نقد و بررسی
نقد آزمایش کواترمس (The Quatermass Xperiment) | 1955
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت از ناشناخته «The Quatermass Xperiment» ساختهٔ ۱۹۵۵، از آن فیلمهایی است که ایدهٔ مرکزیاش را چون دری بهسوی هراس میگشاید: فضاپیمایی سرنشیندار از مدار ناپدید میشود و سرانجام به زمین بازمیگردد، اما بازگشتش به معنای نجات نیست. از سه فضانورد، تنها ویکتور کارون زنده پیدا میشود؛ خاموش، پریشان و در آستانهٔ دگرگونیای که نه خود او میتواند توضیحش دهد و نه اطرافیانش بهسادگی درکش میکنند.
فیلم بیش از آنکه بر نمایش سفر فضایی تکیه کند، بر پیامدهای هولناک آن تمرکز دارد: آنچه از فضای ناشناخته به زمین بازگشته، دیگر صرفاً انسانی بیمار نیست. این نقطهٔ آغاز، هم تعلیق میآفریند و هم زمینهٔ پرسشی اخلاقی را فراهم میکند: دانش تا کجا میتواند پیش برود، بیآنکه مسئولیت پیامدهایش را بپذیرد؟
فیلم پاسخ را به شکل خطابه عرضه نمیکند؛ نگرانی را در برخورد میان پژوهش علمی، ملاحظات اداری و رنج انسانی میپروراند. علمیتخیلی در آستانهٔ وحشت اثر بر پایهٔ مجموعهٔ تلویزیونی «The Quatermass Experiment» نوشتهٔ Nigel Kneale ساخته شده و Val Guest کارگردانی آن را بر عهده داشته است. اقتباس سینمایی ناگزیر بخشهایی از روایت طولانیتر تلویزیونی را فشرده میکند و در عوض، سویهٔ وحشتآمیز داستان را برجستهتر میسازد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، آمیزهای از علمیتخیلی و وحشت بدنی است؛ آمیزهای که بهجای آنکه ناشناخته را در دوردست نگه دارد، آن را در پیکر یک انسان جای میدهد. فیلم از این ترکیب بهخوبی بهره میگیرد. فضا، فناوری و آزمایش علمی در آن صرفاً آرایههایی برای ماجراجویی نیستند؛ هرکدام میتوانند سرچشمهٔ تهدید باشند.
نگرانی اصلی نیز نه مواجههای قهرمانانه با بیگانه، بلکه فروپاشی مرزهای آشناست: مرز میان انسان و موجود دیگر، بیماری و دگرگونی، قربانی و خطر. تعلیق و ریتم روایت فیلم در آغاز، با بازگشت فضاپیما و کشف کارون، خیلی زود پرسشی ناآرامکننده پیش میکشد: بر سر دو سرنشین دیگر چه آمده است؟ سپس بهتدریج دامنهٔ معما را گسترش میدهد و نشانههای جسمی و رفتاری کارون را به کانون توجه میآورد.
این شیوه، تعلیق را بر انتظار و حدس بنا میکند؛ تماشاگر اطلاعات را گامبهگام دریافت میکند و هر پاسخ، پرسش تازهای به همراه میآورد. با این همه، روایت در بخش میانی همیشه از همان کشش آغازین برخوردار نیست. پیگیریها و گفتوگوهای توضیحی گاه سرعت داستان را پایین میآورند و ممکن است برای تماشاگر امروز کشدار جلوه کنند.
« فضا، فناوری و آزمایش علمی در آن صرفاً آرایههایی برای ماجراجویی نیستند؛ هرکدام میتوانند سرچشمهٔ تهدید باشند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این بخشها بیش از آنکه با کنش پیش برود، با انتظار و نگرانی کار میکند؛ انتخابی که به ساختن فضای اضطراب یاری میرساند، اما گاهی از شتاب روایی میکاهد. ویکتور کارون؛ بدنِ دگرگونشونده در میان بازیگران، اجرای Richard Wordsworth در نقش ویکتور کارون برجستهترین دستاورد فیلم است.
کارون توان چندانی برای توضیح وضعیت خود ندارد، ازاینرو بازیگر باید رنج و وحشت او را با چهره، حرکت و سکوت منتقل کند. Wordsworth با بدنی منقبض، نگاه آشفته و حرکاتی که بهتدریج از رفتار معمول انسانی فاصله میگیرند، تصویری از انسانی میسازد که هنوز درون بحران حضور دارد، اما دیگر بر بدن و سرنوشت خود تسلط ندارد.
این نقشآفرینی، تهدید را از سطح موجودی بیرونی فراتر میبرد. کارون نه صرفاً هیولایی در حال ظهور، بلکه انسانی گرفتارِ تحولی است که دیگران از معنای آن میترسند. همین دوگانگی، به صحنههای او بُعدی تراژیک میدهد: هرچه ظاهرش هراسانگیزتر میشود، یادآوری این نکته نیز دشوارتر است که با یک انسانِ آسیبدیده روبهرو هستیم.
