نقد و بررسی
نقد غارتگر (The Predator) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت شکارچی؛ جاهطلبی در برابر انسجام «The Predator» ساختهٔ Shane Black میخواهد همزمان چند فیلم باشد: اکشنی علمیتخیلی دربارهٔ موجودی فرازمینی، کمدیای متکی بر شوخیهای پیاپی، داستانی دربارهٔ پدر و پسر، و ماجرایی گروهی با سربازانی که هرکدام زخمی از گذشته دارند. چنین ترکیبی روی کاغذ میتواند به اثری پرتحرک و نامتعارف برسد؛ اما فیلم در عمل میان این مسیرها سرگردان میشود.
نتیجه، اثری است که لحظات سرگرمکننده و ایدههای دیدنی دارد، ولی برای پیوند دادنشان به روایتی منسجم تلاش چندانی به خرج نمیدهد. فیلم به کارگردانی و نویسندگی مشترک Shane Black و Fred Dekker، یکی از فصلهای مجموعهٔ «Predator» است و با چهرههایی چون Boyd Holbrook، Olivia Munn، Trevante Rhodes و Jacob Tremblay ساخته شده است.
حضور Black، که پیشتر در فیلم نخست این مجموعه نیز بازی کرده بود، انتظاری ویژه پدید میآورد: انتظار بازگشت به فضای شکار و تعقیب، همراه با طنز تلخ و شخصیتپردازی پرجنبوجوش. فیلم تا اندازهای به این وعده وفادار میماند، اما در انتخاب لحن و ساماندادن داستان، پیوستگی لازم را پیدا نمیکند.
طرح داستان و مسئلهٔ پراکندگی آغاز ماجرا با بازگشت یک شکارچی بیگانه به زمین گره میخورد. پسربچهای بهطور ناخواسته در این رخداد دخیل میشود و پدرش، گروهی از سربازان پیشین و دانشمندی ناراضی را در مسیر مقابله با تهدید قرار میدهد. در کنار این خط اصلی، فیلم دربارهٔ تواناییهای تازهٔ شکارچیان، دستکاری ژنتیکی و واکنش نهادهای انسانی نیز ایدههایی پیش میکشد.
« چنین ترکیبی روی کاغذ میتواند به اثری پرتحرک و نامتعارف برسد؛ اما فیلم در عمل میان این مسیرها سرگردان میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هیچکدام از این عناصر ذاتاً نامناسب نیستند؛ مشکل آن است که فیلم برای هر یک زمان و تأکید تقریباً یکسان میطلبد، بیآنکه روشن کند کدامیک باید ستون اصلی روایت باشد. بهجای آنکه اطلاعات بهتدریج و از دل موقعیتها آشکار شود، قصه گاهی ناگهان مسیر عوض میکند و جزئیات تازهای پیش روی تماشاگر میگذارد.
بعضی پیوندها آنقدر شتابزدهاند که فرصت نمییابند پیامد عاطفی یا روایی پیدا کنند. فیلم از یک بحران به بحرانی دیگر میپرد و با افزودن تهدیدها و توضیحهای تازه، گاه پیچیدگی را با عمق اشتباه میگیرد. این آشفتگی بیش از آنکه مخاطب را کنجکاو کند، ممکن است او را وادارد تا فقط دنبالکردن اتفاق بعدی را به فهم سازوکار کلی داستان ترجیح دهد.
شکارچی؛ ستارهٔ بیچونوچرای صحنه موجود شکارچی همچنان یکی از مهمترین سرمایههای مجموعه است. طراحی چهره، جثه و ابزارهایش، بهویژه در برابر انسانهایی که ناچارند با تهدیدی فراتر از توان معمول خود روبهرو شوند، کشش دیداری ایجاد میکند. فیلم با تغییراتی در تواناییها و ویژگیهای موجودات بیگانه میکوشد تهدید را تازه کند؛ ایدهای که با مضمون تکامل و سازگاری پیوند دارد و امکان گسترش جهان مجموعه را فراهم میآورد.
طراحی شکارچیان و حضور فیزیکیشان، در بسیاری از لحظات، از آن چیزهایی است که فیلم بهخوبی از پس آن برمیآید. با این همه، بزرگتر و نیرومندتر کردن تهدید همیشه به معنای ترسناکتر یا جذابتر شدن آن نیست. هرچه موجود بیگانه بیش از اندازه به مجموعهای از تواناییهای چشمگیر تبدیل شود، خطر آن وجود دارد که رمزآلودگیاش کمرنگ شود.
« بعضی پیوندها آنقدر شتابزدهاند که فرصت نمییابند پیامد عاطفی یا روایی پیدا کنند. »
شخصیتها و اجرا
بخشی از جذابیت شکارچی در فیلمهای پیشین از فاصلهٔ میان آنچه میدانستیم و آنچه نمیدانستیم میآمد: حضوری که دیده میشد، اما بهآسانی توضیح داده نمیشد. اینجا فیلم گاهی بهجای تقویت همین هراس، اطلاعات و نمایش را انباشته میکند. با وجود این، طراحی جذاب موجودات سبب میشود هر بار که قاب به آنان اختصاص مییابد، توجه تماشاگر دوباره جلب شود.
اکشن و ریتم پرشتاب صحنههای اکشن از نقاط قوت روشن فیلماند. تعقیبوگریزها، رویاروییهای ناگهانی و استفاده از ابزارهای بیگانه، انرژی بصری بالایی دارند و برای تماشاگر خواهان سرگرمی مستقیم، لحظاتی رضایتبخش فراهم میکنند. فیلم در این بخشها کمتر مکث میکند و بیشتر به حرکت، برخورد و آشفتگی میدان نبرد تکیه دارد.
