نقد و بررسی
نقد پلیبویز (The Playboys) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روستا بهمثابه صحنه «The Playboys» ساختهٔ Gillies MacKinnon، در روستایی ایرلندی در دههٔ ۱۹۵۰ میگذرد؛ جایی که زندگی خصوصی بهندرت از نگاه جمعی در امان میماند. تارا مگوایر با زایمان خارج از ازدواج و امتناع از معرفی پدر کودک، به مسئلهای عمومی بدل میشود. ورود گروهی بازیگر دورهگرد نیز این نظم بسته را برهم میزند: روستا ناگهان با جهان دیگری روبهرو میشود؛ جهانی که در آن نقشها عوض میشوند، میل مجال ظهور مییابد و امکان گریختن از قضاوت همسایهها به ذهن میرسد.
فیلم از این تضاد بهره میگیرد، اما روستا را صرفاً پسزمینهای تزئینی نمیسازد. کوچهها، خانهها و فضای جمعی، بخشی از سازوکار فشار اجتماعیاند. در چنین محیطی، نگاهها و شایعهها گاه از هر گفتوگوی مستقیمی رساترند. همین نزدیکیِ مکانها و آدمها حس خفگیِ ملایمی ایجاد میکند، بیآنکه فیلم به فضایی کاملاً تیره و سنگین بدل شود.
تارا؛ استقلال در برابر داوری تارا در مرکز روایتی قرار دارد که میتوانست او را به موضوع رقابت مردان فروبکاهد، اما فیلم تا اندازهای از این دام میگریزد. او تنها زنی زیبا نیست که خواستگارانش پیرامونش حلقه زدهاند؛ زنی است که میکوشد برای خود و فرزندش راهی پیدا کند و اختیار زندگیاش را به دیگران نسپارد.
پنهانکردن نام پدر، در بستر اجتماعی داستان، نه صرفاً رازی عاشقانه، بلکه نوعی مقاومت در برابر مطالبهٔ جمعی برای اعتراف و اطاعت است. بااینحال، استقلال تارا همیشه با نیرویی برابر دراماتیزه نمیشود. گاه فیلم بیش از آنکه به جهان درونی او نزدیک شود، او را در مرکز کشمکش عاطفی مردان قرار میدهد.
« تارا مگوایر با زایمان خارج از ازدواج و امتناع از معرفی پدر کودک، به مسئلهای عمومی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کاستی، از اهمیت شخصیتش نمیکاهد، اما دامنهٔ آن را محدود میکند: تارا بهروشنی سرسخت و خودمختار است، ولی تناقضها و تغییرات درونیاش میتوانستند با ظرافت بیشتری کاویده شوند. بازیها و کشمکش شخصیتها Robin Wright به تارا سرزندگی و وقاری میبخشد که مانع از تبدیلشدن او به نمادی یکبعدی میشود.
بازیاش در لحظههای سکوت و مقاومت، بیش از نمایشهای پرحرارت اثر میگذارد؛ تارا اغلب با آنچه نمیگوید، جایگاه خود را روشن میکند. Aidan Quinn نیز در نقش تام کیسی، جذابیتی آرام و بیتکلف دارد. حضور او با فضای نمایشی گروه دورهگرد پیوند میخورد و در برابر ماندگی روستا، امکان حرکت و تغییر را مجسم میکند.
درخشانترین حضور فیلم از آنِ Albert Finney است. گروهبان هگارتی با بازی او شخصیتی پیچیدهتر از یک رقیب عاشقانهٔ ساده میشود: مردی که اقتدار اجتماعیاش را با آسیبپذیری عاطفی درهم آمیخته و نمیتواند بهآسانی میان مراقبت، میل و حقبهجانببودن مرز بگذارد. فینی به این نقش وزن میدهد و گاه تنها با مکث یا تغییر نگاه، لایهای از رنج و خشم را آشکار میکند.
بازی او از مهمترین دلایلی است که کشمکشهای آشنای داستان را همچنان دیدنی نگه میدارد. عشق، مالکیت و نگاه جامعه در ظاهر، فیلم از انتخاب عاطفی تارا و رقابت چند مرد بر سر توجه او سخن میگوید؛ اما زیر این سطح، پرسشی دربارهٔ مالکیت نهفته است: چه کسی حق دارد برای آیندهٔ زنی تصمیم بگیرد؟
« Aidan Quinn نیز در نقش تام کیسی، جذابیتی آرام و بیتکلف دارد. »
شخصیتها و اجرا
هگارتی، با آنکه خود را پشتیبان تارا میداند، گاه مراقبت را با ادعای اختیار درمیآمیزد. تام در سوی دیگر، با ورودش از بیرون روستا، تصویری از امکان انتخابی متفاوت عرضه میکند. فیلم این تقابل را به حکم اخلاقی سادهای فرو نمیکاهد، هرچند گاهی به الگوی آشنای «مرد جدی و مرد رهاییبخش» نزدیک میشود.
جامعهٔ روستا نیز صرفاً پسزمینهای از آدمهای بدخواه نیست. فشار جمعی از دل باورهای تثبیتشده، نگرانی برای آبرو و عادت به دخالت در زندگی دیگران شکل میگیرد. این نگاه، روایت را به اثری دربارهٔ محدودیتهای جنسیتی و قدرت عرف بدل میکند؛ اما فیلم در تحلیل این ساختارها بیشتر به مشاهده و نمایش بسنده میکند تا نقدی ریشهای و پیچیده.
