نقد و بررسی
نقد The Problem with People | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به ریشهها، نه بیدردسر «The Problem with People» کمدیای خانوادگی است که از فرضی ساده اما پربار آغاز میشود: دو پسرعمو، یکی ساکن نیویورک و دیگری در روستایی در ایرلند، پس از سالها بیخبری از یکدیگر مأمور میشوند کدورتی دیرپا را پایان دهند. مرگ پدرِ یکی از آنها این دیدار را ممکن میکند، اما آنچه در ظاهر تلاشی برای آشتی است، خیلی زود زیر فشار میراث و اختلاف بر سر زمین پیچیده میشود.
فیلم از این موقعیت برای ساختن مجموعهای از برخوردها، رنجشها و سوءتفاهمهای کمیک بهره میگیرد؛ برخوردهایی که قرار است هم خندهدار باشند و هم نشان دهند چرا دشمنیهای خانوادگی بهآسانی از میان نمیروند. مبنای عاطفی اثر روشن و قابلفهم است: گذشته فقط در قصههایی که نسلها برای هم تعریف میکنند باقی نمیماند؛ گاهی در تصمیمی درباره زمین یا ارث دوباره سر برمیآورد و به مسئلهای زنده بدل میشود.
فیلم این ایده را با لحنی سبک دنبال میکند و در پی آن نیست که از نزاع خانوادگی تراژدیای سنگین بسازد. همین انتخاب، فضای دلنشینی پدید میآورد، اما در عین حال دامنه کاوش آن را محدود میکند: مضمون آشتی مطرح میشود، ولی همیشه با پیچیدگیهای روانی و تاریخیِ متناسب با آن روبهرو نمیشود.
کمدیِ اختلاف و تکرار نیروی محرک فیلم تضاد میان دو خویشاوند است که نه شناخت چندانی از یکدیگر دارند و نه بر سر معنای خانواده و تعلق، برداشت مشترکی. اختلاف آنها با مسئلهای ملموس، یعنی ارث و زمین، گره میخورد؛ بنابراین دعوا تنها بهانهای برای شوخی نیست، بلکه یادآور این است که خاطرههای دور چگونه میتوانند در منفعتهای امروز تجسم پیدا کنند.
« فیلم این ایده را با لحنی سبک دنبال میکند و در پی آن نیست که از نزاع خانوادگی تراژدیای سنگین بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر سوءتفاهم، فرصتی فراهم میآورد تا خصومت قدیمی بار دیگر سر باز کند و آشتیِ وعدهدادهشده دشوارتر شود. بااینحال، فیلم در سازماندهی این کشمکش چندان غافلگیرکننده نیست. بسیاری از موقعیتها از الگویی آشنا پیروی میکنند: آشنایی محتاطانه، بالاگرفتن اختلاف، مشاجرههای تازه و تلاش برای بازگشت به تفاهم.
تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند یک موقعیت به کدام سمت میرود، و شوخیها نیز گاهی پیش از آنکه فرصت شکوفایی پیدا کنند، به ضرباهنگ قابلپیشبینی داستان وابسته میمانند. از همین رو، اثر بیش از آنکه با پیچشهای روایی جذاب کند، بر گرمای رابطه میان شخصیتها و سبکبودن تماشایش تکیه دارد.
برخی منتقدان نیز به آشنایی الگوها و اتکای فیلم به کلیشههای فرهنگی اشاره کردهاند. دو بازیگر در مرکز میدان هسته اجرایی فیلم را پل رایزر در نقش بری و کولم مینی در نقش سیاران تشکیل میدهند. هر دو بازیگر بهخوبی میفهمند که کمدیِ این رابطه باید از تفاوت منش و واکنشهایشان بیرون بیاید، نه فقط از شوخیهای کلامی.
