نقد و بررسی
نقد شکارچیان پوست سر (The Scalphunters) | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سنت وسترن «The Scalphunters» ساختهٔ Sydney Pollack در سال ۱۹۶۸، وسترنی است که از همان ابتدا میان ماجراجویی، کمدی و هجو اجتماعی رفتوآمد میکند. فیلم با حضور Burt Lancaster، Ossie Davis، Telly Savalas و Shelley Winters، به جای آنکه صرفاً بر دوئل و تعقیبوگریز تکیه کند، برخورد دو شخصیت ناهمگون را به موتور اصلی داستان بدل میسازد: جو باس، شکارچی پوستِ سرسخت و عملگرا، و جوزف لی، بردهای فراری، تحصیلکرده و برخوردار از هوشی که بیش از زور بازو به کارش میآید.
Pollack در این اثر از قالب آشنای وسترن استفاده میکند، اما آن را با لحنی کمابیش هجوآمیز میآمیزد؛ حاصل، فیلمی است که هم به قواعد ژانر وفادار میماند و هم در بخشهایی آنها را دست میاندازد. روایت تعقیب و همراهی ناخواسته خلاصهٔ داستان بر کشمکشی ساده و پرظرفیت استوار است: جو باس در پی بازپسگرفتن پوستهایی است که برایش ارزش اقتصادی و شخصی دارند، در حالی که جوزف لی میکوشد از وضعیتی که در آن گرفتار شده راهی به سوی آزادی پیدا کند.
این دو در آغاز نه هدفی مشترک دارند و نه دلیلی برای اعتماد به یکدیگر؛ بااینحال، خطرهای مسیر آنان را به همراهانی ناخواسته تبدیل میکند. فیلم از همین تضاد بهره میگیرد: یکی با نیروی بدنی و آشنایی با طبیعت پیش میرود و دیگری با زبان، زیرکی و قدرت خواندن رفتار آدمها. ساختار تعقیبمحور فیلم امکان میدهد موقعیتهای تازه یکی پس از دیگری شکل بگیرند.
« ساختار تعقیبمحور فیلم امکان میدهد موقعیتهای تازه یکی پس از دیگری شکل بگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر مانع، گاه به صحنهای برای ماجراجویی بدل میشود و گاه فرصتی برای شوخی یا جدال کلامی میان دو شخصیت. بااینهمه، داستان همیشه از نظر ریتم یکدست نیست. برخی بخشهای گفتوگومحور بیش از اندازه درنگ میکنند و پیشروی روایت را کند میسازند؛ بهویژه وقتی فیلم میان تنش جسمانی و مکثهای طنزآمیز رفتوآمد میکند، گذار از یکی به دیگری گاهی روان نیست.
طرح کلی، با وجود این مکثها، چنان روشن و سرراست است که بیننده بهآسانی مسیر اصلی را دنبال میکند. دو شخصیت و نیروی بازیگری مهمترین دارایی فیلم رابطهٔ میان جو و جوزف است. جو باس با بازی Burt Lancaster نه قهرمانی بینقص است و نه مردی که از آغاز به درکی عمیق از جهان پیرامون رسیده باشد.
لجاجت و خودمحوری او بخشی از طنز فیلم را میسازد؛ مردی که گاهی چنان به داراییاش چشم دوخته که آدمهای اطرافش را نیز با همان معیار میسنجد. Lancaster این خشونت زمخت را با طنازی و انرژی جسمانی همراه میکند و اجازه نمیدهد شخصیتش به کاریکاتوری صرف تبدیل شود. در سوی دیگر، Ossie Davis به جوزف لی وقار، دقت و سرزندگی میبخشد.
« هر مانع، گاه به صحنهای برای ماجراجویی بدل میشود و گاه فرصتی برای شوخی یا جدال کلامی میان دو شخصیت. »
شخصیتها و اجرا
هوش او فقط ابزار شوخی نیست؛ راهی است برای حفظ اراده در موقعیتی که اختیار از او گرفته شده است. تفاوت شیوهٔ حضور دو بازیگر، گفتوگوها و برخوردهایشان را زنده نگه میدارد: جو بیشتر با واکنشهای غریزی و جسارت بدنی پاسخ میدهد، در حالی که جوزف با سنجیدن موقعیت و انتخاب واژهها میکوشد ابتکار عمل را به دست بگیرد.
انرژی این دو، بهخصوص در لحظههای طنز، بخش عمدهای از کشش فیلم را پدید میآورد. بازی Telly Savalas و Shelley Winters نیز به ترکیب لحنهای فیلم تنوع میبخشد و مانع میشود تعقیبوگریز به الگویی یکنواخت فروکاسته شود. طنز، خشونت و ناهماهنگی لحن طنز «The Scalphunters» از برخورد امور جدی با رفتارهای گاه مضحک شخصیتها نیرو میگیرد.
خشونت در جهان فیلم واقعی و تهدیدکننده است، اما شخصیتها در میانهٔ خطر نیز مجال طعنه، لافزدن و بازی با کلمات پیدا میکنند. این تضاد در بهترین لحظهها، وسترن را از جدیتی یکنواخت بیرون میآورد و نوعی سرزندگی به آن میدهد. فیلم همچنین با بخشی از قراردادهای وسترن شوخی میکند؛ قهرمانش همیشه بر اوضاع مسلط نیست و مهارتهایش تضمینکنندهٔ پیروزی آسان نمیشوند.
