نقد و بررسی
نقد The Ruling Class | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی بر لبهٔ جنون «The Ruling Class» ساختهٔ Peter Medak، کمدی سیاهی است که از همان آغاز، قواعد آشنای قصهگویی را کنار میزند. فیلم نه به دنبال خندهای آسوده و پیوسته است و نه میخواهد مخاطب را در چارچوب درامی واقعگرا نگه دارد؛ بیشتر شبیه نمایشی گروتسک و ناآرام است که در آن اشرافیت، دیوانگی، مذهب و قدرت در برابر هم قرار میگیرند.
موقعیت مرکزیِ داستان، با وارثی که خود را مسیح میپندارد و خانوادهای که سهم و جایگاه اجتماعیاش را میخواهند، از همان ابتدا طنزی گزنده میسازد؛ طنزی که بهتدریج لایههای تلختری از خود را آشکار میکند. فیلم از تماشاگر انتظار دارد با دگرگونیهای ناگهانی لحن کنار بیاید. صحنهای ممکن است با شوخی و بازیگوشی پیش برود و لحظهای بعد به تجربهای معذبکننده یا تهدیدآمیز بدل شود.
همین ناپایداری، امضای اثر است: خنده در آن هرگز کاملاً بیخطر نیست و گاه درست در لحظهای سر برمیآورد که تماشاگر از خندیدن خود مطمئن نیست. جک گِرنی و بازی پیتر اوتول در مرکز این آشوب، بازی پیتر اوتول قرار دارد؛ بازیای پرجنبوجوش، جسور و بهیادماندنی که تقریباً تمام انرژی فیلم را به سوی خود میکشد.
« فیلم از تماشاگر انتظار دارد با دگرگونیهای ناگهانی لحن کنار بیاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جک گِرنی در نگاه نخست، شخصیتی سرشار از صفا و بازیگوشی است؛ مردی که با آواز و رقص در عمارت میگردد و جهان را از منظر عشق و بخشایش میبیند. بااینحال، اوتول این تصویر را به یک تیپ کمیک ساده تقلیل نمیدهد. در پسِ شور کودکانهٔ جک،脆ندگی و آشفتگی روانی حس میشود؛ گویی مرز میان ایمان، خیال و گریز از واقعیت در وجود او پیوسته جابهجا میشود.
جذابیت بازی اوتول در همین دوگانگی است. او جک را هم مضحک و هم تأثیرگذار میسازد، بیآنکه یکی را قربانی دیگری کند. حرکات بدن، مکثها، نگاههای خیره و تغییر ناگهانیِ آهنگ گفتار، شخصیت را زنده و پیشبینیناپذیر نگه میدارند. حتی هنگامی که فیلم در مسیرهای فرعی خود کند میشود، حضور اوتول همچنان تماشاگر را درگیر میکند.
این نقشی است که بهجای اتکا به جذابیت ستاره، از جسارت اجرایی و تعهد کامل بازیگر نیرو میگیرد. وارث، خانواده و سازوکار قدرت عنوان فیلم به طبقهٔ حاکم اشاره دارد، اما اثر با معرفی اشرافزادهای غیرعادی، پرسشی کنایهآمیز پیش میکشد: چه کسی را باید عاقل و شایستهٔ قدرت دانست؟ جک از نظر خانوادهاش برای ادارهٔ املاک مناسب نیست؛ آنان رفتار او را نشانهٔ بیکفایتی میبینند و در پی تصاحب میراثشاند.
« بااینحال، اوتول این تصویر را به یک تیپ کمیک ساده تقلیل نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم ریاکاری آنان را نیز بیپرده نشان میدهد. آنچه در ظاهر نگرانی دربارهٔ سلامت و صلاح جک جلوه میکند، بارها با منفعت شخصی و میل به حفظ جایگاه خانوادگی گره میخورد. طنز اجتماعی اثر، صرفاً متوجه ثروت یا آداب اشرافی نیست؛ هدف عمیقتر آن، سازوکاری است که قدرت را طبیعی و موروثی جلوه میدهد، حتی وقتی صاحبانش گرفتار طمع، خشونت یا خودفریبیاند.
در این جهان، رفتار جک بهسرعت موضوع قضاوت قرار میگیرد، اما رفتار «محترمانه»ٔ اطرافیانش کمتر از آنچه باید زیر ذرهبین میرود. فیلم از این تضاد استفاده میکند تا نشان دهد مرز میان جنون فردی و بیخردیِ پذیرفتهشدهٔ اجتماعی، آنقدرها هم روشن نیست. کمدی سیاه، اغراق و لحظههای معذبکننده «The Ruling Class» از شوخیهای لطیف و ظریف فاصله میگیرد و به اغراق، هجو و موقعیتهای نامتعارف تکیه میکند.
نتیجه گاه واقعاً خندهدار است و گاه عمداً تماشاگر را در وضعیتی ناخوشایند قرار میدهد. این دوگانگی، یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم است: خنده بهجای آنکه فشار موقعیت را از میان ببرد، آن را آشکارتر میکند. شخصیتها در فضایی زندگی میکنند که آداب رسمی و منزلت طبقاتی، خشونت و بیرحمی را میپوشاند؛ در چنین بستری، شوخی ممکن است ناگهان به هشداری تلخ بدل شود.
