نقد و بررسی
نقد The Pool | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تلهای ساده با ظرفیت تعلیق «The Pool» محصول تایلند و ساختهٔ Ping Lumpraploeng، تریلری بقاست که نیروی محرک خود را از یک موقعیت مرکزی و بیواسطه میگیرد: مردی در استخری عمیق و متروک گرفتار میشود و خطری جانوری نیز به این مخمصه راه مییابد. فیلم از همان ابتدا بهجای ساختن جهانی پیچیده، تماشاگر را با پرسشی روشن روبهرو میکند: آیا شخصیتها میتوانند از فضایی بیرون بروند که دیوارهای بلندش هر راه گریزی را به مانعی تازه بدل میکند؟
همین سادگی، نقطهٔ قوت اصلی اثر است. استخر هم مکانی آشناست و هم، با خالیشدن آب، محیطی غریب و تهدیدکننده میشود. این دگرگونیِ ساده، کنجکاوی ایجاد میکند و تماشاگر را برای دیدن راهحلها و شکستهای پیاپی همراه نگه میدارد. استخر؛ فضای محدود، بنبستی بزرگ فیلم بخش عمدهٔ روایت را در یک لوکیشن میگذراند و از همین محدودیت، امکانی دراماتیک میسازد.
دیوارههای صاف و بلند استخر، کفِ رو به خشکی و فاصلهٔ دستنیافتنی تا لبه، موانعی ملموساند؛ نه صرفاً پسزمینههایی برای تعقیبوگریز. هر ابزار یا شیئی که در فضا باقی مانده میتواند به امیدی موقت تبدیل شود، اما امیدها بهسرعت با محدودیتهای جسمی و محیطی برخورد میکنند. این طراحی، فیلم را به تجربهای تقریباً محصور بدل میسازد: تماشاگر نیز مانند شخصیتها ناچار است همان فضای تکرارشونده را بارها بسنجد و در جستوجوی راهی تازه باشد.
بااینحال، تکرار موقعیت گاه به فرسودگی میانجامد. چون امکانات مکانی محدودند، داستان ناچار است بارها از خطر تازه یا مانعی جدید برای تجدید تنش استفاده کند. بعضی از این چرخشها مؤثرند، اما برخی دیگر بیشتر از آنکه از منطق فضا و شخصیت برآیند، به چشم راهی برای ادامهدادن بحران دیده میشوند.
« استخر هم مکانی آشناست و هم، با خالیشدن آب، محیطی غریب و تهدیدکننده میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، استخر هم سرچشمهٔ تعلیق است و هم محدودیتی که فیلم همیشه نمیتواند از آن فراتر برود. تعلیق و ریتم روایت «The Pool» بهخوبی میفهمد که ترس فقط از حضور جانور درنده حاصل نمیشود. تشنگی، گرسنگی، خستگی، جراحت و ناتوانی از جلب کمک، هرکدام فشاری جداگانه بر شخصیتها وارد میکنند.
خطرها بهتدریج روی هم انباشته میشوند و مسئله را از «چگونه از جانور دور بمانیم؟» به «چگونه در وضعیتی رو به وخامت دوام بیاوریم؟» گسترش میدهند. همین انباشت است که تعلیق را زنده نگه میدارد و باعث میشود حتی لحظههای ظاهراً آرام نیز زیر سایهٔ تهدید قرار گیرند. ریتم فیلم در بسیاری از بخشها پرتحرک و هدفمند است؛ شکست یک کوشش برای فرار، معمولاً زمینهٔ تلاش بعدی را فراهم میکند.
اما اصرار بر افزایش پیاپی دشواریها گاهی نتیجهٔ معکوس دارد. وقتی هر راهحل به بنبستی تازه منتهی میشود، تماشاگر ممکن است بهجای نگرانی برای شخصیتها، به سازوکار فیلمنامه توجه کند. تنشِ مؤثر به باورپذیری نیاز دارد؛ اگر رویدادها بیش از اندازه تصادفی یا حسابشده به نظر برسند، تعلیق جای خود را به کلافگی میدهد.
