نقد و بررسی
نقد The Queenstown Kings | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانه، بازگشت به گذشته «The Queenstown Kings» در ظاهر از الگوی آشنای درام ورزشی پیروی میکند: نوجوانی بااستعداد، تیمی که برای پیروزی به حمایت نیاز دارد و مردی از نسل پیشین که بازگشتش گذشتهای ناتمام را به زمان حال میآورد. اما مرکز ثقل فیلم نه صرفاً مسابقهها، بلکه مواجههای خانوادگی است؛ بازگشت پدری که روزگاری ستارهٔ فوتبال بوده و اکنون با فرسودگی و شکستهای شخصی روبهروست، پسرش را ناگزیر میکند میان میراث او و رؤیای مستقل خودش مرز بکشد.
در کنار این خط خانوادگی، فیلم میکوشد تصویری از جامعهای کوچک ارائه دهد که فوتبال برایش سرگرمیِ صرف نیست، بلکه زبان مشترک امید، تعلق و اعتبار است. کارگردانی Jahmil X.T. Qubeka از همان ابتدا بر تقابل میان شکوه گذشته و محدودیتهای اکنون تکیه میکند. بازگشت پدر، تنها ورود دوبارهٔ یک فرد به شهر نیست؛ بازگشت خاطرات، توقعات و زخمهایی است که خانواده و جامعه هر یک به شیوهٔ خود با آنها کنار آمدهاند.
از همین رو، داستان در کنار مسیر ورزشی، دربارهٔ این پرسش نیز هست که آیا فرزند باید راهی را ادامه دهد که پدر ناتمام گذاشته، یا حق دارد آیندهای متفاوت برای خود بسازد. کویینزتاون؛ بیش از یک پسزمینه یکی از جذابترین جنبههای فیلم، کوشش آن برای جاندادن به محیط محلی است. کویینزتاون فقط مکانی برای وقوع مسابقهها نیست؛ فضایی اجتماعی است که در آن روابط همسایگی، خانواده و تیم درهم تنیدهاند.
« Qubeka از همان ابتدا بر تقابل میان شکوه گذشته و محدودیتهای اکنون تکیه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زمین فوتبال و خیابانها، خانهها و گردهماییهای محلی، به جهان فیلم بافتی میدهند که با تصویر کلیشهای از ورزش حرفهای تفاوت دارد. در اینجا فوتبال از دل زندگی روزمره برمیخیزد و معنایش را از همان مردمی میگیرد که در حاشیهٔ زمین میایستند، تشویق میکنند و شکست یا پیروزی را جمعی تجربه میکنند.
هویت آفریقای جنوبیِ اثر نیز در جزئیات زبانی و اجتماعی آن حضور دارد. فیلم بهجای آنکه همهچیز را به قالبی بیمکان و جهانشمول درآورد، نشانههایی از زندگی و فرهنگ محلی را در فضای خود نگه میدارد. این انتخاب به جهان داستان اصالت میبخشد و باعث میشود فوتبال، بهعنوان بخشی از تجربهٔ روزمرهٔ شخصیتها، باورپذیرتر جلوه کند.
بااینحال، فضاسازی گاه از ظرفیت نمایشی بیشتری برخوردار است: فیلم محیط را ملموس میسازد، اما همیشه از آن برای تعمیق کشمکشهای داستانی بهره نمیگیرد. پدر و پسر؛ قلب عاطفی فیلم رابطهٔ میان پدر و پسر، مهمترین ظرفیت دراماتیک اثر است. پدر با پیشینهای حرفهای و جایگاهی پرآوازه بازمیگردد، اما تصویر قهرمانانهای که ممکن است دیگران از او داشته باشند، با واقعیت مردی که اکنون پیش روی خانوادهاش ایستاده، یکسان نیست.
« هویت آفریقای جنوبیِ اثر نیز در جزئیات زبانی و اجتماعی آن حضور دارد. »
شخصیتها و اجرا
پسر نیز صرفاً وارث استعداد او نیست؛ او نوجوانی است که باید میان وفاداری به خانواده، تعهد به همتیمیها و خواستههای شخصیاش راهی پیدا کند. این تفاوت میان آنچه جامعه از آنها انتظار دارد و آنچه خودشان میخواهند، به رابطهشان تنش و معنا میبخشد. بااینهمه، فیلم در پرداخت این پیوند به اندازهٔ ظرفیتش پیش نمیرود.
لحظاتی از نزدیکی، رنجش و سوءتفاهم دیده میشود، اما برخی از این تغییرهای عاطفی بهسرعت رخ میدهند و فرصت کافی برای رسوبکردن نمییابند. نتیجه آن است که مخاطب میتواند اهمیت رابطه را دریابد، اما گاهی فاصلهای میان شدت ادعاشدهٔ احساسات و عمق تجربهشدهٔ آنها باقی میماند. اگر صحنههای مشترک پدر و پسر مجال بیشتری برای مکث و سکوت میداشتند، آشتی یا فاصلهگرفتنشان میتوانست اثرگذارتر باشد.
تیم و معنای همبستگی تیم فوتبال در فیلم صرفاً ابزاری برای رسیدن به یک مسابقهٔ سرنوشتساز نیست. بازیکنان، با تفاوتهای شخصیتی و انگیزههای خود، بخشی از شبکهٔ اجتماعی شهر را تشکیل میدهند و هر یک به شکلی با مسئلهٔ تعلق و آینده درگیرند. فیلم در لحظات موفق خود نشان میدهد که کار گروهی الزاماً به معنای کنارگذاشتن فردیت نیست؛ بلکه گاه آدمها از راه همکاری میتوانند امکانهای تازهای برای یکدیگر فراهم کنند.
