نقد و بررسی
نقد نارنجیها (The Oranges) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: آرامش حومه و ترکِ پنهان «The Oranges» در ظاهر کمدیـدرامی خانوادگی دربارهٔ دو خانوادهٔ همسایه است؛ خانوادههایی که دوستی دیرینهشان در نظم روزمرهٔ حومهنشینی ریشه دوانده است. بازگشت نینا پس از چند سال دوری، این تعادل آشنا را برهم میزند و رابطهٔ پنهانی او با دیوید، پدر خانوادهٔ روبهرو، بحرانی میآفریند که دیگر به دو نفر محدود نمیماند.
فیلم از همین موقعیت نامتعارف برای پرسش از میل، ملال، وفاداری و نقشهای تثبیتشده در خانواده بهره میگیرد؛ اما میان ظرفیت بالقوهٔ این مصالح و آنچه روی پرده تحقق مییابد، فاصلهای محسوس باقی میماند. حومهنشینی بهمثابه صحنه خانههای نزدیک به هم، دیدارهای مکرر و مناسباتی که سالها بیدردسر به نظر رسیدهاند، فضایی گرم و آشنا میسازند.
فصل تعطیلات نیز به این فضا رنگی صمیمی میدهد؛ در عین حال، همین صمیمیت میتواند به حصاری بدل شود که اعضای خانواده را در نقشهای ازپیشتعیینشده نگه میدارد. ظاهر مرتب محله با آشفتگی درونی شخصیتها تضاد دارد و فیلم، دستکم در ایده، میخواهد نشان دهد چگونه یک رخداد خصوصی، نظم اجتماعی کوچکِ همسایگی را از هم میگسلد.
بااینحال، محیط بیشتر نقش پسزمینه را دارد تا عاملی فعال در شکلگیری درام. فیلم گاه از جزئیات زندگی روزمره برای ایجاد لحظههای بامزه و آشنا استفاده میکند، اما کمتر میکوشد از دل آنها معنایی عمیقتر بیرون بکشد. حومهنشینی در «The Oranges» هم نشانهٔ آسایش است و هم نماد سکونی که شخصیتها از آن خستهاند؛ ولی این دو سویه همیشه به شکلی منسجم به هم پیوند نمیخورند.
« بااینحال، محیط بیشتر نقش پسزمینه را دارد تا عاملی فعال در شکلگیری درام. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بحران عاطفی و مسئلهٔ باورپذیری رابطهٔ نینا و دیوید موتور اصلی داستان است. انتخاب این پیوند، بهسبب تفاوت جایگاه و سن و نیز نزدیکی دیرینهٔ دو خانواده، ظرفیت ایجاد رسوایی، رنج و کشمکش اخلاقی را دارد. فیلم میخواهد از این موقعیت نه صرفاً برای شوخی با تابو، بلکه برای آشکار کردن نارضایتیها و خواستههای سرکوبشده استفاده کند.
مسئله آن است که تحول رابطه با شتابی پیش میرود که فرصت کافی برای فهم انگیزهها به مخاطب نمیدهد. شخصیتها گاه بهجای آنکه از مسیر رفتارهای تدریجی و جزئیات رابطه شناخته شوند، احساسات و مواضع خود را ناگهان آشکار میکنند. در نتیجه، تصمیمهای مهم بیش از آنکه حاصل شناختی انباشته از شخصیتها باشند، به محرکهایی برای جلو بردن پیرنگ شباهت دارند.
همین ضعف، باورپذیری ماجرای محوری را کاهش میدهد: تماشاگر میتواند اهمیت بحران را درک کند، اما همیشه نمیتواند با اطمینان دریابد چرا این افراد دقیقاً چنین انتخابهایی میکنند یا چگونه به این نقطه رسیدهاند. شخصیتپردازی و فرصتهای ازدسترفته بازیگران مجموعهای پرتوان و خوشآهنگ تشکیل میدهند و همین هماهنگی از نقاط قوت فیلم است.
هیو لوری و کاترین کینر، در کنار الیسون جنی و الیور پلت، به فضای خانوادگی فیلم جان میبخشند؛ هرکدام در نگاه، مکث یا واکنشهای کوتاه، نشانههایی از عادتهای قدیمی و رنجهای تازه را منتقل میکنند. لحظههایی که اعضای خانواده در کنار هم قرار میگیرند، گاه بهواسطهٔ همین بازیها از شوخی و تنش توأمان بهره میبرند.
« بحران عاطفی و مسئلهٔ باورپذیری رابطهٔ نینا و دیوید موتور اصلی داستان است. »
شخصیتها و اجرا
اما توانایی بازیگران نمیتواند جای خالی پرداختنامه را پر کند. چند شخصیت، بهویژه فرزندان خانوادهها، بیشتر در حاشیهٔ بحران میمانند تا آنکه به نیروهایی مستقل و اثرگذار بدل شوند. نینا نیز با وجود مرکزیت داستان، به اندازهٔ کافی از تناقضها و لایههای درونی برخوردار نمیشود تا رابطهاش باورپذیری عاطفی پیدا کند.
