نقد و بررسی
نقد File not found. (The Present) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ساعت جادویی و رؤیای بازنویسی خانواده در ظاهر، «The Present» از دل یکی از آشناترین آرزوهای کودکانه سر برمیآورد: کاش میشد یک روز را از نو آغاز کرد و پیش از آنکه اتفاقی تلخ رخ دهد، راه دیگری پیش گرفت. تیلور، پسری باهوش و کمحرف، درمییابد ساعت قدیمیِ بهجامانده از پدربزرگش میتواند زمان را به عقب برگرداند.
والدین او در آستانه جداییاند و تیلور، با یاری خواهر و برادرهایش، میکوشد روزی را که این خبر قرار است آشکار شود، بارها از نو بسازد. فیلم از همین ایدهی ساده، موتور یک کمدی خانوادگی و ماجرایی خیالپردازانه را روشن میکند؛ ماجرایی که پرسش اصلیاش فقط این نیست که آیا میتوان گذشته را تغییر داد، بلکه این است که بچهها در برابر بحرانهای بزرگسالان تا کجا احساس مسئولیت میکنند.
فانتزی بهمثابه راهی برای بیان اضطراب ساعت جادویی در فیلم بیش از آنکه دستگاهی برای ساختن جهانی پیچیده از سفر در زمان باشد، صورت عینیِ میل تیلور به بازگرداندن امنیت ازدسترفته است. بازگشت به گذشته برای او تلاشی است تا خانواده را به شکل پیشینش نگه دارد؛ تلاشی که از منظر کودکانه قابلفهم است، اما با هر بار تکرار، دشواریِ کنترل زندگی را نیز آشکار میکند.
فیلم از این تمهید برای پیوند زدن فانتزی با اضطراب جدایی بهره میگیرد و به روایتی درباره ناتوانی در مهار همهچیز نزدیک میشود. بااینحال، ظرفیت این ایده بیش از آن چیزی است که فیلم در نهایت از آن بیرون میکشد. سازوکار ساعت و پیامدهای دستکاری زمان میتوانستند به کشف عمیقتری درباره انتخاب، پیامد و پذیرش منجر شوند؛ اما روایت غالباً به موقعیتهای کمیک و نقشههای تازه بسنده میکند.
« تیلور، پسری باهوش و کمحرف، درمییابد ساعت قدیمیِ بهجامانده از پدربزرگش میتواند زمان را به عقب برگرداند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، عنصر خیالانگیز داستان جذاب میماند، ولی کمتر به نیرویی بدل میشود که نگاه ما را به خانواده یا زمان دگرگون کند. سه کودک، سه نگاه به یک بحران یکی از امتیازهای فیلم آن است که بحران را تنها از دریچهی تیلور نمیبیند. با پیوستن اِما و مکس به ماجرا، تفاوت نگاههای سه خواهر و برادر به خانواده فرصت بروز پیدا میکند.
تیلور با امیدی جدی و گاه بیمحابا به دنبال راهی برای اصلاح اوضاع است؛ اِما رویکردی سنجیدهتر دارد و مکس با انرژی کودکانهاش نقشهها را به جهتی پیشبینیناپذیر میبرد. این تقسیم نقش به فیلم امکان میدهد رابطهی میان خواهر و برادرها را در دل ماجرا برجسته کند. بااینهمه، این تنوع زاویهدید همیشه به شخصیتپردازی کامل منتهی نمیشود.
فیلم گاه بهجای آنکه تفاوتهای عاطفی و فکری بچهها را با ظرافت بپروراند، از آنها برای پیشبرد طرحهای کمدی استفاده میکند. اِما و مکس هر یک لحظاتی برای اثرگذاری دارند، اما مسیرهای شخصیشان در قیاس با ایدهی مرکزی کمجانتر میماند. ساختار چندصدایی فیلم، امکان جذابی است که بهرهبرداری از آن میتوانست دقیقتر و پربارتر باشد.
بازیگران و گرمای خانوادگی حضور Isla Fisher و Greg Kinnear به فیلم اعتباری میدهد که گاه از خود فیلمنامه فراتر میرود. آنها در نقش والدینی که رابطهشان به نقطهای دشوار رسیده، حضوری گرم و باورپذیر دارند و از گرفتار شدن در کلیشهی پدر و مادرانی صرفاً سرد یا بیاعتنا پرهیز میکنند.
« سه کودک، سه نگاه به یک بحران یکی از امتیازهای فیلم آن است که بحران را تنها از دریچهی تیلور نمیبیند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهی این دو بازیگر بر پرده به فیلم بُعدی انسانی میبخشد، هرچند پیوند عاطفی میان شخصیتهایشان آنقدر بسط نمییابد که تمام بار درام جدایی را بر دوش بکشد. بازیگران جوان نیز در خدمت حالوهوای سبک و خانوادگی اثرند. تفاوت خلقوخوهای سه کودک به صحنههای مشترکشان انرژی میدهد و به روایت اجازه میدهد از یک تلاش تکنفره به ماجرایی گروهی تبدیل شود.
فیلم در بهترین لحظاتش از همین همراهی نیرو میگیرد: خانوادهای که با وجود نگرانی و اختلاف، هنوز میتواند در موقعیتی نامعمول کنار هم قرار بگیرد. کمدیای که همیشه از هدف نمیزند «The Present» میخواهد هم ماجرایی پرتحرک باشد و هم فیلمی مناسب برای تماشای خانوادگی؛ اما شوخیهایش در همهی لحظات با این هدف سازگار نیستند.
