نقد و بررسی
نقد The Midnight Patrol | 1933
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و طرح کلی «The Midnight Patrol» از آن کمدیهای کوتاه لورل و هاردی است که طرحی ساده را به میدان آزمونِ آشفتگیهای روزمره بدل میکند. استن و اولی، دو مأمور تازهکارِ گشت شبانه، در پی رسیدگی به گزارشی دربارهٔ سرقت برمیآیند؛ اما هرچه میکوشند نظم را برقرار کنند، خودشان بیش از پیش به عاملِ بینظمی تبدیل میشوند.
فیلمِ ساختهٔ Lloyd French در سال ۱۹۳۳، با زمان کوتاه و ریتم شتابانش، بر زنجیرهای از خطاها و برداشتهای نادرست استوار است؛ زنجیرهای که از یک مأموریت پلیسی آغاز میشود و به سلسلهای از موقعیتهای مضحک میانجامد. اثر از همان ابتدا وعدهٔ یک ماجرای جنایی جدی نمیدهد. سرقت و تعقیب، بیشتر چارچوبی برای نمایش ناتوانی دو شخصیت در فهم موقعیتهاست تا معمایی که قرار باشد مخاطب در پی حل آن باشد.
همین انتخاب، فیلم را از تعلیق پلیسی دور و به قلمرو فارس نزدیک میکند: هر نشانهای میتواند بد تفسیر شود و هر تصمیمی، ناخواسته راه را برای خطایی تازه باز کند. معماری کمدیِ سوءتفاهم موتور اصلی فیلم، نه پیچیدگی داستان، بلکه فاصلهٔ میان آن چیزی است که تماشاگر میبیند و آنچه استن و اولی گمان میکنند دیدهاند.
هر تماس، دستور یا برخورد با مظنون بالقوه امکان تازهای برای سوءتفاهم میسازد. دو مأمور گاه از اطلاعات لازم محروماند و گاه اطلاعات پیش چشمشان را چنان وارونه تعبیر میکنند که عملاً به جای حل مسئله، آن را دشوارتر میسازند. طنز از همین شکاف میان واقعیت و دریافت آنان زاده میشود. درخشش این الگو زمانی بیشتر است که فیلم بهجای توضیحدادن، فرصت میدهد خودِ کنشها پیامدشان را آشکار کنند.
« اثر از همان ابتدا وعدهٔ یک ماجرای جنایی جدی نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
یک مکث، نگاه مردد یا تصمیم بیموقع میتواند نقش یک جملهٔ خندهدار را بازی کند. بااینحال، تکرار پیدرپیِ سازوکار مشابه گاهی تازگی شوخیها را کاهش میدهد. وقتی روشن میشود هر نشانه احتمالاً بد فهمیده خواهد شد، بخشی از غافلگیری از میان میرود و تماشاگر بهجای کشف لحظه، منتظر خطای بعدی میماند.
هماهنگی استن و اولی جذابیت محوری فیلم به رابطهٔ دو قهرمانش وابسته است: استن با سادهدلی و واکنشهای خام، و اولی با لحنی آمرانه و اطمینانی که معمولاً پشتوانهٔ چندانی ندارد. یکی اغلب بیآنکه بداند چه کرده، اوضاع را به هم میریزد و دیگری میکوشد با حفظ ظاهر بر آشفتگی مسلط شود. همین تفاوت، از هر دو شخصیتی متمایز میسازد و در عین حال آنان را به یک زوج کمدیِ هماهنگ بدل میکند.
اولی در برابر بیدقتیهای استن، با رنجشی نمایشی واکنش نشان میدهد؛ اما این اعتراضها نیز معمولاً به سامانیافتن امور نمیانجامد. استن هم چنان بیغلوغش در موقعیتها پیش میرود که عصبانیت شریکش را به بخشی از نمایش بدل میکند. خنده تنها از اشتباههای فردی نمیآید، بلکه از رفتوبرگشت میان اعتمادبهنفس اولی و بیخبری استن نیرو میگیرد.
فیلم در بهترین لحظاتش میداند که این دو نباید صرفاً کنار یکدیگر باشند؛ باید واکنش هرکدام، ضربهای تازه به رفتار دیگری بزند. بدن، شیء و فضای گشت شبانه کمدی فیلم ریشهای دیداری و جسمانی دارد. ماشین گشت، تلفن، ابزارهای پلیسی و درها و ورودیها فقط وسایل صحنه نیستند؛ هرکدام میتوانند به منشأ مانع یا سوءتفاهمی تازه بدل شوند.
« یک مکث، نگاه مردد یا تصمیم بیموقع میتواند نقش یک جملهٔ خندهدار را بازی کند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها با اشیا همانقدر دستوپنجه نرم میکنند که با مجرمان احتمالی. در چنین فضایی، اجرای وظیفه به کاری دشوار و پرزحمت تبدیل میشود، بیآنکه فیلم نیاز داشته باشد برای هر شوخی توضیحی کلامی فراهم کند. شب نیز پسزمینهای مناسب برای این جهانِ نیمهروشن و ناپایدار است. گشت پلیسی، در ظاهر باید نظم و مراقبت را تداعی کند؛ اما حضور این دو مأمور، معنای آن را وارونه میسازد.
خیابان و خانهها به صحنههایی برای ورودهای نابجا، تشخیصهای اشتباه و تلاشهای ناکام بدل میشوند. این تضاد میان مأموریت رسمی و عملکرد نامطمئن، هستهٔ طنز اثر را تقویت میکند. بااینهمه، فیلم کمتر به ساختن فضایی مستقل از شوخیهایش میپردازد؛ مکانها عمدتاً در خدمت گگها هستند و فرصت چندانی برای تبدیلشدن به دنیایی زنده و پیچیده نمییابند.
