نقد و بررسی
نقد دزدان دریایی سومالی (The Pirates of Somalia) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به روزنامهنگاری ماجراجویانه «دزدان دریایی سومالی» در ظاهر داستان روزنامهنگاری جوان است که برای یافتن موضوعی بزرگ، راهی سرزمینی ناآشنا و پرمخاطره میشود؛ اما علاقهٔ اصلی فیلم نه به خودِ دزدان دریایی، بلکه به خیالپردازیهای جی باهارادور دربارهٔ روزنامهنگار شدن اختصاص دارد.
جی میخواهد از حاشیهٔ زندگی معمولیاش بیرون بزند و به کسی بدل شود که روایتش جهان را متوجه واقعیتی پنهان میکند. ملاقات کوتاهش با الگوی روزنامهنگاریاش، سیمور تالبین، این رؤیا را از آرزویی مبهم به نقشهای جسورانه بدل میسازد. از اینجا به بعد، فیلم هم قصهٔ سفر به سومالی است و هم قصهٔ جوانی که میکوشد بفهمد آیا شهامتش از بلندپروازیاش کمتر است یا نه.
این انتخاب، به فیلم نیروی روایی میدهد، اما از همان ابتدا نیز پرسشی مهم پیش میکشد: آیا محور اثر، شناخت جامعهای پیچیده است یا آزمودن قهرمانی که از بیرون به آن نزدیک میشود؟ فیلم در پاسخگویی به این پرسش همیشه یکدست نیست. گاهی بهنظر میرسد میخواهد نگاه مخاطب را از تصویر کلیشهای دزدان دریایی فراتر ببرد؛ گاهی نیز دوباره به ماجرای جوان ماجراجویی بازمیگردد که خطر را فرصتی برای ساختن نام خود میبیند.
طنز نامتعارف؛ هم امتیاز، هم مانع لحن فیلم از مهمترین ویژگیهای آن است. «دزدان دریایی سومالی» نمیخواهد درام تاریخیاش را با جدیتی سنگین و یکنواخت پیش ببرد. شوخی، موقعیتهای کمیاب و حتی لحظاتی عامدانه نامتعارف، فضای اثر را از قالب زندگینامهای متعارف بیرون میآورند. این چرخش گاه نتیجهبخش است: تضاد میان جاهطلبیهای عظیم جی و خامی عملیاش میتواند خندهآور باشد، و برخورد او با محیطی که شناخت چندانی از آن ندارد، موقعیتهایی میسازد که هم سرگرمکنندهاند و هم شخصیتش را آشکار میکنند.
« فیلم در پاسخگویی به این پرسش همیشه یکدست نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، طنز فیلم همیشه از مشاهدهٔ دقیق شخصیتها یا موقعیتها زاده نمیشود. بعضی شوخیها بیش از آنکه ظرافتی در خود داشته باشند، بر غافلگیری یا لحن بیپروا تکیه میکنند. در نتیجه، فیلم گاهی خطر و جدیت موضوعش را به زمینهای برای سبکبالی تبدیل میکند؛ انگار میخواهد تماشاگر همزمان هم نگران باشد و هم از شوخیهای ناگهانی فاصله بگیرد.
این دوگانگی بخشی از جذابیت نامتعارف اثر است، اما گاهی مانع شکلگیری انسجام عاطفی میشود. سومالی؛ موضوعی فراتر از ماجراجویی فیلم ظرفیت آن را دارد که مخاطب را با زمینههای انسانی و اجتماعیِ پدیدهٔ دزدی دریایی روبهرو کند؛ از جمله اینکه واژهها و روایتهای محلی دربارهٔ خودِ این افراد با تصور بیرونیِ «دزد دریایی» تفاوت دارند.
