نقد و بررسی
نقد مهمیز برهنه (The Naked Spur) | 1953
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در تنگنای اخلاق «The Naked Spur» ساختهٔ Anthony Mann، وسترنی است که از همان ابتدا بهجای ساختن تصویری باشکوه از قهرمانی بینقص، توجهش را به مردانی معطوف میکند که انگیزههایشان آمیخته به منفعتطلبی، خشم و نیاز شخصی است. Howard Kemp، شکارچی جایزهای که در پی دستگیری Ben Vandergroat است، مأمور عدالت به معنای متعارف آن نیست؛ دستکم در آغاز، آنچه بیش از هر چیز او را به حرکت درمیآورد پاداشی است که برای تحویل زندانی در نظر گرفتهاند.
این نقطهٔ شروع، نگاه فیلم را از دوگانهٔ آشنای قهرمان و تبهکار دور میکند و پرسشی دشوارتر پیش میکشد: در سرزمینی که هرکس برای خودش میجنگد، مرز میان وظیفه و منفعت کجا قرار دارد؟ قصه، پس از آنکه Kemp برای رسیدن به هدفش ناگزیر به همراهی دو غریبهٔ نامطمئن تن میدهد، به سفری پرتنش بدل میشود.
حالا نه فقط زندانی، بلکه خودِ گروه نیز به آزمون گذاشته میشود؛ زیرا هر شخصیت با خواستهها و زخمهای خودش پا به راه گذاشته است. فیلم در همین چارچوب محدود، نمایشی فشرده از سوءظن، طمع و شکنندگی اعتماد میسازد. «The Naked Spur» اثری از سال ۱۹۵۳ به کارگردانی Mann است و James Stewart، Janet Leigh، Robert Ryan، Ralph Meeker و Millard Mitchell در آن بازی میکنند.
قهرمانی زخمی، نه قهرمانی آرمانی نقشآفرینی James Stewart هستهٔ عاطفی فیلم است. او Kemp را با خشونتی مهارشده و رفتاری عبوس به تصویر میکشد؛ مردی که از همان ظاهر خویشتندارش میتوان دریافت گذشتهاش در اکنون او حضور دارد. Stewart بهجای آنکه شخصیت را با توضیحهای طولانی روشن کند، معنای او را در مکثها، نگاهها و واکنشهای تندش جا میدهد.
« فیلم در همین چارچوب محدود، نمایشی فشرده از سوءظن، طمع و شکنندگی اعتماد میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، مخاطب با قهرمانی روبهرو نیست که از ابتدا بتواند بهسادگی تحسینش کند. جذابیت Kemp درست در تناقضهای اوست: میتوان از تصمیمهایش دلچرکین شد و در همان حال از شدت اراده و پیچیدگیاش چشم برنداشت. این برداشت از نقش، با چهرهٔ آشنای Stewart در بسیاری از فیلمهای دیگر تفاوت دارد.
اینجا صمیمیت و خوشرویی معمول او جای خود را به تلخی و سختگیری داده است. شخصیت گاه چنان اسیر هدفش میشود که تشخیص انگیزهٔ اخلاقی از میل به جبران یا سودجویی دشوار است. همین ابهام، به فیلم امکان میدهد بدون آنکه تماشاگر را به داوری فوری وادارد، قهرمانش را در موقعیتهایی قرار دهد که ارزشهایش را زیر سؤال میبرند.
بازی Stewart نه فقط نقش را پیش میبرد، بلکه لحن کلی اثر را نیز تعیین میکند: فشرده، ناآرام و بیاعتماد. گروهی که اعتماد در آن کالایی ناپایدار است فیلم با چند شخصیت اصلی و فضایی محدود، میدان گستردهای برای نمایش برخورد خصلتها فراهم میکند. Jesse Tate و Roy Anderson در نگاه نخست همراهانی برای رسیدن به مقصد به نظر میرسند، اما همکاری آنها بر پایهٔ اعتماد استوار نیست؛ هر کدام میکوشد جایگاه و سهم خود را در ماجرا حفظ کند.
