نقد و بررسی
نقد پلنگ صورتی دوباره ضربه میزند (The Pink Panther Strikes Again) | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در مجموعه «The Pink Panther Strikes Again» ساختهٔ Blake Edwards، دنبالهای است که جهان آشنای بازرس کلوزو را از محدودهٔ ماجراهای جناییِ متعارف بیرون میبرد و به قلمرو هجو جاسوسی و فاجعههای جهانی میکشاند. داستان از پیامدهای مستقیم قسمت پیشین آغاز میشود: شارل دریفوس، که آشفتگیهای کلوزو او را از پا درآورده، از آسایشگاه میگریزد و نقشهای برای حذف بازرس میچیند.
همین پیوند روایی، فیلم را در میان دنبالههای مجموعه جایگاهی ویژه میدهد؛ ماجرا نه صرفاً تکرار یک پروندهٔ تازه، بلکه ادامهٔ خصومتی است که از همکاریِ فاجعهبار دو شخصیت سرچشمه میگیرد. فیلم در سال ۱۹۷۶ اکران شد و Peter Sellers و Herbert Lom بار دیگر در نقشهای محوری ظاهر شدند. کمدیِ بدن و منطق وارونه بزرگترین نیروی فیلم در گروگانگرفتن منطق روزمره و تبدیل آن به سرچشمهٔ خنده است.
کلوزو نه فقط در انجام مأموریتها ناشی است؛ او با اطمینانی خیرهکننده جهانی را تجربه میکند که پیوسته زیر پایش میلغزد. اشیا از کارکرد معمول خود بیرون میآیند، حرکت ساده به زنجیرهای از لغزشها بدل میشود و یک سوءتفاهم کوچک میتواند موقعیتی بهظاهر جدی را از هم بپاشد. کمدی جسمانی فیلم بر همین فاصله تکیه دارد: شخصیتها میخواهند اوضاع را کنترل کنند، اما بدن، محیط و اتفاقهای پیشبینیناپذیر پیدرپی نقشهشان را مختل میکنند.
« فیلم در سال ۱۹۷۶ اکران شد و Peter Sellers و Herbert Lom بار دیگر در نقشهای محوری ظاهر شدند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه در بهترین لحظهها از شلوغکاری صرف فراتر میرود. شوخی زمانی اثرگذار است که تماشاگر بتواند مسیر شکلگیری آن را دنبال کند؛ حرکتی کوچک آغاز میشود، پیامدی غیرمنتظره پدید میآورد و سرانجام موقعیت به نقطهای مضحک میرسد. فیلم بارها از همین الگو بهره میگیرد، اما میزان کامیابی صحنهها یکسان نیست.
گاه مکث و تأخیر دقیقاً بهجا هستند و خنده را پرورش میدهند؛ گاه نیز شوخی چنان کش میآید که پیش از پایان، نیروی خود را از دست میدهد. Peter Sellers و هنرِ جدیگرفتنِ حماقت بازی Peter Sellers قلب تپندهٔ فیلم است. او کلوزو را به شخصیتی بدل میکند که بیاعتناییاش به آشفتگی اطراف، خود نوعی شیوهٔ زیستن است.
کلوزو به نظر نمیرسد خودش را مسخره بداند؛ برعکس، با جدیتی کامل سخن میگوید و رفتار میکند، حتی وقتی آشکارا کنترل موقعیت را از دست داده است. همین جدیت است که شوخی را از ادا و اطوار جدا میسازد. اگر بازیگر پیوسته به تماشاگر چشمک میزد، شخصیت به کاریکاتوری کمعمق تبدیل میشد؛ Sellers اما اجازه میدهد تناقض میان اعتمادبهنفس و ناتوانی، بیواسطه خندهآفرین شود.