آشنایی تدریجی جی با راهنمایش، عبدی، و با مردمی که در مسیرش قرار میگیرند، نشان میدهد که ماجرا را نمیتوان صرفاً به تعقیبوگریز و هیجان فروکاست. در اینجا، دریا و دزدی دریایی تنها سطح آشکار قصهاند؛ زیر آن، مسئلهٔ نگاه رسانهای، قدرت روایت و تفاوت میان تصویری که از یک جامعه ساخته میشود و زندگی واقعی مردمان آن قرار دارد.
با وجود این، فیلم در پرداخت این لایهها گاهی شتابزده است. اطلاعاتی تازه در اختیار بیننده میگذارد، اما همیشه به آن فرصت نمیدهد به پرسش یا دریافت عمیقتری تبدیل شود. سومالی، با تاریخ و پیچیدگیهای اجتماعیاش، در برخی لحظات بیش از آنکه فضایی زنده و مستقل باشد، پسزمینهای برای رشد قهرمان خارجی باقی میماند.
« بااینحال، طنز فیلم همیشه از مشاهدهٔ دقیق شخصیتها یا موقعیتها زاده نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این کاستی اهمیت دارد، چون خود فیلم داعیهٔ نزدیکشدن به واقعیت مردم آن سرزمین را مطرح میکند. هرجا شخصیتهای سومالیایی صاحب صدا، شوخطبعی و ارادهٔ مستقل میشوند، اثر جان میگیرد؛ هرجا همهچیز دوباره به تجربهٔ جی تقلیل مییابد، گسترهٔ موضوع کوچکتر میشود. ایوان پیترز و کشش شخصیت اصلی ایوان پیترز نقش جی را با انرژی فراوان اجرا میکند و به او ترکیبی از اعتمادبهنفس، دستپاچگی و خودفریبی میبخشد.
جی شخصیتی نیست که از آغاز شایستگی قهرمانبودن داشته باشد؛ ارزش دراماتیک او بیشتر از مسیرِ آزمون و تغییر میآید. پیترز بهخوبی نشان میدهد که جاهطلبی شخصیت چگونه گاهی او را پیش میراند و گاهی از دیدن محدودیتهایش بازمیدارد. بازی او بهخصوص در لحظاتی مؤثر است که شورِ ایدهای بزرگ با نابلدی عملیِ جوانی روبهرو میشود.
حضور آل پاچینو در نقش تالبین کوتاهتر از آن است که به بازیگر فرصت ساختن شخصیتی چندلایه بدهد، اما همان حضور محدود هم وزن و جذابیت دارد. او بیشتر نقش جرقهای را بازی میکند که مسیر جی را تغییر میدهد: چهرهای از نسلی دیگر از روزنامهنگاران که هم الهامبخش است و هم میتواند رؤیای جوانتر را با واقعیت روبهرو کند.
از سوی دیگر، بازی بارخاد عبدی به فیلم نیرویی مهم میبخشد. عبدی در نقش عبدی، راهنما را به شخصیتی صرفاً توضیحدهنده یا همراهِ قهرمان بدل نمیکند؛ حضورش یادآور این است که جی برای فهمیدن محیط تازهاش به دیگرانی وابسته است که خودشان صاحب تجربه و داوریاند. روایت پراکنده و ریتم ناپایدار ساختار فیلم در آغاز نوید مسیری روشن میدهد: ناکامیهای جی، الهامگرفتن از تالبین، تصمیم به رفتن و تلاش برای نزدیکشدن به آدمهای درگیر با دزدی دریایی.
« این کاستی اهمیت دارد، چون خود فیلم داعیهٔ نزدیکشدن به واقعیت مردم آن سرزمین را مطرح میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این مسیر همیشه با نظمی فزاینده پیش نمیرود. بخشهایی از روایت به سرعت از یک موقعیت به موقعیت دیگر میپرند، بیآنکه هر رخداد بهاندازهٔ کافی در شخصیت یا مضمون اثر جا بیفتد. در نتیجه، فیلم گاهی بیشتر شبیه مجموعهای از ایستگاههای سفر است تا روایتی که هر مرحلهاش ناگزیر از مرحلهٔ پیشین برخاسته باشد.
