نقد و بررسی
نقد The Postman | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی میان تمثیل و واقعگرایی «پستچی» ساختهٔ داریوش مهرجویی، اثری است که زندگی روزمره را نه بهعنوان زمینهای خنثی برای وقوع حادثه، بلکه همچون شبکهای از فشارها و تحقیرهای کوچک مینگرد؛ فشارهایی که آرامآرام بر جان آدمی انباشته میشوند و سرانجام به شکلی ویرانگر سر برمیآورند. فیلم از نمایشنامهٔ ناتمام «ویتسک» اثر گئورگ بوخنر الهام میگیرد، اما آن را به جهان اجتماعی و سیاسی ایران پیوند میزند.
در این اقتباس، قصهٔ مردی فرودست و شکننده، فرصتی میشود برای تأمل در نسبت میان فقر، قدرت، منزلت و امکان انتخاب. «پستچی» از همان آغاز وعدهٔ یک درام روانشناختی متعارف را نمیدهد؛ بیش از آنکه به توضیح انگیزهها و پیشبرد پرشتاب ماجرا علاقهمند باشد، میکوشد تماشاگر را در فضای خفقانآور جهانی محصور کند که شخصیت اصلی در آن زندگی میکند.
جهان طبقاتی و سازوکار تحقیر تقی، پستچی سادهدل فیلم، در موقعیتی قرار دارد که کار و زندگی شخصیاش هر دو به ارادهٔ دیگران وابستهاند. او برای گذران امور، هم در خدمت ارباب محلی است و هم در برابر کسانی قرار میگیرد که به شیوههای گوناگون او را تحقیر میکنند. این وابستگی فقط مسئلهای اقتصادی نیست؛ بهتدریج بر تصور او از خویشتن نیز اثر میگذارد.
تقی در جهانی زندگی میکند که در آن دیگران حق دارند دربارهٔ بدن، تواناییها و آیندهاش داوری کنند، حال آنکه خود او کمتر مجال دارد خواستههایش را به زبان بیاورد یا در تعیین سرنوشتش سهمی داشته باشد. قدرت در فیلم چهرهای واحد ندارد. گاه در هیئت مالکیت و ثروت ظاهر میشود، گاه در قالب دانش و تخصص، و گاه در مناسباتی روزمره که تحقیر را عادی و حتی خندهآور جلوه میدهند.
« در این اقتباس، قصهٔ مردی فرودست و شکننده، فرصتی میشود برای تأمل در نسبت میان فقر، قدرت، منزلت و امکان انتخاب. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مهرجویی نشان میدهد که سلطه الزاماً با خشونتی آشکار آغاز نمیشود؛ ممکن است از شوخی، نصیحت، دستور یا بیاعتنایی سر برآورد. همین انباشت تدریجی آزارهاست که بستر تراژدی را میسازد. با این حال، فیلم در توضیح رابطهٔ میان ساختار اجتماعی و رفتار فردی همیشه به یک اندازه ظریف نیست؛ برخی لحظهها معنای سیاسی خود را چنان برجسته میکنند که شخصیتها بهجای آدمهایی پیچیده، به نشانههایی از طبقات و نیروهای اجتماعی نزدیک میشوند.
اقتباس از «ویتسک» و جابهجایی معنای تراژدی «ویتسک» بوخنر، با قهرمانی فرودست و جهان تکهتکه و بیرحمش، مادهٔ خام مناسبی برای سینمای مهرجویی فراهم میآورد. فیلم از این سرچشمه، توجه به آدمی را به ارث میبرد که در حاشیهٔ نظم اجتماعی ایستاده است و روانش زیر فشار نیروهایی شکل میگیرد که مهارشان از توان او بیرون است.
اما «پستچی» صرفاً بازگویی داستانی اروپایی در پوشش ایرانی نیست. مهرجویی عناصر اصلی را در فضایی تازه مینشاند و از تقابل میان سنت، میل به نوسازی و مناسبات اقتصادی، تصویری از جامعهای در حال دگرگونی میسازد. این جابهجایی گاه بسیار پربار است. تغییرات اقتصادی و تقلید از الگوهای بیرونی در فیلم نه نشانههایی بیطرف از پیشرفت، بلکه بخشی از کشمکشیاند که در آن منافع صاحبان قدرت بر زندگی فرودستان سایه میاندازد.
