نقد و بررسی
نقد عشق پرنسس The Princess’ (The Princess's Man) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عشقی که در سایهٔ تاریخ قد میکشد «مردِ شاهزاده» از همان ابتدا بر تقابل دو جهان بنا شده است: جهان خصوصیِ عشق و جهان عمومیِ قدرت. سهریونگ، دختر پرشور و سرکش سویانگ، در برابر سونگیویی قرار میگیرد؛ جوانی که به خاندانِ مخالف پدر او تعلق دارد. این برخوردِ نخستین، در فضایی نسبتاً سبک و بازیگوشانه شکل میگیرد، اما بهتدریج به رابطهای بدل میشود که هر انتخاب شخصی را در معرض پیامدهای سیاسی و خانوادگی قرار میدهد.
سریال، با الهام از چهرهها و رویدادهای تاریخی دورهٔ چوسان، قصهای عاشقانه را در بستری از رقابت بر سر جانشینی و قدرت پیش میبرد؛ بیآنکه لازم باشد مخاطب برای دنبالکردن آن، از پیش با تاریخ کره آشنا باشد. ریتم و ساختار روایت یکی از انتخابهای مهم سریال، آغاز آرام آن است. دو قسمت نخست بیشتر به معرفی شخصیتها، روابط درباری و زمینهٔ آشنایی زوج اصلی اختصاص دارند؛ ازاینرو، برای تماشاگرانی که انتظار حادثه و تنشِ پیوسته دارند، شروع داستان ممکن است کند و حتی حوصلهسربر به نظر برسد.
بااینحال، این مکث بیکارکرد نیست: سریال میکوشد پیش از آنکه سیاست، خشونت و کینه بر رابطه سایه بیندازند، تصویری از زندگی و خلقوخوی شخصیتها بسازد. پس از این مقدمه، مسیر روایت شتاب بیشتری میگیرد و کشمکش سیاسی به موتور اصلی داستان تبدیل میشود. پیوند میان عشق و قدرت، تعلیق ایجاد میکند؛ زیرا تصمیمهای سیاسی فقط در تالارهای دربار نمیمانند و به حریم شخصی شخصیتها راه مییابند.
« ریتم و ساختار روایت یکی از انتخابهای مهم سریال، آغاز آرام آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین رفتوآمد میان لحظات عاطفی و بحرانهای سیاسی، سریال را برای مخاطبِ علاقهمند به ملودرام تاریخی جذاب میکند. البته در بخشهایی، تکیه بر سوءتفاهمها و موقعیتهای پرتنش میتواند قصه را کمی بیش از اندازه melodramatic جلوه دهد، اما این گرایش با لحن پرشور اثر سازگار است. عشق در برابر وفاداری رابطهٔ سهریونگ و سونگیویی صرفاً بر جذابیت نخستین یا کشش ناگهانی استوار نیست.
آشنایی آنها مرحلهبهمرحله شکل میگیرد و تفاوت نگاه و موقعیتشان به رابطه عمق میدهد. یکی دختر مردی است که برای رسیدن به تاجوتخت دست به اقدام میزند؛ دیگری به خانوادهای تعلق دارد که در سوی دیگر این رقابت ایستاده است. ازاینرو، عشقشان از ابتدا در خلأ رشد نمیکند: هر لحظهٔ صمیمیت، در کنار خود پرسشی دشوار دربارهٔ وفاداری، وظیفه و پیامدهای انتخاب به همراه دارد.
سهریونگ در مرکز این تعارض قرار دارد. او نه میخواهد به عروسکی مطیع در دست خانواده بدل شود و نه میتواند نسبت به پیوندهای خانوادگیاش بیاعتنا بماند. سرزندگی و جسارت آغازینش بهتدریج با واقعیتهای تلختر روبهرو میشود و شخصیتش در مواجهه با محدودیتها شکل میگیرد. سونگیویی نیز فقط معشوقی آرمانی نیست؛ او در دل نزاعی گرفتار میشود که بر نگرش و رفتار او اثر میگذارد.
