نقد و بررسی
نقد اختاپوس (The Octopus) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراث سریالی در قالب یک تریلر جنایی «The Octopus» که با نام ایتالیایی «La piovra» شناخته میشود، سریالی ایتالیایی است که از ۱۹۸۴ آغاز شد و روایتش در فصلهای متعدد گسترش یافت. فصل نخست، به کارگردانی Damiano Damiani، هستهای جنایی و سیاسی دارد: مواجهه با مافیایی که نفوذش از شبکههای محلی فراتر میرود و به عرصههای اقتصادی و قدرت رسمی میرسد.
تعبیر «اختاپوس» تنها نامی برای این دستگاه تبهکار نیست؛ استعارهای است از نیرویی که بازوهایش را در نهادهای گوناگون میگستراند و مقابله با یک شاخهاش را به معنای رویارویی با تمام پیکره میسازد. فساد، قدرت و سازوکار ترس جذابیت محوری اثر در این است که جرم را به چند چهره خشن یا چند معامله پنهانی محدود نمیکند.
مافیا در این جهان، نظمی موازی میسازد: پول و تهدید، وفاداری و منفعت را به هم گره میزنند و مرز میان قانون و بیقانونی را تیره میکنند. در نتیجه، خطر فقط از سوی جنایتکارانی نمیآید که آشکارا قانون را زیر پا میگذارند؛ گاه از کسانی سر برمیآورد که در ظاهر در ساختار رسمی جا گرفتهاند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سریال با این نگاه، مبارزه با فساد را از تعقیب یک مجرم فراتر میبرد و آن را به آزمونی برای فهم قدرت بدل میکند. استعاره اختاپوس همچنین مقیاس داستان را تعیین میکند. آنچه ابتدا ممکن است پروندهای مشخص به نظر برسد، کمکم تصویری از پیوندهای گستردهتر میسازد. همین گسترش، حس توطئه و بیاعتمادی را زنده نگه میدارد: هیچ رابطهای لزوماً بیطرف نیست و هر کشف تازه میتواند معنای رویدادهای پیشین را تغییر دهد.
این جهانبینی تیره، هستهای نیرومند برای درام فراهم میآورد، هرچند گاهی پیچیدگی شبکهها به بهای وضوح روایت تمام میشود. تعلیق و گرههای روایی اثر با رازآلودگی و تأخیر در آشکارکردن اطلاعات، مخاطب را به دنبالکردن نشانهها فرامیخواند. هر گره، پرسشی تازه میسازد و پاسخها معمولاً به جای آنکه پرونده را کاملاً ببندند، راهی به لایهای دیگر باز میکنند.
این شیوۀ روایت با مضمون اصلی سازگار است: در برابر دستگاهی که بر پنهانکاری و واسطهگری استوار است، حقیقت یکباره و بیهزینه آشکار نمیشود. بااینحال، همین انباشت گرهها گاه به نقطهضعف بدل میشود. شخصیتها، منافع و پیوندهای متعدد ممکن است دنبالکردن خط اصلی را دشوار کنند؛ تماشاگر باید پیوسته به یاد داشته باشد چه کسی از چه چیزی سود میبرد و کدام افشاگری به کدام رابطه مربوط است.
« سریال با این نگاه، مبارزه با فساد را از تعقیب یک مجرم فراتر میبرد و آن را به آزمونی برای فهم قدرت بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
پیچیدگی در بهترین لحظات، جهان اثر را زنده و چندلایه میکند؛ در لحظاتی دیگر، به ازدحامی از اطلاعات میانجامد که اثرگذاری عاطفی صحنهها را کاهش میدهد. شخصیتها در سایۀ یک امپراتوری درام زمانی جان میگیرد که سازوکار جنایت را از خلال انسانهایی نشان میدهد که در برابر آن قرار گرفتهاند یا ناخواسته درون مدارش گرفتار شدهاند.
شخصیت محوری فصل نخست، کمیسر Corrado Cattani با بازی Michele Placido است؛ حضور او به روایت یک نقطۀ اتکای انسانی میدهد و تلاش برای ایستادگی در برابر فساد را از مفهومی انتزاعی به تجربهای شخصی تبدیل میکند. اثر از قهرمانسازی ساده فاصله میگیرد. در چنین جهانی، شجاعت الزاماً به پیروزی روشن نمیانجامد و درستکاری نیز مصونیت نمیآورد.
فشار بر شخصیتها فقط بیرونی نیست؛ روی روابط، انتخابها و امکان حفظ زندگی عادی نیز سایه میاندازد. این نگاه، کشمکش اخلاقی را ملموس میکند: پرسش تنها این نیست که چه کسی قانون را نقض کرده، بلکه این است که ایستادگی در برابر قدرتی فراگیر چه هزینهای بر فرد و نزدیکانش تحمیل میکند. در عین حال، گستردگی داستان گاه مجال نمیدهد که همۀ چهرهها به یک اندازه عمق پیدا کنند.
