نقد و بررسی
نقد قرارگاه نظامی (The Presidio) | 1988
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان مرز قانون و اقتدار «The Presidio» ساختهٔ Peter Hyams، تریلری جنایی از اواخر دههٔ هشتاد است که از همان ابتدا بر برخورد دو جهان تکیه میکند: پلیس غیرنظامی و تشکیلات نظامی. جی آستین، مأمور سابق پلیس نظامی که اکنون کارآگاه پلیس سانفرانسیسکو است، برای رسیدگی به پروندهای در پایگاه نظامی فراخوانده میشود.
آنجا ناچار است بار دیگر با سرهنگ آلن کالدول روبهرو شود؛ فرماندهٔ پیشینش که اختلافی قدیمی و حلنشده میانشان وجود دارد. در کنار پروندهٔ قتل، رابطهٔ آستین با دختر کالدول نیز کشمکش را شخصیتر میکند. فیلم این عناصر را بهعنوان موتور حرکت خود به کار میگیرد، بیآنکه از آغاز همهٔ رازهای پرونده را آشکار کند.
روایت آشنا، با کششی محدود ساختار داستان بر الگوی آشنای زوج ناهمگون بنا شده است: دو مرد با خلقوخو و جایگاه متفاوت، که ناچارند برای پیگیری یک پرونده کنار هم کار کنند. نیروی بالقوهٔ این الگو روشن است؛ اختلاف بر سر صلاحیت، انضباط و شیوهٔ برخورد با قانون میتواند هم تنش بسازد و هم موقعیتهای طنزآمیز.
فیلم نیز بخش قابلتوجهی از جذابیت خود را از همین اصطکاک میگیرد. اما خط معمایی کمتر از رابطهٔ دو شخصیت جان میگیرد. سرنخها و پیشرفت تحقیق آنقدرها غافلگیرکننده نیستند و روایت، بهجای آنکه پیوسته عمق تازهای به پرونده بدهد، گاه در مسیرهای آشنا و قابلحدس حرکت میکند. این پیشبینیپذیری لزوماً تماشای فیلم را ناممکن نمیکند؛ مسئله آن است که تعلیق، یکی از مهمترین سرمایههای یک تریلر جنایی، بهندرت به اوج میرسد.
« در کنار پروندهٔ قتل، رابطهٔ آستین با دختر کالدول نیز کشمکش را شخصیتر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مخاطب ممکن است زودتر از خود فیلم الگوی کلی را دریابد و در نتیجه، انتظار برای گرهگشایی بهتنهایی نیروی کافی برای پیشبردن صحنهها نداشته باشد. «The Presidio» بیش از آنکه بر معماری پیچیدهٔ معما تکیه کند، به حضور بازیگران و گفتوگوهای میان آنان امید میبندد. جدال دو نسل از اقتدار هستهٔ دراماتیک فیلم در رابطهٔ آستین و کالدول قرار دارد.
یکی از نظم نظامی فاصله گرفته و در ساختار پلیس شهری به کار خود ادامه داده است؛ دیگری هنوز با صلابت و سلسلهمراتب نظامی تعریف میشود. اختلاف قدیمیشان فقط کدورتی شخصی نیست، بلکه به دو برداشت متفاوت از مسئولیت و اختیار اشاره دارد. فیلم این تقابل را در قالب بحثهای تند، طعنهها و کشمکش بر سر چگونگی پیشبرد تحقیق عرضه میکند.
در این بخش، گفتوگوها معمولاً از خود مسیر معما زندهترند و ریتم اثر را حفظ میکنند. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند از ظرفیت این تقابل بهرهٔ کامل ببرد. رابطهٔ دو مرد گاهی به رفتوبرگشتهای کلامیِ قابلپیشبینی محدود میشود و کمتر به دگرگونی عمیق عاطفی میرسد. آشتی یا تفاهمی که میتواند نتیجهٔ همکاریشان باشد، زمینهٔ دراماتیک مناسبی دارد، اما پرداخت آن در برخی لحظات شتابزده به نظر میرسد.
با وجود این، حضور شان کانری در نقش کالدول به تقابل وزن میدهد: او با وقار و اقتدار آشنا، شخصیتی میسازد که حتی در سکوت نیز بر صحنه مسلط است. بازیگری و مسئلهٔ شیمی بازیگران فیلم از سرمایههای اصلی آناند، اما همهٔ آنان به یک اندازه در مرکز توجه قرار نمیگیرند. کانری، با صدای نافذ و تسلطی که در نقش فرمانده دارد، به کالدول شخصیتی قابلتشخیص میبخشد.
« جدال دو نسل از اقتدار هستهٔ دراماتیک فیلم در رابطهٔ آستین و کالدول قرار دارد. »
شخصیتها و اجرا
جک واردن نیز حضوری مکمل و خوشوزن دارد؛ نقش او به فیلم اندکی گرما و تجربه میافزاید و در کنار صلابت کالدول، لحن انسانیتری ایجاد میکند. مگ رایان در نقش دونا، پیوند میان کشمکش خانوادگی و خط عاشقانه را نمایندگی میکند و حضورش به داستان امکان میدهد از فضای صرفاً پلیسی فاصله بگیرد.
در مقابل، مارک هارمون در نقش آستین برای برخی تماشاگران کمفروغ میماند. او چهرهٔ کارآگاهی آرام و مطمئن را ارائه میکند، اما این آرامش همیشه به کاریزمای لازم بدل نمیشود. از آنجا که بخش بزرگی از فیلم باید بر کشش میان آستین و کالدول تکیه کند، کمبود انرژی یا اصطکاک محسوس در بازی او اثر میگذارد.
