نقد و بررسی
نقد The Price of Family | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و طرح کلی «The Price of Family» ساختهٔ جیووانی بوگنتی، کمدی ایتالیاییِ کریسمسی است که از موقعیتی ساده و آشنا آغاز میکند: والدینی که از دورشدن فرزندانشان رنج میبرند و میخواهند برای گردآوردن خانواده در تعطیلات، بهانهای بسازند. کارلو و آنا، پس از آنکه درمییابند آلِساندرا و امیلیو قصد ندارند کریسمس را کنارشان بگذرانند، خبر یک ارث بزرگ را جعل میکنند.
این دروغ، فرزندان را به خانه میکشاند؛ اما بازگشتشان نه از سر دلتنگی، بلکه با چشمداشت مالی همراه است و همین تناقض، سرچشمهٔ آشوبهای فیلم میشود. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ کمدی پرتحرکی میدهد، اما در زیر این ظاهر سبک، مسئلهای جدیتر را دنبال میکند: وقتی روابط خانوادگی به دیدارهای گاهبهگاه و احوالپرسیهای کمجان تقلیل مییابند، چه چیزی میتواند اعضای خانواده را دوباره به هم نزدیک کند؟
اثر پاسخ را در تقابل پول و محبت میجوید؛ تقابلی که ساده و بیابهام طرح میشود، اما بهدلیل پیوند با تنهایی والدین، صرفاً شعاری باقی نمیماند. کمدیِ مبتنی بر یک دروغ موتور اصلی روایت، دروغی است که بهسرعت پیامدهایش را گسترش میدهد. وانمودکردن به رسیدن ارث، ایدهای روشن و پربازده است: والدین برای جلب توجه فرزندان، همان چیزی را به کار میگیرند که میدانند میتواند آنها را وسوسه کند.
طنز از شکاف میان انگیزهٔ عاطفی کارلو و آنا و انگیزهٔ مادی فرزندان نیرو میگیرد. والدین خواهان حضور خانوادهاند؛ فرزندان، دستکم در آغاز، چشم به منفعتی دارند که احتمال میدهند در انتظارشان باشد. این تضاد موقعیتهای بامزهای میآفریند و مسیر قصه را روان نگه میدارد. بااینحال، فیلم گاه بیش از آنکه بر ظرافت مشاهده یا پیچیدگی رفتارها تکیه کند، به زنجیرهای از سوءتفاهمها و واکنشهای اغراقآمیز متوسل میشود.
« کمدیِ مبتنی بر یک دروغ موتور اصلی روایت، دروغی است که بهسرعت پیامدهایش را گسترش میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که دروغ چه وقت دردسرساز خواهد شد و چگونه آتش موقعیت را تندتر میکند. پیشبینیپذیری، لذت تماشای فیلم را از میان نمیبرد، اما از غافلگیری و تازگی برخی بخشها میکاهد. تنهاییِ پشت شوخیها اثر در بهترین لحظاتش اجازه میدهد که خنده، اندوه را پنهان نکند.
مسئلهٔ کارلو و آنا تنها بیاعتنایی فرزندان نیست؛ آنان با خلأیی روبهرو هستند که پس از ترک خانه از سوی آلِساندرا و امیلیو پدید آمده است. رابطهای که زمانی از راه عادتهای روزمره و حضور مشترک معنا میگرفت، اکنون در معرض فاصله و فراموشی قرار دارد. کریسمس، با تأکید فرهنگیاش بر گردهمایی و صمیمیت، این فاصله را آشکارتر میکند.
فیلم از این موقعیت برای ساختن لحظاتی گرم و انسانی بهره میبرد. پشت نقشهٔ اغراقآمیز والدین، خواهشی ساده نهفته است: دیدهشدن و بهیادآوردهشدن. این نیاز، شخصیتهای مسنتر را از نقش صرفاً کمیک بیرون میآورد و به تصمیم آنها بُعدی عاطفی میبخشد. در عین حال، داستان بررسی میکند که چگونه تنهایی میتواند به رفتاری نادرست و حتی دستکاریگرانه بینجامد.
فیلم دروغ والدین را توجیه کامل نمیکند، اما آن را از زمینهٔ عاطفیاش جدا هم نمیسازد. خانواده بهمثابه میدانِ معامله و سوءتفاهم جذابیت موقعیت فقط در نقشهٔ والدین نیست؛ در واکنش فرزندان نیز هست. بازگشت آلِساندرا و امیلیو، بهجای آنکه فوراً به آشتی و صمیمیت بینجامد، فاصلهٔ واقعی میان اعضای خانواده را نمایانتر میکند.
« تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که دروغ چه وقت دردسرساز خواهد شد و چگونه آتش موقعیت را تندتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
حضور فیزیکی زیر یک سقف، لزوماً به معنای نزدیکی عاطفی نیست. هرکس با انتظار و حسابوکتاب خود وارد این جمع میشود و خانه، بهجای پناهگاهی بیقیدوشرط، به صحنهای برای کشمکش خواستهها بدل میشود. این نگاه، نقطهٔ قوتی مهم برای یک کمدی خانوادگی است. فیلم نشان میدهد که پیوند خونی بهتنهایی تضمینکنندهٔ محبت و توجه نیست؛ رابطه باید در عمل حفظ شود.
با این همه، برخی شخصیتها بیش از آنکه زندگی درونی مستقلی داشته باشند، برای پیشبردن شوخی یا تشدید بحران به کار گرفته میشوند. در نتیجه، همهٔ اعضای خانواده به یک اندازه به شخصیتهایی چندلایه تبدیل نمیشوند و بعضی واکنشها بیشتر تابع نیازهای موقعیتاند تا حاصل تحول روانشناختی دقیق.
