نقد و بررسی
نقد شب قبل (The Night Before) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جهان فیلم «The Night Before» ساختهٔ Jonathan Levine، کمدی کریسمسیای است که زیر ظاهر پرهیاهوی خود به پرسشی ساده اما عاطفی میپردازد: چه بر سر دوستیهای قدیمی میآید، وقتی زندگی هر یک از دوستان راهی جداگانه پیش میگیرد؟ Ethan، Isaac و Chris سالهاست شب کریسمس را در نیویورک کنار هم میگذرانند و رسمشان را به آیینی سالانه بدل کردهاند.
این بار، با احتمال پایانیافتن سنت، تصمیم میگیرند شبی بهیادماندنی بسازند و در جستوجوی مهمانی افسانهای کریسمس راهی شهر شوند؛ جستوجویی که فرصتی فراهم میکند تا هم از موقعیتهای کمیک بهره گرفته شود و هم تنشهای میان این سه دوست آشکارتر گردد. دوستی در آستانهٔ تغییر قلب فیلم نه مهمانی، بلکه رابطهٔ سه شخصیت است.
هر یک در مرحلهای متفاوت از زندگی ایستاده و همین تفاوت، به شب مشترکشان هم گرما میبخشد و هم اندکی اندوه. عادتهای قدیمی، شوخیهای خصوصی و آشنایی دیرینهٔ این دوستان با یکدیگر، حس رابطهای ساختهشده در طول زمان را منتقل میکند؛ بنابراین صمیمیتشان صرفاً ادعایی در گفتوگوها نیست، بلکه در واکنشها و کلکلهایشان نیز دیده میشود.
« دوستی در آستانهٔ تغییر قلب فیلم نه مهمانی، بلکه رابطهٔ سه شخصیت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این ظرفیت عاطفی برای ساختن تضادی مؤثر استفاده میکند: سنتی که زمانی پناهگاه و مایهٔ شادی بوده، اکنون ممکن است به مانعی در برابر تغییر بدل شود. هرچند این تعارض گاهی زیر حجم شوخیها کمرنگ میشود، همین ایده به فیلم چیزی بیش از یک ماجرای شلوغ شبانه میدهد. «The Night Before» در بهترین لحظاتش دربارهٔ دشواری پذیرفتن بزرگشدن دوستان و شکل تازهٔ پیوند با آنان است.
بازیها و هماهنگی گروهی Joseph Gordon-Levitt، Seth Rogen و Anthony Mackie ترکیبی هماهنگ میسازند. تفاوت انرژی و منش اجراییشان به هر یک از سه دوست رنگی جداگانه میدهد، اما بازیگران همزمان حس یک گروه آشنا را حفظ میکنند؛ گویی شوخیها از رابطهای مشترک میجوشند، نه از رشتهای از تکگوییهای جداگانه.
همین هماهنگی، صحنههای کمدی را زنده و پرتحرک نگه میدارد. Seth Rogen با لحن خاص و واکنشهای اغراقآمیز خود، بخش مهمی از نیروی کمیک فیلم را تأمین میکند؛ در مقابل، Joseph Gordon-Levitt به نقش Ethan حالتی مرددتر و درونگراتر میدهد. Anthony Mackie نیز با اعتمادبهنفس و سرزندگی حضورش، تعادل گروه را کامل میکند.
« هرچند این تعارض گاهی زیر حجم شوخیها کمرنگ میشود، همین ایده به فیلم چیزی بیش از یک ماجرای شلوغ شبانه میدهد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران مکمل، از جمله Jillian Bell و Michael Shannon، در لحظاتی به فیلم انرژی تازه میدهند، هرچند حضور برخی از آنان بیشتر بر مبنای فرصتهای کوتاه کمیک استوار است تا شخصیتپردازی گسترده. طنز و حالوهوای کریسمسی طنز فیلم بر اغراق، آشفتگی و برخورد موقعیتهای نامتعارف با نشانههای آشنای تعطیلات بنا شده است.
کریسمس در اینجا صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ حالوهوای جشن و انتظار، در کنار نگرانی از پایان یک سنت، به ماجرا رنگی دوگانه میدهد. فیلم از یک سو میخواهد مخاطب را با شوخیهای پرشمار سرگرم کند و از سوی دیگر، از معنای خاطرهها و همراهی دوستان حرف بزند. این آمیزه در بخشهایی دلنشین از کار درمیآید.
فضای شهر و جستوجوی مهمانی، امکان رفتوآمد میان موقعیتهای گوناگون را فراهم میکند و فیلم از برخورد سه شخصیت با محیط پیرامونشان انرژی میگیرد. بااینحال، شوخیها همیشه به یک اندازه مؤثر نیستند. برخی gagها چنان بر تکرار یا بیپروایی تکیه دارند که تازگیشان زود از میان میرود. در نتیجه، آنچه در ابتدا جسورانه و پرجنبوجوش به نظر میرسد، گاه به انباشت شوخیهایی بدل میشود که فرصت مکث یا رشد ندارند.
