نقد و بررسی
نقد The Quest | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای میان جهانهای سینمایی «The Quest» فیلمی است که از همان ابتدا میکوشد بیش از یک مسابقه رزمی باشد. داستان با کریس دوبوا، جوانی آواره در نیویورکِ دههٔ ۱۹۲۰، آغاز میشود و او را از دل ماجرایی پرحادثه به رقابتی دورافتاده در تبت میکشاند؛ جایی که جنگجویانی از نقاط گوناگون جهان برای بهدستآوردن اژدهای طلایی روبهروی یکدیگر قرار میگیرند.
این مسیر، فیلم را در مرز میان ماجراجویی تاریخی، قصهٔ سفر و نمایش هنرهای رزمی نگه میدارد. «The Quest» نه میخواهد صرفاً روایتِ صعود یک مبارز باشد و نه در قالبی کاملاً واقعگرا جا میگیرد؛ بیشتر شبیه افسانهای عامهپسند است که از تصویرهای آشنا و دلپسند سینمای اکشن دههٔ نود تغذیه میکند.
قصهای ساده با مسیر پرپیچوخم ساختار روایی فیلم بر سفر و دگرگونی قهرمان تکیه دارد. کریس در آغاز جوانی است که مهارتش بیشتر از دل ضرورت و تجربههای سخت شکل گرفته تا انضباط یک مدرسهٔ رزمی. او در مسیر خود با آدمهایی روبهرو میشود که هرکدام راهی به جهان تازهای میگشایند و داستان را از خیابانهای نیویورک به دریاها و سپس به فضایی دور از دسترس میبرند.
همین جابهجاییها به اثر حسِ ماجراجویی میبخشد، اما گاهی نیز انسجام آن را تضعیف میکند. فیلم چند بخش روایی متفاوت را کنار هم میگذارد: ماجرای آغازین، سفر، آموزش و سرانجام رویارویی در تورنمنت. این اجزا همیشه به نرمی به یکدیگر پیوند نمیخورند. در نتیجه، بخشی از زمان فیلم صرف آمادهسازی رقابتی میشود که انتظار میرود مرکز ثقل اثر باشد.
« ماجراجوییای میان جهانهای سینمایی «The Quest» فیلمی است که از همان ابتدا میکوشد بیش از یک مسابقه رزمی باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برای مخاطبی که عمدتاً برای مبارزهها پای فیلم نشسته است، این تأخیر ممکن است کشدار جلوه کند. بااینحال، این مقدمه به کریس فرصت میدهد تا صرفاً مبارزی آماده و بیگذشته نباشد؛ او باید از تجربههای پراکندهاش معنایی بسازد و از جوانی فرصتطلب به رقیبی برخوردار از خویشتنداری برسد. تورنمنت؛ قلب تپنده و ویترین فیلم رقابت گنگگنگ روشنترین و سرگرمکنندهترین ایدهٔ فیلم است.
گردآمدن مبارزانی با پیشینهها و شیوههای گوناگون، امکان میدهد هر رویارویی ویژگی بصری و بدنی خاص خود را داشته باشد. فیلم از این تنوع برای ساختن حس یک مسابقهٔ جهانی بهره میگیرد؛ مسابقهای که در آن تفاوت سبکها نه فقط در فنون، بلکه در قامت، ریتم و شیوهٔ حضور مبارزان نیز دیده میشود.
همین ایده، حتی زمانی که روایت به سادگی از الگویی آشنا پیروی میکند، کنجکاوی تماشاگر را زنده نگه میدارد. بااینهمه، کیفیت صحنههای رزمی یکدست نیست. برخی مبارزهها بهسبب طراحی روشن و حضور فیزیکی بازیگران، جذابیت دارند؛ اما بعضی رویاروییها کوتاه یا کماثر از آب درمیآیند و ضرباهنگ آنها مجال نمیدهد تنش بهدرستی شکل بگیرد.