بااینهمه، تمثیل سیاسی فیلم در بعضی موقعیتها آشکارتر از آن است که بتواند چندمعنایی خود را حفظ کند. تماشاگر ممکن است پیش از آنکه با پیچیدگی آدمها درگیر شود، متوجه مقصود نمادین صحنهها شود. در نتیجه، فیلم میان تراژدی فردی و بیانیهٔ اجتماعی در رفتوآمد است؛ رفتوآمدی که گاهی به غنای اثر میافزاید و گاهی از نیروی عاطفی آن میکاهد.
« همین انباشت تدریجی آزارهاست که بستر تراژدی را میسازد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و سیمای انسانی تقی علی نصیریان در نقش تقی، ستون عاطفی فیلم است. بازی او بیش از آنکه بر تأکیدهای نمایشی تکیه کند، از جزئیات رفتار و حضور جسمانی شخصیت نیرو میگیرد. تقی در سکوتها، مکثها و واکنشهای کوچک خود به یاد میماند؛ مردی که گویی همیشه اندکی از موقعیت عقبتر است و برای فهم آنچه بر او میگذرد، زمان بیشتری نیاز دارد.
این کندی در دریافت، در اجرای نصیریان به سادگی خام و بیجان بدل نمیشود؛ زیر آن، ترس، شرم و میل به برخورداری از احترام انسانی نهفته است. در برابر او، دیگر شخصیتها گاه بیش از اندازه در خدمت کارکرد تمثیلیشان قرار میگیرند. ارباب، پزشک و چهرههای پیرامونی، هر یک بخشی از مناسبات قدرت را نمایندگی میکنند، اما فرصت یکسانی برای آشکارکردن تناقضها و انگیزههای شخصی خود نمییابند.
همین امر سبب میشود برخی رفتارها ناگهانی یا کمباور به نظر برسند. فیلم در ترسیم وضعیت تقی موفقتر از شرح دقیق همهٔ کسانی است که زندگی او را شکل میدهند؛ ازاینرو، نیروی آن بیشتر از همدلی با قربانیِ مناسبات برمیخیزد تا از پیچیدگی کامل شبکهٔ شخصیتها. تصویر، میزانسن و فضای نمادین یکی از ماندگارترین ویژگیهای «پستچی» شیوهای است که فضا را به بخشی از معنا بدل میکند.
ترکیببندیها و جایگیری آدمها در قاب، اغلب رابطهٔ نابرابر آنان را بینیاز از توضیح مستقیم نشان میدهد. محیطهای بسته، فاصلههای میان شخصیتها و حضور اشیا در قاب، حسی از محاصره و بیپناهی میآفرینند. دوربین تنها ناظر رویدادها نیست؛ با انتخاب زاویه و حفظ فاصله، گاه خود به سازندهٔ همان جهانی بدل میشود که شخصیتها را کوچک و بیاختیار جلوه میدهد.
« بازیها و سیمای انسانی تقی علی نصیریان در نقش تقی، ستون عاطفی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این زبان بصری بهویژه زمانی مؤثر است که فیلم بهجای بیان صریح مضمون، اجازه میدهد فضا سخن بگوید. جزئیات محیط و چیدمان اشیا حالتی غریب و گاه کابوسوار میسازند؛ گویی واقعیت روزمره اندکی از محور خود خارج شده، بیآنکه بهتمامی از دسترس واقعگرایی بیرون برود. بااینحال، نمادپردازی در همهٔ لحظهها به یک اندازه طبیعی نیست.
گاه تصویر چنان بار معنایی آشکاری بر دوش میکشد که از ابهام شاعرانهاش کاسته میشود و به نشانهای توضیحدهنده بدل میگردد. با وجود این نوسان، نگاه بصری فیلم هویتی متمایز به آن میدهد. ریتم، لحن و کشآمدن روایت روایت «پستچی» با حرکت آرام و تأملی پیش میرود. فیلم به جای آنکه مدام حادثهای تازه عرضه کند، بر تکرار روزمرگی و انباشتهشدن فشارها تکیه دارد.