این پراکندگی با نوسان لحن پیوند دارد. لحظهای فیلم بر خطر و فاصلهٔ فرهنگی تأکید میکند، و لحظهای دیگر با شوخی یا اغراق، فشار همان موقعیت را سبک میسازد. چنین تغییرهایی همیشه به معنای ضعف نیستند؛ اتفاقاً بخشی از هویت عجیب فیلم همین بیقراری است. اما وقتی تغییر لحن بدون گذار کافی رخ میدهد، بیننده ممکن است نداند با یک درام جدی، یک کمدی ماجراجویانه یا روایتی دربارهٔ اخلاق روزنامهنگاری روبهروست.
فیلم عناصر هر سه را دارد، ولی پیوند میانشان گاهی سست میشود. جاهطلبی اخلاقی و عمقِ محققنشده پرسش اخلاقیِ اصلی فیلم از جایگاه خبرنگار در برابر مردمی ناشناخته برمیخیزد. آیا ورود جی به سومالی تلاشی برای شنیدن و ثبت صدای کسانی است که کمتر دیده شدهاند، یا راهی برای بهدستآوردن داستانی چشمگیر و ساختن اعتبار شخصی؟
فیلم این تناقض را طرح میکند، اما همیشه تا پایانِ منطقیاش پیش نمیبرد. جی در رفتارش گاه کنجکاوی صادقانه دارد و گاه آشکارا در پی موفقیت حرفهای خود است. این دو انگیزه میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند، اما اثر بیش از آنکه تعارضشان را واکاوی کند، معمولاً از یکی به دیگری میلغزد.
« اما این مسیر همیشه با نظمی فزاینده پیش نمیرود. »
قوتها و کاستیها
از همینرو، ادعای فیلم دربارهٔ عمق گاه از خودِ عمقی که عرضه میکند پیشی میگیرد. موضوعش مهم است و برخی جزئیاتش روشنگر؛ اما یک یا دو اشارهٔ هوشمندانه به پیچیدگی یک جامعه، جای کاوش پیوسته را نمیگیرد. فیلم میتواند تماشاگر را به کنجکاوی وادارد، ولی کمتر پیش میآید که اندیشههایش را با دقتی همسنگ بلندپروازی موضوعش بپروراند.
این فاصله، نه همهٔ ارزش اثر را از میان میبرد و نه اجازه میدهد آن را بهسادگی اثری ژرف و تمامعیار بدانیم. جمعبندی «دزدان دریایی سومالی» فیلمی نامتعارف و نابرابر است که جذابیتش را از برخورد میان ماجراجویی، طنز و دغدغهٔ روزنامهنگاری میگیرد. بازی پرانرژی ایوان پیترز، حضور مؤثر آل پاچینو و بازی بارخاد عبدی به آن جان میدهند؛ در کنار اینها، نگاه تازهاش به موضوعی که معمولاً با تصویرهای سادهساز روایت میشود، ارزش دیدن دارد.
بااینحال، پراکندگی روایت، شوخیهای گاه کممایه و پرداختی که بهاندازهٔ ادعایش عمیق نمیشود، مانع از آناند که فیلم به اثری کاملاً منسجم بدل شود. بهترین راه تماشای آن، پذیرفتن همین ناهماهنگیهاست: فیلمی که گاهی سرگرمکننده و گاهی سطحی، گاهی کنجکاو و گاهی خودمحور است. ارزشش در آن نیست که پاسخ نهایی و جامعی دربارهٔ سومالی یا روزنامهنگاری عرضه کند؛ ارزشش بیشتر در طرح پرسشهایی دربارهٔ میل به روایتکردن، هزینهٔ نزدیکشدن به خطر و تفاوت میان دیدن یک جامعه و فهمیدن آن نهفته است.
« از همینرو، ادعای فیلم دربارهٔ عمق گاه از خودِ عمقی که عرضه میکند پیشی میگیرد. »



ثبت دیدگاه