« در چنین جهانی، شجاعت الزاماً به پیروزی روشن نمیانجامد و درستکاری نیز مصونیت نمیآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضا، لحن و موسیقی فضاسازی اثر بر احساس ناامنی و مراقبت دائمی تکیه دارد. جهان داستان چنان طراحی شده که آرامش، شکننده و موقت به نظر میرسد؛ حتی لحظههای سکون نیز میتوانند مقدمهای برای تهدیدی تازه باشند. این حس، تعلیق را از رویدادهای پرهیجان فراتر میبرد و به بافت روزمرۀ روایت میآورد.
فضای تلخ و خشونتبار سریال با موضوع آن تناسب دارد، اما تماشای پیوستۀ چنین جهانی ممکن است خستهکننده شود؛ زیرا مجال چندانی برای فاصلهگرفتن از فشار عاطفی باقی نمیماند. موسیقی نیز در ساخت این لحن سهم دارد. آهنگساز فصل نخست، Riz Ortolani است و در فصلهای بعد Ennio Morricone و سپس Paolo Buonvino در شکلدادن به موسیقی مجموعه نقش داشتهاند.
این تغییرها با ماهیت چندفصلی اثر همخواناند: مجموعه در طول زمان گسترش مییابد و چهرههای خلاق متفاوتی در آن حضور پیدا میکنند. موسیقی، در کنار فضای تصویری، به ایجاد حس تهدید و سنگینی کمک میکند، بیآنکه لازم باشد هر لحظه تنش را با هیجان آشکار تشدید کند. ریتم و فرسایش تماشاگر ریتم سریال یکدست نیست.
« فضا، لحن و موسیقی فضاسازی اثر بر احساس ناامنی و مراقبت دائمی تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
گرههای پیدرپی و لحظات پرتنش، حرکت داستان را پیش میرانند، اما بعضی بخشها آهستهتر پیش میروند و زمان بیشتری صرف تثبیت روابط و فضای سیاسی میکنند. این مکثها گاهی به روایت امکان میدهند پیامدهای فساد را از سطح حادثه به سطح زندگی روزمره منتقل کند؛ گاهی نیز طولانیشدن صحنهها از شدت کشش میکاهد.
بنابراین، «ریتم مناسب» را نمیتوان ویژگی ثابت تمام لحظات دانست: اثر در اوجهایش پرکشش است، اما در بخشهایی از مخاطب صبر و توجه میطلبد. تلخی مداوم نیز بخشی از همین فرسایش است. خشونت، تهدید و بیاعتمادی صرفاً چاشنی هیجان نیستند، بلکه فضای غالب داستان را میسازند. این انتخاب از نظر مضمونی مؤثر است، اما برای مخاطبی که به دنبال سرگرمی سبک یا گشایشی پیوسته باشد، تجربهای سنگین خواهد بود.
قوت سریال در انسجام تلخاندیشانۀ آن است؛ محدودیتش نیز در اینکه این لحن گاه فرصت تنفس را از تماشاگر میگیرد. جمعبندی «The Octopus» در فصل نخست، تریلری جنایی است که از تعقیب مجرم فراتر میرود و شبکههای قدرت، ثروت و فساد را موضوع اصلی خود قرار میدهد. رازآلودگی، گرهافکنی و فضای تهدیدآمیز آن کششی ماندگار میآفرینند و استعاره اختاپوس به روایت چارچوبی روشن و مناسب میدهد.
« خشونت، تهدید و بیاعتمادی صرفاً چاشنی هیجان نیستند، بلکه فضای غالب داستان را میسازند. »
جمعبندی
در برابر این امتیازها، پیچیدگی روایی، کندی بعضی بخشها و سنگینی خشونت میتوانند تجربه را دشوار کنند. ارزش اثر بیش از آنکه در سادگی یا شتاب روایت باشد، در تصویری است که از فساد بهمثابۀ نیرویی ریشهدار و چندلایه میسازد. این سریال برای تماشاگرانی جذابتر خواهد بود که از درامهای جنایی سیاسی، شخصیتهای زیر فشار و روایتهای مبتنی بر توطئه و پیامدهای اخلاقی استقبال میکنند؛ و برای آنان که چنین آثاری را میپسندند، همین جهان تیره و پرپیچوخم منشأ اصلی گیرایی آن است.
« در برابر این امتیازها، پیچیدگی روایی، کندی بعضی بخشها و سنگینی خشونت میتوانند تجربه را دشوار کنند. »
ثبت دیدگاه