نقد و بررسی
نقد پاپ جدید (The New Pope) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان معجزه و نمایش «پاپ نو» دنبالهای است که از تقلید مسیر پیشین خود پرهیز میکند. سریال بار دیگر به واتیکان بازمیگردد، اما این بار نه برای بازسازی همان افسانه، بلکه برای وارسیِ جهانی که پس از غیبت مرکز ثقلش در تعلیق مانده است. پیوس سیزدهم در کماست؛ پیکری خاموش که همچنان حضوری سنگین دارد، و در همین خلأ، سر جان برانوکس به مقام پاپی میرسد و نام ژان پل سوم را برمیگزیند.
این جابهجایی، فقط تغییر یک چهره نیست؛ پرسشی است درباره اینکه اقتدار دینی از کجا میآید: از ایمان، از آیین، از تصویر، یا از نیاز مردم به داشتن کسی که به جای آنان سخن بگوید؟ سریال به جای پاسخگویی روشن، این پرسش را به صحنهای برای تناقض، طنز و تأمل بدل میکند. جهان آن همزمان باشکوه و پوچ، آیینی و نمایشی، جدی و آگاهانه مضحک است.
همین دوگانگی، موتور اصلی «پاپ نو» به شمار میرود. پاپی تازه در سایه پاپ پیشین جان برانوکس با تصویری کاملاً متفاوت از پیوس سیزدهم وارد واتیکان میشود. او اشرافزادهای انگلیسی، فرهیخته و میانهرو است؛ شخصیتی که وقار و ظرافت رفتارش، در نگاه نخست، نوید نوعی آرامش میدهد. اما مقام پاپی در این سریال پناهگاهی برای سکون نیست.
« میان معجزه و نمایش «پاپ نو» دنبالهای است که از تقلید مسیر پیشین خود پرهیز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برانوکس باید در نهادی قدم بگذارد که مناسبات قدرت، خاطرهها و انتظارهای متضاد در آن به هم گره خوردهاند. هر حرکتش، حتی سکوتش، در معرض تفسیر قرار میگیرد. در برابر او، پیوس سیزدهم همچنان نیرویی زنده در ذهن دیگران است، هرچند در کما به سر میبرد. غیبت او از نوعی حضور ساخته شده است: دیگران دربارهاش حرف میزنند، تصمیمهایشان را با او میسنجند و از سایهاش تأثیر میپذیرند.
سریال از این وضعیت بهره میگیرد تا نشان دهد قدرت همیشه به حضور فیزیکی وابسته نیست؛ گاهی یک تصویر، یک خاطره یا یک اسطوره از صاحب خود نیرومندتر میشود. طنزی که تقدس را به چالش میکشد طنز «پاپ نو» صرفاً برای خنداندن نیست. سریال با اغراقهایش، آیینها و سازوکارهای قدرت را از حالت بدیهی بیرون میآورد و به تماشاگر اجازه میدهد آنها را از فاصلهای تازه ببیند.
واتیکان در این جهان، هم مکانی مقدس است و هم صحنهای برای رقابت، خودنمایی و سوءتفاهم. این نگاه، نه به هجو ساده فروکاسته میشود و نه حرمت موضوع را یکسره کنار میگذارد؛ جذابیتش در حفظ همین تنش است. گاهی شوخیها چنان جسورانهاند که مرز میان امر والا و امر مضحک را محو میکنند. در چنین لحظاتی، سریال از مخاطب میخواهد با دو واکنش متضاد کنار بیاید: خنده و حیرت.
« برانوکس باید در نهادی قدم بگذارد که مناسبات قدرت، خاطرهها و انتظارهای متضاد در آن به هم گره خوردهاند. »
شخصیتها و اجرا
این روش همیشه یکسان اثر نمیکند؛ برخی صحنهها چنان بر اغراق تکیه دارند که ممکن است بیش از اندازه شلوغ یا خودآگاه به نظر برسند. بااینحال، همین بیپروایی است که به اثر هویتی متمایز میدهد و آن را از درامی متعارف درباره نهادهای مذهبی جدا میکند. بازیها و گفتوگوها یکی از مهمترین امتیازهای مجموعه، حضور بازیگرانی است که میتوانند لحن دوگانه آن را حفظ کنند: هم جدی باشند و هم به شکلی ظریف، فاصله خود را با شکوه نمایشی پیرامونشان نشان دهند.
تقابل جود لا و جان مالکوویچ، حتی هنگامی که یکی از آنها بیشتر در قالب خاطره و انتظار حضور دارد، به سریال نیرویی نمایشی میبخشد. سیلویو اورلاندو نیز در نقش کاردینال وویلو، حضوری پررنگ و اثرگذار دارد؛ شخصیتی که میتواند در یک لحظه خندهآور، حسابگر یا بهطرزی غیرمنتظره انسانی باشد. دیالوگها از نقاط درخشان «پاپ نو» هستند.
جملهها اغلب چنان صیقلخوردهاند که گویی برای ماندن در ذهن ساخته شدهاند؛ اما این آراستگی صرفاً زینت گفتوگو نیست. کلام در این سریال ابزار قدرت است: شخصیتها با آن موضع میگیرند، خود را پنهان میکنند، دیگری را میآزمایند و گاهی حقیقتی را ناخواسته آشکار میسازند. گفتوگوها بهندرت فقط اطلاعات داستانی منتقل میکنند؛ آنها بخشی از نمایش شخصیت و جهانبینیاند.