بازیها و کیفیت رابطهها ترکیب بازیگران، بهویژه حضور کریستیان دِهسیکا و آنجلا فینوکیارو در نقش کارلو و آنا، به فیلم گرمایی آشنا میبخشد. آنها میتوانند از دل رفتارهای روزمره و واکنشهای کمیک، همزمان دلسوزی و بازیگوشی بیرون بکشند. رابطهٔ این دو والد، تکیهگاه عاطفی فیلم است: تصمیمشان نتیجهٔ همدستی دو نفر در یک نقشه است، اما در پس آن، نگرانی مشترکی دربارهٔ ازدسترفتن پیوند خانوادگی دیده میشود.
بازیگران نقش فرزندان نیز در خدمت تقابل میان بیاعتنایی، منفعتطلبی و عاطفه قرار میگیرند. فیلم برای تغییر نگاه آنها به والدین زمینهسازی میکند، هرچند گاه شتاب روایت مجال نمیدهد این تغییرها با ظرافت و تدریج کافی شکل بگیرند. بعضی شخصیتهای فرعی نیز بیش از آنکه درام مستقلی داشته باشند، بهعنوان محرک شوخی یا وسیلهای برای پیشبرد ماجرا حضور دارند.
« حضور فیزیکی زیر یک سقف، لزوماً به معنای نزدیکی عاطفی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کاستی بهویژه در لحظاتی محسوس است که فیلم از تماشاگر انتظار دارد نسبت به شخصیتها احساسی فراتر از آنچه پرداخته شده شکل دهد. ریتم، فضا و حالوهوای کریسمسی «The Price of Family» در مجموع ریتمی مناسب برای کمدی عامهپسند دارد. ماجرای ارث خیالی، واکنشهای زنجیرهای میآفریند و روایت کمتر در یک حالت عاطفی ثابت میماند: شوخی و آشوب جای خود را به لحظههایی آرامتر میدهند و دوباره تنش خانوادگی اوج میگیرد.
فضای کریسمسی نیز صرفاً تزئینی نیست؛ این مناسبت، انتظار اجتماعی برای کنار هم بودن را برجسته میکند و تضاد میان تصویر گرم خانواده و تجربهٔ تنهایی والدین را پررنگتر میسازد. بااینحال، فیلم در استفاده از این فضا به دامان آشناییهای жанر نزدیک میشود. حالوهوای تعطیلات، گرمای خانه و نوید آشتی، همان عناصر شناختهشدهای هستند که از یک کمدی کریسمسی انتظار میرود.
اثر آنها را با مهارتی قابلقبول کنار هم میچیند، اما کمتر میکوشد زبان بصری یا ساختاری تازهای برایشان پیدا کند. حاصل، فیلمی خوشتماشا و همراهکردنی است که بیش از نوآوری، بر صمیمیت و روانی روایت حساب میکند. پیام عاطفی و محدودیتهای آن تقابل پول با محبت، محور معنایی فیلم است. ارث خیالی چیزی بیش از یک حقهٔ داستانی است: آزمونی برای روشنشدن آنکه اعضای خانواده در برابر وعدهٔ منفعت چگونه رفتار میکنند.
در همین حال، اقدام والدین نیز پرسشی اخلاقی پیش میکشد؛ آیا هدفی عاطفی میتواند دروغگویی را موجه سازد؟ فیلم پاسخ پیچیدهای به این پرسش نمیدهد، اما نشان میدهد که دستکاری عزیزان، حتی اگر از سر دلتنگی باشد، رابطه را آسیبپذیرتر میکند. پیام اثر در بخشهایی بیش از اندازه صریح بیان میشود و گاهی بهجای آنکه از رفتار و سکوت شخصیتها فهمیده شود، به نتیجهگیریای روشن و مستقیم بدل میگردد.
« ریتم، فضا و حالوهوای کریسمسی «The Price of Family» در مجموع ریتمی مناسب برای کمدی عامهپسند دارد. »
قوتها و کاستیها
این صراحت، با لحن قصه و مخاطب عام آن سازگار است، اما از ظرافت دراماتیک میکاهد. پایان امیدوارکننده نیز با گرایش فیلم به آشتی و گرمای خانوادگی هماهنگ است، بیآنکه لازم باشد جزئیات رخدادهای پایانی را آشکار کرد. اهمیت اصلی در مسیر رسیدن به آن حالوهواست: خانواده باید دریابد حضور یکدیگر را نمیتوان با پول خرید.
جمعبندی «The Price of Family» کمدی خانوادگیِ گرم و خوشریتمی است که از یک ایدهٔ ساده، مجموعهای از موقعیتهای بامزه و تعارضهای قابلدرک میسازد. نقطهٔ قوتش آن است که زیر آشوب ناشی از ارث خیالی، تنهایی والدین و بیتوجهی فرزندان را نیز به رسمیت میشناسد. بازیهای دلنشین و فضای کریسمسی، قصه را همراهکردنی میکنند و مضمونِ پیوند خانوادگی به آن نیرویی عاطفی میبخشد.
در مقابل، پیشبینیپذیری برخی گرهها، کمعمقی تعدادی از شخصیتها و بیان مستقیم پیام، مانع از آن میشود که فیلم از محدودهٔ کمدیهای آشنای خانوادگی فراتر برود. بااینهمه، اثر در هدف اصلیاش کامیاب است: سرگرمکردن تماشاگر و یادآوری این نکته که گاهی پشت رفتارهای مضحک، نیازی واقعی به محبت و توجه پنهان است.
« این صراحت، با لحن قصه و مخاطب عام آن سازگار است، اما از ظرافت دراماتیک میکاهد. »



ثبت دیدگاه