نقد و بررسی
نقد معمای دی.بی. کوپر (The Mystery of D.B. Cooper) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی بزرگتر از پاسخ مستند «The Mystery of D.B. Cooper» به سراغ یکی از رازآلودترین پروندههای جنایی آمریکا میرود: مردی که در سال ۱۹۷۱ با نام «دن کوپر» سوار هواپیمایی از پورتلند به سیاتل شد، هواپیما را ربود، پول و چتر نجات خواست و پس از پرواز دوباره، در تاریکی از هواپیما بیرون پرید.
او دیگر دیده نشد و هویت واقعیاش نیز هیچگاه بهطور قطعی روشن نشد. جان داور، کارگردان مستند، بهجای آنکه صرفاً بازسازی خطی این واقعه را پیش ببرد، چهار مظنون را در مرکز روایت میگذارد؛ کسانی که خانواده، دوستان یا آشنایانشان باور دارند با کوپر پیوند داشتهاند. این انتخاب، هم نیروی محرک فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیت آن.
هر مظنون دریچهای تازه به پرونده میگشاید و تماشاگر را به ارزیابی احتمالها وادار میکند؛ اما هر بار که روایت از یک مسیر پیگیرینشده به مسیر دیگر میپیچد، خود معما نیز از مرکز توجه دورتر میشود. فیلم بیش از آنکه پاسخی بجوید، نشان میدهد چگونه یک پرسش بیپاسخ میتواند زندگی آدمها را در خود بگیرد.
پروندهای که به افسانه بدل شد جذابیت ماجرای کوپر فقط در جسارت ربایش یا فرار نامحتمل او خلاصه نمیشود. بخش بزرگی از کشش پرونده از خلأهای آن میآید: مردی که نامش شاید حتی نام واقعیاش نبوده، از هواپیما ناپدید شده و هیچ روایت واحدی نتوانسته جزئیات سرنوشتش را به هم پیوند دهد. فیلم از همین نادانستهها نیرو میگیرد و آنها را به بستری برای طرح پرسشهایی دربارهٔ حافظه، یقین و میل انسان به یافتن معنا تبدیل میکند.
« معمایی بزرگتر از پاسخ مستند «The Mystery of D.B. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، مستند در بررسی خود بیشتر به قصهٔ مظنونان و کسانی که به آنها باور دارند گرایش پیدا میکند تا به بازسازی دقیق و نظاممند پرونده. نتیجه آن است که برای بینندهٔ تازهوارد، جهان ماجرا گسترده و کنجکاویبرانگیز به نظر میرسد؛ اما تماشاگر آشنا با پرونده ممکن است از میزان توجه فیلم به خود شواهد و تاریخچهٔ تحقیق رسمی رضایت چندانی نداشته باشد.
درامِ باورها گاه جای واکاویِ آنچه واقعاً قابل اثبات است مینشیند. چهار مظنون، چهار روایت از یقین ساختار فیلم بر گردآوری روایتهایی بنا شده که در آنها هر مظنون با اطمینانی چشمگیر به چهرهای محتمل بدل میشود. برخی ادعاها از خاطرهای خانوادگی سرچشمه میگیرند، برخی از رفتار یا گذشتهٔ شخص مورد نظر، و بعضی از رویدادهایی که پس از ناپدیدشدن کوپر معنا و اهمیت تازهای یافتهاند.
کنار هم قرار گرفتن این روایتها، بهجای آنکه یک مسیر روشن بسازد، مجموعهای از امکانهای رقیب پدید میآورد. این شیوه تماشاگر را به مشارکت دعوت میکند: باید لحن شاهدان، انسجام خاطرات و فاصلهٔ میان ادعا و مدرک را بسنجد. اما فیلم همیشه این مشارکت را با ابزار کافی پشتیبانی نمیکند. هر روایت با جزئیات و شور خاص خود عرضه میشود، بیآنکه در همهٔ موارد به همان اندازه زیر پرسش برود.
در نتیجه، تماشاگر گاه بیشتر با نیروی اقناعکنندهٔ یک داستان روبهروست تا با سنجشی روشن از اعتبار آن. آرشیو و مصاحبه؛ گذشته در برابر اکنون یکی از جذابیتهای بصری و روایی فیلم، آمیختن تصاویر آرشیوی با گفتوگوهای تازه است. فیلمهای قدیمی، عکسها و یادگارهای دورهٔ وقوع ماجرا، حالوهوایی تاریخی میسازند و فاصلهٔ میان رخداد و بازگوییِ امروز را محسوس میکنند.
« درامِ باورها گاه جای واکاویِ آنچه واقعاً قابل اثبات است مینشیند. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، مصاحبههای معاصر نشان میدهند که پرونده هنوز برای بسیاری از افراد صرفاً موضوعی تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از خاطره، هویت یا حتی رابطهٔ شخصی آنان با گذشته شده است. این برخورد میان دو زمان به فیلم بافتی زنده میدهد. آرشیو ما را به فضای واقعه نزدیک میکند و مصاحبهها به یادآوریِ آن واقعه وزن انسانی میبخشند.
