نقد و بررسی
نقد دفتر خاطرات شاهزاده خانم (The Princess Diaries) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا با جاذبهای ماندگار «The Princess Diaries» ساختهٔ Garry Marshall، کمدی خانوادگیِ سال ۲۰۰۱ و اقتباسی از رمان Meg Cabot است؛ فیلمی که خیال شاهزادهشدن را به زندگی روزمرهٔ یک نوجوان معمولی پیوند میزند. میا ترموپولیس، دختر باهوش و کمروِ سانفرانسیسکو، ناگهان درمییابد که وارث تاجوتخت جنویاست.
از اینجا، مسئله فقط آموختن آداب درباری نیست: او باید بفهمد عنوان تازهاش چه نسبتی با شخصیت، روابط و آیندهای دارد که پیش از این برای خود تصور میکرد. فیلم در هستهٔ خود داستانی دربارهٔ بلوغ و شناخت خویشتن است، اما آن را در پوشش فانتزی سلطنتی عرضه میکند؛ پوششی که هم وعدهٔ سرگرمی میدهد و هم امکان میسازد تا اضطرابهای نوجوانی ــ دیدهشدن، پذیرفتهشدن و انتخابکردن ــ به زبانی ساده و قابلفهم بیان شوند.
همین ترکیب، اثر را برای تماشاگرانی با سنوسالهای گوناگون دلپذیر میکند، هرچند سادگی ساختار داستان گاهی به بهای پیچیدگی عاطفی تمام میشود. میا؛ قلب تپندهٔ فیلم بزرگترین دارایی فیلم، بازی Anne Hathaway در نقش میاست. او شخصیت را نه به شکل یک قهرمان بینقص، بلکه بهصورت نوجوانی دستوپاچلفتی، خجالتی و گاه مضطرب میسازد که در موقعیتهای تازه نمیداند با دستها، نگاهها یا کلماتش چه کند.
« میا ترموپولیس، دختر باهوش و کمروِ سانفرانسیسکو، ناگهان درمییابد که وارث تاجوتخت جنویاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کمدی فیلم تا حد زیادی از همین فاصله میان دنیای درونی میا و تشریفات رسمیای میآید که ناگهان باید در آن زندگی کند. Hathaway با واکنشهای چهره و زمانبندی دقیق شوخیها، این ناهماهنگی را به نیرویی گرم و انسانی بدل میکند. جذابیت شخصیت تنها در بامزگی او نیست. میا، با وجود تردیدها و اشتباهاتش، میکوشد بفهمد چه چیزی را واقعاً میخواهد و کدام تغییرها را باید از آنِ خود بداند.
فیلم گاهی این مسیر را بیش از حد مرتب و آسان جلوه میدهد، اما بازی Hathaway به آن صداقتی میبخشد که از فرمول آشنای «دختر معمولی، زندگی خارقالعاده» فراتر میرود. تماشاگر میتواند هم به آرزوی افسانهای شخصیت نزدیک شود و هم در آسیبپذیری عادی او خود را بازشناسد. دو نسل در برابر یک تاج رابطهٔ میا با مادربزرگش، کلاریس، یکی از محورهای مهم فیلم است.
Julie Andrews در نقش ملکه، وقار و انضباطی را وارد قاب میکند که در تضاد با آشفتگی نوجوانانهٔ میاست. این تقابل زمینهٔ بسیاری از لحظههای طنز را فراهم میآورد، اما فقط برای خنداندن به کار نمیرود؛ زیر آن، اختلافی نسلی دربارهٔ وظیفه، آزادی و شیوهٔ زندگی نیز جریان دارد. کلاریس میخواهد نوهاش را برای جایگاهی آماده کند که خود آن را جدی و الزامآور میبیند، در حالی که میا هنوز از پیامدهای این دگرگونی سر درنمیآورد.
« Hathaway با واکنشهای چهره و زمانبندی دقیق شوخیها، این ناهماهنگی را به نیرویی گرم و انسانی بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
Andrews نقش را با خویشتنداری و حضوری آرام اجرا میکند؛ بازیای که به شخصیت اقتدار میدهد، بیآنکه او را صرفاً به مانعی سرد در برابر قهرمان تبدیل کند. در سوی دیگر، Héctor Elizondo با نقش جو، حضوری پشتیبان و متین به جهان سلطنتی فیلم میافزاید. رابطههای خانوادگی در این اثر پیچیدگی پرشاخوبرگی ندارند، اما همین چند شخصیت محوری به ماجرا گرما میدهند و مانع میشوند که قصه فقط مجموعهای از تغییر لباسها و موقعیتهای خندهآور باشد.
طنز، دگرگونی و تصویر شاهزادهبودن طنز فیلم از تضاد میان نظم رسمی دربار و طبیعت ناآمادهٔ میا نیرو میگیرد. درسهای تشریفات، موقعیتهای اجتماعی و کوشش برای آموختن رفتار شاهانه، دستمایهٔ شوخیهایی هستند که گاه بهخوبی مینشینند و گاه بیش از اندازه به الگوهای آشنا تکیه میکنند. فیلم بهجای طنزی گزنده یا هجوآمیز، شوخیهایی نرم و خانوادگی را برمیگزیند؛ انتخابی که با حالوهوای افسانهای اثر سازگار است، اما دامنهٔ جسارتش را محدود میکند.
