نقد و بررسی
نقد The Serpent | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعلیق در سایهٔ بیاعتمادی «The Serpent» خود را در قلمرو تریلرهای توطئهمحور تعریف میکند؛ جایی که مأموریت امنیتی به دام بدل میشود و قهرمان درمییابد خطری که تهدیدش میکند، فقط از سوی دشمنان بیرونی نیست. لوسیندا کاوسکی، مأمور زبدهٔ سازمان اطلاعات مرکزی، با مأموریتی ویژه روبهروست که بهتدریج معنای دیگری پیدا میکند: سازمانی که باید پشتوانهاش باشد، او را قربانی کرده است.
این چرخش، زمینهای آشنا اما بالقوه مؤثر برای داستانی دربارهٔ خیانت، بقا و جستوجوی حقیقت فراهم میآورد. فیلم در بخشهایی که بر ابهام و سوءظن تکیه میکند، ظرفیت ایجاد کشش دارد. تماشاگر، همزمان با لوسیندا، میکوشد بفهمد چه کسی حقیقت را پنهان میکند و کدام نشانه را باید جدی گرفت. این تعلیق، بیش از آنکه از خطر جسمانی یا صحنههای پرتحرک نیرو بگیرد، به بیثباتی اعتماد وابسته است؛ به این احتمال که هر رابطه یا اطلاعاتی، معنایی پنهان داشته باشد.
همین کیفیت، هرچند در سراسر فیلم یکدست باقی نمیماند، از امتیازهای اصلی تجربهٔ تماشاست. جهانی که پیوستگی میطلبد داستانی دربارهٔ توطئه، از مخاطب میخواهد جزئیات را به خاطر بسپارد و میان رویدادهای پراکنده رابطه برقرار کند. رازها زمانی جذاب میشوند که هر کشف، گامی در مسیر فهم کلی ماجرا باشد؛ حتی اگر هنوز پاسخ نهایی آشکار نشده باشد.
« این چرخش، زمینهای آشنا اما بالقوه مؤثر برای داستانی دربارهٔ خیانت، بقا و جستوجوی حقیقت فراهم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مشکل «The Serpent» آن است که برخی صحنهها و اتفاقها چنان از هم فاصله میگیرند که ارتباطشان با خط اصلی روایت روشن نیست. نتیجه، نه همیشه ابهامی سازنده، بلکه گاه سردرگمی است. پراکندگی پیرنگ بهتدریج از نیروی تعلیق میکاهد. تماشاگر برای دنبالکردن رازها باید بداند در هر لحظه چه چیزی در خطر است و شخصیتها چرا دست به انتخابهایشان میزنند.
هنگامی که پیوند میان رخدادها سست باشد، حتی پرسشهای جذاب هم وزن خود را از دست میدهند؛ زیرا معلوم نیست پاسخشان قرار است چه چیزی را در داستان روشن کند. روایت بهجای آنکه لایهبهلایه انسجام پیدا کند، گاهی مجموعهای از مسیرهای جدا به نظر میرسد. قهرمانی در مرکز روایت لوسیندا قرار است نیروی محرک داستان باشد: مأموری آموزشدیده که نهتنها باید از خطر بگریزد، بلکه باید معنای خیانتی را که متوجه او شده کشف کند.
چنین موقعیتی فرصتی مناسب برای نمایش تعارض میان مهارت حرفهای و آسیبپذیری شخصی است. قهرمان میتواند در عمل قاطع باشد، اما در اعتمادکردن تردید کند؛ میتواند بهدنبال حقیقت برود، بیآنکه مطمئن باشد افشای آن به نجاتش میانجامد. این کشمکش بالقوه، امکان شکلگیری شخصیتی چندلایه را فراهم میکند.
« نتیجه، نه همیشه ابهامی سازنده، بلکه گاه سردرگمی است. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، اجرای شخصیت همیشه به عمق لازم نمیرسد. بازی جیا در لحظاتی خشک و کمانعطاف جلوه میکند و این خشکی گاه فاصلهای میان قهرمان و تماشاگر میسازد. در داستانی که بخش مهمی از اثرگذاریاش به ترس، تردید و فشار روانی وابسته است، واکنشهای عاطفی باید باورپذیر باشند؛ در غیر این صورت، خطرهایی که شخصیت از سر میگذراند بیشتر در سطح طرح باقی میمانند.
مسئله صرفاً کمابراز بودن نیست؛ مسئله آن است که بازی در بعضی لحظهها امکان دریافت دقیق حالوهوای شخصیت را محدود میکند. گفتوگوهایی که فاصله میسازند دیالوگها نیز همواره به طبیعیبودن و انتقال اطلاعات به یک اندازه موفق نیستند. در تریلرهای توطئهمحور، گفتوگو میتواند همزمان دو کار انجام دهد: اطلاعاتی ضروری بدهد و چیزی را پنهان نگه دارد.
این دوگانگی، وقتی درست نوشته شود، حس هوشیاری و خطر میآفریند. اما در «The Serpent» بعضی جملهها تصنعی به گوش میرسند و گاه چنان طراحیشدهاند که حضورشان در صحنه بیشتر به چشم میآید تا معنایشان. وقتی گفتوگوها از زبان شخصیتها طبیعی جاری نشوند، باورکردن جهان داستان دشوارتر میشود.
