نقد و بررسی
نقد مصلح (The Peacemaker) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا با هستهای نیرومند «The Peacemaker» از ایدهای برخوردار است که از همان ابتدا اضطراب را به داستان تزریق میکند: حادثهای مرموز برای قطاری حامل کلاهکهای هستهای در روسیه، و این گمان که آشوب ظاهری پوششی برای ناپدیدشدن بخشی از محموله بوده است. این موقعیت فقط بهانهای برای تعقیبوگریز نیست؛ ترس از گسترش سلاحی با پیامدهای مهیب، به قصه وزن و فوریت میدهد.
فیلم با اتکا به همین تهدید، مخاطب را وارد جهانی میکند که در آن هر تأخیر میتواند فاجعهبار باشد و هر تصمیم، از دایره یک مأموریت معمول فراتر برود. بااینحال، ایده مرکزی از همان ابتدا در قالبی آشنا عرضه میشود: متخصصی دقیق و تحلیلگر در کنار افسری نظامی، مأموریتی بینالمللی و تهدیدی که باید پیش از وقوع مهار شود.
فیلم بیش از آنکه این الگو را دگرگون کند، میکوشد آن را با جدیت سیاسی و دامنهای جهانی پررنگتر سازد. نتیجه، اثری است که جذابیتش بیشتر از نیروی موقعیت و فضای پرتنش میآید تا از تازگی ساختار داستانی. اضطراب هستهای و زمینه سیاسی پسزمینه تاریخی فیلم اهمیت دارد. «The Peacemaker» به دوره پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نگرانی از سرنوشت زرادخانههای هستهای در فضایی آشفته نظر میکند؛ دورانی که بیثباتی سیاسی و جابهجایی قدرت، در تخیل سینمایی به منبعی آماده برای شکلگیری بحرانهای امنیتی بدل شده بود.
« این موقعیت فقط بهانهای برای تعقیبوگریز نیست؛ ترس از گسترش سلاحی با پیامدهای مهیب، به قصه وزن و فوریت میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این زمینه برای ساختن حس خطر استفاده میکند، اما بهندرت فرصت مییابد آن را با پیچیدگی سیاسی واقعی بکاود. در لایهای دیگر، قصه به خشونت و زخمهای جنگ در منطقه بالکان اشاره دارد. این اشاره میتواند به فیلم عمقی فراتر از تعقیب سلاحها بدهد: تهدید، تنها از ابزار جنگی نمیآید، بلکه از سوگ، خشم و بیاعتنایی جهان به رنج انسانها نیز نیرو میگیرد.
بااینهمه، این مضمون بیشتر در حاشیه داستان باقی میماند تا آنکه به پرسشی اخلاقی پایدار تبدیل شود. فیلم میان نقدی محدود بر بیتفاوتی سیاسی و نیازهای یک تریلر پرتحرک در نوسان است و معمولاً دومی را برمیگزیند. دو قهرمان و کشمکش میان روشها جذابیت اصلی فیلم تا حد زیادی بر تقابل دو شخصیت مرکزی استوار است.
دکتر جولیا کلی، با بازی Nicole Kidman، نماینده تحلیل، دانش تخصصی و احتیاط است؛ توماس دوی، با بازی George Clooney، از منطق نظامی و اقدام فوری میآید. اختلاف آنها صرفاً به تفاوت خلقوخو محدود نمیشود: هر یک تصویری متفاوت از چگونگی مهار بحران دارد. یکی میخواهد خطر را با فهم دقیق مسئله کنترل کند، دیگری معتقد است که در لحظههای حساس باید بیدرنگ وارد عمل شد.
« در لایهای دیگر، قصه به خشونت و زخمهای جنگ در منطقه بالکان اشاره دارد. »
شخصیتها و اجرا
کیدمن به جولیا جدیتی سنجیده میبخشد و او را از یک همراه صرف برای قهرمان مرد فراتر میبرد. شخصیتش توانایی و اقتدار دارد، اما فیلم همیشه به همان اندازه که در معرفی این اقتدار وعده میدهد، به آن وفادار نمیماند. گاه تصمیمها و ابتکارهای او در سایه حضور پررنگتر دوی قرار میگیرند. این ناهماهنگی، ظرفیت کشمکش دو قهرمان را محدود میکند و از فرصت ساختن رابطهای واقعاً برابر میکاهد.
کلونی در نقش دوی حضوری مطمئن و پرجاذبه دارد. او خشونتپذیری و اعتمادبهنفس شخصیت را با نوعی شوخطبعی خشک تعدیل میکند، بیآنکه از اقتدار نظامی او بکاهد. همین حضور تماشایی یکی از امتیازهای فیلم است؛ اما گاهی فیلم نیز بیش از اندازه به جذابیت او تکیه میکند و اجازه میدهد شخصیت مرد، حتی در موقعیتهایی که باید جولیا تعیینکننده باشد، مرکز ثقل صحنه باقی بماند.
کارگردانی و ساختن مقیاس Mimi Leder نخستین فیلم بلند سینمایی خود را با اثری پرخرج و بینالمللی آغاز کرد؛ کاری که از او انتظار داشت هم تنش را حفظ کند و هم میان چند جغرافیا و فضای متفاوت پیوند بسازد. فیلم در بسیاری از لحظات از حس مقیاس خوبی بهره میبرد: حرکت از فاجعهای در روسیه به عملیاتهای اطلاعاتی و سپس به محیط شهری، به قصه گستردگی میدهد و احساس میآفریند که بحران میتواند از یک نقطه دورافتاده به زندگی میلیونها نفر نزدیک شود.
