نقد و بررسی
نقد 2022 هیولای دریا (The Sea Beast) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دریا بهمثابه جهانِ قصه «The Sea Beast» با تصویری آشنا آغاز میشود: جهانی دریانوردانه که در آن هیولاهای دریایی تهدیدی دیرینهاند و شکارچیان، قهرمانانی محبوب و مورد حمایت حکومت. دختری جوان که شیفتهٔ داستان همین شکارچیان است، مخفیانه به کشتی آنان راه مییابد و همراهشان عازم آبهایی ناشناخته میشود.
این نقطهٔ شروع، ماجراجویی پرتحرکی را نوید میدهد؛ اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که دغدغهاش فقط نبرد با موجودات غولپیکر نیست. در زیر لایهٔ قصهٔ دریایی، پرسشی دربارهٔ روایتهای رسمی، میراث خشونت و مرز میان قهرمان و دشمن جریان دارد. کریس ویلیامز فیلم را همچون سفری از ساحل امن به قلمروی ناشناخته میسازد؛ سفری که هم جنبهٔ جغرافیایی دارد و هم معنایی.
در آغاز، جهان قصه ظاهراً روشن و تقسیمشده است: انسانها در یک سو و هیولاها در سوی دیگر. با گسترش ماجرا، این مرزبندی ساده بهتدریج محل تردید قرار میگیرد. همین تغییر زاویه، به فیلم عمقی بیش از یک ماجراجویی خانوادگی معمولی میبخشد، هرچند همهٔ ایدههایش را با یک اندازه از ظرافت و انسجام نمیپروراند.
شکوه بصری و نیروی آب مهمترین دستاورد «The Sea Beast» بیتردید در تصویرپردازی آن نهفته است. دریا در این فیلم پسزمینهای تزئینی نیست؛ نیرویی زنده و پیشبینیناپذیر است که بر حرکت کشتی، تصمیمهای شخصیتها و حالوهوای صحنهها اثر میگذارد. تلاطم آب، موجهایی که بدنهٔ کشتی را میکوبند، مهِ افق و نورهایی که از سطح دریا میشکنند، همگی با دقت و حسوحالی سینمایی جان گرفتهاند.
« در زیر لایهٔ قصهٔ دریایی، پرسشی دربارهٔ روایتهای رسمی، میراث خشونت و مرز میان قهرمان و دشمن جریان دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
صحنههای زیر آب نیز از چشمنوازترین لحظههای فیلماند؛ جایی که قاببندی و نورپردازی، جهان دریایی را هم باشکوه و هم اندکی هراسآور نشان میدهد. طراحی کشتیها و جزئیات عرشه نیز به باورپذیری ماجراجویی کمک میکند. طنابها، بادبانها و حرکت گروهی خدمه فقط عناصر تزئینی نیستند؛ بخشی از ریتم صحنههای اکشناند.
در نبردهای دریایی، دوربین بارها جایگاه تماشاگر را میان عرشه و آب تغییر میدهد و به صحنهها مقیاس و انرژی میبخشد. این کیفیت بصری چنان پررنگ است که حتی هنگامی که قصه به مسیرهای آشناتر میرود، تماشای فیلم همچنان لذتبخش باقی میماند. شخصیتها و رابطهای که مسیر فیلم را عوض میکند رابطهٔ میان دختر جوان و شکارچی دریایی، محور انسانی داستان است.
دختر با شور و جسارت وارد جهانی میشود که پیشاپیش برای خودش تعریف کرده و شکارچی نیز در آغاز به قواعد و تجربههای تثبیتشدهٔ همان جهان تکیه دارد. برخورد این دو، زمینهٔ کشمکشهای سرگرمکننده و گاه صمیمانه را فراهم میآورد. دختر صرفاً همراهی پرحرف یا عامل شوخی نیست؛ کنجکاوی او در برابر آنچه بدیهی پنداشته میشود، یکی از ابزارهای اصلی پیشبرد قصه است.
شکارچی نیز شخصیتی یکبعدی نیست. او میان وفاداری به راهی که در آن پرورش یافته و امکان دیدن واقعیت از زاویهای دیگر گرفتار میشود. فیلم در پرداخت این دگرگونی، از تقابل دو نسل بهره میگیرد، اما بهجای آنکه تفاوت میانشان را صرفاً به لجاجت یا سادهلوحی تقلیل دهد، نشان میدهد هرکدام با تجربه و باورهایی وارد این رابطه شدهاند.
« طراحی کشتیها و جزئیات عرشه نیز به باورپذیری ماجراجویی کمک میکند. »
شخصیتها و اجرا
حضور خدمه و بهویژه شخصیتهای بزرگسالِ کشتی، به فضای گروهی اثر گرما میبخشد؛ هرچند فرصت پرداخت همهٔ آنها یکسان نیست. اجرای صداپیشگان، از جمله Karl Urban و Zaris-Angel Hator در نقشهای اصلی، به تمایز و سرزندگی این شخصیتها کمک میکند. هیولا، شکار و سیاستِ ترس عنوان فیلم وعدهٔ مواجهه با هیولایی دریایی را میدهد، اما پرسش مهمتر آن است که «هیولا» را چه کسی تعریف میکند.
شکار در این جهان نه فقط کنشی ماجراجویانه، بلکه بخشی از نظم اجتماعی است: مردم با داستانهایی دربارهٔ خطر روبهرو میشوند، قهرمانانی برای مقابله با آن خطر میشناسند و به روایت کسانی اعتماد میکنند که قدرت بیشتری دارند. فیلم از این الگو برای پرداختن به تبلیغات، ترس جمعی و بهرهبرداری از جنگ استفاده میکند.