گاهی نیز تدوین چنان سریع از لحظهای به لحظهٔ دیگر میپرد که ضربهها وزن و پیامد خود را از دست میدهند. بنابراین فیلم در خلق تنوع، موفقتر از پرداخت کامل هر مبارزه است: تصویر کلی مسابقه چشمگیر است، اما همهٔ نبردهای آن بهیادماندنی نمیشوند. کارگردانی و لحن: میان جدیت و شوخی این اثر نخستین تجربهٔ کارگردانی بلند Jean-Claude Van Damme است و در آن میتوان علاقهٔ او به چند گونهٔ سینمایی را همزمان دید: فیلم رزمی، ماجراجویی تاریخی، کمدی بدنی و قصهٔ قهرمانی کلاسیک.
« برای مخاطبی که عمدتاً برای مبارزهها پای فیلم نشسته است، این تأخیر ممکن است کشدار جلوه کند. »
شخصیتها و اجرا
گاه این آمیزه به فیلم رنگوبویی شخصی میدهد؛ گاه هم باعث میشود لحن آن میان جدیت و شوخی سرگردان بماند. لحظاتی که قرار است شکوهمند یا عاطفی باشند، ممکن است با شوخی یا اغراق همراه شوند، بیآنکه گذار میان این دو فضا کاملاً طبیعی باشد. فیلم از نظر روایت نیز گاه بیش از اندازه به توضیح و آمادهسازی تکیه میکند.
در عوض، وقتی به حرکت، سفر و نمایش بدنها روی میآورد، سرزندهتر میشود. کارگردانی در بخشهایی شور و علاقهٔ آشکاری به جهان قصه نشان میدهد، اما این شور همیشه با اقتصاد روایی همراه نیست. نتیجه اثری است که گاه پرشور و نامتعارف جلوه میکند و گاه از تمرکز میافتد؛ همین نوسان بخشی از شخصیت آن است، هرچند برای برخی تماشاگران به مانعی جدی بدل میشود.
بازیها و شخصیتپردازی Van Damme در نقش کریس، بیش از آنکه بر ظرافتهای روانشناختی تکیه کند، با حضور فیزیکی و انرژی بدنی خود شخصیت را میسازد. این انتخاب با ماهیت فیلم سازگار است، اما در لحظاتی که داستان به واکنشهای عاطفی یا تصمیمهای درونی نیاز دارد، بازی او همیشه به همان اندازه قانعکننده نیست.
کریس شخصیتی سرراست است؛ انگیزههایش روشناند، اما لایههای پیچیدهٔ چندانی پیدا نمیکند. از همین رو، جذابیت او بیشتر از مسیر حرکت و استقامتش شکل میگیرد تا از تحول درونی پرجزئیات. Roger Moore با خونسردی و طنازی خاص خود به فیلم رنگی متفاوت میدهد. حضور او بهویژه در بخشهایی که فیلم میخواهد از خشونت و جدیت فاصله بگیرد، خوشایند است؛ هرچند شخصیتش گاه بیش از آنکه در مسیر اصلی داستان جا بیفتد، وسیلهای برای افزودن شوخطبعی و پیشبرد ماجرا به نظر میرسد.
« گاه این آمیزه به فیلم رنگوبویی شخصی میدهد؛ گاه هم باعث میشود لحن آن میان جدیت و شوخی سرگردان بماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیگر بازیگران نیز در نقشهایی کارکردی ظاهر میشوند: بعضی بهسرعت در ذهن میمانند، اما فیلم فرصت کافی برای گسترش بیشتر شخصیتهای فرعی فراهم نمیکند. این کاستی در تورنمنتی با شمار زیادی از مبارزان محسوستر میشود؛ چهرهها فراواناند، ولی همه به شخصیتهایی مستقل بدل نمیشوند. تصویر، مکانها و فضای تاریخی یکی از امتیازهای آشکار «The Quest» تنوع فضاهای دیداری آن است.