« این آمیزه در بخشهایی دلنشین از کار درمیآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت و ساختار ساختار فیلم همچون یک شب پرحادثه پیش میرود و هر برخورد تازه قرار است مسیر جستوجو را پیچیدهتر یا خندهدارتر کند. این الگو با ماهیت ماجراجویانهٔ قصه تناسب دارد، اما بهتدریج پراکندگی هم ایجاد میکند. فیلم میان روابط شخصی، ماجرای مهمانی، دغدغههای خانوادگی و لحظات کمدی رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه روشن کند کدام خط داستانی باید محور اصلی باشد.
در نتیجه، چند ایدهٔ امیدوارکننده مطرح میشوند، اما مجال کافی برای بسط پیدا نمیکنند. دغدغهٔ تغییر در دوستیها میتوانست عمق بیشتری بیابد؛ برخی روابط جانبی نیز ظرفیت پرداختی فراتر از نقش کارکردی خود دارند. بااینحال، فیلم اغلب شتاب میگیرد تا به موقعیت کمدی بعدی برسد. همین انتخاب باعث میشود روایت در مقاطعی سرگرمکننده اما کمتمرکز جلوه کند.
ریتم، تدوین و انسجام لحن ریتم «The Night Before» یکدست نیست. بخشهایی از فیلم با انرژی و سرعت پیش میروند، اما در بخشهای دیگر، شوخیها یا موقعیتها بیش از اندازه کش میآیند. گاهی نیز فیلم ناگهان از آشوب کمیک به لحظهای جدیتر میرسد، بیآنکه گذار میان این دو لحن کاملاً طبیعی باشد.
« این الگو با ماهیت ماجراجویانهٔ قصه تناسب دارد، اما بهتدریج پراکندگی هم ایجاد میکند. »
قوتها و کاستیها
این نوسان، هم بر تأثیر عاطفی صحنهها اثر میگذارد و هم باعث میشود برخی بخشها شتابزده یا نامتناسب به نظر برسند. تدوین میکوشد حرکت پیوستهٔ یک شب پرماجرا را حفظ کند، اما فراوانی موقعیتها به انسجام کلی کمکی نمیکند. فیلم چند بار به یک شوخی یا الگوی طنز بازمیگردد، درحالیکه میتوانست با حذف یا کوتاهکردن برخی لحظات، نیروی بیشتری به بخشهای عاطفی و شخصیتمحور بدهد.
پیامد این انتخاب آن است که تماشاگر گاه بیشتر با مجموعهای از ماجراها روبهروست تا روایتی که هر جزء آن بهروشنی در خدمت یک مسیر مشترک باشد. مضمون رشد و خاطره در لایهٔ زیرین کمدی، فیلم دربارهٔ فاصلهای است که میان خاطرهٔ جوانی و واقعیت زندگی روزمره شکل میگیرد. تکرار یک سنت میتواند دوستان را به هم پیوند دهد، اما ممکن است در برابر نیازهای تازهٔ آنان نیز مقاومت کند.
فیلم با این موقعیت، حسرتِ گذشته را به رسمیت میشناسد، بیآنکه کاملاً در آن متوقف شود. ارزش این نگاه در سادگیاش است: بزرگشدن الزاماً به معنای بیاهمیتشدن دوستی نیست، اما ادامهٔ رابطه ممکن است به شکلی متفاوت نیاز داشته باشد. بااینهمه، مضمون گاهی بیش از آنکه از دل رفتار شخصیتها بیرون بیاید، در گفتوگوها توضیح داده میشود.
« تدوین میکوشد حرکت پیوستهٔ یک شب پرماجرا را حفظ کند، اما فراوانی موقعیتها به انسجام کلی کمکی نمیکند. »
جمعبندی
این گرایش، بهویژه در بخشهای پایانی، از ظرافت اثر میکاهد. فیلم وقتی مؤثرتر است که احساسات را در مکثها، نگرانیها و شوخیهای میان دوستان بگذارد؛ هرجا که ناچار میشود منظور خود را بهصراحت شرح دهد، بخشی از نیروی طبیعیاش را از دست میدهد. جمعبندی «The Night Before» کمدی کریسمسیای گرم و پرتحرک است که بهترین داراییاش، باورپذیری رابطهٔ سه دوست و هماهنگی بازیگران اصلی است.
حالوهوای جشن، شوخیهای فراوان و ایدهٔ وداع با سنتی قدیمی، فیلم را به تماشایی سرگرمکننده و گاه صمیمی بدل میکند. در مقابل، پراکندگی روایت، نوسان ریتم و تکرار برخی شوخیها مانع میشود که ظرفیت عاطفی داستان بهتمامی شکوفا شود. پایانبندی نیز با توضیحدادن بیش از اندازه و جمعکردن چند خط داستانی، از آن لطافت و ایجازی که رابطهٔ دوستانهٔ فیلم طلب میکند فاصله میگیرد.
با وجود این نارساییها، فیلم برای مخاطبی که کمدیهای تعطیلاتیِ پرانرژی را دوست دارد، تجربهای دلنشین است؛ اثری که یادآور میشود خاطرهٔ یک شب، گاهی بیش از خودِ مهمانی در ذهن میماند.
« این گرایش، بهویژه در بخشهای پایانی، از ظرافت اثر میکاهد. »



ثبت دیدگاه