همین تفاوت میان همراهی ظاهری و انگیزههای پنهان، درگیریها را حتی در صحنههایی که خشونت آشکاری در آنها رخ نمیدهد زنده نگه میدارد. هیچکس کاملاً مطمئن نیست که دیگری در لحظهٔ حساس چه خواهد کرد. در این میان، Ben Vandergroat حضوری تعیینکننده دارد. او تنها کسی نیست که در بند است؛ با هوش و زبان بازیگوش و حسابشدهاش، پیوند میان کسانی را که او را همراهی میکنند نیز میآزماید.
« در نتیجه، مخاطب با قهرمانی روبهرو نیست که از ابتدا بتواند بهسادگی تحسینش کند. »
شخصیتها و اجرا
قدرت فیلم در این است که تنش را فقط به خطر جسمانی وابسته نمیکند. حرفها، پیشنهادها و حتی سکوتها میتوانند رابطهها را تغییر دهند. تماشاگر مدام میسنجد که چه کسی واقعاً بر موقعیت مسلط است و چه کسی تنها چنین وانمود میکند. حاصل، وسترنی است که بیشتر از میدان نبرد، به بازی روانی میان آدمها تکیه دارد.
طبیعت؛ زیباییای که پناه نمیدهد چشماندازهای کوهستانی فیلم صرفاً پسزمینهای تماشایی نیستند. طبیعت در «The Naked Spur» هم شکوه دارد و هم بیاعتنایی: آدمها در برابر آن کوچکاند، اما راهی جز عبور از میانش ندارند. فیلم در مکانهای طبیعی کلرادو و کالیفرنیا فیلمبرداری شده و رنگآمیزی زندهٔ تکنیکالر به منظرهها عمق بصری میبخشد.
این زیبایی به معنای آرامش نیست؛ بیشتر یادآوری میکند که هیچ پناهگاه امنی در دسترس شخصیتها قرار ندارد. آنتونی مان از جغرافیای مسیر برای تشدید احساس فشار استفاده میکند. راه دشوار و دورافتاده، شخصیتها را از نظم زندگی عادی جدا میسازد و آنان را وامیدارد با همان کسانی ادامه دهند که به آنها بدگماناند.
دامنهها و گذرگاهها، حرکت گروه را کند و دشوار میکنند؛ اما همین محدودیت به روایت شکل میدهد. هر مانع طبیعی میتواند به موقعیتی برای آشکار شدن اختلافها بدل شود. فیلم بهجای آنکه با برشهای پرشتاب خطر را القا کند، از تداوم مسیر و دشواری حرکت بهره میگیرد؛ انتخابی که گاه تأثیرگذار و گاه عامدانه کند است.
« قدرت فیلم در این است که تنش را فقط به خطر جسمانی وابسته نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق کمصدا و ریتمی که همیشه تند نیست بزرگترین دستاورد فیلم در حفظ حس خطر است. از آنجا که اعتماد میان شخصیتها پیوسته فرسوده میشود، هر تغییر کوچک در رفتارشان وزن پیدا میکند. خطر همیشه به شکل حادثهای بزرگ ظاهر نمیشود؛ گاهی در این احتمال نهفته است که یکی از همراهان از موقعیت برای تغییر موازنه استفاده کند.
مان تعلیق را مرحلهبهمرحله میپروراند و اجازه میدهد تنش از رابطهها برخیزد، نه فقط از تعقیب و درگیری. این رویکرد برای تماشاگر علاقهمند به درام روانشناختی جذاب است، زیرا هر برخورد میتواند برداشت تازهای از شخصیتها به دست دهد. بااینحال، همین تأکید بر مکث و گفتوگو ممکن است برای برخی مخاطبان به کندی بینجامد.
