نقد و بررسی
نقد The Room | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت هراسانگیز فیلم «The Room» ساختهٔ Christian Volckman از تمهیدی آشنا، اما همچنان فریبنده آغاز میشود: زوجی جوان در خانهای دورافتاده، اتاقی پنهان مییابند که میتواند خواستههایشان را به واقعیت بدل کند. آنچه این ایده را از یک خیالپردازی ساده جدا میکند، فاصلهٔ میان «داشتن هرچه میخواهی» و «توانایی زیستن با پیامدهای خواستههایت» است.
فیلم از همان ابتدا وعده میدهد که آرزو در جهانش نیرویی بیهزینه نیست؛ بااینحال، جذابیت اصلی آن نه در توضیح سازوکار اتاق، بلکه در پرسشی اخلاقی و عاطفی نهفته است: اگر امکان دستکاری واقعیت در اختیارمان باشد، آیا میتوانیم مرز میان نیاز، میل و وسوسه را تشخیص دهیم؟ داستان با جابهجایی کیت و مت به خانهٔ تازهشان، فضایی برای کشف و بدگمانی میسازد.
خانه، بیش از آنکه صرفاً پسزمینهای گوتیک باشد، به قلمرویی بسته تبدیل میشود که رابطهٔ زوج و تجربهٔ آنها از فقدان را زیر فشار قرار میدهد. از این رو، ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت آن را دارد که هم تریلری رازآلود باشد و هم درامی دربارهٔ سوگ، میل به خانواده و مسئولیتِ آفرینش. فقدان، آرزو و معنای خانواده زخم عاطفی کیت و مت، که از تجربهٔ دو سقط جنین سرچشمه میگیرد، به آرزوی فرزند معنایی فراتر از یک خواستهٔ ساده میدهد.
فیلم با حساسیتی قابلتوجه نشان میدهد که این میل از خلأ و اندوه برمیخیزد، اما در عین حال نمیگذارد تماشاگر آن را بیچونوچرا رمانتیک کند. پرسش دشوار این است که آیا تحقق یک آرزو میتواند جای فرایندی طبیعی و رابطهای انسانی را بگیرد، یا صرفاً صورت ظاهریِ آن را بازسازی میکند. در بهترین لحظات، فیلم از این موقعیت برای طرح موضوعاتی چون مالکیت، مراقبت و مسئولیت بهره میگیرد.
« داستان با جابهجایی کیت و مت به خانهٔ تازهشان، فضایی برای کشف و بدگمانی میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فرزند در چنین روایتی نباید همچون شیئی باشد که با بیان خواستهای به دست میآید؛ او انسانی مستقل است، با نیازها و ارادهای که نمیتوان آنها را به خواستهٔ والدین فروکاست. این تضاد، بنیان اخلاقی داستان را شکل میدهد و به تعلیق آن بُعدی انسانی میبخشد. بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ ایدهاش در پرداخت این پرسشها دقیق نیست و گاهی از عمق بالقوهٔ آنها به سود پیشبرد رخدادها فاصله میگیرد.
تعلیق و معماری راز «The Room» در نیمهٔ نخست، با صبر و مهارت نسبی راز خود را میگستراند. خانه، سیمکشیهای نامعمول، نشانههای ناآرامکننده و اتاق پنهان، اجزای فضاییاند که حس تهدید را بدون اتکا به خشونت مداوم پدید میآورند. رازآلودگی فیلم در این مرحله مؤثر است، زیرا هر کشف کوچک، قاعدهای تازه پیش میکشد و همزمان پرسشهای بیشتری برمیانگیزد.
مخاطب نهتنها میخواهد بداند اتاق چگونه کار میکند، بلکه میکوشد حد و مرز قدرت آن را نیز حدس بزند. پیشروی رخدادها معمولاً ضرباهنگی دارد که کنجکاوی را حفظ میکند؛ فیلم اطلاعات را یکباره عرضه نمیکند و از شکاف میان آنچه شخصیتها میدانند و آنچه تماشاگر گمان میکند، بهره میبرد. بااینهمه، همین سازوکار در ادامه گاه به پیچشهایی میانجامد که مسیرشان زودتر از موعد قابلتشخیص است.
