نقد و بررسی
نقد مغولها (The Mongols) | 1961
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی تاریخی در جامهٔ حماسه «The Mongols» از آن دسته فیلمهایی است که پیش از هر چیز میخواهد تماشاگر را به جهانی پرهیاهو ببرد: لشکرهای سوار، دژهای سنگی، دربارهای آراسته، دسیسههای سیاسی و عشقی که در میان خشونت و بیاعتمادی مجال ظهور مییابد. داستان در روزگار یورش مغولان به لهستان میگذرد؛ چنگیزخان در پی آتشبسی موقت است، حال آنکه پسرش اوگتای سودای ادامهٔ جنگ و گسترش قلمرو را در سر دارد.
در این میان، سرنوشت کراکوف و کوشش یک شاهزادهٔ لهستانی برای جلوگیری از گسترش نبرد، رشتهٔ اصلی ماجراها را شکل میدهد. فیلم در سال ۱۹۶۱ ساخته شد و از همان سنت ماجراجوییهای تاریخی اروپایی پیروی میکند که شکوه بصری و حادثه را بر بازنمایی دقیق تاریخ مقدم میدانستند. کشاکش پدر و پسر؛ سیاست در سایهٔ جاهطلبی هستهٔ بالقوهٔ دراماتیک فیلم در تقابل چنگیزخان و اوگتای نهفته است: یکی خواهان توقفی حسابشده در جنگ است و دیگری صلح را مانعی بر سر راه قدرتطلبی خود میبیند.
این تضاد میتوانست به کاوشی جدی در معنای فرمانروایی، هزینهٔ کشورگشایی و تفاوت میان دوراندیشی و زیادهخواهی بینجامد. فیلم گاه چنین افقی را پیش چشم میآورد، اما بهندرت فرصت مییابد آن را با تمرکز دنبال کند. کشمکش سیاسی مرتب زیر فشار خردهروایتها، روابط عاطفی، خیانتها و صحنههای نمایشی قرار میگیرد و در نتیجه، ایدهٔ مرکزی بیشتر همچون چارچوبی برای ردیفکردن حوادث عمل میکند تا پرسشی که سراسر اثر را به هم پیوند دهد.
« فیلم گاه چنین افقی را پیش چشم میآورد، اما بهندرت فرصت مییابد آن را با تمرکز دنبال کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین تعارض به فیلم نیروی حرکتی میبخشد. صلح در اینجا نه آرمانی پاک و بیدغدغه، بلکه تصمیمی شکننده و موقت است؛ تصمیمی که هر طرف میتواند آن را فرصتی برای فریب، آمادهشدن یا چانهزنی بداند. این بدگمانی، فضای داستان را از آرامش دور میکند و تماشاگر را همواره منتظر میگذارد که کدام شخصیت آتش جنگ را دوباره شعلهور خواهد کرد.
جک پالانس؛ حضوری پرقدرت، گاه بیش از اندازه جک پالانس در نقش اوگتای برجستهترین نیروی بازیگری فیلم است. حضور فیزیکی، نگاه نافذ و لحن تهدیدآمیزش به شخصیت اقتداری فوری میبخشد؛ حتی هنگامی که پیرنگ پراکنده میشود، او میتواند صحنه را به کانون توجه بدل کند. پالانس نقشی را برمیگزیند که بیش از آنکه بر ظرافت و دگرگونیهای درونی تکیه کند، به جسارت، خشونت و نمایش قدرت نیاز دارد.
بازی پرانرژی او با این انتخاب سازگار است و به فیلم نوعی هیجان خام میدهد. اما همین انرژی همواره به سود اثر تمام نمیشود. پالانس گاهی چنان اغراقآمیز بازی میکند که اوگتای از شخصیتی سیاسی و هراسآور به حضوری نمایشی نزدیک میشود؛ گویی هر لحظه میخواهد از قاب بیرون بزند و صحنه را تصاحب کند.
« بااینحال، همین تعارض به فیلم نیروی حرکتی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه ممکن است برای تماشاگرانی که از بازیهای پرحرارت و بیپرده لذت میبرند سرگرمکننده باشد، ولی فاصلهای میان شخصیت و فضای داستان ایجاد میکند. آنیتا اکبرگ نیز با حضوری چشمگیر به بخشهای عاطفی و توطئهآمیز فیلم جان میدهد. در مقایسه با قهرمان لهستانی، این دو چهره گاه جذابیت نمایشی بیشتری دارند؛ نکتهای که مرکز ثقل احساسی روایت را از قهرمان اصلی دور میکند.
روایت شلوغ و شخصیتهای ناتمام فیلمنامه میخواهد همزمان چند میدان را اداره کند: مذاکرات صلح، رقابت در خاندان مغول، تهدید کراکوف، روابط عاشقانه و دسیسههای درباری. فراوانی این مواد در آغاز نوید روایتی پُرمایه میدهد، اما فیلم همیشه نمیتواند میانشان توازن برقرار کند. بعضی گرهها ناگهان وارد داستان میشوند، برخی رابطهها فرصت کافی برای شکلگرفتن نمییابند و پارهای از تصمیمهای شخصیتها بیش از آنکه از منطق درونی آنان برخیزد، برای رساندن قصه به حادثهٔ بعدی به نظر میرسد.
