نقد و بررسی
نقد ساکتها (The Quiet Ones) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای خاموش «The Quiet Ones» ساختهٔ John Pogue، وحشتی فراطبیعی را در بستری تاریخی و نسبتاً مهارشده روایت میکند: دانشگاهی در دههٔ هفتاد، استادی که میخواهد پدیدههای غیرعادی را با روشی علمی توضیح دهد و زنی جوان که موضوع آزمایشهای گروه اوست. هرچه پژوهشگران بیشتر به مرزهای تجربهٔ او فشار میآورند، فاصلهٔ میان مشاهدهٔ علمی و دستکاری بیرحمانه کمتر میشود.
فیلم از همین نقطه، پرسشی جذاب میسازد: اگر پژوهشگر از پیش تصمیم گرفته باشد که حقیقت را کشف کند، آیا هنوز میتواند خود را ناظر بیطرف بداند؟ داستان بیآنکه برای توضیح رازها به افشای زودهنگام متوسل شود، گروه را به فضایی دورافتاده میبرد و تنش را از دل انزوا و تردید پرورش میدهد. این طرح، با الهام آزاد از آزمایشی واقعی در حوزهٔ فراروانشناسی، وعدهٔ برخوردی میان شکگرایی و باور به ماوراء را میدهد.
وحشتِ انتظار، نه نمایشِ خشونت بهترین دستاورد فیلم، تواناییاش در ساختن نوعی ناراحتی مداوم است. «The Quiet Ones» در بخشهای مؤثرترش نه به خونریزی متکی است و نه میکوشد با آشکارکردن مدام تهدید، تماشاگر را به هیجان لحظهای وادار کند. بهجای آن، سکوتهای طولانی، نگاههای مردد و رخدادهای ظاهراً کوچک را کنار هم میچیند تا خانه به مکانی بدل شود که هر گوشهاش ممکن است حامل نشانهای باشد.
« وحشتِ انتظار، نه نمایشِ خشونت بهترین دستاورد فیلم، تواناییاش در ساختن نوعی ناراحتی مداوم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب به تماشاگر فرصت میدهد پیش از شخصیتها خطر را حدس بزند، یا دستکم از امکان وقوع چیزی هولناک بیم داشته باشد. دلهره از همین فاصله میان آنچه دیده میشود و آنچه هنوز توضیحی برایش نداریم شکل میگیرد؛ کیفیتی که در نیمهٔ نخست، فیلم را از یک تجربهٔ معمولیِ ترساندن ناگهانی فراتر میبرد.
آزمایش علمی و اخلاقِ قدرت محور فکری فیلم فقط این نیست که آیا پدیدههای فراطبیعی وجود دارند یا نه؛ مسئلهٔ مهمتر، شیوهٔ برخورد با انسانی است که دیگران او را موضوع مطالعه میدانند. استاد دانشگاه، جوزف کوپلند، باوری قاطع و هدفی بزرگ دارد و همین اطمینان، روشهایش را توجیهپذیر جلوه میدهد.
در برابر او، برایان مکنیل دوربین به دست دارد و قرار است فرایند را ثبت کند؛ حضور او امکان میدهد تماشاگر نیز از جایگاه ناظر به رخدادها نزدیک شود. اما فیلم بهخوبی نشان میدهد که ثبتکردن با فهمیدن یکی نیست و مشاهدهگر نیز میتواند در مناسبات قدرت و آسیب شریک شود. ایدهٔ پژوهش شکگرایانه دربارهٔ امور ماورایی جذاب است، ولی ظرفیت انتقادی آن گاه در میان قواعد آشنای ژانر کمرنگ میشود: پرسشهای اخلاقی طرح میشوند، اما همیشه فرصت نمییابند به عمق لازم برسند.
« استاد دانشگاه، جوزف کوپلند، باوری قاطع و هدفی بزرگ دارد و همین اطمینان، روشهایش را توجیهپذیر جلوه میدهد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و بازیگری Jared Harris حضور پرقدرتی دارد و به کوپلند ترکیبی از اقتدار دانشگاهی، سرسختی و آسیبپذیری میبخشد. او شخصیت را به یک دانشمند بدذات و یکبعدی تقلیل نمیدهد؛ میتوان فهمید که چرا اطرافیانش جذب اطمینان او میشوند، حتی اگر روشهایش نگرانکننده باشد. Olivia Cooke نیز بار اصلی تجربهٔ ترس و فرسودگی را بر دوش میکشد.
بازی او در لحظات آرامتر، وقتی ترس هنوز به رفتارهای آشکار تبدیل نشده، بیش از صحنههای پرهیاهو اثرگذار است. Sam Claflin در نقش برایان، میان کنجکاوی حرفهای و درگیری عاطفی با آنچه میبیند حرکت میکند، اما فیلم گاهی شخصیتها را بیشتر در خدمت پیشبردن موقعیتها نگه میدارد تا آنکه برایشان زندگی مستقل بسازد.
