نقد و بررسی
نقد قانونشکنان ۲ (The Round Up) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زمینهٔ تاریخی و روایی «The Round Up» یا «La Rafle»، ساختهٔ رز بوش، به یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ فرانسه در جنگ جهانی دوم میپردازد: یورش وِلودروم دیوِر در پاریسِ اشغالشده، در ژوئیهٔ ۱۹۴۲. پلیس فرانسه هزاران یهودی را از خانههایشان بازداشت کرد و بسیاری از آنان را به ورزشگاهی سرپوشیده و سپس به اردوگاههایی در خاک فرانسه فرستادند.
فیلم این واقعه را از خلال زندگی چند خانواده، بهویژه کودکان، و نیز کوششهای آنِت مونو، پرستاری که برای یاریرساندن به بازداشتشدگان داوطلب میشود، روایت میکند. فیلمنامهنویس و کارگردان، بهجای محدودکردن داستان به یک قهرمان، میان قربانیان، امدادگران و مقاماتی که در سازماندهی بازداشتها نقش دارند رفتوآمد میکند.
این انتخاب، دامنهٔ تاریخی اثر را گسترش میدهد، اما از همان ابتدا مسئلهای دراماتیک نیز پدید میآورد: چگونه میتوان گسترهٔ فاجعهای جمعی را در قالب چند سرگذشت فردی به نمایش گذاشت؟ نگاه از سطح چشم کودکان مهمترین تصمیم عاطفی و روایی فیلم، نزدیکشدن به جهان کودکان است. آنها در آغاز هنوز زندگی را با مقیاسهای آشنای خود میسنجند: خانواده، همبازیها، مدرسه و اشیای کوچک دوستداشتنی.
همین روزمرگی است که سنگینی دگرگونی را آشکارتر میکند. تهدید در نگاه آنان نه مفهومی تاریخی، بلکه نیرویی ناگهانی و نامفهوم است که خانه و نظم زندگی را درهم میشکند. تماشاگر نیز بسیاری از رویدادها را پیش از شخصیتهای خردسال درک میکند و از همین فاصلهٔ دردناک، حس تعلیق و اندوه شکل میگیرد.
« نگاه از سطح چشم کودکان مهمترین تصمیم عاطفی و روایی فیلم، نزدیکشدن به جهان کودکان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازیگران کودک در انتقال این نگاه سهمی اساسی دارند. واکنشهای طبیعی و کمتکلف آنان به فیلم امکان میدهد که رنج را از مسیر رفتارهای کوچک و ملموس نشان دهد، نه فقط از راه گفتوگوهای توضیحی. گاه یک مکث، پرسش ساده یا دلبستگی به یک اسباببازی بیش از خطابهای طولانی اثر میگذارد. این کیفیت، تلخی روایت را قابل لمس میکند؛ بیآنکه کودکان را به نمادهایی بیجان فروبکاهد.
در عین حال، تکیه بر معصومیت آنان خطر سادهسازی دارد: اگر همهٔ نیروی تأثیرگذاری بر دوش مظلومیت کودکانه قرار گیرد، پیچیدگی سیاسی و اجتماعی واقعه ممکن است به پسزمینه رانده شود. تصویر شهر و فضای محصور فیلم در ساختن تقابل میان زندگی روزانه و سازوکار سرکوب، لحظات مؤثری دارد. محلهای که در ابتدا با رفتوآمد، خانههای کوچک و مناسبات همسایگی شناخته میشود، بهتدریج زیر سایهٔ تهدید قرار میگیرد.
بازداشتها بهجای آنکه همچون حادثهای دور و انتزاعی باقی بمانند، وارد راهروها و اتاقهای معمولی میشوند؛ همان مکانهایی که اندکی پیش، محل کارهای روزمره و گفتوگوی خانوادگی بودهاند. این جابهجایی، خشونت را هولناکتر میکند: فاجعه نه بیرون از زندگی، بلکه در دل آن رخ میدهد. مهمترین فضای تصویری فیلم، ورزشگاه وِلودروم دیوِر است؛ جایی که ازدحام، گرما، تشنگی و بینظمی به بخشی از تجربهٔ بازداشتشدگان بدل میشود.