هرچه فیلم بیشتر بر غافلگیری تکیه میکند، ضرورت انسجام قواعد جهانش نیز افزایش مییابد؛ اما همهٔ چرخشها با منطق روایی یکسانی پشتیبانی نمیشوند. شخصیتها و مسئلهٔ تصمیمهای ناموجه یکی از ضعفهای مهم فیلم، رفتارهایی است که بیش از آنکه از شخصیتها برآیند، به ضرورت پیشبرد طرح وابسته به نظر میرسند.
« این تضاد، بنیان اخلاقی داستان را شکل میدهد و به تعلیق آن بُعدی انسانی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
وقتی نیرویی در اختیار قهرمانان قرار میگیرد که میتواند بخش بزرگی از نیازهای مادیشان را برآورده کند، انتظار میرود آنها با کنجکاوی، احتیاط و محاسبه به سراغش بروند. اما برخی انتخابهای کیت و مت چنان نامتوازن یا شتابزدهاند که تماشاگر را از همدلی بیرون میکشند و به جای همراهی با اضطرابشان، وادار میکنند بپرسد چرا راهی بدیهیتر را امتحان نمیکنند.
این مسئله فقط به پرسشهای عملی محدود نیست؛ واکنشهای عاطفی شخصیتها نیز در چند مقطع با آنچه پیشتر از آنها دیدهایم هماهنگ به نظر نمیرسد. گاه تصمیمی که باید پیامد سنگین داشته باشد، بدون زمینهچینی کافی اتخاذ میشود و گاه گفتوگوها بیشتر برای انتقال اطلاعات یا آمادهکردن پیچش بعدی به کار میروند تا آشکارکردن لایههای تازهٔ رابطه.
در نتیجه، ظرفیت درام خانوادگی فیلم از آنچه میتوانست باشد کمتر میشود. بازیها و پیوند عاطفی بازی Olga Kurylenko در نقش کیت از نقاط قوت اصلی اثر است. او میتواند میان فرسودگی، امید و اضطراب جابهجا شود و بار عاطفی داستان را در صحنههایی نگه دارد که فیلمنامه برای توضیح انگیزهها یا پیامدها به اندازهٔ کافی ظرافت ندارد.
حضور او به تنهایی فضای رازآلود فیلم را باورپذیر نمیکند، اما کمک میکند رنج شخصیت به نشانهای سطحی تقلیل نیابد. Kevin Janssens در نقش مت، وجهی محتاطتر و گاه مردد از موقعیت را نمایندگی میکند. تقابل نگاه او با اشتیاق کیت میتوانست به کشمکشی پیچیدهتر و متوازنتر میان دو شخصیت بدل شود، اما فیلمنامه در برخی بخشها اختلافشان را بیشتر ابزاری برای ایجاد بحران میسازد تا نتیجهٔ طبیعی دو دیدگاه متفاوت.
« در نتیجه، ظرفیت درام خانوادگی فیلم از آنچه میتوانست باشد کمتر میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها عموماً در خدمت حفظ تنشاند، هرچند رابطهٔ زوج در لحظاتی به گفتوگوهایی نیاز دارد که سکوتها و تناقضهای عاطفیشان را بهتر آشکار کند. فضا، تصویر و حس محصورشدگی خانه در فیلم نقشی فعال دارد. بافت قدیمی و دورافتادهٔ آن، در کنار اتاقی که قواعدی متفاوت بر آن حاکم است، حس جدایی از جهان بیرون را تقویت میکند.
