نقد و بررسی
نقد قاتل در شماره ۲۱ زندگی میکند (The Murderer Lives at Number 21) | 1942
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاهی میان معما و کمدی «قاتل در خانهٔ شمارهٔ ۲۱ زندگی میکند» ساختهٔ ۱۹۴۲، نخستین فیلم بلند کارگردانیشده بهدست آنری-ژرژ کلوزو است؛ فیلمی فرانسوی که از همان ابتدا میان دو لحن رفتوآمد میکند: معمای جناییِ قتلهای زنجیرهای و کمدیِ موقعیت و شخصیت. بازرس ونس در پی قاتلی است که با نام «آقای دوران» کارتهایی کنار قربانیانش میگذارد.
سرنخی او را به مهمانخانهای در پاریس میکشاند؛ جایی که هر یک از ساکنان میتوانند در نگاه نخست مظنون باشند. این موقعیت آشنا، دستمایهٔ بازیگوشانهای میشود با انتظارهای تماشاگر از داستانهای «چه کسی قاتل است؟»؛ فیلم هم نشانههایی برای دنبالکردن عرضه میکند و هم پیوسته مسیر توجه را به سوی آدمها و رفتارهای نامتعارفشان میبرد.
مهمانخانه بهمثابه صحنهٔ نمایش مهمانخانه فقط محل وقوع ماجرا نیست؛ صحنهای است که شخصیتها بر آن ظاهر میشوند، خود را پنهان میکنند و گاه ناخواسته خصلتهایشان را آشکار میسازند. ساکنان، از حیث خلقوخو و پیشینه، طیفی رنگارنگ میسازند: آدمهایی با حرفهها و عادتهای عجیب، جاهطلبیهای کوچک، غرورهای آسیبپذیر و رازهایی که لزوماً همگی به قتل مربوط نیستند.
همین تفاوتها به فضای داستان جان میدهد و باعث میشود جستوجوی قاتل در میان آنان، هم سرگرمکننده باشد و هم واجد اندکی بدگمانی دائمی. کلوزو از ظرفیت مکانی محدود بهره میگیرد: راهروها، اتاقها و فضاهای مشترک، امکان برخوردهای ناگهانی و سوءظنهای تازه را فراهم میکنند. هرچه ونس بیشتر در این محیط جا میگیرد، مرز میان تماشاگر و بازیگر، میان مشاهدهگر و مظنون، کمرنگتر میشود.
« بازرس ونس در پی قاتلی است که با نام «آقای دوران» کارتهایی کنار قربانیانش میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ساختمان به نوعی جامعهٔ کوچک بدل میگردد؛ جامعهای که در آن همه چیزی برای پنهانکردن دارند، هرچند نه لزوماً چیزی به سنگینی جنایت. ونس و میلا؛ دو نیروی متفاوت ونس با بازی پیر فرنه، کارآگاهی خونسرد و زیرک است که معما را با نوعی فاصلهٔ طعنهآمیز دنبال میکند. او قهرمانی نیست که هر لحظه با نگرانی و هیجان واکنش نشان دهد؛ آرامش و تیزبینیاش به فیلم تعادل میبخشد و در برابر آشفتگی ساکنان، حضوری مهارکننده میسازد.
پنهانشدن او در مهمانخانه، البته فقط ابزار پیشبرد داستان نیست: این وضعیت به او امکان میدهد از نزدیک به رفتار مظنونان بنگرد و در عین حال، خود نیز بخشی از نمایش روزمرهٔ آن مکان شود. میلا، با بازی سوزی دلر، نقطهٔ مقابل اوست؛ پرشور، نمایشی و مشتاق دیدهشدن. حضورش کمدی را پررنگتر میکند و از قالب همراهِ صرفِ کارآگاه بیرون میآید، زیرا میل و انگیزههای شخصی خود را دارد.
رابطهٔ این دو، با کشاکش میان نظم و خودسری، بخش مهمی از انرژی فیلم را تأمین میکند. با این همه، شوخیهای مربوط به میلا گاهی چنان مجال میگیرند که تمرکز از جستوجوی قاتل دور میشود. این نوسان، هم بخشی از جذابیت فیلم است و هم یکی از محدودیتهایش. ریتم، تعلیق و بازی با تماشاگر فیلم با ضرباهنگی چابک پیش میرود و کمتر در یک موقعیت درنگ میکند.
سرنخها، ورود شخصیتها و برخوردهای طنزآمیز، پشت سر هم فضای روایت را تازه میکنند. این شتاب برای یک معمای جمعوجور مناسب است: تماشاگر فرصت مییابد مظنونان را زیر نظر بگیرد، اما فیلم نمیگذارد هر احتمال بیش از اندازه فرسوده شود. هر شخصیت تازه، امکان یک برداشت دیگر را پیش میکشد و هر رفتار مشکوک، هم میتواند قرینهای جنایی باشد و هم صرفاً جلوهای از شخصیتپردازی کمدی.
« میلا، با بازی سوزی دلر، نقطهٔ مقابل اوست؛ پرشور، نمایشی و مشتاق دیدهشدن. »
شخصیتها و اجرا
تعلیق اثر بیش از آنکه بر هراس عریان یا خشونت ممتد تکیه کند، از کنجکاوی و بدگمانی نیرو میگیرد. فضای تیرهٔ قتلها در پسزمینه حضور دارد، اما شوخیها مرتب آن را نرم میکنند. حاصل، نه تریلری تمامعیار و سنگین، بلکه معمایی سرگرمکننده با رگههایی از تیرگی است. این انتخاب لحن، فیلم را سرزنده نگه میدارد، اما ممکن است برای مخاطبی که انتظار تعلیقی پیوسته و فزاینده دارد، از شدت تهدید بکاهد.