فیلم در بخشهایی خشک و کمشتاب میشود و روایت همیشه به اندازهٔ ظرفیت ایدهاش کشش ندارد. کسانی که از وسترن انتظار حادثههای پیدرپی یا قهرمانی پرتحرک دارند، ممکن است در میانهٔ مسیر احساس کنند داستان دور خودش میچرخد. این ضعف را نباید نادیده گرفت؛ هرچند بخشی از آن از انتخاب هنری فیلم سرچشمه میگیرد.
اثر میخواهد فرصت دهد بدگمانی رسوب کند، اما همهٔ صحنهها به یک اندازه در پیشبرد درام یا گسترش شخصیتها موفق نیستند. نگاه انتقادی به روابط و زنانگی Lina Patch تنها شخصیت زنِ مهم این گروه است و حضورش از یک سو در مناسبات قدرت میان مردان اثر میگذارد و از سوی دیگر محدودیتهای نگاه فیلم به زنان را آشکار میکند.
« تعلیق کمصدا و ریتمی که همیشه تند نیست بزرگترین دستاورد فیلم در حفظ حس خطر است. »
قوتها و کاستیها
واکنش مردان به او گاه چنان با میل، مالکیتطلبی یا بیاعتنایی درهم میآمیزد که صحنههایی از فیلم میتوانند آزاردهنده باشند. این نکته بهویژه زمانی اهمیت دارد که اثر را جدا از زمانهٔ تولیدش نبینیم: فیلم در برخی لحظات، بهجای آنکه کاملاً از رفتار مردان فاصله بگیرد، همان نگاه ابزاری را بازتاب میدهد.
در عین حال، حضور Lina کاملاً بیاثر یا صرفاً تزئینی نیست. بودن او تعادل گروه را برهم میزند و آشکار میکند که رقابت میان مردان فقط بر سر پول و اختیار نیست؛ نگاه آنان به یکدیگر نیز با نوعی رقابت برای جلب نفوذ و تأیید آمیخته است. اما فیلم همیشه از این امکان بهخوبی بهره نمیبرد و گاهی بیش از اندازه او را در نسبت با خواستههای مردان تعریف میکند.
از همین رو، میتوان هم به کارکرد دراماتیک حضورش توجه داشت و هم محدودیتهای بازنمایی او را نقد کرد. جمعبندی «The Naked Spur» وسترنی متکی بر تعقیب و قهرمانی بیخطا نیست؛ نیروی اصلیاش از کنار هم قرار گرفتن چند شخصیت ناآرام و از فرسایش تدریجی اعتماد میان آنها میآید. James Stewart با بازی عبوس و پیچیدهاش، شخصیتی میسازد که مدتها در ذهن میماند، و Robert Ryan و دیگر بازیگران نیز به فضای بیثبات گروه جان میبخشند.
تصاویر کوهستانی، مسیر دشوار و لحن تلخ فیلم، جهانی را شکل میدهند که در آن زیبایی طبیعت هیچ تضمینی برای امنیت یا رستگاری نیست. اثر البته بینقص نیست: ریتمش در بخشهایی کند میشود، قصه گاه از نظر کشش افت میکند و برخوردش با Lina میتواند مسئلهساز باشد. اما این کاستیها مانع از آن نمیشوند که فیلم به تأملی ماندگار دربارهٔ طمع، رنجش و دشواری تشخیص درست از نادرست بدل شود.
« در عین حال، حضور Lina کاملاً بیاثر یا صرفاً تزئینی نیست. »
جمعبندی
پایانِ تأملبرانگیز آن، بیآنکه لازم باشد جزئیاتش آشکار شود، با تلخی کلی روایت همخوان است و تماشاگر را با پرسشی دربارهٔ آنچه آدمی برای رسیدن به هدفش حاضر است از دست بدهد، تنها میگذارد.



ثبت دیدگاه