شخصیتها و بازیها در مرکز فیلم، دی قرار دارد؛ شخصیتی که باید وزن اصلی روایت را به دوش بکشد و درماندگیاش را بدون اتکا به گفتوگوهای طولانی منتقل کند. بازی Theeradej Wongpuapan در نمایش فشار جسمی، ترس و سماجت او کارکردی مهم دارد. نقش، بازیگر را در موقعیتی قرار میدهد که واکنشهای بدنی و تلاشهای ناکام، بخش بزرگی از بیان شخصیت را تشکیل میدهند.
« در نتیجه، استخر هم سرچشمهٔ تعلیق است و هم محدودیتی که فیلم همیشه نمیتواند از آن فراتر برود. »
شخصیتها و اجرا
او میتواند احساس فرسودگی و تقلا را به سطحی ملموس برساند و مخاطب را درگیر بقای شخصیت کند. Ratnamon Ratchiratham نیز در نقش کوی به رابطهٔ عاطفی میان دو شخصیت بُعدی فراتر از همکاری در بحران میدهد، هرچند پرداخت شخصیتها به یک اندازه پرورده نیست. فیلم به دشواری میتواند از دلِ فضای محدود و وضعیت اضطراری، تصویری عمیق از زندگی درونی آنان بسازد.
درعوض، از بحران بیرونی برای آشکارکردن اختلافها، ترسها و تردیدهایشان بهره میگیرد. این انتخاب گاه به لحظههایی تأثیرگذار میانجامد، اما گاه گفتوگوها بیش از آنکه طبیعی به نظر برسند، ابزاری برای برجستهکردن مضمون یا سوقدادن داستان به مرحلهٔ بعد هستند. جانور، جلوههای بصری و باورپذیری حضور تمساح، ایدهٔ سادهٔ فیلم را به تهدیدی عینی بدل میکند.
نکتهٔ قابلتوجه این است که جانور لزوماً همچون دستگاهی بیوقفه برای حمله عمل نمیکند؛ رفتار او به غریزه و شرایط وابسته است و همین امر میتواند خطر را طبیعیتر و پیشبینیناپذیرتر جلوه دهد. در چنین برداشتی، تمساح صرفاً «شرور» داستان نیست، بلکه موجودی زنده است که آدمها ناخواسته وارد قلمرو و وضعیتش شدهاند.
این وجه، ظرفیت بیشتری از یک فیلم هیولاییِ معمول به اثر میدهد. اما جلوههای رایانهای در نماهای آشکار، همواره به اندازهٔ لازم قانعکننده نیستند. هر بار که تصویر دیجیتال از بافت، نور و وزن محیط جدا میشود، خیالپردازی تماشاگر دچار وقفه میگردد. این کاستی بهویژه در فیلمی محسوس است که بخش مهمی از تنشش بر نزدیکی فیزیکی جانور و انسان تکیه دارد.
« او میتواند احساس فرسودگی و تقلا را به سطحی ملموس برساند و مخاطب را درگیر بقای شخصیت کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر حضور تمساح در بعضی نماها کماثر شود، خطر نیز برای لحظهای انتزاعی به نظر میرسد. بنابراین، ایدهٔ مرکزی از اجرای بصری آن نیرومندتر است. لحن، پیتزا و مضمونهای فرعی یکی از انتخابهای بحثبرانگیز فیلم، کنار هم نشاندن خطر مرگ با عناصر روزمره و گاه نامتعارف است؛ از جمله تأکید روایی بر پیتزا.