این پراکندگی بهویژه در شخصیتپردازی آسیبزاست. اوگتای بهسبب حضور پالانس بهیادماندنی میشود، اما انگیزههایش بیشتر با جاهطلبی و میل به جنگ تعریف میشوند تا با لایههای پیچیدهٔ روانی. سوی لهستانی داستان نیز در کشاکش وظیفهٔ سیاسی و احساسات شخصی، ظرفیت دراماتیک دارد، اما فیلم برای پرداخت پیوستهٔ این تعارض شتاب میکند.
« آنیتا اکبرگ نیز با حضوری چشمگیر به بخشهای عاطفی و توطئهآمیز فیلم جان میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، روایتی است که لحظههای پرحرارت فراوان دارد، ولی پیوند میان آن لحظهها همیشه محکم نیست. تماشای جنگ؛ شکوه صحنه و محدودیت باورپذیری نبردها، محاصرهها و خیانتها مهمترین سرچشمهٔ سرگرمی فیلماند. اثر برای لحظههایی که سپاهها به حرکت درمیآیند یا خطر به دیوارهای شهر نزدیک میشود، به مقیاسی حماسی چشم دارد.
حرکت جمعیتها و حضور اسبها و سلاحها یادآور سینمایی است که میخواست با امکانات صحنهآرایی و گروههای پرشمار، حس رویدادی بزرگ را بیافریند. در این صحنهها، فیلم گاهی به همان لذت ساده و مستقیم میرسد که از ماجراجویی تاریخی انتظار میرود: تهدید روشن است، خطر نزدیک است و رویداد بعدی میتواند سرنوشت شخصیتها را عوض کند.
ولی نمایش جنگ از نظر واقعنمایی یکدست نیست. گریمها و انتخاب بازیگران برای نقشهایی که باید به گروههای تاریخی گوناگون تعلق داشته باشند، گاه باورپذیری جهان فیلم را کاهش میدهند. فاصلهٔ میان چهرهها و هویتهایی که روایت به آنان نسبت میدهد، برای تماشاگر امروز آشکارتر است و توجه را از فضای داستان به تصنع تولید میکشاند.
« حاصل، روایتی است که لحظههای پرحرارت فراوان دارد، ولی پیوند میان آن لحظهها همیشه محکم نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم بیش از آنکه بازسازی تاریخی موشکافانهای باشد، نمایشی خیالپردازانه از گذشته است؛ نمایشی که منطقش را از سنت ماجراجویی و هیجان میگیرد، نه از دقت مستندگونه. ریتم؛ میان شتاب حادثه و کشآمدن روایت فیلم در مجموع میخواهد تماشاگر را سرگرم نگه دارد، اما فراوانی حوادث همیشه به معنای ریتم تند و مؤثر نیست.
برخی بخشها پیدرپی تنش میسازند و با ورود خیانت یا تهدیدی تازه، جریان را پیش میبرند؛ در مقابل، صحنههایی نیز بیش از اندازه طول میکشند یا روایت برای رسیدن به نتیجهای که از پیش قابل حدس شده، مکث میکند. به همین دلیل، تماشای اثر گاهی حسی دوگانه دارد: از یک سو ماجرا کم نیست، از سوی دیگر فیلم در بخشهایی از حرکت بازمیماند.
این نوسان، در کنار پراکندگی فیلمنامه، مانع از آن میشود که همهٔ عناصر در اوجی واحد به هم برسند. بااینحال، تماشاگر علاقهمند به سینمای ماجراجویانهٔ قدیمی ممکن است همین ناهمواری را بخشی از جذابیت فیلم بداند. اثر نه پالوده و منظم، بلکه شلوغ، پرادعا و گاه غریب است؛ کیفیتی که میتواند هم خستهکننده باشد و هم نوعی لذت نامتعارف ایجاد کند.
« این نوسان، در کنار پراکندگی فیلمنامه، مانع از آن میشود که همهٔ عناصر در اوجی واحد به هم برسند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Mongols» فیلمی کمنقص نیست، اما بیجاذبه هم نیست. نقطهٔ قوت اصلیاش حالوهوای ماجراجویانه، صحنههای جنگ و محاصره، و حضور پرانرژی جک پالانس است؛ عواملی که به اثری آشفته نیروی تماشایی میبخشند. در برابر، فیلمنامهٔ پراکنده، ریتم کشدار، شخصیتپردازی نابرابر و گریمهای نامتناسب، از انسجام و باورپذیری آن میکاهند.
بهترین راه نزدیکشدن به فیلم، انتظار یک حماسهٔ تاریخی دقیق و یکپارچه نیست، بلکه دیدن آن بهعنوان سرگرمیای قدیمی و پرحادثه است: اثری که در آن قصر و جنگ و عشق کنار هم قرار میگیرند، گاه به شکلی مؤثر و گاه با بینظمی، اما بهندرت بیهیاهو.
« جمعبندی «The Mongols» فیلمی کمنقص نیست، اما بیجاذبه هم نیست. »
ثبت دیدگاه