« این تفاوت میان آنچه جامعه از آنها انتظار دارد و آنچه خودشان میخواهند، به رابطهشان تنش و معنا میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین کشمکش میان کامیابی جمعی و آرزوی فردی، به مسیر قهرمان نوجوان وزن میدهد. با وجود این، بعضی شخصیتهای پیرامونی بیشتر در جایگاه کارکرد روایی باقی میمانند تا آنکه زندگی مستقل و کاملاً پرداختشدهای پیدا کنند. حضورشان به تیم انرژی میدهد و در ساختن لحظات طنز یا تنش مؤثر است، اما فیلم همیشه به آنها فرصت نمیدهد که از نقشهای آشنای داستان ورزشی فراتر بروند.
در نتیجه، همبستگی تیمی بهخوبی دیده میشود، ولی همهٔ اعضای گروه به یک اندازه در ذهن نمیمانند. بازیها، طنز و ضرباهنگ بازیهای فیلم از انرژی و بیپیرایگی سود میبرند. اجراها، بهویژه در نقشهای محوری، به شخصیتها گرمایی انسانی میبخشند و مانع میشوند که داستان به مجموعهای از شعارهای انگیزشی فروکاسته شود.
Zolisa Xaluva حضوری مؤثر دارد و میتواند خستگی، غرور و脆弱یِ مردی را منتقل کند که جایگاه گذشتهاش دیگر بهسادگی قابل بازپسگیری نیست. لحظات طنز نیز، در کنار درام، به فیلم سبکی و سرزندگی میدهند و روابط شخصیتها را از یکدستی عاطفی دور میکنند. اما توازن میان شوخی، ملودرام و هیجان ورزشی همیشه دقیق نیست.
« همین کشمکش میان کامیابی جمعی و آرزوی فردی، به مسیر قهرمان نوجوان وزن میدهد. »
قوتها و کاستیها
گاهی تغییر لحن ناگهانی است و یک موقعیت طنزآمیز یا پرتنش پیش از آنکه پیامد عاطفیاش شکل بگیرد، جای خود را به بخش بعدی میدهد. این نوسان میتواند به فیلم نوعی انرژی نامنظم ببخشد: تماشاگر از لحظات سرگرمکننده لذت میبرد، اما ممکن است حس کند برخی صحنهها بیش از آنکه از دل تحول شخصیتها برخیزند، برای حفظ شور و حرکت داستان چیده شدهاند.
روایت آشنا و فرصتهای ازدسترفته الگوی اصلی روایت، آشنا و تا حدی قابلپیشبینی است: بازگشت چهرهای از گذشته، احیای تیمی کمامید و رویارویی قهرمان جوان با انتخابی دشوار. فیلم این قالب را با فضای محلی و کشمکش خانوادگی خود شخصیتر میکند، اما بهندرت قواعد آن را دگرگون میسازد. از همین رو، بسیاری از ایستگاههای داستانی از پیش قابل حدساند و تعلیق بیشتر از آنکه بر «چه رخ خواهد داد؟» متکی باشد، بر این پرسش بنا میشود که شخصیتها چگونه با پیامدهای تصمیمهایشان کنار میآیند.
این آشنایی لزوماً نقطهضعف مطلق نیست؛ قالب ورزشی میتواند با تکیه بر جزئیات انسانی همچنان اثرگذار باشد. مسئله آن است که فیلم بعضی فرصتهای خود را برای پیچیدهترکردن این جزئیات از دست میدهد. رابطهٔ پدر و پسر، زندگی در شهرک و تضاد میان رؤیای فردی و مسئولیت جمعی، هر یک ظرفیت تبدیلشدن به محورهایی عمیقتر را دارند، اما روایت گاه به مسیر مطمئن و شناختهشده بازمیگردد.
« فیلم این قالب را با فضای محلی و کشمکش خانوادگی خود شخصیتر میکند، اما بهندرت قواعد آن را دگرگون میسازد. »
جمعبندی
در بخش پایانی نیز ریتم افت میکند و تدوین فشردهتر میتوانست از تکرار یا کشآمدن برخی ضرباهنگها بکاهد. جمعبندی «The Queenstown Kings» در بهترین لحظاتش فیلمی گرم و پرتحرک دربارهٔ فوتبال بهمثابه زبان مشترک یک جامعه و خانوادهای گرفتار در میراث گذشته است. فضای محلیِ زنده، بازیهای گیرا، لحظات طنزآمیز و توجه به همبستگی تیمی، تماشای آن را دلپذیر میکند.
در مقابل، طرح آشنا، پرداخت ناکافیِ برخی شخصیتها و افت ریتم در بخش پایانی، مانع میشود که اثر به تمام ظرفیت عاطفی و روایی خود دست یابد. ارزش اصلی فیلم در این است که مسابقه را تنها مقصد داستان نمیبیند؛ فوتبال در آن میدان برخورد آرزوها، مسئولیتها و خاطرات است. بااینحال، آنچه میتوانست درامی پیچیدهتر و ماندگارتر دربارهٔ رابطهٔ پدر و پسر و معنای انتخاب باشد، گاه زیر فشار الگوهای آشنای ژانر کمرنگ میشود.
حاصل، اثری سرگرمکننده و صمیمی است که بیش از آنکه غافلگیر کند، با شخصیتها و فضای خود همراه میسازد.
« در بخش پایانی نیز ریتم افت میکند و تدوین فشردهتر میتوانست از تکرار یا کشآمدن برخی ضرباهنگها بکاهد. »



ثبت دیدگاه