نقد و بررسی
نقد دههٔ نودِ شیطنتآمیز (The Naughty Nineties) | 1945
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به رودخانهٔ میسیسیپی «The Naughty Nineties» کمدیای از سال ۱۹۴۵ به کارگردانی ژان یاربرو است؛ فیلمی که جهان سرگرمیِ رودخانهای را بهانه میکند تا شوخیهای کلامی و بدنیِ آبوت و کاستلو را در دل ماجرایی دربارهٔ فریبکاری و پسگرفتن یک کشتی قرار دهد. در دههٔ ۱۸۹۰، ناخدای مهربان کشتی تفریحیاش را به شهرهای کنار رودخانه میبرد و برای مسافران نمایش اجرا میکند.
ورود چند قمارباز حقهباز، نظم این فضای شناور را بر هم میزند و کشتی را به قمارخانهای دستکاریشده بدل میکند. دکستر، بازیگر اصلی گروه، و سباستین، دستیار کمتجربه و دستوپاچلفتی او، میکوشند به ناخدا کمک کنند مالکیت کشتیاش را پس بگیرد. فیلم از همین کشمکش ساده نیروی حرکتی میسازد: جدینماییِ ماجرا در کنار آشفتگی کمدیِ دو شخصیت اصلی.
قصه؛ چارچوبی برای شوخی روایت فیلم پیچیده نیست و قرار هم نیست معمایی چندلایه پیش روی تماشاگر بگذارد. کشتی، مسافران و اجراهای روی عرشه، ظرفی فراهم میکنند که در آن میتوان هم ماجرای کلاهبرداری را پیش برد و هم میان بخشهای داستانی، صحنههای نمایشی و شوخیهای مستقل جا داد. این انتخاب در بهترین لحظات به سود فیلم تمام میشود: شوخیها بیگانه با قصه نیستند، چون از موقعیت آدمهایی بیرون میآیند که در یک محیط محدود، زیر چشم دیگران، ناچارند هم نقش اجرا کنند و هم با تهدیدی واقعیتر روبهرو شوند.
« در دههٔ ۱۸۹۰، ناخدای مهربان کشتی تفریحیاش را به شهرهای کنار رودخانه میبرد و برای مسافران نمایش اجرا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عین حال، پیوند میان ماجرا و کمدی همیشه به یک اندازه محکم نیست. داستان گاه بیشتر بهانهای برای رسیدن به اجرای بعدی به نظر میرسد تا نیرویی که همهٔ اجزای فیلم را به سوی نتیجهای واحد میبرد. همین نابرابری باعث میشود بعضی بخشها، پس از صحنهای بسیار پرتحرک یا خندهآور، کمجانتر جلوه کنند.
تماشاگرانی که از کمدی کلاسیک انتظار طرحی پرکشش و پیوسته دارند، ممکن است در قسمتهایی احساس کنند فیلم از حرکت میایستد تا نمایش دیگری را عرضه کند. دو بازیگر و سازوکار تضاد هستهٔ اصلی جذابیت فیلم در تضاد میان دکسترِ مغرور و سباستینِ سردرگم شکل میگیرد. بود ابوت با لحنی مطمئن و رفتاری حسابشده، معمولاً نقش کسی را میگیرد که گمان میکند اوضاع را کاملاً میفهمد؛ لو کاستلو در مقابل، با مکثها، واکنشهای شتابزده و برداشتهای نادرست، آن اطمینان را مدام به آشوب میکشد.
خنده از همین شکاف میآید: یکی جمله یا دستور را بهظاهر روشن بیان میکند و دیگری آن را چنان میفهمد که معنای سادهاش از دست میرود. این فرمول زمانی اثرگذار است که فیلم فرصت دهد سوءتفاهم مرحلهبهمرحله رشد کند. واکنشها و تکرارها، بهجای آنکه صرفاً بر سر یک شوخی اصرار کنند، انتظار تماشاگر را میسازند و سپس مسیرش را منحرف میکنند.
« در عین حال، پیوند میان ماجرا و کمدی همیشه به یک اندازه محکم نیست. »
شخصیتها و اجرا
کاستلو در این میان تنها ابزار آشوب نیست؛ اجرای او به موقعیتها نوعی بیپناهی کودکانه میدهد که باعث میشود سردرگمیاش هم خندهدار باشد و هم، به شکلی ملایم، همدلیبرانگیز. ابوت نیز با خونسردیاش ضرباهنگ این بازی را تنظیم میکند. اجرای مشهور و جایگاه آن فیلم بیش از هر چیز با اجرای شناختهشدهٔ «چه کسی در بیس اول است؟» در حافظهٔ بسیاری از تماشاگران مانده است؛ گفتوگویی که بر بازی با نامهای بازیکنان و معنای عادی واژههایی چون «چه کسی» و «چه چیزی» بنا شده است.
نکتهٔ هوشمندانهٔ این صحنه آن است که شوخی فقط بر یک اشتباه ساده تکیه ندارد. هر بار که یکی از دو نفر میکوشد موضوع را روشن کند، جملهٔ تازهای همان ابهام را عمیقتر میکند. ابوت با قطعیت توضیح میدهد و کاستلو با درماندگی واقعینما پیگیر پاسخ میماند؛ حاصل، زنجیرهای از سوءتفاهم است که از منطق گفتوگو نیرو میگیرد.