دوربین گاه از جزئیات چهرهها به نمایی گستردهتر حرکت میکند تا مقیاس جمعی واقعه را نشان دهد. این تغییر مقیاس، میان فرد و انبوه گرفتارشدگان پیوند میسازد، هرچند همواره نمیتواند وزن تجربهٔ هر فرد را بهطور کامل حفظ کند. فیلم در بهترین لحظاتش از فضای محصور برای بیان فرسایش تدریجی امید بهره میگیرد؛ فضایی که تنها یک مکان نیست، بلکه صورت مادیِ بیپناهی و محرومیت از اختیار است.
« بازیگران کودک در انتقال این نگاه سهمی اساسی دارند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و شخصیتها حضور آنِت مونو، با بازی ملانی لوران، یکی از محورهای انسانی اثر است. او نه قهرمانی شکستناپذیر، بلکه زنی است که در برابر مصیبتی بزرگ میکوشد کاری عملی انجام دهد. اهمیت شخصیت در همین محدودیت نهفته است: توان او برای نجات همه کافی نیست، اما مراقبت از یک بیمار، گوشسپردن به یک خانواده یا حضور در کنار کودکان، در جهانی که کرامت انسانی پیوسته انکار میشود، معنایی روشن پیدا میکند.
بازی لوران میان جدیت حرفهای و آشفتگی عاطفی حرکت میکند و در مجموع، وجه انسانی این شخصیت را باورپذیر نگه میدارد. ژان رنو و گاد الماله نیز به روایت وزن میدهند و با نقشهایشان دو سوی متفاوت تجربه را بازتاب میدهند: مراقبت پزشکی و کوشش برای حفظ خانواده در شرایطی که هر انتخابی دشوار و ناامن شده است.
بااینحال، فیلم با شمار زیادی شخصیت و چند خط داستانی پیش میرود. در نتیجه، برخی چهرهها فرصت کافی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند و گاهی بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه به شخصیتهایی کاملاً پرورده بدل شوند. پراکندگی توجه، بهخصوص در بخشهایی که فیلم میکوشد همزمان چند تجربه را دنبال کند، از پیوستگی عاطفی بعضی روایتها میکاهد.
ملودرام و مسئولیت نمایش تاریخ «The Round Up» میخواهد مخاطب را از نظر عاطفی درگیر کند و این خواسته با موضوع آن پیوندی طبیعی دارد. مسئله نه اصلِ احساس، بلکه میزان و شیوهٔ هدایت آن است. در بعضی صحنهها، موسیقی، تأکیدهای روایی و چینش موقعیتها چنان مستقیم تماشاگر را به سوی اندوه سوق میدهند که فرصت مکث و داوری مستقل کمتر میشود.
« بازیها و شخصیتها حضور آنِت مونو، با بازی ملانی لوران، یکی از محورهای انسانی اثر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی اثر پیوسته بر شدت عاطفی میافزاید، ممکن است تأثیر صحنههای بعدی کاهش یابد؛ گویی همهٔ لحظات باید به اوجی مشابه برسند. از همین رو، فیلم گاه از درامی تاریخی به ملودرامی آشکار نزدیک میشود. این انتخاب برای برخی مخاطبان نیرویی تکاندهنده دارد، اما منتقدانی نیز به پراکندگی روایت و تغییر جزئیات تاریخی برای ساختن درامی منسجمتر اشاره کردهاند.
