیشروی فصل، ارتباط میان تجربههای فردی و فضای گروهی استوارتر میشود و سریال بهتر میتواند میان کمدی، دوستی و مسئلههای جدی تعادل برقرار کند.
« شخصیتها در برخورد با این محیط درمییابند که داشتن امکان انتخاب، لزوماً به معنای برابر بودن موقعیتها نیست. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، این تعادل همیشه پایدار نیست و برخی قسمتها از انسجامی که بهترین لحظات اثر دارند، فاصله میگیرند. بازیگری و لحن بصری بازیگران، بیش از هر عنصر دیگر، به مجموعه نیرویی گرم و پذیرفتنی میبخشند. اجراها بهجای آنکه شخصیتها را به تیپهای صرف تبدیل کنند، جزئیاتی از تردید، غرور و آسیبپذیری را در دل شوخیها حفظ میکنند.
همین توانایی است که باعث میشود مخاطب حتی در لحظاتی که رفتار یکی از دختران آزاردهنده یا نسنجیده است، همچنان به مسیر او علاقهمند بماند. بازی گروهی بهویژه در صحنههایی که چهار شخصیت در کنار هماند، کیفیتی طبیعی دارد و حس میدهد رابطه آنان بیرون از قاب نیز ادامه مییابد. فضای دانشگاهی نیز با ریتمی پرتحرک و صحنههایی از زندگی جمعی ساخته میشود.
مهمانیها، کلاسها و فضاهای مشترک، حس ورود به جهانی تازه را منتقل میکنند، بیآنکه به بازنماییای کاملاً واقعگرا تبدیل شوند. سبک تصویری در خدمت لحن کمدی است: روشن، روان و کمتکلف. این انتخاب با سرزندگی سریال هماهنگ است، هرچند گاه در برابر موضوعاتی که بار عاطفی بیشتری دارند، فرصت مکث و سکوت را محدود میکند.
جمعبندی «The Sex Lives of College Girls» در بهترین لحظاتش، کمدیای صمیمی درباره بزرگشدن، اشتباهکردن و ساختن دوستی در محیطی ناآشناست. جذابیت اصلی آن نه در شوخیهای بیپرده بهتنهایی، بلکه در انرژی گروه بازیگران و تفاوت مسیرهای چهار شخصیت نهفته است. سریال با نگاهی سرزنده به تجربه دانشگاهی میپردازد و در کنار سرگرمی، پرسشهایی درباره تعلق، قدرت و استقلال پیش میکشد؛ بیآنکه همیشه پاسخهایی عمیق یا ماندگار برای آنها فراهم کند.
« بااینهمه، این تعادل همیشه پایدار نیست و برخی قسمتها از انسجامی که بهترین لحظات اثر دارند، فاصله میگیرند. »
جمعبندی
ضعفهای اثر نیز روشناند: بعضی خردهپیرنگها تکراری میشوند، شروع فصل کند است و شماری از شوخیها به اغراق و پیشبینیپذیری نزدیک میشوند. بااینحال، گرمای رابطه میان شخصیتها و توانایی بازیگران در زندهکردن لحظات گروهی، این لغزشها را تا حد زیادی جبران میکند. حاصل، سریالی خوشتماشا و پرتحرک است که بیش از آنکه تصویری جامع از دانشگاه عرضه کند، حالوهوای پرتناقض سالهای نخست استقلال را ثبت میکند؛ زمانی که آزادی هم هیجانانگیز است و هم گیجکننده، و دوستی میتواند در میانه آشفتگی، شکل تازهای از خانه باشد.
ثبت دیدگاه