« عشق در برابر وفاداری رابطهٔ سهریونگ و سونگیویی صرفاً بر جذابیت نخستین یا کشش ناگهانی استوار نیست. »
شخصیتها و اجرا
این فشار بیرونی، رابطه را از یک عاشقانهٔ تزئینی فراتر میبرد و به آزمونی برای اراده و اخلاق شخصیتها تبدیل میکند. شخصیتپردازی و بازیگری یکی از امتیازهای سریال، ساختن کشاکشی روشن میان شخصیتها و خانوادههایشان است. سویانگ، در مقام مردی جاهطلب و برخوردار از ارادهٔ سیاسی، صرفاً مانعی برای عشق دو جوان نیست؛ حضور او یادآور آن است که قدرت چگونه میتواند روابط نزدیک را نیز به میدان نفوذ خود بدل کند.
در سوی دیگر، شخصیتهای درباری و اعضای خانوادهها با انتخابها و موضعگیریهایشان فضای پرتنش داستان را گسترش میدهند و مانع از آن میشوند که همهچیز به رابطهٔ زوج اصلی محدود بماند. بازی بازیگر نقش سونگیویی در انتقال شور، خشم و دگرگونیهای درونی شخصیت نقشی چشمگیر دارد. او بهخوبی وجه رمانتیک قهرمان را با سختیهایی که در مسیر داستان تجربه میکند پیوند میزند.
اجرای مون چهوون در نقش سهریونگ نیز در لحظات بسیاری، بهویژه هنگام نمایش جسارت و عاطفهٔ شخصیت، همراهکننده است؛ بااینهمه، در برخی صحنهها بیان احساسات او به اندازهٔ موقعیت اثر نمیگذارد و شدت درونی شخصیت به تماشاگر منتقل نمیشود. این نوسان، در کنار بازیهای متقاعدکنندهٔ شماری از بازیگران مکمل، یکی از ناهمواریهای اجرایی سریال است.
« شخصیتپردازی و بازیگری یکی از امتیازهای سریال، ساختن کشاکشی روشن میان شخصیتها و خانوادههایشان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جهان تاریخی و تصویرپردازی فضای تاریخی سریال فقط پسزمینهای زیبا برای قصه نیست؛ سلسلهمراتب دربار، مناسبات خانوادگی و محدودیتهای اجتماعی، مستقیماً بر امکان انتخاب شخصیتها اثر میگذارند. لباسها، تشریفات و محیطهای درباری، حس فاصلهٔ زمانی را میسازند و به مخاطب کمک میکنند تا فشارِ جایگاه اجتماعی و محدودیتهای فردی را درک کند.
در این جهان، تصمیمی که برای یک فرد شخصی به نظر میرسد، ممکن است به مسئلهای سیاسی یا خانوادگی تبدیل شود. تصویرپردازی نیز در برانگیختن این حس سهم دارد. مناظر باز و قابهای باشکوه، در کنار فضاهای بستهتر دربار، دو سوی جهان داستان را از هم متمایز میکنند: طبیعت اغلب فرصت تنفس و نزدیکی را تداعی میکند، حالآنکه کاخ با تشریفات و مراقبت دائمیاش یادآور قدرت و نظارت است.
این تضاد بصری به ملودرام اثر کیفیتی دلنشین میدهد و در لحظات عاطفی، بهجای آنکه صرفاً زیباییِ کارتپستالی عرضه کند، بر تنهایی و آسیبپذیری شخصیتها نیز تأکید میگذارد. موسیقی و حالوهوای عاطفی موسیقی متن از عناصر مهم هویت عاطفی سریال است. ملودیهای عاشقانه، حس دلتنگی و اشتیاق را تقویت میکنند و قطعات پرتنش، در لحظات سیاسی و خطرناک به بالا رفتن ضرباهنگ صحنه کمک میرسانند.