تغییر ظاهری میا نیز بخشی از زبان تصویری این روایت است. فیلم از دگرگونی بیرونی بهعنوان نشانهای از ورود به موقعیتی تازه بهره میگیرد، ولی گاهی این نشانهها را چنان پررنگ میکند که خطر سادهسازی مفهوم اعتمادبهنفس پیش میآید؛ گویی پذیرفتهشدن در جمع، بیش از هر چیز به ظاهر وابسته است.
« در سوی دیگر، Héctor Elizondo با نقش جو، حضوری پشتیبان و متین به جهان سلطنتی فیلم میافزاید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، فیلم کاملاً به این برداشت تن نمیدهد. مسیر میا در نهایت به انتخاب و هویت مربوط میشود: اینکه چگونه میتوان با مسئولیتی تازه روبهرو شد، بیآنکه تمام گذشته و شخصیت خود را انکار کرد. ریتمی که گاهی از نفس میافتد فیلم برای بخشهایی از مسیر خود به صحنههای آموزشی، مونتاژهای دگرگونی و ماجراهای روزمرهٔ مدرسه تکیه میکند.
این بخشها گاه سرگرمکنندهاند و فضای شخصی میا را زنده نگه میدارند، اما در کنار هم همیشه پیشبرنده نیستند. در بعضی لحظهها، تکرار شوخیها یا تأکید دوباره بر دشواریهای زندگی تازهٔ قهرمان، حرکت قصه را کند میکند. با توجه به داستانی که میتوانست فشردهتر روایت شود، این مکثها گاه حس کشآمدن به وجود میآورند.
ریتم نابرابر، بهویژه در میانهٔ فیلم، میان دو خواسته معلق میماند: پیشبردن تصمیم اصلی میا و ماندن در فضای سبک زندگی نوجوانانه. گاهی نتیجه آن است که شخصیتهای فرعی فرصت کافی برای عمقیافتن نمییابند و برخی تنشها زودتر از آنچه باید فروکش میکنند. بااینحال، این کندی معمولاً بهاندازهای نیست که جذابیت بازی مرکزی را از میان ببرد؛ فیلم بیشتر در پی همراهی دلپذیر است تا شتاب دراماتیک.
« با این همه، فیلم کاملاً به این برداشت تن نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
سانفرانسیسکو و خیال جنویا یکی از لذتهای فیلم، جابهجایی میان زندگی شهری و خیال سلطنتی است. سانفرانسیسکو با خانهٔ نامتعارف میا، مدرسه و رفتوآمدهای روزمرهاش، حس جهان آشنا و معمولی را میسازد؛ در مقابل، جنویا با شکوه و تشریفات خود به قلمرویی افسانهای شباهت دارد. این فاصله، تخیل تماشاگر را تغذیه میکند و همان جذابیت نوستالژیکی را میسازد که تماشای دوبارهٔ فیلم را برای بسیاری خوشایند میکند.
با وجود این، جنویا بیشتر یک آرزوی سینمایی است تا کشوری با تاریخ و سیاستی ملموس. فیلم علاقهای چندان به ساختن جهانی پیچیده یا بررسی جدی معنای قدرت ندارد. دربار عمدتاً بستری برای آموزش، لباسهای رسمی و موقعیتهای کمیک است. این کمپرداختگی با هدف سبک و خانوادگی اثر سازگار است، اما اگر تماشاگر از قصه انتظار تأملی جدی دربارهٔ سلطنت یا مسئولیت سیاسی داشته باشد، پاسخ چندانی نمییابد.
جمعبندی «The Princess Diaries» فیلمی است بر پایهٔ فرمولی آشنا که از اجرای دوستداشتنی Anne Hathaway و حضور باوقار Julie Andrews جان میگیرد. روایتش ساده است، بعضی شوخیهایش اثر یکسانی ندارند و ریتم آن در بخشهایی کند میشود؛ بااینحال، گرمای عاطفی، خیال شاهزادهشدن و توجه به جستوجوی هویت، آن را به تجربهای شیرین و سرگرمکننده بدل میکند.
« سانفرانسیسکو و خیال جنویا یکی از لذتهای فیلم، جابهجایی میان زندگی شهری و خیال سلطنتی است. »
جمعبندی
فیلم در پی پیچیدهکردن قصه یا غافلگیرکردن تماشاگر نیست؛ دلنشینیاش بیشتر از همراهی با میایی میآید که باید میان زندگی شناختهشده و مسئولیتی تازه راه خود را پیدا کند. برای تماشاگرانی که از کمدیهای نوجوانانهٔ نرم و افسانههای شهری لذت میبرند، این اثر همچنان انتخابی خوشحس است؛ نه بهسبب تازگی داستان، بلکه بهسبب جان و محبتی که بازیگر اصلی به آن میبخشد.
ثبت دیدگاه