« این شیوه در بهترین لحظهها از شلوغکاری صرف فراتر میرود. »
شخصیتها و اجرا
زمانبندی کمدی او نیز شایستهٔ توجه است. نگاه، مکث، تغییر آهنگ گفتار و واکنش دیرهنگام، گاهی بیش از یک جملهٔ طنزآمیز اثر دارند. او در این نقش بهخوبی میداند چه زمانی باید حرکتی را کامل کند و چه زمانی باید لحظهای درنگ کند تا تماشاگر پیامد آن را دریابد. بااینحال، حضور مسلط او خود خطری برای فیلم دارد: گاهی هر موقعیت چنان حول بازی کلوزو سازمان مییابد که پیرنگ و شخصیتهای دیگر بهانهای برای اجرای یک شوخی تازه به نظر میرسند.
Herbert Lom و نیروی تقابل در سوی دیگر، Herbert Lom به دریفوس نوعی خشم فشرده و در عین حال مضحک میبخشد. او صرفاً دشمنی نیست که بخواهد کلوزو را کنار بزند؛ شخصیتی است که رنجش از بازرس به وسواسی همهجانبه تبدیل شده است. هرچه کلوزو بیخبرتر و آسودهتر به نظر میرسد، آشفتگی دریفوس بیشتر جلوه میکند.
تضاد میان این دو، موتور اصلی بسیاری از لحظههای فیلم است: یکی خطر را جدی میگیرد، اما در دام هیجان و خشم خود میافتد؛ دیگری در برابر خطر بیاعتناست، بیآنکه بفهمد چگونه از مهلکه عبور میکند. رابطهٔ آنها ظرفیت طنز سیاه هم دارد. اینکه رفتارهای یک بازرس بتواند دیگری را تا مرز فروپاشی پیش ببرد، از نظر داستانی اغراقآمیز است، اما فیلم آن را با چنان جدیتی دنبال میکند که اغراق به بخشی از لحن بدل میشود.
« نگاه، مکث، تغییر آهنگ گفتار و واکنش دیرهنگام، گاهی بیش از یک جملهٔ طنزآمیز اثر دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این میان، تقابل دو بازیگر تعادل سودمندی میسازد: Sellers با ناباوریِ بیخبرانهٔ خود و Lom با فورانهای عصبیاش، دو قطب مکمل کمدیاند. پیرنگ بزرگ، تناسب کوچک فیلم برای گسترش دامنهٔ ماجرا به تهدیدی بینالمللی و سلاحی مرگبار متوسل میشود. این انتخاب، امکان هجو فیلمهای جاسوسی و داستانهای نجات جهان را فراهم میکند؛ ماجرای شخصیِ دشمنی میان کلوزو و دریفوس در برابر خطری فراگیر قرار میگیرد و همین تضاد بالقوه خندهدار است.
اما بزرگیِ طرح همیشه با ظرافت کمدی فیلم سازگار نیست. داستان گاهی چنان درگیر مقیاس جهانی میشود که مرکز جذابیت ــ یعنی برخوردهای روزمره و بیقاعدهٔ شخصیتها ــ عقب مینشیند. در نتیجه، تهدید بزرگ بیش از آنکه پیرنگ را منسجم کند، فرصتی برای گردآوردن مجموعهای از موقعیتهای کمیک فراهم میآورد.
این گسست به معنای شکست کامل داستان نیست. روایت بهاندازهای پیش میرود که مخاطب را از ماجرایی به ماجرای دیگر برساند و زمینهٔ برخورد شخصیتها را حفظ کند. مسئله آن است که پیرنگ بیشتر نقش چارچوب را دارد تا ساختاری محکم با تحول تدریجی و ضروری. فیلم در لحظههای پراکندهاش زندهتر از مسیر کلی داستان است؛ تماشاگر معمولاً برای دیدن اینکه کلوزو در موقعیت بعدی چگونه همهچیز را بههم خواهد ریخت، مشتاقتر است تا برای دانستن جزئیات نقشهٔ دریفوس.