کارگردانی و زبان تصویری در مقام نخستین فیلم بلند کلوزو، اثر نشانههایی از علاقهٔ او به میزانسن حسابشده و ایجاد سوءظن از راه جزئیات دارد. دوربین و چینش بازیگران، فضای جمعی مهمانخانه را به شبکهای از نگاهها و واکنشها تبدیل میکنند؛ تماشاگر مدام در حال سنجیدن فاصلهها، مکثها و تغییر رفتارهاست.
سیاهوسفید بودن تصویر نیز به هماهنگی بصری فیلم کمک میکند: تضاد روشنایی و سایه با جهان رازآلود داستان جور است، بیآنکه فیلم به فضای وهمآلودی یکدست و سنگین بدل شود. با این حال، اثر بیش از آنکه به تصویرپردازی پیچیده متکی باشد، بر متن، بازیها و موقعیتهای نمایشی تکیه میکند. این رویکرد در بسیاری از صحنهها مؤثر است، زیرا نگاه تماشاگر را به سوی کنشهای کوچک و شخصیتهای متعدد میبرد.
در جاهایی نیز همین تکیه بر گفتوگو و شوخی، فرصت ساختن تنشی آرام و لایهلایه را محدود میکند. بنابراین، ارزش کارگردانی فیلم را باید بیشتر در مهار گروه بازیگران و حفظ حرکت روایت جستوجو کرد تا در تصویرهایی که بهتنهایی بار تعلیق را بر دوش بکشند. طنز و محدودیتهای معما طنز فیلم از برخورد میان خطر جدی و رفتارهای گاه مضحک شخصیتها پدید میآید.
« تعلیق اثر بیش از آنکه بر هراس عریان یا خشونت ممتد تکیه کند، از کنجکاوی و بدگمانی نیرو میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
یک قاتل ناشناس در شهر آزاد است، اما گروهی از آدمهای خودمحور، عجیب یا نمایشی بخش بزرگی از توجه را به خود اختصاص میدهند. این تضاد، جهان فیلم را از جدیت خشک دور میکند و به آن کیفیتی سبکبال میبخشد. بازیهای رنگارنگ نیز این لحن را تقویت میکنند؛ بازیگرانی چون ژان تیسه، پیر لارکه و نوئل روکِور در مجموعهٔ شخصیتهای متمایز سهم دارند.
در سوی دیگر، سازوکار معما به اندازهٔ ظاهر پرپیچوخم موقعیت، پیچیده نیست. فیلم بر مجموعهای از مظنونان و نشانهها بنا شده، اما آنقدر زمان ندارد که برای هر یک پیشینهای ژرف و مسیر روانشناختی مستقلی بسازد. در نتیجه، تماشاگر آشنا با قواعد داستانهای کارآگاهی ممکن است زودتر از فیلم به چند احتمال مشخص برسد.
چرخش نهایی برای اثرگذاری به منطق معما و بازنگری در نشانههای پیشین وابسته است؛ ازاینرو، بهتر است دربارهٔ کارکردش فقط به این نکته بسنده کرد که فیلم میخواهد برداشتهای مخاطب را دوباره مرتب کند، نه اینکه صرفاً او را با غافلگیری بیمقدمه روبهرو سازد. زمینهٔ تاریخی و لایهٔ اجتماعی تماشای فیلم در پرتو زمان ساخت آن، بُعد دیگری به تجربه میافزاید.
اثر در فرانسهٔ اشغالشده ساخته شد و در چارچوب تولیدات شرکت کنتیننتال فیلمز شکل گرفت؛ شرکتی که در آن دوره زیر ادارهٔ آلمان نازی بود. این زمینه، حضور شخصیتهایی با باورهای اقتدارگرایانه و لحظههایی از هجو سیاسی را معنادارتر میکند، هرچند فیلم در سطح آشکار خود همچنان یک معمای جناییِ سرگرمکننده باقی میماند.
« این تضاد، جهان فیلم را از جدیت خشک دور میکند و به آن کیفیتی سبکبال میبخشد. »
قوتها و کاستیها
برخی تحلیلها در رفتار شخصیتها و لحن کنایهآمیز اثر، نشانههایی از نقد سیاسی میبینند؛ بااینحال، چنین خوانشی را نباید جایگزین تجربهٔ مستقیم فیلم کرد، بلکه بهتر است آن را لایهای افزوده بر روایت دانست. جمعبندی «قاتل در خانهٔ شمارهٔ ۲۱ زندگی میکند» بیش از آنکه اثری متکی بر هراس یا پیچیدگی استثنایی معما باشد، فیلمی خوشریتم و شخصیتمحور است که از برخورد جنایت با شوخی و از گردهمآوردن ساکنانی نامتعارف نیرو میگیرد.
بازیها، فضای مهمانخانه و حضور متضاد ونس و میلا به آن طراوت میبخشند؛ در مقابل، سادگی نسبی مسیر معما، زمان محدود برای پرداخت مظنونان و مداخلهٔ گاهوبیگاه کمدی در تعلیق، از انسجام لحن میکاهد. با این همه، فیلم هم بهعنوان سرگرمیِ کارآگاهیِ موجز کار میکند و هم تصویری اولیه از مهارت کلوزو در ساختن بدگمانی و بازی با انتظار تماشاگر به دست میدهد.
بدون افشای راز مرکزی، میتوان گفت ارزش تماشایش بیش از پاسخ نهایی، در معاشرت با این جمع آشفته و زیرنظرگرفتن بازی ظریف میان خنده و سوءظن است.
ثبت دیدگاه