نقد و بررسی
نقد بهای شکر (The Price of Sugar) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو خواهر، یک نظام نابرابر «The Price of Sugar» یا «Hoe duur was de suiker»، ساختهٔ Jean van de Velde، درامی تاریخی است که در سورینامِ قرن هجدهم میگذرد و از رمانی به همین نام نوشتهٔ Cynthia McLeod اقتباس شده است. کانون داستان رابطهٔ دو خواهر ناتنی است: ساریت، زن سفیدپوستِ صاحبامتیاز در جامعهٔ استعماری، و مینیمینی، زنی که در همان ساختار به بردگی گرفته شده است.
فیلم از همان آغاز این پیوند خانوادگی را با تضادی بنیادین همراه میکند: نزدیکیِ خونی، در برابر فاصلهای که قانون و مناسبات قدرت میان آن دو میسازند. این تضاد، سرچشمهٔ اصلی کشمکش عاطفی اثر است؛ رابطهای که در آن محبت، وابستگی، حسادت و سلطه نمیتوانند بهسادگی از یکدیگر جدا شوند. شکر و بهای پنهان آن عنوان فیلم، بیش از آنکه به کالایی مشخص اشاره کند، پرسشی اخلاقی پیش میکشد: رفاه و آسایش جامعهٔ استعماری با چه هزینهای به دست آمده است؟
مزارع نیشکر، در این روایت، فقط پسزمینهٔ تاریخی نیستند؛ آنها نشانهٔ نظمیاند که ثروت را برای گروهی اندک انباشته میکند و رنج را بر دوش کسانی میگذارد که از ابتداییترین آزادیها محروماند. فیلم با پیوند دادن مناسبات روزمرهٔ خانه و مزرعه به نظام بردهداری، میکوشد نشان دهد خشونت الزاماً در قالب رخدادی استثنایی ظاهر نمیشود؛ گاه در قواعدی عادیشده جریان دارد که شخصیتها زندگی خود را بر اساس آنها پیش میبرند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این زمینه، نیروی تأثیرگذار اثر است. سرگذشت دو زن، در خلأ شکل نمیگیرد و تصمیمهای شخصیشان پیوسته با جایگاهی که جامعه برای آنان تعیین کرده برخورد میکند. بااینحال، فیلم هرگاه میخواهد این ساختار تاریخی را از خلال تجربهٔ فردی توضیح دهد، با مسئولیتی دشوار روبهروست: چگونه میتوان رنج بردگان را به مرکز روایت آورد، بیآنکه آنان را صرفاً وسیلهای برای رشد یا عذاب وجدان شخصیتهای صاحبقدرت قرار داد؟
پاسخ فیلم به این پرسش همواره قانعکننده نیست. کشش دراماتیک و فرسایش رابطه نیروی روایی فیلم از این پرسش میآید که آیا پیوند دو خواهر میتواند در برابر مناسباتی دوام بیاورد که یکی را مالک و دیگری را مملوک میکند. داستان به جای تکیه بر یک حادثهٔ منفرد، بر انباشت تنشها بنا شده است: امید و فرصت برای مینیمینی، در برابر ترس از پیامدهای آن؛ و تلخی و آزردگیِ فزایندهٔ ساریت، در برابر تصویری که از خود و جایگاهش دارد.
از این رو، کشمکش میان دو شخصیت صرفاً رقابت عاطفی یا اختلاف خانوادگی نیست؛ پرسشی است دربارهٔ اینکه وفاداری در جهانی نابرابر چه معنایی میتواند داشته باشد. درام زمانی جان میگیرد که این دو سطح—عاطفه و قدرت—همزمان در صحنه حضور دارند. خواهران میتوانند به هم نزدیک باشند، اما نزدیکیشان برابر نیست؛ یکی حق انتخابی دارد که دیگری از آن محروم است.
« پاسخ فیلم به این پرسش همواره قانعکننده نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین ناسازگاری به داستان تلخی میبخشد و مانع از آن میشود که رابطهشان به یک ملودرام ساده فروکاسته شود. در بهترین لحظات، فیلم نشان میدهد که عاطفه بهتنهایی قادر نیست پیامدهای ساختاریِ سلطه را خنثی کند. ساریت در مرکز تصویر ساریت شخصیتی است که دگرگونیاش بخش مهمی از کشش دراماتیک فیلم را تأمین میکند.
زندگی در مستعمره و فشارهای پیرامونش بهتدریج در او تلخی و آزردگی میپرورد؛ اما فیلم این دگرگونی را فقط به محیط نسبت نمیدهد. شخصیت او از برخورد میان امتیاز اجتماعی، آسیبپذیری شخصی و میل به حفظ جایگاهش شکل میگیرد. همین تناقض او را از یک چهرهٔ یکبعدی فراتر میبرد: میتوان رفتارهایش را نکوهش کرد و در عین حال دید که چگونه جهان پیرامون، آن رفتارها را ممکن و حتی عادی جلوه میدهد.
بااینهمه، تمرکز بر ساریت به بهای کمرنگشدن مینیمینی تمام میشود. مینیمینی به سبب موقعیتش میتوانست چشماندازی نیرومند برای فهم تجربهٔ بردگی و تقابل میان امید و اجبار فراهم کند؛ اما فیلم همیشه فرصت کافی برای شنیدن صدای درونی او نمییابد. نتیجه آن است که شخصیت او گاه بیشتر به محور تصمیمها و بحرانهای دیگران تبدیل میشود تا به انسانی با جهان ذهنیِ مستقل و مفصل.