گروه دورهگرد و آینهٔ نمایش ورود بازیگران دورهگرد، هم مسیر داستان را تازه میکند و هم امکان تأملی دربارهٔ نقشآفرینی فراهم میآورد. بازیگران روی صحنه شخصیتهایی دیگر میشوند، در حالی که مردم روستا نیز بیرون از صحنه نقشهایی اجتماعی به عهده دارند: مرد مقتدر، زن رسوا، خواستگار شایسته یا ناظر اخلاق.
این همنشینی میان تئاتر و زندگی، ظرفیت استعاری جذابی دارد؛ گویی هر کس در برابر جمع، بخشی از خود را پنهان یا بازسازی میکند. اشارههای نمایشی فیلم، بهویژه پیوندهایی که با اجرای «اتللو» برقرار میشوند، به مضمون حسادت و سوءظن عمق میبخشند. بااینحال، این لایه همیشه بهتمامی در تار و پود روایت حل نمیشود.
« هگارتی، با آنکه خود را پشتیبان تارا میداند، گاه مراقبت را با ادعای اختیار درمیآمیزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی بیشتر همچون پژواکی ادبی کنار قصه میایستد تا عنصری که ناگزیر مسیر آن را دگرگون کند. با وجود این، حضور گروه دورهگرد به فیلم تحرک و رنگ میدهد و از بستهماندن کامل روایت در مثلثی عاشقانه جلوگیری میکند. فضاسازی و لحن بصری یکی از امتیازهای فیلم، ساختن تصویری زنده و خوشرنگ از روستای ایرلند است.
فضا نه رنگورورفته و افسرده است و نه به کارتپستالی بیجان شباهت دارد؛ گرما و جنبوجوش زندگی روزمره در آن حس میشود. همین کیفیت بصری، با لحن نسبتاً سبک فیلم هماهنگ است و اجازه میدهد مضمونهای دشوار ــ طرد اجتماعی، تنهایی و ناامنی عاطفی ــ بدون تلخیِ مداوم روایت شوند. اما این سبکبالبودن دو اثر متضاد دارد.
از یک سو، فیلم را خوشتماشا و روان میکند؛ از سوی دیگر، گاه شدت پیامدهای وضعیت تارا را نرمتر از آنچه انتظار میرود نشان میدهد. فضاسازی به اندازهای گیراست که بیننده را در محیط نگه دارد، ولی روایت همیشه از این محیط برای ساختن تنشی همسنگِ موضوع خود بهره نمیگیرد. روایت آشنا و محدودیتهای آن هستهٔ داستان ــ زنی مستقل، جامعهای محافظهکار و رقابت عاطفی میان مردان ــ تازگی چندانی ندارد.
فیلم از الگوهایی بهره میگیرد که در درامهای عاشقانه و روستایی بارها دیده شدهاند؛ ازاینرو، برخی مسیرهای قصه زود قابلحدس به نظر میرسند. شخصیتهای فرعی نیز گاهی بیشتر برای پیشبردن فضای اجتماعی یا ایجاد مانع در مسیر تارا حضور دارند تا آنکه زندگی و انگیزهٔ مستقلی پیدا کنند. ریتم آرام اثر برای هر تماشاگری یکسان عمل نمیکند.
« گاهی بیشتر همچون پژواکی ادبی کنار قصه میایستد تا عنصری که ناگزیر مسیر آن را دگرگون کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهجای انباشت رویدادهای بزرگ، بر حالوهوا، بازیها و تغییر تدریجی مناسبات تکیه دارد. این انتخاب با محیط و لحنش سازگار است، اما در بخشهایی حس کماتفاقبودن بهجا میگذارد. در نتیجه، «The Playboys» بیش از آنکه با پیچیدگی روایی یا غافلگیری به یاد بماند، با چهرههای بازیگران و تصویر روستاییاش در خاطر مینشیند؛ آن هم نه لزوماً برای مدتی طولانی.
جمعبندی «The Playboys» درامی خوشفضا و خوشبازی است که قصهای آشنا را در بستر روستایی زنده و دیدنی روایت میکند. Robin Wright به تارا استقلال و حضور میبخشد و Albert Finney با اجرای پرجزئیات خود، هگارتی را به شخصیتی فراتر از یک مانع عاشقانه تبدیل میکند. حضور گروه دورهگرد نیز به مضمون نقش و آزادی بُعدی دلنشین میافزاید.
در برابر این امتیازها، روایت گاه کمکشش میشود و ایدههای اجتماعیاش را بیش از آنکه بپرورد، به نمایش میگذارد. اثر نه از آن دست فیلمهایی است که با نوآوری داستانی یا ضرباهنگی نیرومند ماندگار شوند، اما در فضاسازی و بازیها لطفی پایدارتر دارد. برای تماشاگر علاقهمند به درامهای آرامِ شخصیتمحور، تجربهای دلپذیر و قابلتوجه است؛ هرچند احتمالاً بیشتر بهسبب حالوهوا و بازی فینی در یاد میماند تا بهسبب قصهای که تعریف میکند.
« فیلم بهجای انباشت رویدادهای بزرگ، بر حالوهوا، بازیها و تغییر تدریجی مناسبات تکیه دارد. »



ثبت دیدگاه