« هوش او فقط ابزار شوخی نیست؛ راهی است برای حفظ اراده در موقعیتی که اختیار از او گرفته شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین کثرت لحنها گاه به نقطهٔ ضعف بدل میشود. فیلم میخواهد هم ماجراجویی پرتحرک باشد، هم کمدی موقعیت، هم هجو اجتماعی و هم روایتی دربارهٔ نژاد و آزادی. این عناصر همیشه در هم حل نمیشوند؛ گاهی یک صحنهٔ خشن با لحنی سبک دنبال میشود، بیآنکه پیوند عاطفی یا معنایی میان این دو بهاندازهٔ کافی شکل گرفته باشد.
نتیجه نه شکست کامل در ترکیب ژانرها، بلکه نوعی نوسان است: فیلم در لحظهای سرگرمکننده و چابک جلوه میکند و در لحظهای دیگر، انگار از تصمیمگرفتن دربارهٔ جدی یا هزلآمیز بودن خود پرهیز دارد. چشمانداز غرب و کارکرد طبیعت فضای بیرونی فیلم بیش از آنکه پسزمینهای تزئینی باشد، بخشی از منطق روایت است.
دشتها و مسیرهای ناهموار، بر فاصله و دشواری سفر تأکید میکنند و طبیعت را به نیرویی تبدیل میسازند که شخصیتها باید آن را بشناسند، نه فقط از آن عبور کنند. جو باس بهواسطهٔ تجربهٔ زندگی در محیط وحشی به منابع و نشانههای طبیعی اتکا دارد؛ جوزف نیز ناچار است تواناییهای متفاوت خود را با شرایط تازه سازگار کند.
« اما همین کثرت لحنها گاه به نقطهٔ ضعف بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
پهناوری چشمانداز، حس رهایی را در کنار آسیبپذیری انسان حفظ میکند: بیرون از شهر، آزادی ممکن به نظر میرسد، اما امنیت و قانون نیز کمتر در دسترساند. این بستر، به فیلم امکان میدهد از فضای بستهٔ گفتوگوها بیرون بیاید و بار دیگر به حرکت و عمل بازگردد. بااینحال، طبیعت همیشه به عمق تصویری یا معنایی ویژهای نمیرسد؛ گاه صرفاً میدان مناسبی برای تعقیب و درگیری است.
ارزش آن بیشتر در پیوندش با شیوهٔ زیستن شخصیتهاست: هرکس که محیط را بهتر میخواند، برای لحظهای دست بالا را پیدا میکند. نگاه نژادی از منظر امروز یکی از مهمترین زمینههای خواندن فیلم، برخورد آن با بردهداری و نژادپرستی است. جوزف شخصیتی فرعی یا خاموش نیست؛ او در بسیاری از موقعیتها با زیرکی خود مسیر گفتوگو و کنش را تغییر میدهد.
فیلم از طریق او میکوشد رابطهٔ قدرت را به پرسش بکشد و نشان دهد که هوش و منزلت انسانی با موقعیت اجتماعیِ تحمیلشده یکی نیست. بااینحال، نگاه امروز به فیلم نمیتواند به نیت انتقادی آن بسنده کند. بخشی از شوخیها و تصویرسازیهای نژادی به زمانهای تعلق دارند که در آن کلیشهها هنوز بهآسانی در قالب سرگرمی بازتولید میشدند؛ ازاینرو بعضی لحظهها اکنون ناراحتکننده، سادهانگارانه یا ناموفق به نظر میرسند.
« این بستر، به فیلم امکان میدهد از فضای بستهٔ گفتوگوها بیرون بیاید و بار دیگر به حرکت و عمل بازگردد. »
جمعبندی
پیچیدگی فیلم در همین دوگانگی است: از یک سو جوزف را صاحب اراده و توانایی نشان میدهد، و از سوی دیگر گاه آزادی او را در چارچوبی نمایشی و خندهآور قرار میدهد. بنابراین اثر را بهتر است نه بیانیهای کامل و بیتناقض، بلکه محصول دورهای دانست که میکوشید دربارهٔ نژاد و آزادی سخن بگوید، در حالی که هنوز از زبان و قراردادهای رایج همان دوران فاصلهٔ کافی نگرفته بود.
جمعبندی «The Scalphunters» وسترنی پرتحرک و بازیگرمحور است که جذابیت اصلیاش را از همراهی ناهموار جو باس و جوزف لی میگیرد. بازیهای پرانرژی، موقعیتهای کمیک و چشماندازهای باز، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده تبدیل میکنند؛ در مقابل، کندی مقطعی روایت، تعدد لحنها و شوخیهایی که امروز رنگباخته یا مسئلهدارند، مانع از آن میشوند که اثر کاملاً یکپارچه باشد.
ارزش تماشای فیلم در بینقصبودنش نیست، بلکه در انرژی بازیگران، تضاد دو شخصیت و کوشش آن برای گشودن راهی از دل سرگرمی عامهپسند به سوی پرسشهای آزادی و قدرت است. فیلمی ناهموار، اما زنده و قابلتأمل؛ اثری که هم میتواند مخاطب را سرگرم کند و هم فاصلهٔ میان نگاه زمانهٔ خود و حساسیت امروز را آشکار سازد.



ثبت دیدگاه