« همین ناسازگاری به داستان تلخی میبخشد و مانع از آن میشود که رابطهشان به یک ملودرام ساده فروکاسته شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کاستی، بهویژه در اثری که موضوعش پیامدهای بردهداری است، اهمیت دارد: حضور پررنگ یک شخصیت بردهشده کافی نیست؛ روایت باید به تجربه، انتخابها و درونمندی او نیز مجال بدهد. جهان بصری و بار تاریخی فضای سورینام و مزارع نیشکر به فیلم بُعدی ملموس میبخشد. تقابل محیط مزرعه با فضای خانه و مناسبات اجتماعی، کمک میکند تا نظم استعماری نه به صورت مفهومی انتزاعی، بلکه در شکل مکانهایی دیده شود که شخصیتها در آنها زندگی و کار میکنند.
این جهان، ظرفیت تصویری قابلتوجهی دارد: شکوه ظاهریِ زندگی صاحبان قدرت در کنار شرایطی که آن شکوه بر آن بنا شده است. فیلم از این تضاد برای تقویت مضمون خود بهره میگیرد، هرچند گاهی جلوهٔ تاریخی و ملودراماتیک صحنهها بر جزئیات روانشناختی غلبه میکند. زبان نیز بخشی از مسئلهٔ بازآفرینی تاریخی است.
برای برخی مخاطبان، هلندیِ شنیدهشده در فیلم ممکن است به دورهٔ مورد تصویر چندان متناسب نرسد و فاصلهای میان گفتار و جهان تاریخی بسازد. حضور زبان سرانان نیز به بافت فرهنگی اثر کمک میکند، اما این ظرفیت زمانی کاملتر میشد که تفاوتهای زبانی و تجربهٔ اجتماعی شخصیتها با ظرافت بیشتری در ساختار روایت ادغام میشدند.
« جهان بصری و بار تاریخی فضای سورینام و مزارع نیشکر به فیلم بُعدی ملموس میبخشد. »
قوتها و کاستیها
بازسازی تاریخی فقط به لباس و مکان وابسته نیست؛ زبان و لحن نیز باید حس زمان و جامعه را منتقل کنند. بازیها و ضرباهنگ روایت بازی Gaite Jansen در نقش ساریت به شخصیت حضوری پررنگ میدهد و با محوریت روایی او همخوان است. بااینحال، در برخی لحظات بازیها تصنعی به نظر میرسند؛ گویی شدت عاطفه پیش از آنکه از موقعیت بجوشد، به شکلی مستقیم بر صحنه قرار گرفته است.
این مسئله بر باورپذیری رابطهها اثر میگذارد، زیرا داستان بیش از هر چیز به ظرافت پیوندها و تغییر تدریجی احساسات وابسته است. در چنین درامی، حتی مکثها و رفتارهای کوچک میتوانند به اندازهٔ رویاروییهای آشکار معنا داشته باشند. ریتم روایت نیز یکدست نیست. فیلم در پرداخت برخی کشمکشها پرکشش عمل میکند، اما تعدد مسیرهای داستانی و شخصیتهای فرعی گاه به ناهماهنگی میانجامد.
بعضی خطوط روایی فرصت کافی برای به سرانجام رساندن پیدا نمیکنند و گذار از یک وضعیت به وضعیت دیگر شتابزده به نظر میرسد. این فشردگی تا حدی با دشواری اقتباس از رمانی پرماجرا قابل فهم است، اما در تجربهٔ تماشاگر همچنان محسوس میماند: بخشهایی از جهان داستانی گشوده میشوند، بیآنکه به همان اندازه بسط یابند.
« بازسازی تاریخی فقط به لباس و مکان وابسته نیست؛ زبان و لحن نیز باید حس زمان و جامعه را منتقل کنند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Price of Sugar» درامی تاریخی با هستهای عاطفی و پرسشی اخلاقی است. رابطهٔ ساریت و مینیمینی فرصتی فراهم میآورد تا فیلم دربارهٔ پیوند خانوادگی در دل نظامی عمیقاً نابرابر تأمل کند؛ و فضای سورینام و مزارع نیشکر به این تضاد زمینهای دیدنی و ملموس میدهد. دگرگونی شخصیتها و کشمکش میان وفاداری، رنج و امکان خوشبختی، به روایت انرژی میبخشد.
بااینحال، فیلم در تقسیم توجه میان دو خواهر توازن کامل برقرار نمیکند. تمرکز بیشتر بر ساریت، از عمق لازم برای تجربهٔ درونی مینیمینی میکاهد؛ بازیهای گاه ناپیوسته و خطوط داستانیِ رهاشده نیز از انسجام اثر کم میکنند. حاصل، فیلمی است که موضوعی مهم و ظرفیت دراماتیک فراوان دارد، اما در تبدیل همهٔ آن ظرفیتها به روایتی همسنگ و منسجم کامیاب نمیشود.
ارزش اصلیاش در طرح پرسشی است که عنوانش نیز به یاد میآورد: آسایش و ثروتِ یک جهان، چه کسانی را وادار میکند بهای آن را بپردازند؟
« جمعبندی «The Price of Sugar» درامی تاریخی با هستهای عاطفی و پرسشی اخلاقی است. »



ثبت دیدگاه