یکی با نگاهی بیرونیتر وارد محیط میشود و دیگری در پیوندی دیرینه با خانه و خانوادهاش قرار دارد؛ همین فاصله، به گفتوگوها تنش و به برخوردهای روزمره ظرفیت کمیک میدهد. هماهنگی آنها کمک میکند حتی لحظاتی که متن به شوخیای ساده بسنده میکند، صحنه کاملاً بیجان نماند. رایزر به بری نوعی سردرگمیِ مهارشده میبخشد؛ شخصیتی که میکوشد با موقعیتی نامتعارف کنار بیاید، بیآنکه از خود تصویری بیش از اندازه قهرمانانه بسازد.
« هر سوءتفاهم، فرصتی فراهم میآورد تا خصومت قدیمی بار دیگر سر باز کند و آشتیِ وعدهدادهشده دشوارتر شود. »
شخصیتها و اجرا
مینی نیز با تسلطی آرام، واکنشهای سیاران را از خشم صرف فراتر میبرد و در پس لجاجت او وابستگی به خانواده و ریشههایش را قابلدیدن میکند. البته فیلم در نوشتن شخصیتها همیشه به همین اندازه ظریف نیست. در مواردی، نقشها به کارکردی داستانی یا منبع شوخی تقلیل پیدا میکنند و فرصت چندانی برای استقلال و عمق نمییابند.
بازی خوب دو بازیگر اصلی، بخشی از این محدودیت را جبران میکند، اما نمیتواند همه شخصیتهای فرعی را از حاشیه بیرون بکشد. ایرلند؛ زمینهای زیبا با جزئیاتی نابرابر فضای روستایی ایرلند از مهمترین امتیازهای فیلم است. منظرههای سرسبز، خانهها و زمینهای خانوادگی به روایت نوعی آرامش بصری میدهند؛ آرامشی که با تندی مشاجرهها تضاد خوشایندی میسازد.
لوکیشنهای شهرستان ویکلو نیز به داستان امکان میدهند تعلق به مکان را از مفهومی انتزاعی به بخشی از زندگی روزانه بدل کنند: زمین فقط دارایی نیست، بلکه نشانی از خاطره، پیوند خویشاوندی و جایگاه اجتماعی است. فیلم همچنین از موسیقی سنتی و حالوهوای محلی برای تقویت لحن گرم و خوشباش خود بهره میگیرد.
اطلاعات تولید، فیلمبرداری در حوالی تیناهیلی و دیگر نقاط ویکلو را تأیید میکند. اما همین تصویر خوشمنظره گاهی بیش از اندازه آشنا و تزیینی به نظر میرسد. روستا و ساکنانش در بعضی لحظات بیشتر حامل نشانههای عمومیِ «زندگی روستایی ایرلندی» هستند تا آدمها و اجتماعی با جزئیات ویژه. منظره به فیلم هویت بصری میدهد، ولی بهتنهایی جای پرداخت فرهنگی دقیق را نمیگیرد.
« البته فیلم در نوشتن شخصیتها همیشه به همین اندازه ظریف نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر فضای محل قرار است در منازعه خانوادگی نقشی اساسی داشته باشد، انتظار میرود تجربه زیسته مردم آنجا، تاریخ زمین و رابطهشان با میراث نیز پررنگتر شود. اثر در این زمینه بیشتر حالوهوا میسازد تا جهان اجتماعی کاملی ترسیم کند. احساسات انسانی زیر لایه شوخی در پس ظاهر سبک فیلم، پرسشی جدیتر نهفته است: آشتی دقیقاً به چه معناست؟
آیا پایاندادن به دعوا همان فهمیدن طرف مقابل است، یا باید پذیرفت که اختلافها ممکن است از نسلهای پیشین به ارث رسیده باشند، بیآنکه نسل تازه واقعاً بداند از کجا آغاز شدهاند؟ فیلم به این پرسش نزدیک میشود، اما پاسخ خود را در قالب تجربهای نرم و قابلدسترس عرضه میکند. از این جهت، ارزش عاطفی آن در ایدهای ساده نهفته است: خویشاوندی بهخودیخود صمیمیت نمیآورد و برای شناخت دیگری باید از روایتهای یکطرفه خانواده فاصله گرفت.