طراحی فضا کمک میکند خانه هم پناهگاهی برای تحقق خواستهها به نظر برسد و هم قفسی که ساکنانش را آرامآرام در منطق خودش گرفتار میکند. این دوگانگی، از نظر بصری با ایدهٔ فیلم همخوان است: هرچه خانه دلپذیرتر و امکاناتش وسوسهانگیزتر میشود، نگرانی از محدودشدن و وابستگی نیز افزایش مییابد.
کارگردانی در ساختن لحظات معلق و جزئیات ناآرامکننده موفقتر از گسترش پیوستهٔ جهان داستان است. فیلم در بعضی صحنهها از ترکیب قاببندی و فضای داخلی برای ایجاد حس بیگانگی بهره میبرد، اما این کیفیت در همهٔ بخشها به یک اندازه دوام نمیآورد. در نیمهٔ دوم، نیاز به پیشبرد سریعتر رخدادها گاهی بر تأمل بصری و پرورش فضای وهمآلود غلبه میکند؛ در نتیجه، خانه دیگر همیشه نیروی رازناک آغاز فیلم را ندارد.
ریتم و انسجام روایت ریتم «The Room» نوسان دارد. آغاز فیلم با سرعتی سنجیده پیش میرود و به تماشاگر فرصت میدهد تا همراه زوج، خانه و قوانین عجیب آن را کشف کند. سپس رخدادها متراکمتر میشوند و فیلم میکوشد با افزودن بحرانهای تازه، تعلیق را بالا ببرد. این افزایش شتاب در بخشهایی مؤثر است، اما گاهی به بهای پرداخت شخصیتها تمام میشود.
« فضا، تصویر و حس محصورشدگی خانه در فیلم نقشی فعال دارد. »
قوتها و کاستیها
برخی ایدهها پیش از آنکه فرصت یابند پیامدهای اخلاقی یا روانی خود را آشکار کنند، جای خود را به اتفاق بعدی میدهند. محدودبودن بخش مهمی از داستان به یک خانه، در آغاز به سود فیلم عمل میکند و حس محصورشدگی را افزایش میدهد؛ اما تکرار بحرانها و توضیحهای مربوط به قواعد اتاق، در ادامه خطر فرسایش کنجکاوی را به همراه دارد.
افزون بر این، چند پیچش به جای آنکه از شخصیتپردازی و منطق موقعیت برخیزد، بیشتر کارکردی روایی دارد. همین امر باعث میشود تجربهٔ تماشای فیلم گاه میان هیجان و دلزدگی در رفتوآمد باشد. جمعبندی «The Room» فیلمی است با هستهای داستانی جذاب و پرسشی اخلاقی که میتوانست به درامی بسیار ژرفتر بدل شود.
ایدهٔ اتاقی که آرزوها را برآورده میکند، بستری مناسب برای کاوش در سوگ، میل به فرزند و مسئولیتِ انتخاب فراهم میآورد. بازی قابلتوجه Olga Kurylenko، فضای بسته و رازآلود خانه و زنجیرهٔ رخدادهای غیرمنتظره نیز به اثر نیرویی تماشایی میبخشند. در مقابل، تصمیمهای گاه ناموجه شخصیتها، قواعدی که همیشه با استحکام یکسانی دنبال نمیشوند، پیچشهای نسبتاً قابلحدس و ریتم نامتوازن، مانع از آن میشوند که فیلم تمام ظرفیت ایدهٔ خود را به کار گیرد.
حاصل، اثری نابرابر اما کنجکاویبرانگیز است: فیلمی که بیش از آنکه پاسخهایش به یاد بماند، با پرسشی دربارهٔ بهای آرزو در ذهن میماند؛ پرسشی که شاید بهترین بخش آن، همان ناآرامیای باشد که پس از تماشایش باقی میگذارد.
« افزون بر این، چند پیچش به جای آنکه از شخصیتپردازی و منطق موقعیت برخیزد، بیشتر کارکردی روایی دارد. »
ثبت دیدگاه