« بااینحال، فیلم ریاکاری آنان را نیز بیپرده نشان میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
البته همهٔ شوخیها به یک اندازه دوام نیاوردهاند. بخشی از طنز فیلم به زمینهٔ فرهنگی و هنجارهای زمان ساختش وابسته است و برای مخاطب امروز ممکن است کهنه، سنگین یا ناموفق به نظر برسد. این مسئله بهویژه در شوخیهایی که بر کلیشههای قدیمی تکیه دارند آشکار میشود. بنابراین، اثر را نمیتوان بیواسطه و بینقد ستود؛ بخشی از تجربهٔ تماشایش مستلزم فاصله گرفتن از برخی انتخابهای طنزآمیز آن است.
فرم نمایشی و موسیقی ریشهٔ نمایشی اثر در شیوهٔ اجرا کاملاً محسوس است. فیلم بهجای پنهان کردن خصلت صحنهای خود، آن را به بخشی از هویت بصری و رواییاش تبدیل میکند. چیدمانها و رویاروییهای خانوادگی، حالوهوایی متصنع و آیینی دارند؛ انگار عمارت فقط خانهای اشرافی نیست، بلکه صحنهای است که هر کس در آن نقشی از پیش تعیینشده بازی میکند.
این انتخاب با موضوع فیلم هماهنگ است: شخصیتها در برابر یکدیگر نمایش میدهند، و «احترامپذیری» خود نیز گاه نوعی لباس مبدل است. آوازها و شمارههای موزیکال، وجه دیگری از همین نمایشاند. آنها ناگهان از دل روایت سر برمیآورند و فضای داستان را به قلمرویی وهمآلود و بازیگوش میبرند. در بهترین لحظهها، موسیقی به آشفتگی جک شکل میدهد و جهان درونی او را بیواسطهتر از گفتوگوها بیان میکند.
« البته همهٔ شوخیها به یک اندازه دوام نیاوردهاند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، این میانپردهها همیشه به سود ریتم فیلم نیستند. بعضی از آنها بیش از اندازه امتداد مییابند و ضرباهنگ روایت را میکاهند؛ از همین رو، آنچه برای گروهی از تماشاگران بخشی از جذابیت نامتعارف فیلم است، ممکن است برای دیگران به وقفهای خستهکننده بدل شود. ریتم و نابرابریهای اثر مدتزمان طولانی فیلم هم فرصت میدهد جهان عجیب آن با جزئیات بسط یابد و هم ضعفهایش را برجسته میکند.
روایت در بخشهایی کشدار میشود و همهٔ صحنهها به یک اندازه به پیشروی داستان یا عمقبخشی به شخصیتها کمک نمیکنند. فیلم میان هجو طبقاتی، کمدی موقعیت، گروتسک روانشناختی و نمایش موزیکال حرکت میکند؛ این تنوع به آن یگانگی و جسارت میبخشد، اما گاهی نیز انسجام و آهنگ روایی را سست میکند.
بااینحال، نابرابریِ ریتم را نباید صرفاً نقصی فنی دانست. بیثباتی و آشفتگی تا حدی با جهان فیلم همخوان است؛ جهانی که در آن معیارهای عقلانیِ خانواده و جامعه پیوسته با رفتارهای نمایشی و خودخواهانه درهم میآمیزند. مسئله آنجاست که این بیثباتی گاهی از مرز انتخاب هنری عبور میکند و به اطاله میرسد.
« بااینحال، این میانپردهها همیشه به سود ریتم فیلم نیستند. »
جمعبندی
در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان مجذوب جسارت فیلم و خسته از طولانیشدن آن باشد. جمعبندی «The Ruling Class» اثری نامتعارف، گزنده و عمداً ناآرام است؛ فیلمی که با ترکیب کمدی سیاه، نمایشگری و هجو اجتماعی، اشرافیت و معیارهای متعارف عقل و شایستگی را به پرسش میگیرد. پیتر اوتول در نقش جک، نیروی محرک اصلی آن است و با بازی پرشور و چندوجهیاش شخصیتی میسازد که هم خندهدار است و هم نگرانکننده.
در مقابل، طول زیاد، افتوخیز ریتم، میانپردههای موزیکالِ گاه کشدار و شوخیهایی که امروز خوب از کار درنمیآیند، مانع از آن میشوند که فیلم در تمام لحظات به یک اندازه اثرگذار باشد. ارزش فیلم بیش از آنکه در صیقلخوردگی روایی باشد، در خطرپذیری و صدای مستقلش نهفته است. تماشاگر با کمدیای روبهرو نیست که تنها برای سرگرم کردن طراحی شده باشد؛ خنده در اینجا مدام با تلخی، شرم و تردید همراه است.
همین آمیزهٔ ناهماهنگ اما ماندگار است که فیلم را، با همهٔ کاستیهایش، به تجربهای خاص بدل میکند.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان مجذوب جسارت فیلم و خسته از طولانیشدن آن باشد. »



ثبت دیدگاه