کمدی گاهی مانع از آن میشود که تلخیِ این مضمون بهدرستی احساس شود. نزاع بر سر میراث، ظرفیت درامی بیشتری دارد؛ میتوانست کشمکش میان حق، تعلق و بخشش را پیچیدهتر کند. بااینحال، فیلم ترجیح میدهد بیشتر در قلمرو شوخی و آشتیجویی بماند. نتیجه، اثری است که احساساتش صادقانه به نظر میرسند، اما همیشه به اندازه کافی در آنها مکث نمیکند.
مخاطبی که از کمدی خانوادگی گرم و کمتنش استقبال میکند احتمالاً با این رویکرد همراه میشود؛ کسی که انتظار طنزی تیزتر یا بررسی عمیقتری از میراث خانوادگی دارد، ممکن است آن را محافظهکارانه بیابد. ریتم، دیالوگ و حدود اثرگذاری ریتم فیلم عموماً روان است و قصه برای مدت طولانی در یک موقعیت ثابت متوقف نمیماند.
« اثر در این زمینه بیشتر حالوهوا میسازد تا جهان اجتماعی کاملی ترسیم کند. »
قوتها و کاستیها
مشاجرهها و برخوردهای تازه به روایت حرکت میدهند، اما حرکت همیشه به معنای رشد دراماتیک نیست. تکرار الگوی اختلاف، اگر با تغییر چشمگیر در شناخت شخصیتها همراه نباشد، میتواند از اثر شوخیها بکاهد. در این فیلم، بعضی لحظات بامزهاند، اما همه شوخیها با قدرت یکسانی فرود نمیآیند. شوخیِ قابلحدس، بهویژه وقتی چند بار با ساختاری مشابه تکرار شود، بهتدریج از عنصر غافلگیری تهی میشود.
دیالوگها در بهترین لحظهها امکان میدهند تفاوت دو شخصیت از خلال لحن و واکنش آشکار شود. بااینحال، متن همیشه میان شوخی، بومینمایی و بیان احساس تعادل برقرار نمیکند. گاهی شخصیت فرعی بیشتر برای ایجاد واکنش یا افزودن رنگ محلی وارد صحنه میشود تا برای آنکه خواست و تجربه مستقلی داشته باشد.
حاصل، فیلمی است با ضرباهنگی قابلقبول و لحظاتی خوشنشست، اما نه کمدیای که پیوسته غافلگیر کند یا از نظر نوشتار به لایههای تازه برسد. جمعبندی «The Problem with People» کمدیای صمیمی و خوشمنظره درباره خویشاوندی، کینههای موروثی و دشواری آشتی است. بازی هماهنگ پل رایزر و کولم مینی، فضای روستایی ایرلند و پیوند میان شوخی و احساسات خانوادگی، به آن گرمایی میبخشند که تماشایش را آسان میکند.
در سوی دیگر، روایت به الگوهای آشنای کمدی خانوادگی تکیه دارد، بخشی از شوخیها قابلپیشبینیاند و شخصیتهای فرعی و جهان محلی فیلم گاه کمپرداخت میمانند. اثر نه در پی بازآفرینی ژانر است و نه در همه لحظات به ژرفای مضمون خود میرسد؛ امتیازش بیشتر در پیشنهاد یک تماشای دلپذیر و در یادآوری این نکته است که گاهی دشمنیِ بهارثرسیده را کسانی ادامه میدهند که حتی منشأ واقعی آن را نمیدانند.
« مشاجرهها و برخوردهای تازه به روایت حرکت میدهند، اما حرکت همیشه به معنای رشد دراماتیک نیست. »
جمعبندی
برای تماشاگرانی که کمدیای ملایم، شخصیتمحور و آشتیجویانه میخواهند، فیلم تجربهای خوشایند فراهم میکند؛ اما کسانی که از چنین داستانی طنزی جسورانه یا تحلیل عمیقتری انتظار دارند، احتمالاً محدودیتهایش را نیز بهروشنی خواهند دید.
ثبت دیدگاه