فیلم بهجای آنکه به هر شخصیت مجال دهد جهانبینی و آسیبپذیری خود را آشکار کند، گاه از او برای تولید واکنش یا تقویت موقعیت کمیک بهره میبرد. لحن میان خنده و اندوه «The Oranges» میخواهد کمدی تلخ و درام خانوادگی را در یک قاب جمع کند. رسوایی، رنجشهای همسایگی و آشفتگی مناسبات خانوادگی میتوانند به طنزی گزنده بینجامند؛ از سوی دیگر، پیامدهای عاطفی چنین وضعی به فضایی جدیتر نیاز دارند.
فیلم میان این دو مسیر رفتوآمد میکند، اما کمتر به تعادلی پایدار میرسد. برخی صحنهها بهسبب واکنشهای بازیگران و نامتعارف بودن موقعیت سرگرمکنندهاند، ولی شوخیها گاهی از حد اشارههای بامزه فراتر نمیروند. در سوی دراماتیک نیز بحران، آن عمق و تداومی را که موضوع طلب میکند پیدا نمیکند.
دلشکستگی و خشم حاضرند، اما کمتر مجال مییابند در سکوتها، تصمیمهای دشوار یا تغییر تدریجی رابطهها تهنشین شوند. به همین دلیل، فیلم نه به کمدیای کاملاً رها و جسور بدل میشود و نه به درامی که ضربهٔ عاطفی خود را با تمام نیرو وارد کند. حاصل، لحنی معلق است که لحظههای جذاب دارد، اما تأثیر کلیاش کمتر از ظرفیت موضوع میماند.
« اما توانایی بازیگران نمیتواند جای خالی پرداختنامه را پر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت و ضرباهنگ روایت از امکانات موقعیت اصلی آگاه است: پیوند دو خانواده، دوستی قدیمی مردان، رقابتها و دلمشغولیهای والدین، و حضور فرزندانی که هر یک با آیندهٔ خود مسئله دارند. این عناصر میتوانستند شبکهای پیچیده از دیدگاهها بسازند و بحران را از زوایای گوناگون بررسی کنند. بااینهمه، فیلم در سامان دادن این مواد همیشه موفق نیست.
بعضی مسیرها ناتمام میمانند و بعضی لحظات مهم، پیش از آنکه از نظر احساسی جا بیفتند، به صحنهٔ بعدی واگذار میشوند. ضرباهنگ نیز میان مکثهای روزمره و جهشهای ناگهانی تغییر میکند. این نوسان گاهی با بیقراری شخصیتها همخوان است، اما در جاهایی بیشتر نشانهٔ آن است که روایت نمیداند کدام بخش را باید بسط دهد.
تماشاگر میتواند خط اصلی را دنبال کند، ولی انتظار دارد پیامدهای بحران با دقت بیشتری در زندگی همهٔ اعضای خانواده رسوب کند؛ انتظاری که فیلم فقط بخشی از آن را برآورده میسازد. ارزش تماشا و مخاطب مناسب تماشای فیلم بیش از هر چیز به علاقهٔ مخاطب به کمدیـدرامهای خانوادگی و بازیگران آن وابسته است.
فضای صمیمی، موقعیت نامتعارف و برخوردهای گروهی، برای کسانی که از داستانهای خانوادگیِ آمیخته با طنز تلخ لذت میبرند، جذابیتهایی دارد. همچنین، فیلم میتواند زمینهای برای گفتوگو دربارهٔ مرز میان خواستهٔ فردی و مسئولیت در برابر نزدیکان فراهم کند؛ هرچند خودش این بحث را با عمق و پیگیری کافی پیش نمیبرد.
« این عناصر میتوانستند شبکهای پیچیده از دیدگاهها بسازند و بحران را از زوایای گوناگون بررسی کنند. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، مخاطبی که به شخصیتپردازی دقیق، تحول تدریجی رابطهها و پیامدهای روانیِ جدی نیاز دارد، احتمالاً با کمبودهایی روبهرو میشود. فیلم ایدهای پرتنش را برمیگزیند، اما گاه از پرداختن به دشوارترین پرسشهای همان ایده فاصله میگیرد. این فاصله، نه جذابیت بازیگران را نفی میکند و نه لحظههای لطیف فیلم را؛ بلکه توضیح میدهد چرا نتیجه، با وجود ظرفیت فراوان، یکدست و ماندگار از کار درنمیآید.
جمعبندی «The Oranges» تصویری گرم از زندگی حومهنشین را با بحرانی عاطفی و اخلاقی درهم میآمیزد و از بازیهای گروهی هماهنگ، لحظههایی دلنشین و سرگرمکننده میسازد. بااینحال، شخصیتهای کمعمق، رابطههایی که بهاندازهٔ کافی پرورده نمیشوند و لحنی سرگردان میان کمدی و درام، مانع از آناند که ماجرای مرکزی به نیروی احساسی لازم دست یابد.
فیلم اثری بیجاذبه نیست؛ اما بیشتر بهواسطهٔ موقعیت و بازیگرانش به یاد میماند تا بهسبب کاوشی ژرف در خانواده، میل و پیامدهای انتخاب.
« فیلم ایدهای پرتنش را برمیگزیند، اما گاه از پرداختن به دشوارترین پرسشهای همان ایده فاصله میگیرد. »
ثبت دیدگاه