نقد و بررسی
نقد اسکار ۲۰۲۶ (The Oscars 2026)
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شبی در میان جشن و داوری نودوهشتمین مراسم جوایز اسکار، افزون بر آنکه ویترینی برای دستاوردهای سینمایی سال بود، خود به نمایشی زنده با ریتم، شخصیت و فرازونشیب بدل شد. اجرای Conan O'Brien به مراسم انرژی و تحرک بخشید و از همان ابتدا کوشید میان شکوه رسمی رویداد و شوخیهای سبکتر تعادل برقرار کند.
چنین تعادلی آسان نیست: اسکار هم باید آیینی برای بزرگداشت هنر باشد، هم برنامهای سرگرمکننده برای مخاطبی گسترده که ممکن است با بسیاری از نامزدها آشنایی نزدیک نداشته باشد. مراسم در بهترین لحظههایش این دو وجه را در کنار هم نگه میدارد؛ تجلیل از فیلمسازی را به فرصتی برای بازگشت به تجربه مشترک تماشای سینما تبدیل میکند.
در لحظههای کمجانتر، اما تشریفات و شوخیها ممکن است از موضوع اصلی فاصله بگیرند. حاصل، شبی پرجنبوجوش و دیدنی است که گاه درخشش خود را از آثار برگزیده میگیرد و گاه از صحنهای که برای معرفی و بزرگداشت آنها ساخته شده است. این مراسم در پانزدهم مارس ۲۰۲۶ برگزار شد و Conan O'Brien برای دومین سال پیاپی اجرای آن را بر عهده داشت.
اجرای مجری و ضرباهنگ برنامه نقطه قوت اجرای Conan O'Brien در توانایی او برای حفظ تحرک برنامه است. حضور پرانرژیاش به آیین رسمی اسکار سبکی نمایشی میدهد و کمک میکند بخشهای مختلف، از معرفی نامزدها تا اعلام برندگان، صرفاً زنجیرهای از سخنرانیهای مشابه به نظر نرسند. لحن طنزآمیز او، هنگامی که با موقعیت صحنه و فضای مراسم هماهنگ است، فاصله میان مخاطب و تشریفات را کمتر میکند و به برنامه صمیمیتی کنترلشده میبخشد.
« در لحظههای کمجانتر، اما تشریفات و شوخیها ممکن است از موضوع اصلی فاصله بگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، طنز زنده همواره خطر لغزش دارد. برخی شوخیهای روی صحنه، از جمله شوخیهای مرتبط با برگروب و میمها، به اندازهای که قصد داشتند طراوتآفرین باشند، اثرگذار از کار درنیامدند. مسئله فقط موفق یا ناموفق بودن یک لطیفه نیست؛ شوخی ناموفق گاهی ریتم برنامه را برای لحظهای متوقف میکند و توجه را از فیلمها و سازندگانشان میگیرد.
در چنین مراسمی، مجری زمانی بهترین کارکرد را دارد که نه بر رویداد سایه بیندازد و نه صرفاً نقش رابطی بیاثر میان بخشها را ایفا کند؛ اجرای امسال در بخشهایی به این تعادل نزدیک میشود و در بخشهایی از آن فاصله میگیرد. رقابت سینمایی و روایت برندگان یکی از محورهای اصلی شب، پیشتازی «نبردی پس از نبرد دیگر» بود؛ فیلمی که جایزه بهترین فیلم را به دست آورد و با شش جایزه، موفقترین اثر مراسم شد.
در برابر آن، «گناهکاران» با شانزده نامزدی رکوردی تازه ثبت کرد و چهار جایزه گرفت. این تقابل، به مراسم یک خط روایی روشن میدهد: از یک سو فیلمی که در نهایت جوایز بیشتری را به خانه برد، و از سوی دیگر اثری که با شمار نامزدیهای کمسابقهاش پیشاپیش به یکی از کانونهای توجه بدل شده بود.