این انتخاب از نظر مضمونی معنادار است: زندگی تقی نیز در چرخهای از کار، فرمانبرداری و تحقیر گرفتار شده و تنش اصلی از همین تکرار زاده میشود. لحظههای عادی، در پرتو آنچه پیشتر دیدهایم، بهتدریج رنگ تهدید میگیرند و تماشاگر را برای دگرگونی روانی شخصیت آماده میکنند. اما این صبر روایی هزینهای هم دارد.
برخی بخشها بیش از اندازه طولانی به نظر میرسند و سکون فیلم همیشه به تراکم معنا نمیانجامد. در جاهایی، تکرار بهجای آنکه حس فرسایش را تشدید کند، ریتم را فرسوده میسازد. لحن اثر نیز میان تلخی اجتماعی، فضای آخرالزمانی و لحظههایی از احساساتگرایی اغراقشده جابهجا میشود. این تضاد میتواند جهان فیلم را نامتعارف و ناآرام کند، اما گاه مانع شکلگیری انسجام عاطفی میشود.
« این زبان بصری بهویژه زمانی مؤثر است که فیلم بهجای بیان صریح مضمون، اجازه میدهد فضا سخن بگوید. »
قوتها و کاستیها
تماشاگرانی که با روایتهای کمحادثه و نمادپردازانه همراه نیستند، ممکن است فاصلهٔ میان ایدهٔ مرکزی و کشآمدن بعضی صحنهها را محسوس بیابند. اخلاق، خشونت و مسئولیت اجتماعی فیلم با طرح جنایت، پرسشی دشوار را پیش میکشد: چگونه باید دربارهٔ فردی داوری کرد که در عین ارتکاب خشونت، خود محصول جهانی سرکوبگر و تحقیرآمیز است؟
«پستچی» پاسخی ساده و بیابهام عرضه نمیکند. توجه به فشارهای اجتماعی قرار نیست خشونت را بیاهمیت یا موجه جلوه دهد؛ بلکه میکوشد مسیر شکلگیری فاجعه را از دل مناسباتی عادی و بهظاهر قابلتحمل دنبال کند. خطر فیلم آنجاست که گاهی با برجستهکردن پیام سیاسی، پیچیدگی اخلاقی شخصیتها را محدود میسازد و تماشاگر را بیش از اندازه به سوی داوری ازپیشتعیینشده هدایت میکند.
بااینحال، پرسش بنیادین اثر همچنان زنده میماند: وقتی جامعهای فرد را از احترام، اختیار و امکان بیان محروم میکند، مسئولیت فروپاشی او را چگونه باید سنجید؟ پاسخ فیلم نه در خطابههایش، بلکه در تجربهٔ تدریجی درماندگی نهفته است؛ در این احساس که مصیبت ناگهان از آسمان فرود نمیآید، بلکه آرامآرام در دل روزهای عادی پرورده میشود.
جمعبندی «پستچی» فیلمی نامتوازن، اما از نظر فضاسازی و نگاه اجتماعی متمایز است. مهرجویی با تکیه بر داستانی الهامگرفته از «ویتسک»، زندگی مردی فرودست را به تصویری گستردهتر از تحقیر، نابرابری و بحرانهای اجتماعی پیوند میزند. بازی علی نصیریان، میزانسنهای نمادین و حس خفقانآور محیط، از مهمترین دستاوردهای اثرند؛ در مقابل، ریتم کند، نوسان لحن و آشکاربودن برخی نشانههای سیاسی میتوانند تجربهٔ تماشای آن را دشوار کنند.
« پستچی» پاسخی ساده و بیابهام عرضه نمیکند. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در بینقصبودن ساختارش باشد، در جسارت طرح پرسشهای ناخوشایند و در تبدیل روزمرگی به بستری برای تراژدی نهفته است. «پستچی» اثری است که ممکن است در لحظههایی صبر تماشاگر را بیازماید، اما تصویر فرودستی را که آرامآرام زیر فشار جهان پیرامونش خرد میشود، بهآسانی از ذهن نمیزداید.
ثبت دیدگاه