اهمیت این نکته در آن است که بازنمایی واقعهٔ واقعی تنها به بازسازی لباس و مکان محدود نمیشود؛ شکل روایت نیز بر برداشت مخاطب از تاریخ اثر میگذارد. فیلم در پی آن است که مسئولیت همدستی نهادها و رنج قربانیان را روشن کند، اما پرداخت سادهشدهٔ بعضی موقعیتها میتواند از پیچیدگی سازوکارهای سیاسی و اخلاقی بکاهد.
این ضعف، ارزش موضوع را از میان نمیبرد، ولی نشان میدهد که نیتِ محترمانه و اثرگذاری عاطفی بهتنهایی تضمینکنندهٔ پیچیدگی سینمایی نیستند. ساختار روایی و دستاوردهای فیلم گستردگی شخصیتها در عین حال هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. چون واقعه به یک خانواده یا یک قهرمان تعلق ندارد، چندصدایی روایت میتواند از انحصار تجربه بپرهیزد و نشان دهد که فاجعه چگونه زندگیهای متفاوت را دربرمیگیرد.
فیلم با حرکت میان خانوادهها، کودکان، کارکنان درمانی و مقامهای مسئول، میکوشد ابعاد اجتماعی واقعه را کنار تجربهٔ خصوصی قرار دهد. این تلاش، از نظر اخلاقی قابل دفاع است: هیچ زندگی منفردی نمیتواند نمایندهٔ تمام قربانیان باشد. اما گسترش میدان روایت بهایی دارد. بعضی خطها پیش از آنکه به عمق عاطفی و روانی برسند کنار گذاشته میشوند و برخی چهرهها بیش از آنکه فرصت دگرگونی پیدا کنند، حامل اطلاعات یا نشانهای از یک موقعیت تاریخی باقی میمانند.
« از همین رو، فیلم گاه از درامی تاریخی به ملودرامی آشکار نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، فیلم گاه میان «فراگیری» و «تمرکز» مردد است. اگر تمرکز بیشتری بر تعداد کمتری از شخصیتها میگذاشت، شاید پیوندهای عاطفی نیرومندتر میشد؛ اگر هم همان گستره را نگه میداشت اما برای هر خط روایی فرصت بیشتری فراهم میکرد، اثر به انسجام بیشتری میرسید. این ناتمامی از توان فیلم برای ثبت اهمیت واقعه نمیکاهد، ولی مانع میشود همهٔ بخشهای آن به یک اندازه در ذهن بمانند.
جمعبندی «The Round Up» اثری مهم و تأثرآور است که تاریخ را از فاصلهٔ امنِ کتاب درسی بیرون میآورد و به خانهها، چهرهها و تجربهٔ کودکان نزدیک میکند. نقطهٔ قوت اصلی آن، بازیهای طبیعی کودکان و توجه به لحظههای کوچک انسانی در دل خشونتی سازمانیافته است. فیلم همچنین با نشاندادن کوششهای امدادگرانی چون آنِت مونو، در کنار قربانیان، معنای مسئولیت و همدلی را برجسته میکند.
در مقابل، بار احساسی گاه بیش از اندازه مستقیم میشود، شخصیتهای متعدد فرصت یکسانی برای پرورش نمییابند و برخی رویدادها در قالبی سادهتر از پیچیدگی تاریخیشان عرضه میشوند. بنابراین اثر را باید هم روایتی ضروری دربارهٔ جنایتی واقعی دانست و هم درامی که در تبدیل این ضرورت به سینمایی کاملاً منسجم، همیشه موفق نیست.
ارزش آن بیش از هر چیز در یادآوری انسانهایی است که تاریخِ جمعی، بهآسانی آنان را به عدد و آمار فرو میکاهد؛ هرچند تأثیر پایدار فیلم از جاهایی میآید که بهجای توضیحدادن رنج، اجازه میدهد آن را در نگاه و رفتار آدمهای عادی احساس کنیم.
« در نتیجه، فیلم گاه میان «فراگیری» و «تمرکز» مردد است. »
ثبت دیدگاه