نقد و بررسی
نقد The Parenting | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان کمدی خانوادگی و خانهی تسخیرشده «The Parenting» از موقعیتی آشنا آغاز میکند: دو نفر میخواهند خانوادههایشان را در تعطیلاتی کوتاه به هم معرفی کنند، اما چیزی که قرار است دیداری صمیمانه و شاید کمی پرتنش باشد، به تجربهای کابوسوار بدل میشود. خانهی روستاییِ اجارهای و روحی باستانی، زمینهای فراهم میکنند تا اختلافهای خانوادگی، اضطرابهای رابطه و شوخیهای هراسآور در یک فضای واحد به هم گره بخورند.
فیلم از همان ابتدا قصد ندارد وحشتی جدی و سنگین بیافریند؛ بیشتر میخواهد از برخورد آدمهای معمولی با موقعیتی نامعمول، کمدیای پرهیاهو و گاه آشفته بسازد. این انتخاب، هویت اصلی اثر را تعیین میکند. «The Parenting» نه کمدی خانوادگیِ واقعگراست و نه فیلم ترسناکی که بر تعلیق و هراس روانی تکیه کند.
در قلمرو میان این دو حرکت میکند؛ جایی که اتفاقی شبحوار میتواند هم تهدیدکننده باشد و هم بهانهای برای شوخی. موفقیت فیلم به این بستگی دارد که تماشاگر تا چه اندازه با این لحن بازیگوش و بیپروایش همراه شود. خانوادههایی با خلقوخوهای متضاد جاش و روهان فقط دو خانواده را به خانهای مشترک نمیآورند؛ آنها دو شیوهی متفاوت زیستن و تربیتشدن را نیز در برابر هم قرار میدهند.
یک سوی ماجرا والدینی سختگیرتر و کمحرفتر قرار دارند و سوی دیگر خانوادهای راحتتر، گرمتر و پذیراتر. برخورد این خلقوخوها، در ابتدا منبع اصلی کمدی است: مکثهای ناخوشایند، تعارفهای بیموقع و تفاوت در آنچه هرکس مناسب گفتن یا انجامدادن میداند، فضایی آشنا برای مخاطب میسازد. بااینحال، فیلم چندان در لایهی واقعگرایانهی این روابط توقف نمیکند.
« این انتخاب، هویت اصلی اثر را تعیین میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اختلافها بیشتر نقش سکوی پرتاب را دارند تا موضوعی که بهطور جدی واکاوی شود. والدین و زوج جوان بهسرعت در مدار ماجرای فراطبیعی قرار میگیرند و فرصت چندانی برای گسترش عاطفی و پیچیدهشدن روابط باقی نمیماند. از این رو، تنش خانوادگی گاه بیش از آنکه به کشمکشی باورپذیر بدل شود، وسیلهای برای ایجاد موقعیتهای خندهآور است.
با وجود این شتاب، ایدهی محوری فیلم ظرفیت دلنشینی دارد: وقتی خطر مشترکی همه را درگیر میکند، اختلافهای نسلی و خانوادگی اهمیت پیشین خود را از دست میدهند. اثر این ایده را نه با ظرافتی چشمگیر، بلکه با انرژی و صراحت دنبال میکند. کمدیِ اغراق و شوخیهای نامتعارف طنز فیلم از جنس شوخیهای آرام و زیرپوستی نیست.
«The Parenting» به اغراق، واکنشهای شدید و موقعیتهای عجیبوغریب علاقه دارد؛ لحظاتی که گاهی عمداً از منطق روزمره فاصله میگیرند تا نیروی کمیکشان را افزایش دهند. این ویژگی برای مخاطبی که کمدیهای سبک، پرتحرک و بیتکلف را میپسندد، میتواند جذاب باشد. فیلم تلاش نمیکند هر شوخی را به لطافتی ظریف تبدیل کند؛ در عوض، بیپرده سراغ هجو و آشوب میرود.