« بااینحال، اجرای شخصیت همیشه به عمق لازم نمیرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مشکل در کنار بازی خشک، اثر متقابل دارد: لحن مصنوعی جملهها، بیروحی اجرا را برجسته میکند و اجرای کمانعطاف نیز مصنوعیبودن دیالوگها را بیشتر به رخ میکشد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای درگیرشدن با مخاطرهٔ صحنه، متوجه نحوهٔ بیان و ساختار آن شود. تدوینی ناآرام و ریتمی ناپایدار تدوین، عامل دیگری است که پیگیری روایت را دشوار میکند.
پرشهای ناگهانی میان صحنهها، اگر برای ایجاد آشفتگی یا تشدید حس ناامنی به کار روند، میتوانند انتخابی معنادار باشند؛ اما برای رسیدن به چنین اثری، مخاطب باید همچنان بتواند جایگاه هر صحنه را در مسیر کلی داستان تشخیص دهد. در این فیلم، گسستها گاهی آنقدر ناگهانیاند که بهجای تقویت تعلیق، پیوستگی رویدادها را مختل میکنند.
این بیثباتی در ریتم، بر اثرگذاری لحظات پرتنش نیز سایه میاندازد. صحنهٔ اکشن زمانی هیجانانگیز است که روشن باشد چه کسی چه میخواهد و پیامد خطر چیست. اگر گذار میان موقعیتها نامفهوم باشد، انرژی صحنه بهجای آنکه در مسیر داستان مصرف شود، صرف بازسازی ارتباط میان نماها میشود. از همین رو، برخی لحظات پرتحرک فیلم بالقوه جذاباند، اما اجرای ناموزون اجازه نمیدهد همیشه به هیجان بدل شوند.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای درگیرشدن با مخاطرهٔ صحنه، متوجه نحوهٔ بیان و ساختار آن شود. »
قوتها و کاستیها
تعادل میان جدیت و ناخواستهبودن طنز «The Serpent» خود را در فضای خطر و جدیت پیش میبرد، اما ناهماهنگیهای روایی و اجرایی گاه واکنشی متفاوت برمیانگیزند. وقتی اتفاقی بیمقدمه وارد داستان میشود یا صحنهای از نظر لحن با بخشهای دیگر جور درنمیآید، تماشاگر ممکن است بهجای نگرانی، از نامأنوسبودن موقعیت خندهاش بگیرد.
این خنده لزوماً نشانهٔ موفقیت کمدی نیست؛ بیشتر از شکاف میان قصد اثر و نتیجهٔ آن پدید میآید. بااینحال، همین نوسان میتواند تجربهٔ تماشا را برای برخی مخاطبان به شکلی عجیب سرگرمکننده کند. فیلم گاهی چنان از مسیر قابلانتظار خارج میشود که تماشاگر با کنجکاوی میخواهد بداند صحنهٔ بعدی چه آشفتگی تازهای خواهد آورد.
این کشش، البته جای انسجام یا پرداخت را نمیگیرد. لذت ناشی از غافلگیری نامتعارف با تعلیق حسابشده تفاوت دارد؛ اولی ممکن است لحظهای سرگرمکننده باشد، اما دومی مخاطب را تا پایان درگیر نگه میدارد. جمعبندی «The Serpent» ایدهای مناسب برای یک تریلر جاسوسی دارد: مأموری که در مییابد سازمان خودش به او پشت کرده و ناچار است هم از خود محافظت کند و هم حقیقت را دنبال کند.
« این خنده لزوماً نشانهٔ موفقیت کمدی نیست؛ بیشتر از شکاف میان قصد اثر و نتیجهٔ آن پدید میآید. »
جمعبندی
فضای رازآلود اثر در بخشهایی حس تعلیق میآفریند و چند لحظهٔ اکشن نیز میتوانند توجه مخاطب را جلب کنند. اما داستان پراکنده، پیوندهای نامطمئن میان رویدادها، بازی خشک جیا، گفتوگوهای گاه تصنعی و تدوین آشفته، مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای منسجم تبدیل شود. فیلم بیش از آنکه در ساختن روایتی دقیق و پرکشش موفق باشد، با ناهمواریهایش در ذهن میماند.
ممکن است تماشاگر از بعضی لحظات آن لذت ببرد یا از نامتعارفبودنشان سرگرم شود، اما این لذت اغلب از آشفتگی اثر میآید، نه از تسلط آن بر قصهگویی. «The Serpent» در نهایت تریلری با هستهای جذاب و اجرایی نامتوازن است؛ اثری که کنجکاوی ایجاد میکند، اما همواره نمیتواند آن را به درگیری عاطفی و روایی پایدار بدل سازد.
« فضای رازآلود اثر در بخشهایی حس تعلیق میآفریند و چند لحظهٔ اکشن نیز میتوانند توجه مخاطب را جلب کنند. »



ثبت دیدگاه