اجرای صحنه عمداً بر تکرار استوار است، اما تکرار آن بیهدف نیست. هر دور، بخشی از قرارداد کمدی را محکمتر میکند و مخاطب را وامیدارد همزمان با شخصیت سردرگم، قواعد بازی را دنبال کند. با این همه، همین بخش مشهور سایهای بزرگ بر دیگر اجزای فیلم میاندازد. وقتی نقطهٔ اوجِ کمدی تا این اندازه درخشان و مستقل باشد، دشوار است باقی صحنهها در حافظه با همان شدت ثبت شوند.
« ابوت نیز با خونسردیاش ضرباهنگ این بازی را تنظیم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور این اجرا در فیلم، هم بزرگترین امتیاز آن است و هم معیاری سختگیرانه برای سنجیدن لحظات دیگر. نسخهٔ اجراشده در فیلم چنان شناخته شده است که در تالار مشاهیر بیسبال ملی نیز نمایش داده میشود. ریتم، تکرار و نابرابری شوخیها «The Naughty Nineties» از آن کمدیهایی است که بهترین شوخیهایش را با تکیه بر زمانبندی و تکرار به دست میآورد.
یک عبارت، کنش یا سوءتفاهم بازمیگردد و هر بازگشت، بهسبب تغییر جزئی در موقعیت یا شدت واکنشها، امکان خندهای تازه پیدا میکند. فیلم در این لحظهها بهخوبی میداند چگونه انتظار بسازد و آن را به تعویق بیندازد. به همین دلیل، برخی شوخیها حتی پس از آنکه تماشاگر سازوکارشان را فهمیده است، همچنان کار میکنند: لذت فقط در غافلگیری نخست نیست، بلکه در دیدن این است که شخصیتها چگونه بار دیگر به دام همان منطق میافتند.
اما این شیوه همیشه نتیجه نمیدهد. گاهی فیلم ایدهای را بیش از ظرفیتش ادامه میدهد و بهجای افزودن لایهای تازه، تنها آن را طولانیتر میکند. در بخشهایی نیز کیفیت شوخیها یکنواخت نیست؛ لحظههای بسیار موفق کنار موقعیتهایی قرار میگیرند که معمولیترند و ضرباهنگ را کند میکنند. برای همین، تجربهٔ فیلم احتمالاً برای مخاطبی که با سبک کمدی بدنی و کلامیِ این دو بازیگر همراه است، لذتبخشتر از کسی خواهد بود که انتظار شوخیهای فشرده و پیدرپی در سراسر مدت فیلم را دارد.
« حضور این اجرا در فیلم، هم بزرگترین امتیاز آن است و هم معیاری سختگیرانه برای سنجیدن لحظات دیگر. »
قوتها و کاستیها
آوازها و فضای نمایشی محیط کشتی تفریحی به فیلم اجازه میدهد صحنههای آواز و نمایش را بخشی طبیعی از جهان داستان جلوه دهد. مسافران برای سرگرمی به کشتی آمدهاند و اجرای هنری، از ابتدا با کارکرد مکان سازگار است. از این جهت، آوازها صرفاً میانپردههایی بیدلیل نیستند؛ آنها به فضای نمایشی فیلم شکل میدهند و حالوهوای دورهای و رودخانهای آن را تقویت میکنند.
کشتی در این روایت فقط وسیلهٔ سفر نیست، بلکه صحنهای شناور است که نمایش و زندگی روزمره در آن به هم میرسند. بااینحال، حضور پررنگتر آواز در بعضی قسمتها ممکن است برای تماشاگرانی که بیش از هر چیز منتظر کمدی ابوت و کاستلو هستند، وقفهای در مسیر خنده ایجاد کند. اینجا دوباره مسئلهٔ توازن مطرح میشود: موسیقی به جهان فیلم رنگ میدهد، اما هرچه سهمش بیشتر شود، از تراکم شوخیها کاسته میشود.
فیلم در بهترین حالت از این عناصر برای گسترش فضای قصه بهره میگیرد؛ در ضعیفترین حالت، گویی از مدار اصلی کمدی فاصله میگیرد و بازگشت به آن کمی زمان میبرد. جمعبندی «The Naughty Nineties» فیلمی است که ارزش اصلیاش را باید در حضور پرانرژی ابوت و کاستلو، پیوند مناسب بسیاری از شوخیها با قصه، و اجرای ماندگار «چه کسی در بیس اول است؟» جستوجو کرد.
« مسافران برای سرگرمی به کشتی آمدهاند و اجرای هنری، از ابتدا با کارکرد مکان سازگار است. »
جمعبندی
روایت کشتی و قماربازان چارچوبی روشن برای ماجرا فراهم میآورد و فضای نمایشیِ روی عرشه نیز با جنس کمدی فیلم سازگار است. در مقابل، نوسان کیفیت شوخیها، کشآمدن بعضی موقعیتها و کمرنگشدن کمدی در بخشهایی از فیلم مانع میشود که همهٔ اجزا به یک اندازه جذاب باشند. این اثر بیش از آنکه کمدیای بیوقفه و کاملاً یکپارچه باشد، مجموعهای از لحظههای موفق درون داستانی ساده است؛ لحظههایی که بعضی از آنها بهواسطهٔ اجرای دو بازیگر از زمانهٔ خود فراتر رفتهاند.
تماشای فیلم برای علاقهمندان به کمدی کلاسیک و سبک گفتوگومحور ابوت و کاستلو تجربهای ارزشمند است، بهویژه اگر انتظار نداشته باشند همهٔ صحنهها به درخشندگی بخش مشهور آن باشند. قدرت فیلم در همان بازی میان جدیت و آشفتگی نهفته است: دنیایی که میخواهد مرتب و قابلفهم بماند، اما با هر توضیح تازه، کمی بیشتر از کنترل خارج میشود.
ثبت دیدگاه