« پیرنگ بزرگ، تناسب کوچک فیلم برای گسترش دامنهٔ ماجرا به تهدیدی بینالمللی و سلاحی مرگبار متوسل میشود. »
قوتها و کاستیها
ریتم، تکرار و طراحی بصری Blake Edwards بهخوبی میداند کمدیِ دیداری به فضا، مکث و ترکیببندی نیاز دارد. بسیاری از شوخیها تنها بهواسطهٔ گفتوگو عمل نمیکنند؛ جایگیری شخصیتها، حضور یک شیء در قاب و فاصلهٔ میان واکنش و پیامد، بخش مهمی از طنز را میسازند. استفاده از موقعیتهای گوناگون و جابهجایی میان فضاها نیز به فیلم حالوهوایی ماجراجویانه میدهد.
موسیقی Henry Mancini در همراهی با صحنهها به ضرباهنگ و حس بازیگوشانهٔ فیلم کمک میکند. بااینهمه، فیلم از تکرار مصون نمیماند. برخی شوخیها از همان قاعدههایی بهره میبرند که پیشتر نیز به کار رفتهاند: کلوزو چیزی را اشتباه میفهمد، بدن یا محیط به مانعی ناخواسته بدل میشود و دیگران تاوان بیخبری او را میپردازند.
تکرار میتواند در کمدی به ساختن انتظار و سپس شکستن آن کمک کند، اما اینجا همیشه به نتیجهای تازه نمیرسد. ازاینرو، بخشهایی از تعقیبوگریزها، از جمله ماجرای جشن اکتبرفست، در مقایسه با صحنههای متمرکزتر و شخصیتمحور فیلم کمرمقتر جلوه میکنند. طنز و دامنهٔ تأثیر فیلم بخشی از نیروی خود را از وارونهکردن الگوهای آثار جاسوسی میگیرد.
« ریتم، تکرار و طراحی بصری Blake Edwards بهخوبی میداند کمدیِ دیداری به فضا، مکث و ترکیببندی نیاز دارد. »
جمعبندی
جهانی که معمولاً در آن مأموران کارآزموده با تهدیدهای پیچیده روبهرو میشوند، اینجا زیر سایهٔ بازرس ناشی و دشمنی وسواسزده قرار میگیرد. فاصلهٔ میان زبان رسمیِ بحران و رفتارهای بیقاعدهٔ شخصیتها، زمینهٔ طنز را فراهم میآورد. درعینحال، فیلم کمتر به هجو سیاسی عمیق یا نقد نهادی رو میآورد؛ هدف اصلیاش خنداندن از راه تضاد، تصادف و اغراق است.
بهتر است آن را نه تمثیلی پیچیده، بلکه بازیگوشیای سینمایی با قراردادهای ژانر دانست. جمعبندی «The Pink Panther Strikes Again» فیلمی پرتحرک و گاه بسیار خندهدار است که قدرت اصلیاش را از بازی دقیق Peter Sellers و تقابل او با Herbert Lom میگیرد. کمدی بدنی، طراحی موقعیتها و جدیت مضحک شخصیتها هنوز جذابیت دارند؛ اما پیرنگِ بزرگمقیاس گاه از جهان سادهتر و مؤثرتر قسمتهای پیشین فاصله میگیرد و تکرار شوخیها، بهویژه در صحنههایی که کش میآیند، از تازگی فیلم میکاهد.
حاصل، اثری است که در لحظههای درخشانش نمونهای دلنشین از کمدیِ آشوبمحور است و در لحظههای کمجانتر، به فرمولی آشنا تکیه میکند. برای تماشاگر علاقهمند به کلوزو و طنز جسمانی، فیلم همچنان سرگرمکننده است؛ اما نیروی آن بیش از آنکه از استحکام داستان برخیزد، از اجرای بازیگران و کیفیت صحنههای منفرد سرچشمه میگیرد.
« فاصلهٔ میان زبان رسمیِ بحران و رفتارهای بیقاعدهٔ شخصیتها، زمینهٔ طنز را فراهم میآورد. »



ثبت دیدگاه