نکتهٔ قابلتوجه آن است که اثر نمیکوشد این مضمون را در قالب خطابهای کاملاً جدی عرضه کند. طنز و تحرک ماجراجویانه، بار اندیشه را برای مخاطب جوان قابلدسترستر میکند. در عین حال، پرسشهایی که پیش میکشد برای تماشاگر بزرگسال نیز معنا دارند: آیا دشمنی که نسلها دربارهاش شنیدهایم واقعاً همان تصویری است که به ما دادهاند؟
چه کسی از ادامهٔ ترس سود میبرد؟ و آیا بازنگری در باورهای موروثی به معنای انکار گذشته است؟ فیلم پاسخهایی روشن و سادهپسند میدهد، اما خودِ طرح این پرسشها به آن لایهای اخلاقی میبخشد. اکشن، ریتم و سرگرمی خانوادگی «The Sea Beast» در بخشهای آغازین از انرژی خوبی برخوردار است. آمادهشدن کشتی، خطرهای مسیر و نبردهای دریایی حس حرکت و انتظار میسازند؛ تماشاگر را با جهانی روبهرو میکنند که در آن هر موج میتواند ماجرا را از کنترل خارج کند.
« فیلم از این الگو برای پرداختن به تبلیغات، ترس جمعی و بهرهبرداری از جنگ استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیهای شخصیتها نیز معمولاً از تفاوت خلقوخو و موقعیتهای داستانی سرچشمه میگیرند و فیلم را از سنگینی بیش از حد دور نگه میدارند. برای مخاطب کمسنوسال، این ترکیب از موجودات غولپیکر، قهرمانان جسور و ماجراجوییهای پرتحرک جذاب است؛ در حالی که مضامین شکار و جنگ، چیزی برای اندیشیدن به بزرگسالان میافزایند.
با این همه، ریتم داستان در نیمهٔ دوم ثبات کمتری دارد. وقتی فیلم از کشمکشهای ملموس کشتی و دریا فاصله میگیرد و بیشتر بر پیامدهای اجتماعی و اخلاقی ماجرا متمرکز میشود، برخی گذارها سریع به نظر میرسند. اکشنی که در بخشهای نخست نقش مهمی در شکلدادن به هویت فیلم دارد، بعدتر جای بیشتری به الگوهای آشنای داستانی میدهد.
این تغییر بهخودیخود ایراد نیست، اما پیوند میان هیجان ماجراجویی و نتیجهگیری تماتیک همیشه به روانی لازم برقرار نمیشود. سایهٔ قصههای آشنا یکی از دشواریهای فیلم، شباهت آشکارش به داستانهایی است که در آنها انسان باید پیشداوری خود را کنار بگذارد و با موجودی که دشمن پنداشته شده ارتباط برقرار کند.
این الگو بهویژه یادآور ماجراجوییهای اژدهاسوار است: قهرمانی که در ابتدا در چارچوبی از دشمنی و ترس قرار دارد، اما با شناختی مستقیمتر از «هیولا» به نگاهی تازه میرسد. تغییر محیط از آسمان و خشکی به دریا، به اثر هویت بصری مستقل میدهد، اما همیشه برای پوشاندن خویشاوندی روایی کافی نیست.
« با این همه، ریتم داستان در نیمهٔ دوم ثبات کمتری دارد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تماشاگر آشنا با این نوع قصه ممکن است زودتر از فیلم مسیر کلی تحول شخصیتها را حدس بزند. بعضی انتخابهای دراماتیک، بهجای آنکه انتظار را بر هم بزنند، همان ایستگاههایی را طی میکنند که از پیش میشناسیم. بااینحال، فیلم در تصویرسازی و فضای دریانوردانه بهاندازهای شخصیت دارد که صرفاً نسخهای از داستانی دیگر به نظر نرسد.
بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که بهجای تکرار فرمول، اجازه میدهد محیط دریایی و رابطهٔ شخصیتها معنای تازهای به آن الگوی آشنا بدهند. جمعبندی «The Sea Beast» ماجراجویی انیمیشنی خوشساخت و چشمنوازی است که از دریا و موجودات عظیمش برای روایت داستانی دربارهٔ ترس، شکار و بهچالشکشیدن روایتهای تثبیتشده بهره میگیرد.
تصویرپردازی آب، طراحی کشتیها، صحنههای زیر دریا و سرزندگی شخصیت دختر از امتیازهای اصلی اثرند. همچنین ترکیب سرگرمی خانوادگی با مضمونی دربارهٔ جنگ و تبلیغات، آن را از فیلمی که صرفاً بر هیجان و شوخی تکیه دارد فراتر میبرد. در برابر این نقاط قوت، قصه در نیمهٔ دوم گاه به مسیرهای قابلپیشبینی میافتد و شباهتش به روایتهای شناختهشدهٔ دوستی انسان و موجودی که دشمن شمرده میشود، به چشم میآید.
جمعبندی داستان نیز برای برخی تغییرات و پیامدهایش فرصت کافی فراهم نمیکند و ازاینرو ممکن است شتابزده جلوه کند. با وجود این کاستیها، فیلم سفری تماشایی و گرم باقی میماند: اثری که شاید در همهٔ انتخابهای رواییاش تازه نباشد، اما در تصویر و حس ماجراجویی نیرویی دارد که تماشاگر را با خود به آبهای ناشناخته میبرد.
« در نتیجه، تماشاگر آشنا با این نوع قصه ممکن است زودتر از فیلم مسیر کلی تحول شخصیتها را حدس بزند. »
ثبت دیدگاه