« دیالوگها از نقاط درخشان «پاپ نو» هستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، موسیقی و آیینهای بصری «پاپ نو» بیش از آنکه تنها با روایت پیش برود، با تصویر فکر میکند. قابها اغلب ترکیبی از شکوه، انزوا و نوعی زیبایی نامتعارفاند؛ چیدمان فضاها و حرکت شخصیتها، حالوهوایی میآفریند که به رؤیا یا مراسمی رازآلود نزدیک میشود. واتیکان در این قابها فقط پسزمینه نیست؛ به نیرویی تبدیل میشود که شخصیتها را احاطه میکند و بر رفتارشان اثر میگذارد.
موسیقی نیز در ساخت این جهان نقش اساسی دارد. گاه بر شکوه صحنه میافزاید و گاه با انتخابی نامنتظر، فاصلهای طنزآمیز میان آنچه میبینیم و احساسی که انتظار داریم ایجاد میکند. همراهی موسیقی و تصویر، به سریال امضایی شنیداری و دیداری میدهد و بسیاری از لحظههایش را حتی پس از پایان هر قسمت در ذهن نگه میدارد.
این زیبایی، بااینحال، همیشه در خدمت وضوح داستان نیست؛ گاهی جلوهگری بصری چنان پیش میرود که مخاطب بیش از آنکه مسیر روایت را دنبال کند، به تماشای خودِ تصویر مشغول میشود. نمادهایی برای تفسیر، نه حل معما نمادپردازی در «پاپ نو» گسترده و عامدانه مبهم است. اشیا، لباسها، حرکات آیینی و تصویرهای غیرمنتظره میتوانند بیش از یک معنا داشته باشند؛ بعضی نشانهها به ایمان و مرگ اشاره میکنند، بعضی به میل انسان برای دیدهشدن و بعضی نیز صرفاً بر غرابت فضای داستان میافزایند.
« تصویر، موسیقی و آیینهای بصری «پاپ نو» بیش از آنکه تنها با روایت پیش برود، با تصویر فکر میکند. »
قوتها و کاستیها
سریال برای هر تصویر، کلیدی قطعی در اختیار تماشاگر نمیگذارد. از همین رو، برداشتها میتوانند متفاوت و حتی متضاد باشند. این ابهام از یک سو با لحن رؤیایی اثر سازگار است و از سوی دیگر ممکن است دنبالکردن روایت را دشوار کند. مخاطبی که انتظار دارد هر نشانه به نتیجهای روشن برسد، احتمالاً با لحظههایی از سردرگمی روبهرو میشود.
اما «پاپ نو» بیشتر به ساختن تجربهای تفسیربردار علاقه دارد تا حلکردن معماهایش. باید پذیرفت که همه نمادها الزاماً به معنایی واحد نمیرسند؛ گاهی اهمیتشان در همان تأثیری است که بر فضا و احساس مخاطب میگذارند. ریتمی نامتوازن، اما آگاهانه ساختار سریال همیشه شتابی یکدست ندارد. بعضی بخشها با مکثهای طولانی، گفتوگوهای تأملی و صحنههایی پیش میروند که بیش از آنکه داستان را جلو ببرند، حالوهوایی خاص میسازند.
این کندی گاه به اثر مجال میدهد تا تنش و اندوه را رسوب دهد؛ گاه نیز احساس کشآمدن پدید میآورد و تمرکز روایت را کم میکند. از سوی دیگر، سریال در لحظههایی ناگهان به سوی اغراق، شلوغی یا چرخشی غیرمنتظره میجهد. این تضاد میان سکون و انفجار، بخشی از شیوه بیانی آن است، اما همیشه به تعادل نمیرسد.
« سریال برای هر تصویر، کلیدی قطعی در اختیار تماشاگر نمیگذارد. »
جمعبندی
برای تماشاگرانی که روایت خطی و پیشروی منظم را ترجیح میدهند، این تغییر لحن میتواند فرساینده باشد. در مقابل، کسانی که با روایتهای نامتعارف و صحنههای نمادین همراه میشوند، احتمالاً همین ناپایداری را یکی از سرچشمههای جذابیت مجموعه خواهند یافت. جمعبندی «پاپ نو» دنبالهای است که به جای تکرار موفقیت پیشین، راهی مستقل برای خود میسازد.
طنز جسورانه، بازیهای نیرومند، دیالوگهای ماندگار و زیبایی بصری چشمگیر، آن را به اثری صاحبسبک تبدیل میکنند؛ اثری که جهان مذهبی و سیاسی خود را هم جدی میگیرد و هم از نمایشبودن آن آگاه است. در کنار این امتیازها، ریتم نامتوازن، نمادهای گاه مبهم و اغراقهای سنگین میتوانند فاصلهای میان سریال و بخشی از مخاطبان ایجاد کنند.
بااینهمه، ارزش اصلی مجموعه در یکدستی کامل نیست، بلکه در جسارتش برای آمیختن شکوه و مضحکه، سردی و عاطفه، ایمان و نمایش است. «پاپ نو» تجربهای است که بیش از آنکه پاسخهای قطعی عرضه کند، تماشاگر را در فضایی غریب و تأملبرانگیز نگه میدارد؛ فضایی که در آن حتی سکوت یک پاپ میتواند از سخنرانیهای دیگران بلندتر باشد.
« برای تماشاگرانی که روایت خطی و پیشروی منظم را ترجیح میدهند، این تغییر لحن میتواند فرساینده باشد. »



ثبت دیدگاه