نتیجه گاه شلوغ است، اما بیتحرک نیست؛ حتی هنگامی که روایت از نفس میافتد، اکشن میتواند موقتاً توجه را به صفحه بازگرداند. ضعف این رویکرد زمانی آشکار میشود که هیجان جای تعلیق را بگیرد. فیلم اغلب بهسرعت از یک درگیری به درگیری بعدی میرود و فرصت نمیدهد خطر بهآرامی شکل بگیرد یا انتظار برای برخورد بعدی در مخاطب انباشته شود.
در اثری دربارهٔ شکارچیانی که باید هراس و برتریشان احساس شود، سکوت، انتظار و نادیدهماندن گاه بهاندازهٔ نبرد اهمیت دارند. «The Predator» بیشتر به شتاب و نمایش آشکار علاقه دارد؛ ازاینرو، اکشنش ممکن است سرگرمکننده باشد، اما همیشه حس خطر پایداری ایجاد نمیکند. شوخیهایی که جای مناسبی پیدا نمیکنند طنز فیلم را نمیتوان صرفاً عنصری فرعی دانست؛ بخش بزرگی از هویت آن به شوخیهای شخصیتها وابسته است.
« اینجا فیلم گاهی بهجای تقویت همین هراس، اطلاعات و نمایش را انباشته میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گروه سربازان با رفتارهای نامتعارف و گفتوگوهای طعنهآمیز، قرار است فضای ماجرا را از جدیت یکنواخت دور کنند. گاهی این انتخاب جواب میدهد. بازیگران شور و سرزندگی دارند و حس میشود که از همراهی با یکدیگر لذت میبرند؛ همین انرژی جمعی به گروه جاذبهای میبخشد که شخصیتپردازی محدود فیلم بهتنهایی فراهم نمیکرد.
اما شوخیها بسیار پرتعدادند و اغلب در لحظهای ظاهر میشوند که فیلم به جای خنده، به اضطراب یا مکث نیاز دارد. تکرار شوخی، بهخصوص وقتی با خشونت یا خطری جدی همزمان میشود، لحن اثر را بیثبات میکند. گاهی به نظر میرسد فیلم از سکوت و جدیت میترسد و برای پرکردن هر فاصلهای به شوخی پناه میبرد.
در نتیجه، خنده نه همیشه از دل شخصیتها و موقعیتها بیرون میآید و نه به تهدید اصلی عمق میدهد؛ گاه تنها ضرباهنگ صحنه را میشکند. برخی نقدهای منتشرشده نیز همین برخورد نامتوازن میان کمدی، وحشت و اکشن را از دشواریهای اصلی فیلم دانستهاند. شخصیتها و بازیها Boyd Holbrook نقش پدری را بازی میکند که ناچار است هم با تهدید بیرونی روبهرو شود و هم رابطهاش با فرزندش را دوباره بیازماید.
این خط عاطفی ظرفیت ایجاد نقطهٔ اتکایی انسانی را دارد، اما فیلم آن را در میان تعقیبها و تحولات پرشتاب چندان بسط نمیدهد. رابطهٔ پدر و پسر گاهی بهانهای برای پیشبردن ماجرا میشود، نه نیرویی که شکل و انتخابهای شخصیتها را دگرگون کند. در سوی دیگر، گروه سربازان پیشین با بازی Trevante Rhodes، Keegan-Michael Key و Thomas Jane، به فیلم رنگ گروهی میبخشد.
« گروه سربازان با رفتارهای نامتعارف و گفتوگوهای طعنهآمیز، قرار است فضای ماجرا را از جدیت یکنواخت دور کنند. »
قوتها و کاستیها
حضورشان در کنار یکدیگر زنده است و ریتم گفتوگوها را بالا میبرد، ولی شماری از شخصیتها بیشتر با ویژگیهای نمایشی یا شوخیهایشان شناخته میشوند تا با گذشته و انگیزههایشان. Olivia Munn نیز در نقش دانشمند، حضوری جدیتر دارد؛ بااینحال، فیلم میان او و دیگران توازن روایی کاملی برقرار نمیکند.
بازیها عموماً پرانرژیاند، ولی فیلمنامه به همهٔ بازیگران فرصت یکسانی برای ساختن شخصیتهایی ماندگار نمیدهد. جمعبندی «The Predator» بیش از آنکه روایتی حسابشده دربارهٔ شکار و بقا باشد، تجربهای پر سروصدا و پرفرازونشیب است که به انرژی بازیگران، طراحی چشمگیر موجود بیگانه و صحنههای اکشن تکیه دارد.
این عناصر میتوانند تماشای فیلم را برای کسانی که در پی سرگرمی بیوقفهاند خوشایند کنند؛ اما ضعف در پیوند دادن ایدهها، شوخیهای اغلب زورکی و شتابی که مجال شکلگیری تعلیق را میگیرد، مانع از آن میشوند که اجزای جذاب فیلم به اثری یکپارچه بدل شوند. حاصل کار نه بیلذت است و نه در حد انتظاری که از نام مجموعه و تواناییهای سازندگانش برمیآید: اکشنی دیدنی با لحظات بامزه و طراحی بهیادماندنی، اما قصهای که در ازدحام تصمیمهایش گم میشود.
« بازیها عموماً پرانرژیاند، ولی فیلمنامه به همهٔ بازیگران فرصت یکسانی برای ساختن شخصیتهایی ماندگار نمیدهد. »



ثبت دیدگاه