این جزئیات میتوانند به اثر رنگی طنزآمیز و بهیادماندنی بدهند، اما تکرار یا برجستهسازیشان ممکن است تمرکز را از اضطراب بقا منحرف کند. فیلم از این راه میکوشد فضایی متفاوت از تریلرهای جدیتر بسازد، ولی همیشه در تنظیم فاصلهٔ میان شوخی، ملودرام و وحشت موفق نیست. گاهی لحنی که میتواند جذاب باشد، بیش از اندازه جلب توجه میکند و پیوستگی هیجانی را تضعیف میسازد.
مضمون بارداری نیز به رابطهٔ شخصیتها و تصورشان از آینده گره میخورد. این موضوع امکان میدهد بحران صرفاً آزمونی جسمانی نباشد و به مسئولیت، ترس از پدر یا مادر شدن و اختلاف در تصمیمهای شخصی هم برسد. بااینهمه، پرداخت آن نه برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه قانعکننده است و نه همیشه با ظرافت از دل موقعیت بیرون میآید.
وقتی فیلم همزمان میخواهد تعلیق بقا را پیش ببرد و بحثی اخلاقی یا عاطفی را برجسته کند، خطر آن وجود دارد که هر دو خط روایی بخشی از نیروی یکدیگر را بگیرند. منطق بحران و واکنش تماشاگر مهمترین لغزش فیلمنامه در بعضی تصمیمهای شخصیتها آشکار میشود. در فیلم بقا، تماشاگر حاضر است با موقعیتهای دشوار همراه شود، به شرط آنکه واکنشها از ترس، ناآگاهی یا محدودیتهای واقعی شخصیتها سرچشمه بگیرند.
« اگر حضور تمساح در بعضی نماها کماثر شود، خطر نیز برای لحظهای انتزاعی به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
اما هنگامی که تصمیمی برای ایجاد خطر تازه گرفته میشود و نه برای آنکه از منطق فردِ گرفتار برآید، همدلی جای خود را به اعتراض میدهد. «The Pool» بارها از ایدههای پرکشش سود میبرد، ولی همهٔ پیوندهای میان ایدهها به یک اندازه سنجیده نیستند؛ برخی لحظهها بیش از اندازه بر تصادف یا سادهلوحی تکیه دارند.
این مسئله از ارزش سرگرمکنندهٔ فیلم نمیکاهد، اما بر نوع تماشای آن اثر میگذارد. بهتر است مخاطب آن را نه بهعنوان مطالعهای واقعگرایانه دربارهٔ بقای انسان، بلکه بهعنوان تریلری پرحادثه و گاه اغراقآمیز ببیند. فیلم در برانگیختن واکنش فوری—اضطراب، انتظار و گاه ناباوری—توانمندتر از ساختن زنجیرهای کاملاً بینقص از علت و معلول است.
جمعبندی «The Pool» بر ایدهای موجز و تصویری استوار است: انسانی در فضایی بسته گرفتار شده و خطری زنده هر امکان فرار را پیچیدهتر میکند. لوکیشن محدود، انباشت موانع و بازی متعهدانهٔ بازیگر اصلی، بخشهایی از فیلم را پرکشش و تماشایی میسازد. در سوی دیگر، جلوههای رایانهای نابرابر، تصمیمهای گاه نامعقول و پراکندگی لحن، مانع از آن میشوند که اثر در تمام مدت به تعلیقی یکدست دست یابد.
با وجود این کاستیها، فیلم برای علاقهمندان به تریلرهای بقا تجربهای متمایز دارد؛ نه بهسبب پیچیدگی داستان، بلکه بهخاطر بازی با یک فضای ساده و تبدیل آن به میدان آزمون جسمی و عاطفی. «The Pool» گاه از منطق خودش فاصله میگیرد، اما ایدهٔ مرکزیاش همچنان نیرویی کافی برای حفظ کنجکاوی و کشاندن تماشاگر به دل مخمصه دارد.
« این مسئله از ارزش سرگرمکنندهٔ فیلم نمیکاهد، اما بر نوع تماشای آن اثر میگذارد. »
ثبت دیدگاه