« این نقشآفرینی، تهدید را از سطح موجودی بیرونی فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، Brian Donlevy در نقش پروفسور کواترماس حضوری خشک و قاطع دارد. این بازی، دانشمندی را تصویر میکند که به هدف علمی خود چنان متعهد است که گاه احساسات انسانی را مزاحم تصمیمگیری میبیند. تضاد میان خونسردی او و وضعیت متلاطم کارون، تنشی مؤثر میسازد؛ اما خود کواترماس نیز همیشه به شخصیتی چندلایه بدل نمیشود و بیشتر در مقام نیرویی پیشبرنده و سرسخت عمل میکند.
کارگردانی، فضا و موسیقی Val Guest با پرهیز از نمایش مداومِ هیولا، هراس را در فضای پیرامون آن میگستراند. قابهای تیره، محیطهای محدود و رفتوآمد میان فضاهای علمی، شهری و روزمره، حس میدهند که خطر میتواند از هر گوشهای سر برآورد. فیلم در تصویر سیاهوسفید خود، از تضاد نور و سایه برای برجستهکردن بیگانگی وضعیت کارون بهره میگیرد؛ جهان عادی همچنان پابرجاست، اما دیگر امن به نظر نمیرسد.
موسیقی James Bernard نیز در شکلگیری این فضا سهم مهمی دارد. موسیقی با لحنی ناآرام، حس تهدید را تقویت میکند و به موقعیتهایی که از نظر بصری محدودند، ضرباهنگی اضطرابی میبخشد. ارزش کارگردانی فیلم در این است که با امکاناتی نهچندان پرزرقوبرق، جهان داستان را باورپذیر و نگرانکننده نگه میدارد؛ هرچند همین محدودیتها در برخی لحظات آشکار میشوند.
« در سوی دیگر، Brian Donlevy در نقش پروفسور کواترماس حضوری خشک و قاطع دارد. »
قوتها و کاستیها
علم، قدرت و مسئولیت در زیرلایهٔ داستان، برخوردی میان کنجکاوی علمی و پیامدهای انسانی آن جریان دارد. کواترماس نمایندهٔ ذهنی است که پیشرفت را ضرورتی بنیادین میداند؛ اما فیلم، از خلال سرنوشت کارون، نشان میدهد که دستاورد علمی را نمیتوان جدا از هزینههایش سنجید. آزمایش به نتیجهای پیشبینینشده رسیده، ولی مسئله فقط شکست یک طرح نیست: اکنون باید با انسانی روبهرو شد که بدن و زندگیاش به میدان پیامدهای آن تبدیل شده است.
فیلم در این زمینه بیش از آنکه حکم قطعی صادر کند، تنش را به نمایش میگذارد. پرسش مهم این نیست که علم باید متوقف شود یا نه؛ پرسش این است که آیا دانشمندان و نهادهای مسئول، هنگام مواجهه با خطر، انسان را همچنان در مرکز تصمیمگیری نگه میدارند؟ این پرسش به فیلم عمقی فراتر از معمای موجودی ناشناخته میبخشد، هرچند شخصیتپردازی محدود اجازه نمیدهد همهٔ این ایدهها به شکلی کامل و پیچیده بسط یابند.
جلوهها و محدودیتهای زمانه تماشای فیلم با معیارهای امروز، تفاوت آشکاری میان قدرت ایده و محدودیت جلوههای ویژهاش نشان میدهد. طراحی موجود و جلوههای مربوط به دگرگونی، دیگر نمیتوانند همان میزان اقناع بصری را ایجاد کنند که احتمالاً برای تماشاگر نخستین مخاطبان فیلم داشتند. اوج بصری اثر نیز ممکن است برای بینندهٔ امروز ساده یا کمتأثیر به نظر برسد.
« علم، قدرت و مسئولیت در زیرلایهٔ داستان، برخوردی میان کنجکاوی علمی و پیامدهای انسانی آن جریان دارد. »
جمعبندی
بااینحال، فیلم در بهترین لحظاتش بر نمایش مستقیم تکیه نمیکند. آنچه در ذهن تماشاگر شکل میگیرد، غالباً از آنچه آشکارا روی پرده دیده میشود هراسانگیزتر است. تکیه بر سایه، واکنش شخصیتها و انتظار برای دیدنِ کاملِ تهدید، به فیلم امکان میدهد بخشی از محدودیتهای فنی خود را به ابزار تعلیق تبدیل کند.
جمعبندی «The Quatermass Xperiment» اثری است که قدرتش را بیش از هر چیز از ایدهٔ مرکزی، فضای تیره و بازی تکاندهندهٔ Richard Wordsworth میگیرد. فیلم در پیوند دادن علمیتخیلی با وحشتِ دگرگونی جسمانی، تجربهای ناآرامکننده میسازد و بهجای آنکه فقط از خطر موجودی بیگانه بگوید، از شکنندگی بدن و مسئولیت انسان در برابر پیامدهای دانش نیز سخن میگوید.
کندی بخشهایی از روایت، کمعمقی بعضی شخصیتها و محدودیت جلوهها، از تأثیر آن میکاهد؛ اما هستهٔ داستان همچنان نیرومند است. ارزش فیلم در این است که ترس را از آسمان به درون پیکر انسان میآورد و ناشناخته را به چیزی بدل میکند که هم هراسانگیز است و هم سزاوار همدلی.
« بااینحال، فیلم در بهترین لحظاتش بر نمایش مستقیم تکیه نمیکند. »



ثبت دیدگاه