اما همین رویکرد، مرز میان خندهداربودن و زیادهروی را بارها لمس میکند. بعضی شوخیها بهجای آنکه از دل شخصیتها یا موقعیت بیرون بیایند، صرفاً برای بالا بردن شدت و شگفتی صحنه طراحی شدهاند. نتیجه در بخشهایی پرجنبوجوش و سرگرمکننده است و در بخشهایی دیگر، ممکن است برای تماشاگرانی که طنز کنترلشدهتر را ترجیح میدهند، آزاردهنده یا تصنعی به نظر برسد.
« اختلافها بیشتر نقش سکوی پرتاب را دارند تا موضوعی که بهطور جدی واکاوی شود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهندرت عقب مینشیند تا به شوخیهایش مجال تنفس بدهد؛ گویی نگران است که سکوت، انرژی صحنه را از میان ببرد. هراس بهعنوان موتور آشوب عنصر فراطبیعی در این فیلم بیش از آنکه منشأ ترسی پایدار باشد، نیرویی محرک برای برهمزدن نظم جمعی است. خانهی تسخیرشده و حضور روح، آداب معمول دورهمی را به هم میریزد و آدمها را در موقعیتهایی قرار میدهد که واکنشهایشان هم خندهدار است و هم هراسآور.
فیلم از کلیشههای آشنای خانهی نفرینشده و تسخیر بهره میگیرد، اما بیشتر به بازی با این کلیشهها علاقه دارد تا بازآفرینی جدی آنها. در نتیجه، تعلیق معمولاً جای خود را به شوخی یا تشدید بیقاعدگی میدهد. لحظهای که میتواند به صحنهای واقعاً دلهرهآور بدل شود، اغلب با واکنشی مضحک یا تصویری اغراقشده شکسته میشود.
این تصمیم برای حفظ حالوهوای کمدیوحشت قابلفهم است، اما در عین حال، قدرت هر دو سوی ترکیب را محدود میکند: ترس آنقدر عمیق نمیشود که در ذهن بماند و کمدی نیز همیشه به اندازهای دقیق نیست که همهی لحظات را نجات دهد. فیلم در بخشهایی به شوخیهای بدنی و تصاویر افراطی متوسل میشود؛ انتخابی که با روحیهی عامدانه نامتعارف اثر سازگار است، اما ممکن است همهی مخاطبان را همراه نکند.
بهویژه حضور و رفتارهای مربوط به سگ میتواند برای بعضی تماشاگران ناخوشایند باشد و از جنس شوخیهای سبک فیلم فراتر برود. گروه بازیگران؛ نیروی اصلی فیلم یکی از امتیازهای روشن «The Parenting»، انرژی گروه بازیگران است. نقشآفرینان، از شخصیتهای مرکزی تا والدین و چهرهی مرموز خانه، بهخوبی درمییابند که فیلم به واقعگرایی خشک نیاز ندارد.
« فیلم بهندرت عقب مینشیند تا به شوخیهایش مجال تنفس بدهد؛ گویی نگران است که سکوت، انرژی صحنه را از میان ببرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنها با آمادگی وارد فضای کاریکاتوری و پرآشوب اثر میشوند و همین پذیرش لحن، مانع از آن میشود که فیلم کاملاً به مجموعهای از شوخیهای پراکنده فروبپاشد. نیک دودانی و براندون فلین در نقش روهان و جاش، مرکز عاطفی ماجرا را شکل میدهند. رابطهی این دو، با تفاوتهای شخصیتیشان، به داستان پایهای انسانی میدهد؛ هرچند فیلم همیشه فرصت کافی برای پرداختن به آن فراهم نمیکند.
شیمی میانشان کمک میکند که تماشاگر در میانهی آشوب فراطبیعی همچنان به سرنوشت این زوج علاقهمند بماند. بازیگران نقش والدین نیز در ساختن برخوردهای کمیک مؤثرند. برایان کاکس از تضاد میان جدیت پدرانه و وضعیت غیرعادی شخصیتش بهره میگیرد و لیزا کودرو با ظرافتی خاص، گرما و نوعی سادهدلی دلپذیر به نقش خود میبخشد.