« کیدمن به جولیا جدیتی سنجیده میبخشد و او را از یک همراه صرف برای قهرمان مرد فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی در صحنههای پرتحرک کارآمد است و تصویر و تدوین غالباً بهخوبی حس شتاب را منتقل میکنند. در مقابل، گذار میان مکانها و بخشهای مأموریتی گاهی بیشتر کارکرد اطلاعاترسانی دارد تا دراماتیک. فیلم با نشانههای بصری و توضیحهای لازم، مخاطب را سریع به مرحله بعد میرساند، اما همیشه زمان کافی برای جاافتادن پیامدهای عاطفی یا سیاسی آنچه دیدهایم فراهم نمیکند.
همین شتاب، از یک سو به تریلر نیروی پیشبرنده میدهد و از سوی دیگر، شخصیتها و موقعیتها را کمعمقتر میگذارد. ریتم، تعقیبوگریز و کلیشه فیلم در بخشهایی ریتمی مؤثر دارد و با طرح خطرهای تازه، حس فوریت را زنده نگه میدارد. بااینحال، طولانیشدن برخی مراحل مأموریت، بهویژه هنگامی که داستان میان تعقیب، گفتوگوهای عملیاتی و درگیریهای مشابه رفتوبرگشت میکند، از فشردگی آن میکاهد.
این افتوخیز برای اثری که تهدیدی هستهای را در مرکز خود دارد، محسوس است: هرچه خطر بزرگتر میشود، انتظار میرود حرکت روایت نیز دقیقتر و بیوقفهتر باشد. در سوی دیگر، فیلم از مصالح آشنای اکشن دهه نود بهره میگیرد: اختلاف شخصیتهای اصلی، بدگمانیهای امنیتی، عملیاتهای پرخطر، نمایش فناوریهای اطلاعاتی و لحظاتی که زمان به دشمنی ملموس تبدیل میشود.
« کارگردانی در صحنههای پرتحرک کارآمد است و تصویر و تدوین غالباً بهخوبی حس شتاب را منتقل میکنند. »
قوتها و کاستیها
این عناصر الزاماً بیاثر نیستند؛ بسیاری از آنها برای مخاطبی که در پی تریلری پرحادثه است، لذتبخشاند. مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد معنای تازهای به این الگوها بدهد. برخی صحنهها نیز بهجای آنکه پیامد طبیعی تصمیمها باشند، چنان طراحی شدهاند که به بخش بعدی اکشن راه باز کنند؛ از این رو گاه مصنوعی به نظر میرسند.
موسیقی و فضاسازی موسیقی Hans Zimmer سهم مهمی در القای خطر دارد. ضرباهنگ پرتنش و رنگآمیزی صوتی آن، مأموریت را به تجربهای حسی بدل میکند و در لحظههای بحرانی، بر اضطراب صحنهها میافزاید. موسیقی در کنار تدوین و فضای نظامی فیلم، به آن هویت پرتحرکی میدهد که با تماشای یک تریلر بزرگمقیاس از آن انتظار میرود.
فضاسازی نیز در لحظات آغازین و در بخشهایی که قصه از محیطهای رسمی و نظامی فاصله میگیرد، قابلتوجه است. تضاد میان سازوکارهای دولتی و آشوبی که در پی سرقت سلاحها شکل میگیرد، به داستان حالوهوایی سرد و بدگمان میدهد. بااینحال، همین فضاسازی در ادامه همیشه به تجربهای عمیقتر تبدیل نمیشود؛ فیلم بیشتر در پی پیشبردن عملیات است تا مکث بر پیامدهای انسانی آن.
« این عناصر الزاماً بیاثر نیستند؛ بسیاری از آنها برای مخاطبی که در پی تریلری پرحادثه است، لذتبخشاند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Peacemaker» تریلری پرتحرک و خوشساخت در چارچوب سینمای اکشن دهه نود است؛ فیلمی که ایدهای ذاتاً هراسآور را با بازیهای جذاب George Clooney و Nicole Kidman و موسیقی پرتنش Hans Zimmer به تجربهای سرگرمکننده تبدیل میکند. بهترین ویژگی آن، ترکیب تهدیدی جهانی با مأموریتی ملموس و دو قهرمانی است که تفاوت روشهایشان میتواند موتور درام باشد.
اما فیلم در پرداخت سیاسی و شخصیتپردازی از ظرفیت ایدهاش عقب میماند. تکیه بر الگوهای آشنا، افت ریتم در بعضی بخشها و نوسان در جایگاه جولیا، مانع از آن میشود که اثر به تریلری ماندگار و واقعاً متمایز بدل شود. با وجود این کاستیها، فیلم برای علاقهمندان به اکشنهای پرحادثه و جدینمای دهه نود هنوز جذابیت دارد: نه بهسبب نوآوری چشمگیر، بلکه بهخاطر نیروی موقعیت، حضور بازیگران اصلی و تواناییاش در حفظ حس خطر تا بخشهای پایانی، بیآنکه لازم باشد رازها و نتیجه نهایی آن فاش شود.
« اما فیلم در پرداخت سیاسی و شخصیتپردازی از ظرفیت ایدهاش عقب میماند. »



ثبت دیدگاه