نقد و بررسی
نقد آدمهای معمولی (The Ordinaries) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که از قواعد سینما ساخته شده است «The Ordinaries» از ایدهای سرزنده و بالقوه غنی آغاز میکند: جهانی که در آن اصطلاحات و قواعد سینما نه استعاره، بلکه قانون زندگیاند. آدمها در طبقههایی چون شخصیتهای اصلی، شخصیتهای فرعی و سیاهیلشکرها جای گرفتهاند و منزلت اجتماعیشان با نقش رواییشان سنجیده میشود.
پائولا، دانشآموزی با نقش فرعی، میخواهد از مرز جایگاه ازپیشتعیینشدهاش عبور کند و به شخصیتی اصلی بدل شود. برای این کار باید در آزمونی سرنوشتساز شایستگی خود را ثابت کند؛ اما یک نقص مهم سد راهش است: نمیتواند آن موسیقی احساسی را برانگیزد که در این جهان نشانهٔ اهمیت و مرکزیت به شمار میآید.
قدرت نخستین فیلم بلند سوفی لیننبام در همین تبدیل یک شوخی سینمایی به الگویی اجتماعی نهفته است. جهان فیلم، با ارجاع به کلیشههای قصهگویی، قواعد نانوشتهٔ جامعهای را آشکار میکند که در آن برخی حق دارند دیده شوند و برخی دیگر باید تنها زمینهٔ حضور آنان را فراهم کنند. این تمثیل از همان ابتدا روشن است، اما فیلم میکوشد آن را در قالب ماجرایی خیالپردازانه و پرتحرک پیش ببرد، نه یک گفتار نظری صرف.
« پائولا، دانشآموزی با نقش فرعی، میخواهد از مرز جایگاه ازپیشتعیینشدهاش عبور کند و به شخصیتی اصلی بدل شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پائولا و میل به دیدهشدن در مرکز این جهان پرقاعده، پائولا قرار دارد؛ دختری که خواستهاش در ظاهر ساده است: میخواهد از حاشیه به متن برسد. بااینحال، آرزوی او فقط جاهطلبی یا میل به شهرت نیست. مسئله این است که هویت و ارزش آدمها در جهان فیلم به نقشی وابسته شده که برایشان نوشتهاند.
پائولا نمیخواهد صرفاً مشهورتر باشد؛ میخواهد امکان انتخاب و تعریف خویشتن را به دست آورد. بازی فاین زِندل، این کشمکش را از سطح شعار دور میکند. او پائولا را نه قهرمانی بینقص، بلکه انسانی آسیبپذیر و گاه مردد میسازد که در عین تردید، از پیگیری پرسشهایش دست نمیکشد. حساسیت بازیگر در لحظههایی آشکار میشود که پائولا میان میل به پذیرفتهشدن و شک به قواعد بازی گرفتار است.
همین دوگانگی به قصه نیروی عاطفی میدهد: مخاطب میتواند هم امید او به ارتقا را درک کند و هم ببیند که پذیرش معیارهای موجود شاید به معنای پذیرفتن همان نظامی باشد که او را محدود کرده است. جهانسازی و بازی با زبان سینما فیلم از واژگان سینمایی برای ساختن جزئیات جهان خود بهره میگیرد؛ موسیقی، تدوین، نقشها و مواد بهجامانده از فرایند تولید، همگی میتوانند بخشی از واقعیت روزمره باشند.
« بااینحال، آرزوی او فقط جاهطلبی یا میل به شهرت نیست. »
شخصیتها و اجرا
این تمهید، زمینهٔ شوخیهای بصری و روایی فراوانی فراهم میکند و گاه تماشاگر را وامیدارد به عادتهای خود در تماشای فیلم فکر کند: چرا بعضی چهرهها را بهسرعت به یاد میسپاریم، و چرا حضور بعضی دیگر را طبیعی میپنداریم، بیآنکه بپرسیم چه کسی در مرکز قاب قرار گرفته است؟ در عین حال، جهانسازی فیلم همیشه به یک اندازه منظم نیست.
قواعد آن در لحظههایی دقیق و روشن به نظر میرسند، اما در بخشهایی دیگر، سازوکارها و پیامدهایشان بهخوبی جا نمیافتد. ایدههای تازه پیدرپی معرفی میشوند، بیآنکه همواره فرصت کافی برای توضیح یا تثبیت پیدا کنند. نتیجه، جهانی است که جذابیت تخیلش گاهی از انسجام درونیاش پیشی میگیرد؛ بیننده ممکن است بیش از آنکه در منطق این جامعه غرق شود، سرگرم کشف تمهید بعدی فیلم بماند.
حاشیهها و معنای طبقاتی داستان جستوجوی پائولا او را به حاشیههای جهان سینمایی میکشاند؛ قلمرویی که در آن با کسانی روبهرو میشود که نظام رسمی بهسادگی کنارشان گذاشته است. این سفر، مضمون طبقاتی اثر را گسترش میدهد. شخصیتهای اصلی در رأس هرم ایستادهاند، شخصیتهای فرعی نیروی لازم برای گردش داستان را فراهم میکنند و گروههای طردشده حتی از حق حضور کامل محروماند.
