نقد و بررسی
نقد فانوسهای سرخ (The Red Lanterns) | 1963
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بندر، خانه و آستانهٔ دگرگونی «The Red Lanterns» ساختهٔ Vasilis Georgiadis، در بندر پیرائوس و در فضایی میگذرد که رفتوآمد کشتیها، آمدوشد مردان و چراغهای سرخ روسپیخانه، زندگی روزمرهٔ گروهی از زنان را قاب میگیرد. نقطهٔ آغاز روایت، تعطیلی قریبالوقوع این مکان است؛ بحرانی که تنها مسئلهای شغلی یا اداری نیست، بلکه امنیت شکننده و پیوندهای عاطفی ساکنانش را نیز زیر فشار میگذارد.
فیلم با گردآوردن سرگذشت پنج زن در یک فضای مشترک، از قصهٔ فردی فراتر میرود و تصویری جمعی از زیستن در حاشیه میسازد. اثر در سال ۱۹۶۳ ساخته شده و بر نمایشنامهای از Alekos Galanos تکیه دارد؛ این خاستگاه نمایشی را میتوان در تأکید آن بر شخصیتها و موقعیتهای عاطفی احساس کرد. زنانی فراتر از یک برچسب قوت بنیادی فیلم در آن است که زنانش را به جایگاه و حرفهشان فرو نمیکاهد.
هر یک، گذشته، آرزو، ترس و تصور خاصی از عشق و آینده دارد. برخی به پیوند عاطفی دل بستهاند، برخی با تنهایی خود کنار آمدهاند و برخی میکوشند در شرایطی محدود، راهی برای تصمیمگیری بیابند. این تفاوتها به روایت چندلایهاش جان میدهد: آنچه در نگاه نخست ممکن است داستانی واحد دربارهٔ یک روسپیخانه به نظر برسد، بهتدریج به مجموعهای از تجربههای ناهمسان بدل میشود.
« زنانی فراتر از یک برچسب قوت بنیادی فیلم در آن است که زنانش را به جایگاه و حرفهشان فرو نمیکاهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در برخورد با این زنان، همدلی را جایگزین قضاوت میکند. شخصیتها نه نمادهای بیچهرهٔ رنجاند و نه قهرمانانی بینقص؛ تناقضها و انتخابهایشان آنان را انسانیتر میسازد. در عین حال، گاه تراکم مصیبتها و شدت احساسات، پیچیدگی شخصیتها را به حاشیه میراند. اثر میخواهد رنج هر زن را بهروشنی به تماشاگر منتقل کند، اما همین اصرار در لحظاتی مجال سکوت و ابهام را کمتر میکند.
روایتی چندشاخه و پرکشش روایت میان چند شخصیت و چند خط عاطفی حرکت میکند و از این راه، زندگی جمعی خانه را در کنار تجربههای خصوصی زنان قرار میدهد. این ساختار برای فیلم امتیازی مهم است: هیچ سرگذشتی بهتنهایی نمایندهٔ تمام آن جهان نیست و هر قصه، وجهی تازه از وابستگی، امید یا محرومیت را آشکار میکند.
تعطیلی پیشِ رو نیز همچون ساعتی نادیدنی بر روایت سایه میاندازد؛ حتی لحظههای آرام در پرتو تغییری که ممکن است از راه برسد، معنایی ناپایدار پیدا میکنند. بااینحال، چندشاخه بودن روایت گاهی به پراکندگی میانجامد. فیلم فرصت میدهد مخاطب به شخصیتهای متعددی نزدیک شود، اما گذار میان قصهها همیشه نرم و یکدست نیست.
« فیلم در برخورد با این زنان، همدلی را جایگزین قضاوت میکند. »
شخصیتها و اجرا
برخی موقعیتها با شتاب به نقطهٔ عاطفی خود میرسند و برخی دیگر با مکثی طولانیتر پیش میروند. از این رو، ریتم اثر بیش از آنکه بر حرکت پیوسته تکیه کند، بر انباشت احساس و انتظار بنا شده است؛ انتخابی که برای تماشاگر علاقهمند به ملودرام کلاسیک میتواند گیرا باشد، اما برای مخاطبی که ریتمی موجزتر میپسندد، احتمالاً فرساینده خواهد شد.
بازیها و فاصلهٔ میان صحنه و واقعیت گروه بازیگران، بار اصلی روایت را بر دوش میکشند. نقشهای متعدد و روابط متقاطع، فیلم را به اثری وابسته به حضور بازیگران بدل کرده است؛ شخصیتها باید در مدت محدود، با نگاه، مکث و واکنشهایشان گذشته و خواستههای خود را قابلفهم کنند. در بخشهایی، بازیها پرحس و باورپذیرند و بهویژه در لحظههایی که شخصیتها از بیان مستقیم احساسات بازمیمانند، سکوت و حالت چهره جای گفتوگو را میگیرد.