« در این جهان، تصمیمی که برای یک فرد شخصی به نظر میرسد، ممکن است به مسئلهای سیاسی یا خانوادگی تبدیل شود. »
قوتها و کاستیها
هماهنگی موسیقی با حالوهوای تاریخی، جهان قصه را از نظر احساسی یکدست میکند؛ در بسیاری از لحظات، موسیقی همان چیزی را بیان میکند که شخصیتها به زبان نمیآورند. بااینحال، استفادهٔ مکرر از برخی قطعات، بهخصوص موسیقی تنش، گاهی از تأثیر آن میکاهد. هنگامی که یک مضمون بارها در موقعیتهای مشابه بازمیگردد، بهجای تشدید اضطراب ممکن است توجه مخاطب را به تکرار خودش جلب کند.
این تکرار، در کنار امتیازهای موسیقی، یکی از کاستیهای شنیداری اثر است و نشان میدهد که حتی موسیقیِ خوشتناسب نیز به تنوع و پرهیز از استفادهٔ بیش از اندازه نیاز دارد. کاستیها و مخاطب مناسب «مردِ شاهزاده» در کنار کشش روایی و رابطهٔ عاطفی نیرومندش، از چند ناهمواری مصون نیست. شروع کند ممکن است بخشی از مخاطبان را پیش از رسیدن به نقطهٔ اوج درگیر نکند.
برخی موقعیتها نیز بر الگوهای آشنای ملودرام تاریخی تکیه میکنند و گاه احساسات را با تأکید فراوان عرضه میکنند. افزون بر این، کیفیت بازیها در همهٔ صحنهها یکسان نیست و تکرار موسیقی تنش میتواند از تازگی لحظات بکاهد. در مقابل، اگر مخاطب به داستانهایی علاقه داشته باشد که عشق را در برابر مسئولیت و قدرت قرار میدهند، این کاستیها لزوماً مانع همراهی با سریال نخواهند شد.
« بااینحال، استفادهٔ مکرر از برخی قطعات، بهخصوص موسیقی تنش، گاهی از تأثیر آن میکاهد. »
جمعبندی
اثر برای تماشاگرِ مشتاقِ یک عاشقانهٔ تاریخیِ پرشور، شخصیتهای درگیر در انتخابهای دشوار و فضایی آراسته و غمبار، پیشنهاد مناسبی است. برای کسانی که درامهای تاریخی را معمولاً کند یا دور از سلیقهٔ خود میدانند نیز پیوند میان سیاست و رابطهٔ انسانی میتواند دریچهای برای ورود به این ژانر باشد؛ هرچند آغاز آرام آن به کمی شکیبایی نیاز دارد.
جمعبندی «مردِ شاهزاده» با پیوندزدن عاشقانهای پرکشش به کشمکشهای قدرت، داستانی میسازد که نیروی اصلیاش در تقابل میان خواست فردی و الزامهای تاریخی نهفته است. رابطهٔ سهریونگ و سونگیویی، بهواسطهٔ جایگاه متضاد خانوادههایشان، هم بار عاطفی دارد و هم پیامد سیاسی؛ و همین دوگانگی، قصه را فراتر از یک عاشقانهٔ ساده میبرد.
فضاسازی دیدنی و موسیقیِ عموماً اثرگذار، به جذابیت اثر میافزایند، هرچند کندی آغاز، نابرابری در بعضی اجراها و تکرار برخی قطعات موسیقی از نقاط ضعف آناند. در مجموع، این مجموعه برای مخاطبی که به ملودرام تاریخی و عشقی گرفتار در منازعهٔ قدرت دلبسته است، تجربهای گیرا و عاطفی فراهم میکند؛ تجربهای که ارزش همراهی دارد، بهشرط آنکه برای جانگرفتن روایت فرصت داده شود.



ثبت دیدگاه