« در عین حال، جهانسازی فیلم همیشه به یک اندازه منظم نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
استعاره مستقیم است، اما کارکردش روشن: فیلم میپرسد چه کسانی حق دارند روایت جامعه را در اختیار بگیرند و چه کسانی فقط بهعنوان ابزار یا پسزمینه دیده میشوند. بااینهمه، اثر همیشه میان تمثیل و توضیح فاصلهای ثمربخش نگه نمیدارد. گاه پیام سیاسی چنان آشکار بیان میشود که مخاطب کمتر مجال مییابد آن را از دل موقعیتها کشف کند.
اشاره به نابرابری، حذف و سلطه، از نظر اخلاقی صریح و قابلفهم است؛ اما هرچه فیلم بیشتر بر معنای نمادها تأکید میگذارد، بخشی از پیچیدگی انسانی آنها کاهش مییابد. این مستقیمگویی میتواند برای برخی تماشاگران انرژی و وضوح ایجاد کند و برای برخی دیگر، حس شعارزدگی به همراه آورد. طنز، لحن و تجربهٔ تماشا «The Ordinaries» از طنز برای سبککردن فضای تلخش استفاده میکند.
بازی با قراردادهای سینمایی، فاصلهای میان واقعیت داستان و زبان فیلمسازی ایجاد میکند که امکان شوخی و غافلگیری را بالا میبرد. لحن اثر در رفتوآمد میان خیال، کمدی و نقد اجتماعی شکل میگیرد؛ گاهی این ترکیب به فیلم تازگی میبخشد و گاهی تغییر لحن، پیوند عاطفی صحنهها را سست میکند. با وجود این نوسان، فیلم بهندرت در قالبی کاملاً آشنا و قابلپیشبینی آرام میگیرد.
« بااینهمه، اثر همیشه میان تمثیل و توضیح فاصلهای ثمربخش نگه نمیدارد. »
قوتها و کاستیها
مدتزمان نزدیک به دو ساعت نیز بر تجربهٔ تماشا اثر میگذارد. انبوه ایدهها در آغاز شورانگیز است، اما برخی تمهیدها پیش از آنکه به نتیجهای تازه برسند، تکرار میشوند. در بخشهایی، حس میشود فیلم میتوانست با گزینش سختگیرانهتر، ضرباهنگی فشردهتر پیدا کند. این مسئله بهویژه از آن رو اهمیت دارد که خلاقیت بصری و مفهومی اثر بالاست؛ هر بار که یک ایدهٔ آشنا بازمیگردد، بخشی از نیروی غافلگیرکنندهٔ آن کاسته میشود.
طراحی بصری و هویت اثر طراحی بصری، یکی از مهمترین عوامل ماندگاری فیلم است. فضای نامتعارف و آگاهانه ساختگی آن، با لباسها و مکانهایی که حالوهوایی سینمایی و گاه یادآور دورههای کلاسیک دارند، جهانی میسازد که نه کاملاً واقعی است و نه صرفاً یک بازی ذهنی. این ظاهر پرجزئیات، مخاطب را به تماشای دقیق قابها دعوت میکند و کمک میکند مفاهیم انتزاعی فیلم شکلی ملموس پیدا کنند.
فیلم همچنین از فرم برای همراهی با مضمون بهره میگیرد. وقتی جهان داستان دربارهٔ تدوین، نقش و سازوکار روایت است، خود روایت نیز میتواند با انتظارهای تماشاگر بازی کند. چنین خودآگاهیای، در بهترین لحظهها، به اثر هویتی ویژه میبخشد؛ اما در لحظههای کماثرتر، ممکن است جلوهگری فرمی از شخصیتها پیشی بگیرد.
« مدتزمان نزدیک به دو ساعت نیز بر تجربهٔ تماشا اثر میگذارد. »
جمعبندی
توازن میان این دو وجه کامل نیست، ولی همین ناپایداری بخشی از جسارت فیلم را نشان میدهد. جمعبندی «The Ordinaries» فیلمی خیالانگیز و نامتعارف است که از جهان سینما برای طرح پرسشی اجتماعی بهره میگیرد: آیا جایگاه ما در جامعه واقعاً انتخاب خود ماست، یا نقشی است که دیگران برایمان تعیین کردهاند؟
پائولا با بازی ظریف فاین زِندل، این پرسش را از سطح استعاره فراتر میبرد و به کشمکشی شخصی بدل میکند؛ کشمشی دربارهٔ دیدهشدن، تعلق و حق بازنویسی هویت. اثر در جهانسازی و طراحی بصری خلاق است، اما قواعد دنیایش گاه انسجام کافی ندارند؛ تمثیل طبقاتیاش روشن است، اما گاهی بیش از اندازه مستقیم میشود؛ و طول نسبتاً زیادش فرصت میدهد بعضی ایدهها تکراری شوند.
بااینحال، تازگی نگاه و میل آشکار فیلم به آزمودن صورتهای تازه، ارزش تماشایش را حفظ میکند. این فیلم برای مخاطبی که از سینمای خودآگاه و استعاری لذت میبرد، تجربهای بهیادماندنی است؛ نه اثری بینقص، بلکه قصهای پرایده دربارهٔ کسانی که میکوشند از حاشیه بیرون بیایند و سهم خود را از روایت پس بگیرند.
« توازن میان این دو وجه کامل نیست، ولی همین ناپایداری بخشی از جسارت فیلم را نشان میدهد. »



ثبت دیدگاه