تمرکز بر این دو فیلم، از نظر نمایشی سودمند است؛ رقابت را برای بیننده قابلپیگیری میکند و به شب هیجان میبخشد. اما همین تمرکز ممکن است میدان دید مراسم را تنگ کند. وقتی روایت برنامه پیدرپی به رقابت دو اثر بازمیگردد، فیلمهای دیگری که در شاخههای گوناگون دستاورد داشتهاند، کمتر فرصت مییابند هویت مستقل خود را نشان دهند.
« بااینحال، طنز زنده همواره خطر لغزش دارد. »
شخصیتها و اجرا
اسکار قرار است هم از برندگان اصلی تجلیل کند و هم تصویری متنوع از سینمای سال ارائه دهد؛ میان این دو هدف، کشاکشی همیشگی وجود دارد. مراسم امسال این کشاکش را پنهان نمیکند، هرچند وزن بیشتر را به رقابت مرکزی میدهد. تنوع آثار و بازیهای تحسینبرانگیز از امتیازهای برجسته مراسم، گستره آثاری است که در بخشهای مختلف حضور دارند.
تفاوت ژانرها و لحنها، از «گناهکاران» تا «همنت» و «فرانکنشتاین»، فضای رقابت را از یکنواختی دور میکند. در بخش بازیگری نیز نامها و اجراهای متفاوتی مطرح شدند: Michael B. Jordan برای «گناهکاران» جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد و Jessie Buckley برای «همنت» برنده جایزه بهترین بازیگر زن شد.
در نقشهای مکمل نیز Amy Madigan برای «Weapons» و Sean Penn برای «نبردی پس از نبرد دیگر» برگزیده شدند. اهمیت این لحظهها در آن است که جایزه تنها نتیجه یک رقابت نیست؛ فرصتی است برای بازشناختن بازیهایی که به فیلمها جان بخشیدهاند. مراسم، با کنار هم نشاندن اجراهای متفاوت، یادآوری میکند که بازیگری را نمیتوان به یک سبک یا یک نوع نقش فروکاست.
البته قالب کوتاه معرفی نامزدها بهندرت مجال میدهد درباره ظرافتهای هر اجرا تأملی جدی صورت گیرد. از همین رو، ارزش این بخش بیش از آنکه در تحلیل مفصل بازیها باشد، در ثبت لحظهای از دیدهشدن و قدردانی است. موسیقی، تصویر و لحظههای ماندگار لحظههای موسیقایی به مراسم تنوعی خوشایند میبخشند و فضای آن را از توالی سخنرانیها و اعلام جوایز بیرون میآورند.
« مراسم امسال این کشاکش را پنهان نمیکند، هرچند وزن بیشتر را به رقابت مرکزی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرای «Golden» از «KPop Demon Hunters» نمونهای از پیوند میان موسیقی، طراحی صحنه و تماشای جمعی بود؛ لحظهای که شور اجرا را به سالن منتقل کرد و از فضای رسمی فاصلهای کوتاه گرفت. فیلم «KPop Demon Hunters» جایزه بهترین فیلم پویانمایی و بهترین ترانه را دریافت کرد؛ بنابراین حضور موسیقایی آن تنها میانپردهای سرگرمکننده نبود، بلکه بازتابی از جایگاه اثر در خود مراسم نیز به شمار میرفت.
چنین بخشهایی در بهترین حالت، حالوهوای جشن را از سطح تشریفات فراتر میبرند. نور، حرکت و موسیقی میتوانند تجربهای مشترک برای حاضران و بینندگان بسازند؛ تجربهای که نه به نتیجه رقابت وابسته است و نه با پایان یک سخنرانی از میان میرود. در کنار این شور، لحظههای احساسی و بزرگداشت سینما به مراسم عمق میدهند.
این نوسان میان شادی، هیجان و تأثر، از مهمترین ابزارهای اسکار برای تبدیل یک برنامه اهدای جوایز به رویدادی نمایشی است. جایزه تازه و معنای بهرسمیتشناختن کار گروهی نخستین اهدای جایزه انتخاب بازیگر، از مهمترین تغییرهای ساختاری این دوره بود. «نبردی پس از نبرد دیگر» این جایزه را به دست آورد و Cassandra Kulukundis نخستین برنده آن شد.