با این همه، تدوین میان روایتها گاهی پراکنده و تکهتکه احساس میشود. جابهجاییهای پیدرپی میان افراد و مظنونان، بهجای تشدید پیوستهٔ تعلیق، ممکن است تمرکز را فرسوده کند؛ بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار دارند اطلاعات هر بخش بهروشنی بر نتیجهٔ بررسی بخش پیشین بنا شود. صدای شاهدان و مسئلهٔ مدرک فیلم به حرفهای کسانی تکیه دارد که خود را به پرونده نزدیک میدانند: اعضای خانواده، دوستان، شاهدان و افرادی که سالها دربارهٔ ماجرا فکر کردهاند.
حضور آنها به مستند صمیمیت و تنوع میدهد و از تبدیل شدن فیلم به گزارشی خشک جلوگیری میکند. گاهی تفاوت میان لحن خونسرد یک شاهد و اطمینان عاطفی یکی از نزدیکان مظنون، بهتنهایی تنشی جذاب پدید میآورد. اما در مستند جنایی، باور صادقانه با حقیقت اثباتشده یکی نیست. فیلم گاه فاصلهٔ میان این دو را بهاندازهٔ کافی برجسته نمیکند.
خاطره میتواند دگرگون شود، نشانهای مبهم میتواند پس از سالها معنایی تازه پیدا کند و روایت خانوادگی ممکن است با گذر زمان به داستانی منسجمتر از واقعیت اولیه بدل شود. مستند این امکانها را پیش چشم میگذارد، ولی همیشه آنها را به بررسی دقیق شواهد پیوند نمیزند. از همین رو، بعضی مصاحبهها بهجای آنکه ادعاها را محک بزنند، صرفاً به گسترش آنها کمک میکنند.
« این برخورد میان دو زمان به فیلم بافتی زنده میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
معنای ناپدیدشدن فیلم در لایهٔ زیرین خود دربارهٔ هویت کوپر نیست، بلکه دربارهٔ نیاز آدمها به داشتن روایتی قطعی از او نیز هست. هر گروه از نزدیکان یا پژوهشگران میخواهد خلأ را با نامی آشنا پر کند؛ گویی پذیرش ناشناختگی دشوارتر از باور به توضیحی ناقص است. این میل، پرونده را از یک معمای جنایی فراتر میبرد و آن را به نمونهای از چگونگی شکلگیری افسانههای جمعی بدل میکند.
در این زمینه، سرگردانی فیلم میان چند مظنون میتواند معنایی فراتر از ضعف ساختاری پیدا کند: شاید همین پراکندگی بازتابی از پراکندگیِ باورها باشد. ولی این خوانش بهتنهایی مشکل تمرکز را برطرف نمیکند. اثر در بعضی لحظهها چنان سرگرم پرسش «کدامیک؟» میشود که فرصت کمتری برای پرداختن به این پرسش میگذارد که چرا جامعه همچنان به این پرونده دل بسته است.
مضمونِ باور و افسانه در فیلم حضور دارد، اما همیشه به اندازهٔ ظرفیتش بسط نمییابد. برای چه تماشاگری؟ برای کسی که با پرونده آشنایی چندانی ندارد، فیلم میتواند مقدمهای سرگرمکننده و سرشار از روایتهای متضاد باشد. تصاویر آرشیوی، مصاحبهها و کنار هم قرار گرفتن مظنونان، راهی آسان برای ورود به ماجرایی پیچیده فراهم میکنند.
لذت تماشا نیز تا حدی از همین امکان میآید که مخاطب خود در ذهنش میان نشانهها داوری کند. اما کسانی که پیشتر پرونده را دنبال کردهاند، احتمالاً اطلاعات تازهٔ فراوان یا تحلیل تحقیقیِ ژرفی نخواهند یافت. مستند بیشتر بر بازگویی روایتها و نمایش اشخاصی تکیه دارد که هر یک به نحوی مدعی نزدیکی به حقیقتاند.
« ولی این خوانش بهتنهایی مشکل تمرکز را برطرف نمیکند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، اثر برای آشنایی اولیه مناسبتر است تا برای کسی که خواهان بررسی منظم مدارک، آزمودن ادعاها و ارزیابی دقیق فرضیههاست. جمعبندی «The Mystery of D.B. Cooper» مستندی تماشایی دربارهٔ پروندهای بهراستی وسوسهانگیز است، اما جذابیت موضوع را همیشه به عمق تحلیلی همسنگ تبدیل نمیکند.
ترکیب تصاویر قدیمی و مصاحبههای تازه، حضور شاهدان و تعدد روایتها به فیلم انرژی میبخشد؛ در مقابل، اتکای پررنگ به گفتههای اطرافیان مظنونان، رفتوآمد میان فرضیهها و کمبود سنجش سختگیرانهٔ شواهد، از انسجام آن میکاهد. فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و نباید از آن انتظار گشودن کامل گره پرونده را داشت.
ارزش اصلیاش در نشان دادن این است که یک ناپدیدشدن چگونه میتواند به میراثی از خاطره، گمانهزنی و یقینهای ناسازگار بدل شود. تماشاگر در پایان با معمایی حلشده روبهرو نیست؛ بلکه با مجموعهای از روایتها تنها میماند و باید خود دربارهٔ نسبت میان باور و مدرک داوری کند.
« فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و نباید از آن انتظار گشودن کامل گره پرونده را داشت. »



ثبت دیدگاه