تغییر مکانها، سفر کریس را به تجربهای تصویری تبدیل میکند و به قصه گسترهای فراتر از یک سالن مسابقه میبخشد. لوکیشنهای چشمنواز و فضاهای دوردست، حس ورود به جهانی افسانهای را تقویت میکنند؛ جهانی که قرار نیست بازسازی موشکافانهٔ تاریخ باشد، بلکه بیشتر به ماجراجویی مصور و پرحادثه شباهت دارد.
این تصویرپردازی در کنار طراحی لباسها و تفاوت ظاهری مبارزان، به ساختن فضای تورنمنت کمک میکند. بااینحال، فیلم در بازنمایی جهانهای گوناگون گاهی به نشانههای کلی و سادهشده بسنده میکند. گستردگی جغرافیایی آن بیشتر کارکردی نمایشی دارد تا آنکه به مشاهدهای عمیق دربارهٔ فرهنگها یا سنتهای رزمی بدل شود.
در نتیجه، چشماندازها و تنوع چهرهها جذاباند، اما جهان فیلم عمق فرهنگی همسنگ وسعت ظاهریاش پیدا نمیکند. موسیقی، ریتم و حس نوستالژی موسیقی و شیوهٔ روایت در خدمت حالوهوای کلاسیک و کمی اغراقشدهٔ فیلماند. «The Quest» خود را جدی میگیرد، اما نه آنقدر که از شور سرگرمکنندهٔ یک ماجرای رزمی فاصله بگیرد.
« تصویر، مکانها و فضای تاریخی یکی از امتیازهای آشکار «The Quest» تنوع فضاهای دیداری آن است. »
قوتها و کاستیها
همین ویژگی برای تماشاگرانی که با فیلمهای اکشن و رزمی دههٔ نود خاطره دارند، بخشی از جذابیت اثر است: قهرمانی با گذشتهای دشوار، سفرهایی دور، استادان و رقیبانی رنگارنگ و رقابتی که سرنوشت شخصیت را به چالش میکشد. ریتم فیلم در نیمههایی از مسیر افت میکند؛ بهخصوص هنگامی که باید میان مقدمهٔ طولانی و وعدهٔ مبارزههای اصلی تعادل برقرار کند.
بااینحال، همین ساختار پرپیچوخم برای برخی بینندگان لذتِ یک ماجرای قدیمی را تداعی میکند؛ فیلمی که با شتابی امروزی ساخته نشده و از فرصتدادن به سفر و برخورد شخصیتها ابایی ندارد. این نوستالژی البته بهتنهایی ضعفهای روایت را از میان نمیبرد، اما به اثر هویتی مشخص میدهد و سبب میشود تماشایش تنها به دنبالکردن نتیجهٔ نبردها محدود نماند.
جمعبندی «The Quest» اثری بینقص یا کاملاً منسجم نیست، اما هویت خود را در ترکیب ماجراجویی، تورنمنت رزمی و شور سینمای اکشن قدیمی پیدا میکند. ایدهٔ رویارویی سبکهای گوناگون، لوکیشنهای چشمنواز و حضور Roger Moore از نقاط قوت آناند؛ در مقابل، قصه گاه از مسیر اصلی فاصله میگیرد، رسیدن به رقابت محوری زمان میبرد و همهٔ مبارزهها از نظر طراحی و تأثیرگذاری یکسان نیستند.
بازیها نیز بیشتر بر تیپسازی و حضور بدنی متکیاند تا پرداخت عمیق شخصیتها. تماشاگرانی که از فیلم رزمی انتظار مبارزههای پیوسته، خشن و دقیق دارند، ممکن است از فاصلهٔ میان وعدهٔ فیلم و اجرای برخی صحنهها دلسرد شوند. اما برای دوستداران ماجراجوییهای رزمی دههٔ نود، «The Quest» تجربهای پررنگ و نوستالژیک است؛ فیلمی که گاهی نامتوازن پیش میرود، ولی شور و سادگیِ سرگرمکنندهاش را حفظ میکند.
« بازیها نیز بیشتر بر تیپسازی و حضور بدنی متکیاند تا پرداخت عمیق شخصیتها. »



ثبت دیدگاه