بخشی از طنز بر تکرار موقعیتها و آشفتگیهایی استوار است که از بازگشت به زمان پیشین ناشی میشوند. این لحظات میتوانند سرگرمکننده باشند، اما بسیاری از شوخیها ضرباهنگ یا ظرافت کافی ندارند و گاهی دیالوگها بهجای آنکه شخصیتها را زندهتر کنند، تصنعی به گوش میرسند. مسئله فقط ضعف شوخیها نیست، بلکه ناهماهنگی آنها با فضای خانوادگی فیلم است.
بعضی شوخیهای نامناسب، بهویژه آنهایی که بر حساسیت غذایی تکیه دارند، از فرط تکرار آزاردهنده میشوند و لحن اثر را مخدوش میکنند. فیلم در اینجا مرز میان جسارت کمدی و بیملاحظگی را با اطمینان طی نمیکند. حاصل، طنزی ناهموار است که ممکن است در برخی صحنهها لبخند بیاورد و در برخی دیگر، تماشاگر را از جهان گرم و خیالپردازانهی فیلم بیرون بکشد.
« بازیگران جوان نیز در خدمت حالوهوای سبک و خانوادگی اثرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و لحن؛ میان قصهی کودکانه و دغدغهی بزرگسالان ساختار تکرار روز ظرفیت طبیعیای برای تشدید تعلیق و بالا بردن میزان خلاقیت دارد؛ هر بار که شخصیتها فرصتی تازه پیدا میکنند، میتوان انتظار داشت نقشهها جسورانهتر و پیامدها پیچیدهتر شوند. فیلم گاه به این ظرفیت نزدیک میشود، اما در بخشهایی از مسیر کش میآید و حرکت رواییاش از تازگی میافتد.
ایدهی اصلی روشن و سرراست است، ولی داستان غالباً از مسیرهای آشنا عبور میکند و زودتر از آنکه غافلگیرمان کند، جهت کلی خود را نشان میدهد. ناهماهنگی لحن نیز بر این مسئله میافزاید. فیلم میان فانتزی کودکانه، کمدی پرتحرک و درام خانوادگی در رفتوآمد است، اما همیشه نمیتواند این وجهها را در یک ترکیب متوازن نگه دارد.
موضوع جدایی والدین، برای روایتی خانوادگی زمینهای عاطفی و حساس فراهم میکند؛ بااینحال، فیلم گاهی از پیچیدگی آن فاصله میگیرد و گاهی نیز شوخیهایی وارد میکند که با لطافت مورد انتظار از چنین اثری همخوان نیستند. مضمون کنترل و پذیرش در مرکز فیلم، تقابل میان میل به کنترل و ضرورت پذیرش قرار دارد.
بچهها میخواهند تصمیمی را که زندگیشان را تغییر خواهد داد، به عقب برگردانند و نتیجهای دیگر بسازند. این خواسته هم از عشقشان به خانواده سرچشمه میگیرد و هم از ترسی طبیعی در برابر ناشناختهها. روایت، بهتدریج نشان میدهد که علاقه و تلاش، هرچند ارزشمندند، همیشه برای تغییر انتخابهای دیگران کافی نیستند.
« فیلم گاه به این ظرفیت نزدیک میشود، اما در بخشهایی از مسیر کش میآید و حرکت رواییاش از تازگی میافتد. »
قوتها و کاستیها
اما پرداخت این مضمون به اندازهی خود موضوع ظرافت ندارد. فیلم در برخی لحظات به سوی پذیرش و پیوند خانوادگی اشاره میکند، ولی زمینهی عاطفی لازم برای آن را بهطور کامل نمیسازد. همین امر باعث میشود پیام نهایی بیش از آنکه از دل تحول شخصیتها بجوشد، گاه شبیه نتیجهای آماده به نظر برسد.
فیلم به پرسشی مهم دست میزند، اما در کاوش آن محتاط میماند؛ بهخصوص در نسبت میان حفظ شکل سنتی خانواده و پذیرفتن این واقعیت که جدایی والدین لزوماً پایان محبت یا امنیت نیست. جمعبندی «The Present» فیلمی سبک و خوشنیت است که با ساعت جادویی، سه کودک کنجکاو و ایدهی بازآفرینی یک روز، زمینهی مناسبی برای یک ماجرای خانوادگی فراهم میکند.
بازی Isla Fisher و Greg Kinnear به اثر گرما میبخشد و نگاههای متفاوت خواهر و برادرها به بحران، به روایت تنوع میدهد. بااینحال، فیلمنامه از ظرفیت سفر در زمان به اندازهی کافی بهره نمیبرد؛ داستان در مسیرهایی نسبتاً پیشبینیپذیر حرکت میکند، شوخیها کیفیت یکسانی ندارند و نوسان لحن از یکپارچگی اثر میکاهد.
نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه ماندگار یا عمیق باشد، تماشایی ساده و گاه دلنشین برای یک شب خانوادگی است. ایدهی مرکزیاش کنجکاویبرانگیز است و پیامش درباره محدودیت کنترل، بالقوه اثرگذار؛ اما میان این دو، فاصلهای باقی میماند که فیلم با شخصیتپردازی و پرداخت عاطفی نیرومندتری میتوانست پُر کند.
« اما پرداخت این مضمون به اندازهی خود موضوع ظرافت ندارد. »



ثبت دیدگاه