اهمیت این بخش فراتر از یک نام تازه در فهرست جوایز است: انتخاب بازیگران نقشی بنیادی در شکلگیری جهان فیلم دارد، اما کار آنها معمولاً در سایه بازیگران و کارگردان دیده میشود. اختصاصدادن جایزهای مستقل به این حرفه، گامی برای آشکارترکردن سهمی است که در ساخت شخصیتها و باورپذیری جهان داستان دارد.
« چنین بخشهایی در بهترین حالت، حالوهوای جشن را از سطح تشریفات فراتر میبرند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، ارزش واقعی چنین افزودهای به استمرار توجه وابسته است. یک جایزه تازه، بهتنهایی جایگاه حرفهای را در ذهن مخاطب تثبیت نمیکند؛ این کار به توضیح روشن معیارها و جدیگرفتن نامزدها در سالهای بعد نیاز دارد. در این دوره، خودِ ورود بخش انتخاب بازیگر به رقابت رسمی، نشانهای از گسترش نگاه آکادمی به کار گروهی در سینماست؛ تغییری که اگر پی گرفته شود، میتواند درک عمومی از فرایند ساخت فیلم را غنیتر کند.
زمان، خستگی و فرصتهای ازدسترفته طول نزدیک به سه ساعت و چهل دقیقهای مراسم، از ضعفهای محسوس آن است. حتی اجرای پرتحرک و تنوع بخشها نیز نمیتواند بهطور کامل اثر فرساینده چنین زمانی را خنثی کند. تکرار معرفیها، سخنرانیها و وقفههای میان بخشها، در برنامهای طولانی خطر افت ضرباهنگ را افزایش میدهد.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است پیش از پایان، از پیگیری فعال دست بکشد؛ آنگاه حتی لحظههای برجسته هم در امتداد برنامهای بیش از اندازه کشدار قرار میگیرند. راهحل، صرفاً کوتاهکردن هر سخنرانی نیست. تدوین دقیقتر بخشهای تکراری، گذارهای موجزتر و انتخاب سنجیدهتر میان سرگرمی و تشریفات میتواند زمان را مؤثرتر مصرف کند.
همچنین تمرکز پررنگ بر دو فیلم، هرچند به روایت رقابت کمک میکند، ممکن است توجه را از نامزدها و آثار دیگر منحرف سازد. مراسمی که مدعی بزرگداشت کل سینمای سال است، باید برای صداها و دستاوردهای کمترمرکزی نیز فضای کافی فراهم کند. جمعبندی نودوهشتمین مراسم اسکار، شبی پرتحرک و آکنده از لحظههای سینمایی و موسیقایی به نمایش میگذارد؛ شبی که در آن اجرای پرانرژی، رقابت میان «نبردی پس از نبرد دیگر» و «گناهکاران»، تجلیل از بازیها و ورود جایزه انتخاب بازیگر، تصویری روشن از نقاط قوت آن میسازند.
« بااینحال، ارزش واقعی چنین افزودهای به استمرار توجه وابسته است. »
جمعبندی
در سوی دیگر، زمان طولانی، چند شوخی کماثر و تمرکز سنگین بر دو فیلم، از انسجام و گستره توجه آن میکاهند. بااینهمه، مراسم در مهمترین کارکرد خود موفق است: سینما را نه فقط مجموعهای از جوایز، بلکه هنری جمعی و تجربهای مشترک نشان میدهد. بهترین لحظههایش زمانی پدید میآیند که شکوه صحنه به خودنمایی صرف بدل نمیشود و توجه را دوباره به فیلمها، بازیگران و حرفههایی بازمیگرداند که ساختن آن جهانها را ممکن کردهاند.
« در سوی دیگر، زمان طولانی، چند شوخی کماثر و تمرکز سنگین بر دو فیلم، از انسجام و گستره توجه آن میکاهند. »



ثبت دیدگاه