پارکر پوزی نیز با حضور نامتعارفش، به فضای عجیب فیلم دامن میزند؛ حتی وقتی حضورش کوتاه است، رنگ و طعم ویژهای به صحنه میدهد. در مجموع، گروه بازیگران با جدیتِ لازم برای اجرای کمدی، به بیقاعدگی فیلم جان میبخشد. کارگردانی و ریتم روایت کریگ جانسون فیلم را با تکیه بر تضاد میان فضای روستایی و رفتارهای فزایندهی شخصیتها پیش میبرد.
خانهی بزرگ و دورافتاده، بهخودیخود زمینهای مناسب برای کمدیوحشت فراهم میکند: مکانی که میتواند هم پناهگاه باشد و هم دام. فیلم از این فضا برای چیدن موقعیتهای آشنا بهره میبرد، اما کمتر میکوشد خانه را به موجودیتی رازآمیز و مستقل تبدیل کند. در نتیجه، محیط بیشتر پسزمینهی ماجراست تا عنصری که خود به تنهایی حس تهدید بیافریند.
« نیک دودانی و براندون فلین در نقش روهان و جاش، مرکز عاطفی ماجرا را شکل میدهند. »
قوتها و کاستیها
ریتم روایت در آغاز بر معارفهی شخصیتها و تنش میان خانوادهها استوار است و سپس با ورود جدیتر امر فراطبیعی شتاب میگیرد. این تغییر، حرکت داستان را حفظ میکند، ولی گذار از کمدی موقعیت به بحران هراسآلود گاهی ناگهانی است. فیلم بهجای آنکه تنش را پلهپله و با ظرافت افزایش دهد، بهسرعت به سراغ آشوب میرود.
این شتاب به انرژی کار کمک میکند، اما فرصت پرداخت عمیقتر به شخصیتها و روابط را میگیرد. برای چه تماشاگری؟ «The Parenting» انتخاب مناسبی است برای تماشاگرانی که به کمدیوحشت سبک، بازیهای پرانرژی و شوخیهای گاه گستاخانه علاقه دارند و از فیلم انتظار تعلیق جدی یا تحلیل عمیق روابط خانوادگی ندارند.
اگر تماشاگر با اغراق، طنز بدنی و موقعیتهای عامدانهی نامعقول همراه شود، فیلم لحظاتی سرگرمکننده و خندهآور دارد. همچنین تماشای آن در جمع میتواند بهواسطهی واکنشهای اغراقشده و صحنههای غیرمنتظره، تجربهای جمعی و سبک بسازد. در مقابل، کسانی که از کمدیهای مهارشدهتر، وحشت مؤثرتر یا شخصیتپردازی چندلایه انتظار دارند، احتمالاً با محدودیتهای اثر روبهرو میشوند.
برخی موقعیتها بیش از اندازه عجیباند و بعضی شوخیها چنان بهدنبال غافلگیری میروند که انسجام لحن را سست میکنند. فیلم همچنین از آن دست آثاری نیست که پس از پایان، ایده یا صحنهای ماندگار و تأملبرانگیز در ذهن باقی بگذارد. جمعبندی «The Parenting» کمدیوحشتی پرانرژی و آگاهانه نامتعارف است که از گردهمایی دو خانواده و تسخیر یک خانه، بستری برای شوخی با اختلافهای نسلی و اضطرابهای رابطه میسازد.
« این تغییر، حرکت داستان را حفظ میکند، ولی گذار از کمدی موقعیت به بحران هراسآلود گاهی ناگهانی است. »
جمعبندی
جذابیت اصلی آن در بازیگران هماهنگ، لحن سبک و میل آشکارش به بیپروایی است؛ ضعفش نیز در همان جایی رخ میدهد که اغراق از کنترل خارج میشود و ترس و خنده، هر دو، به جای رسیدن به اثری ماندگار، در حد سرگرمی گذرا باقی میمانند. این فیلم بیش از آنکه تجربهای ژرف یا بهیادماندنی باشد، گزینهای آسانتماشا برای شبی است که مخاطب میخواهد با ترکیبی از موقعیتهای عجیب، شوخیهای پرهیاهو و اندکی حالوهوای شبحوار سرگرم شود.
ثبت دیدگاه