بااینهمه، تأثیرپذیری فیلم از سنت ملودرام و خاستگاه نمایشیاش در بازیها نیز پیداست. آغاز فیلم ممکن است برای بعضی تماشاگران کمی تصنعی یا بیش از اندازه صحنهآراییشده به نظر برسد. لحن گفتار و شدت واکنشها همیشه به واقعگرایی روزمره نزدیک نمیشود و گاهی احساسات پیش از آنکه در رفتار تهنشین شوند، آشکارا به نمایش درمیآیند.
« برخی موقعیتها با شتاب به نقطهٔ عاطفی خود میرسند و برخی دیگر با مکثی طولانیتر پیش میروند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما هرچه جهان شخصیتها روشنتر میشود، این کیفیت نمایشی کمتر مانع ارتباط عاطفی میگردد؛ در نهایت، فیلم بیش از آنکه به طبیعینمایی محض وفادار بماند، در پی ساختن لحنی پرشور و آشکار است. ملودرام؛ نیروی اثر و محدودیت آن ملودرام در «The Red Lanterns» صرفاً آرایهای برای افزودن اندوه نیست؛ زبان اصلی فیلم برای سخن گفتن از عشق، محرومیت و بیثباتی است.
این زبان، رنج را قابلدیدن میکند و به تجربههایی که معمولاً در حاشیه میمانند، وزن دراماتیک میبخشد. اما همین انتخاب، خطر اغراق را نیز در خود دارد. گاهی فیلم با تأکید فراوان بر موقعیتهای تلخ، بهجای آنکه اجازه دهد احساس از جزئیات کوچک سر برآورد، آن را مستقیم و پرقدرت به تماشاگر عرضه میکند.
این گرایش، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم مرزش. تماشاگرانی که با ملودرام کلاسیک ارتباط برقرار میکنند، احتمالاً از صراحت عاطفی آن استقبال خواهند کرد؛ کسانی که از احساسگرایی آشکار فاصله میگیرند، ممکن است برخی لحظهها را بیش از اندازه پرهیاهو بیابند. فیلم در بهترین لحظاتش میان این دو سویه تعادل برقرار میکند: درد را پنهان نمیکند، اما به رابطهها و جزئیات روزمره نیز اجازه میدهد بدون خطابه سخن بگویند.
« این زبان، رنج را قابلدیدن میکند و به تجربههایی که معمولاً در حاشیه میمانند، وزن دراماتیک میبخشد. »
قوتها و کاستیها
موسیقی و فضای تصویری موسیقی ساختهٔ Stavros Xarchakos در شکلدادن به حالوهوای اثر نقش مهمی دارد. ملودیهای اندوهگین و رنگ موسیقایی یونانی، فضای عاطفی فیلم را گسترش میدهند و میان لحظههای پرتنش و صحنههای آرامتر پیوند برقرار میکنند. موسیقی در بسیاری از بخشها، صرفاً همراه تصویر نیست؛ گویی پژواک درونی شخصیتهایی است که فرصت یا توان بیان کامل خواستههایشان را ندارند.
همین حضور موسیقایی به فیلم کیفیتی ماندگار و گاه تغزلی میبخشد. فضای بندری نیز به روایت هویتی روشن میدهد. پیرائوس فقط پسزمینهای جغرافیایی نیست؛ مکانی است که در آن رفتن و ماندن، سفر و انتظار، به تجربههای روزانه بدل میشوند. چراغهای سرخ، در کنار معنای آشکارشان، تصویری از مرز میان جهان بیرون و فضای بستهٔ خانه میسازند.
چنین فضاسازیای به فیلم کمک میکند از مجموعهای از گفتوگوها و عواطف فراتر برود و حس محیطی مشخص و بهیادماندنی پیدا کند. جمعبندی «The Red Lanterns» در روایت گروهی از زنانِ زیسته در حاشیه، اثری انسانی و پرعاطفه است. ساختار چندشاخه، بازیهای پرحس، فضای بندر و موسیقی اثرگذار، جهانی میسازند که تجربههای گوناگون شخصیتها را به هم پیوند میدهد، بیآنکه تفاوتهایشان را کاملاً از میان ببرد.
« موسیقی و فضای تصویری موسیقی ساختهٔ Stavros Xarchakos در شکلدادن به حالوهوای اثر نقش مهمی دارد. »
جمعبندی
در مقابل، گرایش گاه افراطی به ملودرام، ریتم نابرابر و بازیهایی که در آغاز کمی نمایشی به نظر میرسند، از یکدستی فیلم میکاهند. با وجود این محدودیتها، ارزش فیلم در نگاه همدلانهاش به آدمهایی است که معمولاً در روایتهای متعارف تنها بهعنوان حاشیه دیده میشوند. اثر میکوشد آنان را صاحب گذشته و خواست و آینده نشان دهد، نه صرفاً موضوع ترحم.
برای تماشاگرانی که با سینمای کلاسیک و بیان عاطفی آشکار آن همراه میشوند، فیلم تجربهای تأثیرگذار خواهد بود؛ تجربهای که بیش از هر چیز در تصویر جمعیاش از تنهایی، امید و میل به انتخاب باقی میماند.
« اثر میکوشد آنان را صاحب گذشته و خواست و آینده نشان دهد، نه صرفاً موضوع ترحم. »



ثبت دیدگاه