رابطهٔ آستین و دونا نیز بهجای آنکه حضوری پرشور و باورپذیر پیدا کند، گاه بیشتر کارکرد روایی دارد: راهی برای پیچیدهتر کردن پیوند میان کارآگاه و فرمانده. بنابراین، ترکیب بازیگران جذاب است، اما هماهنگی میان آنان همیشه به همان اندازه نیرومند نیست. سانفرانسیسکو؛ زمینهای دیدنی فضای سانفرانسیسکو یکی از عناصر بصری مهم فیلم است.
خیابانها، شیبهای شهر و محیطهای شهری، به تعقیبوگریزها مقیاس و حرکت میبخشند و کمک میکنند فیلم از فضای بستهٔ پایگاه نظامی بیرون بیاید. خودِ پایگاه نیز با مقررات و سلسلهمراتبش، در برابر شهر قرار میگیرد: یک سوی داستان بر نظم رسمی و کنترلشده تکیه دارد و سوی دیگر بر محیطی بازتر و پیشبینیناپذیر.
« در مقابل، مارک هارمون در نقش آستین برای برخی تماشاگران کمفروغ میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تفاوت به مضمون اصلی فیلم ــ برخورد دو دستگاه و دو نوع اقتدار ــ شکل دیداری میدهد. کارگردانی Peter Hyams در ثبت این فضاها به فیلم کیفیتی حرفهای میبخشد. بااینحال، چشمانداز جذاب شهر بهتنهایی نمیتواند کاستیهای روایت را جبران کند. بعضی تعقیبوگریزها تماشاییاند، اما اجرای بخشهایی از اکشن آنقدر دقیق و پرتنش نیست که در خاطر بماند.
لحظههایی که باید ضرباهنگ را بالا ببرند، گاه بیش از آنکه از منطق موقعیت نیرو بگیرند، به حرکت و هیاهو متکی میشوند. در نتیجه، فیلم از نظر بصری خوشتماشا است، اما در طراحی کنشها به همان اندازه متمایز عمل نمیکند. ریتم، لحن و سرگرمی لحن فیلم میان تریلر جنایی و کمدیِ مبتنی بر کلکل حرکت میکند.
این ترکیب در بهترین لحظات سودمند است: جدلهای آستین و کالدول خشکیِ روند تحقیق را میشکنند و گفتوگوهای زنده اجازه نمیدهند فیلم کاملاً به یک پروندهگشایی معمولی فروکاسته شود. در عوض، تغییر لحن همیشه یکدست نیست. وقتی روایت از شوخی و طعنه به تعلیق یا خشونت میرسد، پیوند میان این حالتها گاهی بهاندازهٔ کافی نرم و طبیعی نیست.
از همین رو، لحظاتی که قرار است اضطراب ایجاد کنند، ممکن است پس از یک گفتوگوی سبک، شدت مورد انتظار را پیدا نکنند. ریتم نیز نوسان دارد. فیلم در بخشهایی با اتکا به حضور کانری و برخوردهای کلامی سرگرمکننده میماند، اما خط معمایی در بعضی مقاطع کند میشود و صحنهها بیشتر حسِ عبور از ایستگاههای آشنای ژانر را دارند تا پیشروی به سوی کشفی تازه.
« این تفاوت به مضمون اصلی فیلم ــ برخورد دو دستگاه و دو نوع اقتدار ــ شکل دیداری میدهد. »
قوتها و کاستیها
این همان نقطهای است که دو واکنش متفاوت به فیلم شکل میگیرد: برای تماشاگرانی که از گفتوگو و فضای پلیسیِ دههٔ هشتادی لذت میبرند، اثر میتواند تماشایی و خوشگذران باشد؛ برای کسانی که انتظار معمایی پرکشش یا اکشنی برجسته دارند، احتمالاً کممایهتر به نظر میرسد. جمعبندی «The Presidio» فیلمی استوار بر جذابیت بازیگران، برخورد شخصیتها و فضای شهریِ دیدنی است؛ نه اثری که معمای جنایی یا صحنههای اکشنش بهتنهایی جایگاهی ویژه پیدا کنند.
کانری به فیلم وقار و نیرویی میدهد که بسیاری از صحنهها را زنده نگه میدارد، و کلکلهای آستین و کالدول نیز از بهترین سرچشمههای سرگرمی آناند. در سوی دیگر، داستان آشنا و نسبتاً قابلپیشبینی، اکشن نابرابر و شیمی کمرنگ میان بخشی از بازیگران، مانع از آن میشود که فیلم از قالب یک تریلر معمولی فراتر رود.
ارزش تماشای فیلم، در نهایت، بیش از آنکه به انتظار برای یک معمای پیچیده وابسته باشد، به علاقهٔ مخاطب به سینمای پلیسیِ آن دوره و لذت از جدال دو شخصیت متفاوت بستگی دارد. اگر قرار باشد «The Presidio» را با همین معیار بسنجیم، اثری خوشتماشا اما نه چندان ماندگار است: فیلمی که لحظات دلنشین و بازیگریِ پرجاذبه دارد، ولی مواد خام خود را به تجربهای بهتمامی منسجم و فراموشنشدنی بدل نمیکند.



ثبت دیدگاه