ریتم و اقتصاد روایت از امتیازهای مهم فیلم، فشردگی آن است. ماجراها بیدرنگ از موقعیتی به موقعیت دیگر میلغزند و زمان کوتاه اثر اجازه نمیدهد روایت در مقدمهچینی طولانی گرفتار شود. هر صحنه معمولاً مسئلهای تازه پیش میکشد یا نتیجهٔ خطایی پیشین را آشکار میکند. این حرکت پیوسته، انرژی بازیگوشانهٔ فیلم را حفظ میکند و با قالب کمدی کوتاه تناسب دارد.
ولی سرعت همیشه به معنای تنوع نیست. گاه فیلم آنقدر به حرکت سریع متکی است که موقعیتها مجال کافی برای پرورش پیدا نمیکنند. برخی شوخیها بهجای آنکه از جزئیات تازهای نیرو بگیرند، صورت دیگری از همان منطق آشنا هستند: مأموران چیزی را نمیفهمند، با اطمینان دست به کار میشوند و حاصل، گرفتاری بیشتر است.
« شخصیتها با اشیا همانقدر دستوپنجه نرم میکنند که با مجرمان احتمالی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تکرار برای مخاطبی که از پیش با الگوی کمدی لورل و هاردی آشناست، ممکن است یادآور نمونههای مشابه در آثار دیگر آن دو باشد. بنابراین ریتم تند هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم راهی برای پوشاندن محدودیتهای ساختاری آن. ناهماهنگی لحن یکی از ویژگیهای بحثبرانگیز اثر، پیوند کمدی سبکسرانه با لحظاتی است که بهناگاه جدیتر و تندتر میشوند.
فیلم در بخش عمدهٔ زمان خود جهان را همچون صحنهای برای بازی و خطا تصویر میکند؛ جهانی که در آن شکستها بیشتر بهانهٔ خندهاند تا پیامدهایی سنگین. اما نزدیکشدن به پایان، این قرارداد را تا اندازهای برهم میزند. بدون آشکارکردن جزئیات، میتوان گفت فرود نهاییِ ماجرا از حیث شدت و خشونت، با سبک سبکبال پیشین کاملاً همجنس نیست.
این تغییر لحن میتواند برای بعضی تماشاگران غافلگیرکننده و حتی مؤثر باشد؛ زیرا ناگهان یادآوری میکند که موقعیتهای پلیسی در بیرون از منطق شوخی، پیامدهای جدی دارند. در مقابل، همین ناهمخوانی ممکن است حسِ پیوستگی را کاهش دهد: فیلم پس از آنکه تماشاگر را به پذیرش بازیهای بیخطر دعوت کرده، در لحظهای کوتاه قواعد دیگری را پیش میکشد.
پایانبندی از این نظر نه صرفاً یک انتخاب داستانی، بلکه آزمونی برای سنجش مرز میان کمدی و خشونت است. جایگاه دوگانهٔ اثر «The Midnight Patrol» بیش از آنکه بر داستانی پیچیده یا شخصیتپردازی گسترده تکیه کند، نمایش مهارت اجرایی دو بازیگر اصلی است. در این چارچوب، فیلم بیشترین کامیابی خود را در لحظههایی به دست میآورد که بدن، نگاه و واکنشهای آنان جایگزین توضیح میشود.
« بنابراین ریتم تند هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم راهی برای پوشاندن محدودیتهای ساختاری آن. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، محدودیت زمانی و وابستگی شدید به سوءتفاهم، اجازه نمیدهد همهٔ ایدهها با تنوع یکسان گسترش یابند. ساختار کمابیش اپیزودیک اثر نیز باعث میشود پیوند میان موقعیتها بیشتر بر تداوم آشفتگی استوار باشد تا بر تحول معنادار ماجرا. ازاینرو، فیلم را بهتر است نه بهعنوان یکی از نمونههای بینقص این زوج، بلکه همچون اثری سرگرمکننده و قابلتوجه در کارنامهٔ کمدی کوتاه آنان دید.
تماشایش برای دنبالکردن ظرافتهای همکاری استن و اولی و شیوهٔ تبدیل ناکارآمدی به نمایش، جذاب است؛ اما کسانی که انتظار تحول پیوستهٔ شوخیها یا توازنی یکدست میان همهٔ بخشها دارند، ممکن است تکرارها و تغییر لحن را محسوس بیابند. جمعبندی «The Midnight Patrol» بر ایدهای ساده بنا شده است: دو مأمور ناشی در پی انجام وظیفهاند و هر اشتباه، راه را برای خطایی تازه باز میکند.
فیلم در ایجاد موقعیتهای خندهآور، بهویژه از راه هماهنگی واکنشهای استن و اولی، موفق است و با ریتمی چابک تماشاگر را در جریان ماجرا نگه میدارد. در عوض، تکرار الگوی سوءتفاهم، تصنعیشدن برخی زنجیرههای خطا و ناهمواری لحن در پایان، از انسجام کلی آن میکاهد. حاصل، کمدی کوتاهی است که نیروی اصلیاش نه در غافلگیری داستانی، بلکه در حضور دو بازیگر و تواناییشان برای جانبخشیدن به آشفتگی نهفته است؛ اثری که خنده میآفریند، اما همهٔ لحظاتش به یک اندازه صیقلخورده نیستند.
« از سوی دیگر، محدودیت زمانی و وابستگی شدید به سوءتفاهم، اجازه نمیدهد همهٔ ایدهها با تنوع یکسان گسترش یابند. »
ثبت دیدگاه