در نتیجه، بازیها لحظاتی قابلاعتنا میآفرینند، اما همهٔ شخصیتها به یک اندازه از پیچیدگی روایی برخوردار نیستند. صدا، قاب و فضای دههٔ هفتاد فضاسازی فیلم به جزئیات دورهٔ تاریخی وابسته است: ابزارهای ضبط و پزشکی، فضای دانشگاهی و خانهای که از جهان بیرون فاصله دارد. این عناصر تنها تزئین بصری نیستند؛ دوربین و دستگاههای ثبت صدا، مضمون فیلم را نیز یادآوری میکنند: گروه میخواهد پدیدهای را که از کنترلش خارج میشود اندازه بگیرد و مستند کند.
« Olivia Cooke نیز بار اصلی تجربهٔ ترس و فرسودگی را بر دوش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بهترین لحظات، قابها حس محدودیت و محصوربودن میآفرینند و صداهای محیطی میان سکوت و تهدید تعادل برقرار میکنند. با این حال، فیلم همیشه به این ظرافت وفادار نمیماند. صداهای بلند و ضربههای ناگهانی گاه جای دلهرهٔ تدریجی را میگیرند؛ تماشاگر بهجای آنکه از دل فضا مضطرب شود، منتظر جهشی صوتی میماند.
دوربین لرزان نیز در بعضی صحنهها میتواند حس آشفتگی را تقویت کند، اما کاربرد پرحجم آن وضوح تصویر را کاهش میدهد و بهجای ترس، خستگی میآورد. روایتی که در نیمهٔ راه از نفس میافتد پایهٔ داستانی فیلم ظرفیت زیادی دارد: تقابل علم و امر فراطبیعی، مسئولیت پژوهشگر در قبال آزمودنی، و پرسش از اینکه چه کسی حق دارد تجربهٔ دیگری را تفسیر کند.
مشکل آنجاست که روایت همهٔ این ظرفیتها را با انسجام یکسان دنبال نمیکند. ابهام در آغاز به سود تعلیق عمل میکند؛ تماشاگر نمیداند رخدادها را باید نتیجهٔ پدیدهای فراطبیعی بداند، پیامد فشار روانی، یا حاصل برداشتهای ناقص شخصیتها. اما هرچه فیلم پیش میرود، این ابهام گاهی کمتر شبیه انتخابی حسابشده و بیشتر شبیه کمبود پیوند میان سرنخها احساس میشود.
« با این حال، فیلم همیشه به این ظرافت وفادار نمیماند. »
قوتها و کاستیها
رابطهٔ علت و معلولی بعضی رخدادها روشن نیست و شخصیتها نیز همیشه واکنشی باورپذیر به موقعیتهایشان نشان نمیدهند. بنابراین اگر تماشاگر در پایان احساس کند تصویر کلی را کامل درنیافته، این سردرگمی فقط محصول رازآلودبودن اثر نیست؛ تا حدی از ضعف روایت در ساماندادن اطلاعات سرچشمه میگیرد.
اوج پرهیاهو و مسئلهٔ لحن تغییر لحن در بخش پایانی، یکی از دشوارترین انتخابهای فیلم است. اثری که ابتدا با مکث، خلوت و انتظار پیش میرود، در ادامه پرجنبوجوشتر و آشفتهتر میشود. شدتگرفتن رخدادها بهخودیخود ایرادی ندارد؛ یک داستان وحشت میتواند آرامش آغازین را به آشوب بدل کند. مسئله این است که افزایش صدا، حرکت دوربین و آشفتگی بصری همیشه از دل تحول شخصیتها یا منطق موقعیت بیرون نمیآید.
در نتیجه، اوج فیلم برای بخشی از تماشاگران هیجانانگیز و برای بخشی دیگر شلوغ و آزاردهنده خواهد بود. جامپاسکرها نیز پراکندهاند: برخی بهسبب زمینهسازی قبلی اثر میگذارند، اما برخی دیگر بیشتر بر غافلگیری صوتی تکیه دارند تا بر تصویری تازه یا معنایی نگرانکننده. این ناهمگونی، ضرباهنگ آرام و حسابشدهٔ آغاز را کماثر میکند.
« اوج پرهیاهو و مسئلهٔ لحن تغییر لحن در بخش پایانی، یکی از دشوارترین انتخابهای فیلم است. »
جمعبندی
جمعبندی «The Quiet Ones» فیلمی نابرابر است که ایدهای جذاب و فضایی مؤثر را در اختیار دارد، اما نمیتواند پیوسته به همان اندازه که وعده میدهد پیش برود. آرامش معذبکنندهٔ بخشهای نخست، بازی قابلتوجه Jared Harris و تلاش برای پیونددادن وحشت با اخلاق پژوهش علمی، از امتیازهای اصلی آناند.
در مقابل، ابهام رواییِ نهچندان منسجم، اتکای گاهوبیگاه به صدای بلند و افتادن در آشفتگی بصری، از قدرت تجربه میکاهند. فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که وحشت تدریجی، فضاهای بسته و تقابل شکگرایی با امر ناشناخته را دوست دارند و انتظار روایتی کاملاً روشن و بینقص ندارند. ممکن است در تمام مسیر همسطح نماند، اما در لحظات آرامترش خوب میفهمد که گاهی ترسِ چیزی که هنوز دیده نشده، از خودِ نمایش آن ماندگارتر است.



ثبت دیدگاه